چهارشنبه 27 تير 1397 - 5 ذي القعده 1439 - 18 ژولاي 2018
صفحه اصلي/مقالات


 
 


 










 


 












خروجي RSS

فرهنگ استفاده از تولید داخلی از نگاه روایات

فرهنگ استفاده از توليد داخلي از نگاه روايات

رسالت فرهنگي مبلغان ديني مي‌طلبد که با بخشي از آيات و رواياتِ مربوط به توليد و کار و سرمايه، آشنا شويم و بخشي از سخنان خود را در جلسات و سخنراني‌ها به تبيين اين موضوع اختصاص دهيم.
۱/ روايات و عرصه کار و سرمايه
دسته‌اي از روايات مربوط به حمايت از کار و بخشي ديگر مربوط به حمايت از سرمايه است. در رابطه با حمايت از سرمايه و کار، کليدواژهايي را داريم نظير: استصلاح المال و استثمار المال و ربح که مفهوم کلي آن‌ها استفادة درست از مال است. در مقابل آن، راکد نگه داشتنِ مال و کنز کردن آن قرار دارد. در اين عرصه بايد اين مفاهيم از متن آيات و روايات به دست آيد و با زبان قابل فهم براي مردم تبيين شود؛ براي نمونه در روايات با اشاره به زيان‌هاي اقتصادي راکد گذاردن ثروت، بر لزوم سرمايه‌گذاري آن در فعاليت‌هاي اقتصاديِ سودآور تأکيد مي‌شود. امام صادق عليه السلام مي‌فرمايند:
«ما يخلّف الرجلُ بعدَه شيئاً أشدّ عليه من المال الصامت، قال: قلتُ له: کيف يصنع؟ قال يضعه في الحائط و البستان و الدار».
مرد پس از [مرگ] خود، چيزي سخت‌تر از مال راکد بر جاي‌نمي‌نهد. [راوي] گويد: گفتم: آن را چه کند؟ فرمود: در [خريد] مزرعه و بوستان و خانه قرار دهد.
نيز امام باقر عليه السلام مي‌فرمايند:
«... إنّه من باع أرضاً أو ماءاً و لم يضع ثمنه في أرضٍ و ماءٍ ذهب ثمنه محقاً».
به راستي هرکس زميني يا آبي را بفروشد و بهايش را در زمين و آبي [ديگر] سرمايه‌گذاري نکند، بهاي آن بي‌برکت و نابود شود.
۲/ روايات و فرهنگ مصرف
عرصة ديگر، عرصة مصرف است که به عموم مردم توجه دارد. طبق فرمايش مقام معظم رهبري بيشترين مسئوليت در اين عرصه برعهدة مردم است؛ تا زماني که مصرف کالاي داخلي فرهنگ نشود و رونق نگيرد حمايت از کار و سرمايه هم ـ شايد ـ به سر منزل مقصود نرسد.
۳/ الگو ناپذيري از بيگانگان در مصرف
دربارة تقويت فرهنگ مصرف داخلي و ملي رواياتي داريم که بيانگر الگوناپذيري از بيگانگان در مصرف است. نيز روايات متعددي داريم که در آن سفارش شده است که از کالايي به دليل عدم تناسب فرهنگي يا توليد و عرضه آن به دست بيگانگان استفاده نکنيم؛ براي نمونه، امام باقر عليه السلام مي‌فرمايد:
«... أوحي الله إلي نبيّ من الأنبياء أن قل لقومک: لا يلبسوا لباس أعدائي و لا يطعموا طعام أعدائي و لا يشاکلوا بمشاکل أعدائي، فيکونوا أعدائي کما هم أعدائي».
خداوند به پيامبري از پيامبرانش وحي فرمود: به قومت بگو: لباس دشمنان مرا نپوشند و غذاي آنان را نخورند و به شکل آنان ظاهر نشوند، که در اين صورت، به‌سان آنان دشمن من خواهند بود.
الگوپذيري از بيگانگان در نوع و مقدار کالاهاي مصرفي، از جنبه‌هاي گوناگون به جامعة اسلامي زيان مي‌رساند. اين کار از جنبة اقتصادي، بيشتر موجب ترويج مصرف کالاهاي خارجي و بي‌توجهي به توليدات و کالاهاي داخلي مي‌شود که افزون بر خارج ساختن سرمايه‌ از کشور، بر توليد و اقتصاد ملّي ضربه مي‌زند. از جنبة اجتماعي و فرهنگي نيز نوعي تبليغ عملي و ترويج فرهنگ بيگانه و تهديدي براي اصالت‌هاي فرهنگي و حتّي ديني در جامعه به شمار مي‌رود، به‌ويژه آنکه الگوپذيري در مصرف، ناخواسته الگوپذيري در اخلاق و رفتار را نيز در پي خواهد داشت. رسول خداˆ دراين‌باره مي‌فرمايد:
«لا يشبه الزّيّ بالزّيّ حتّي يشبه الخلق بالخلق، و من شبّه بقوم فهو منهم».
شکل‌ها [و مُدهاي مصرفي] به يکديگر همانند نمي‌گردد، جز آنکه خُلق و خوها به هم نزديک شود؛ و هرکس خود را شبيه گروهي سازد، از آنان به شمار مي‌رود.
۴/ الگو ناپذيري از مسرفان و مترفان اقتصادي
عرصة ديگر، الگوناپذيري از مسرفان و مترفان اقتصادي است. اينان طيفي از جامعه‌اند که از نظر درآمد بسيار ثروتمند و از نظر مصرف مبتلا به اسرافند. اينان صرفاً براي رفع نياز، مصرف نمي‌کنند بلکه مصرف براي آنان جنبة نمادين نيز دارد. اين طيف بيشتر به خريدِ کالاهاي خارجي تمايل دارند؛ زيرا کالاي خارجي جايگاهي برجسته به ايشان مي‌بخشد و اينان را در چشم مردم جلوه‌گر مي‌سازد. اين دسته از افراد که کالاها را براي خودنمايي مصرف مي‌کنند، نبايد الگو و نمونة مصرف در جامعه باشند. در آيات متعددي به اين مهم سفارش شده است:
﴿وَلا تُطِيعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفِينَ﴾؛
از فرمان اسراف کاران پيروي مکنيد.
﴿لا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْکَ إِلي‏ ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ وَلا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ﴾؛
و به آنچه ما دسته‏هايي از آنان را بدان برخوردار ساخته‏ايم، چشم مدوز و بر ايشان اندوه مخور.
در آية اخير دو دستور در نوع نگاه آدمي به طبقات اقتصادي بالاتر از خود و ثروتمندان داده شده است:
الف: نهي از چشم دوختن به امکانات مادّي آنان.
ب: حسرت نخوردن و اندوه نداشتن به دليل محروميت از آن.
بسيارند افرادي که پيوسته وضعيت مادّي و سطح امکانات خود را با افراد بالاتر از خود مي‌سنجند و از کمبودهاي خود نسبت به آنان رنج مي‌برند. اين نوع نگاه، اندک اندک آرامش رواني فرد و خانواده‌اش را به هم مي‌زند و حسرت و افسوس و سرخوردگي را جايگزين لذت بردن از داشته‌ها مي‌سازد. حتّي ثروتمندان جامعه نيز در معرض اين آسيبند؛ زيرا «دستْ بالاي دست بسيار است».
افزون بر پيامد روحي ـ رواني اين نوع نگاه، پيامدهاي منفي اقتصادي و اجتماعي قابل توجهي نيز دامن‌گير افراد مي‌شود؛ از جمله مسابقة مدگرايي و عوض کردن وسايل و لوازم زندگي بدون هيچ گونه نيازي، خريد وسايل اضافي، تجمّل‌گرايي افراطي و در پي آن اسراف و تبذيرهاي گسترده براي صاحبان درآمدهاي بالا، و در مقابل، بروز اختلافاتِ شديد خانوادگي و عواقب ناشي از آن و حتّي گاه دست يازيدن به راه‌هاي خلاف و غير قانوني همچون اختلاس، سرقت و قاچاق براي صاحبان درآمدهاي پايين‌تر.
در سطح ملّي نيز جامعه‌اي که از مترفان و مسرفان الگوپذيريِ فراواني داشته باشند، آسيب‌پذيري فراواني نيز خواهند داشت؛ از جمله عقب‌ماندگي علمي، وابستگي اقتصادي و سياسي، فقر فرهنگي و تنزّل ارزش‌ها. البته پاره‌اي از اين موارد، در جوامع فقير يا در حال توسعه نمود بيشتري مي‌يابد.
راهکاري که آموزه‌هاي ديني در رويارويي با مسرفان و مترفان جامعه ارائه مي‌دهد، پيروي نکردن از رفتارهاي آنان و پرهيز از مراودة مستمر با ايشان است، چنان‌که امام محمد باقر عليه السلام مي‌فرمايند:
«... لا تجالس الاغنياء فانّ العبد يجالسهم و هو يري انّ لله عليه نعمي فمايقوم حتّي يري ان ليس لله عليه نعمي».
با ثروتمندان همنشيني نکن؛ چرا که بنده در حالي که خود را مشمول نعمت الهي مي‌داند، با آنان همنشيني مي‌کند ولي پس از برخاستن از مجلس چنين مي‌پندارد که خداوند به او نعمتي نداده است.
۵/ ممنوعيت مصرف با هدف خودنمايي و فخر فروشي
عرصة ديگر، ممنوعيت مصرف به هدف خودنمايي و فخرفروشي است که تکميل‌کنندة عرصة قبل است. در فرهنگ مصرف‌گرايي مترفان، مصرف هم ارزش مادّي دارد و هم ارزش نمادين؛ بدين‌معنا که وسيله‌اي مي‌گردد براي ابراز وجود و به دست آوردن هويت اجتماعي. از اين رو، در برابر مصرف به معناي تأمين‌کنندة نيازهاي زيستي انسان قرار مي‌گيرد و اولويت مي‌يابد. مترفان تلاش مي‌کنند با خريد و مصرف کالاهاي تجمّلاتي و با مدپرستي به پندار خود پايگاه اجتماعي و آبروي فزون‌تري به دست آورند و در حقيقت به خودنمايي و فخرفروشي مي‌پردازند.
اين در حالي است که بر اساس آموزه‌هاي ديني مصرف کالاها و امکانات بايد به منظور رفع نيازهاي جسمي و روحي باشد، نه به هدف خودنمايي و فخر فروشي؛ زيرا اين کار افزون بر آنکه رذيلتي اخلاقي و نشانة رشد نايافتگي شخصيت آدمي، و گاه، احساس حقارت دروني و به هدف سرپوش نهادن بر آن است، پيامدهاي ناگوار اجتماعي و اقتصادي نيز بر جاي مي‌نهد؛ فخر فروشي و خودنمايي در خريد و مصرف، موجب بروز و تشديد مسابقة دنيا طلبي، خريد و به کارگيري کالاهاي غير لازم و در نتيجه هدر دادن ثروت‌ها و امکانات فرد و جامعه و اسراف و تبذير مي‌گردد. از اين رو، قرآن کريم در اشاره‌اي معنادار، اسراف کاري فرعون را در کنار روحية برتري جويي وي نهاده و ارتباط آن دو را يادآور شده است:
﴿وَإِنَّ فِرْعَوْنَ لَعَالٍ فِي الأَرْضِ وَإِنَّهُ لَمِنَ الْمُسْرِفِينَ﴾؛
بي‌ترديد فرعون در زمين برتري جوست و به‌راستي او از اسراف کاران است.
خودنماييِ توانگران و ثروتمندان با کالاها و امکانات خود، اقشار کم درآمد و فاقد توانايي اقتصادي را بر آن مي‌دارد تا گاه با شيوه‌هايي گوناگون همچون وام گرفتن و سختي دادن به خود و گاه با روي آوردن به راه‌هايي خلاف شرع و قانون، همچون سرقت، اختلاس و قاچاق بکوشند با خريد کالاهاي مورد نظر، خود را هم‌سطح ثروتمندان و فخر فروشان نشان دهند و از قافلة آنان عقب نمانند.
اينان در بيشتر موارد، دچار سرخوردگي، احساس حقارت و حسرت و اندوه مي‌شوند که خود، به فضاي کينه، دشمني، بدبيني و حسادت دامن مي‌زند و بهداشت رواني فرد و جامعه را به مخاطره مي‌افکند. اين احساس، به‌ويژه دربارة کودکان يا افرادي با ظرفيت روحي و قدرت عقلاني پايين‌تر نمودي بيشتر مي‌يابد، به گونه‌اي که حتّي ممکن است به بيماري هاي روحي همچون افسردگي و بروز اختلالات رفتاري منجر گردد. از همين روست که آموزه‌هاي ديني با ذکر آثار منفي فخرفروشي اين کار را ممنوع دانسته‌اند.
نمونة بارز و نماد ثروتمند مغرور در قرآن کريم، قارون است. روشن است که قارون‌صفتان، هميشه و در زمان ما نيز هستند. آنان تلاش مي‌کنند ثروت خود را به رخ ديگران بکشند و از اين کار لذت مي‌برند. آنان دوست دارند با خودرو گران قيمت خود از ميان پابرهنگان و محرومان بگذرند، سقف اتاق‌ها و نماي ساختمان خود را به گونه‌اي غير متعارف زيباسازي نمايند تا نظر رهگذران و ناظران را به خود خيره سازند، به روزترين و گران‌قيمت‌ترين وسايل خانه و آشپزخانه را بخرند و در معرض ديد ديگران قرار دهند و از ابراز تعجب و حتّي حسرت آنان لذّت ببرند. بدين‌سان، مصرف نمادين و به هدف فخر فروشي در زندگي آنان نمودي بارز مي‌يابد.
۶/ روايات و عرصة توليد و متولّيان آن
دستة ديگري از روايات با توجه به توليدکنندگان جامعه بر استحکام کار و توليد تأکيد مي‌کنند و در واقع نوعي غيرت ديني براي توليدکنندگان در کار به وجود مي‌آورند. از جمله اموري که در تمام کارها از جمله فعاليت‌هاي اقتصادي بر آن تأکيد فراواني شده است، استواري و استحکام و توجّه به کيفيت کار است. رسول گرامي خدا به استواري در هر کاري سفارش فرموده ‌است:
«إذا عمل أحدُکم عملاً فلْيتقن».
هرگاه يکي از شما کاري را انجام دهد، بايد که [آن را] استوار سازد.
آن حضرت در گفتاري ديگر استحکام کاري را محبوب خداوند شناخته‌اند:
«... لکنّ الله يحبّ عبداً إذا عمل عملاً أحکمه».
... خداوند بنده‌اي را دوست مي‌دارد که هرگاه عملي را انجام مي‌دهد، آن را مستحکم نمايد.
هرگاه مرکزي توليدي ـ يا به طور کلّي جامعه‌اي‌ـ به کيفيت بالاي محصولات خود شناخته شود، با جذب مشتري و در اختيار گرفتن بازار مصرف، و نيز افزايش سطح توليد و در نتيجه کاهش هزينه‌ها باعث رونق و رشد اقتصادي خود مي‌گردد. اين مهم براي جامعة اسلامي افزون بر آثار مثبت اقتصادي، ارزشي ديني و اخلاقي به شمار مي‌رود که رعايت آن رضايت الهي و سود اخروي را دربردارد.
۷/ رسالت مبلغان
آخرين عرصه در اين بحث رسالتي است که مبلغان، فرهنگ‌سازان جامعه، بر عهده دارند و آن استفاده از ظرفيت‌هايي است که در اختيار اين قشر قرار دارد. چند سال پيش آيت الله جوادي آملي به نکته‌اي اشاره کردند و گفتند: ما مفاتيح الجنان داريم و جمع‌آوري روايات و ادعيه‌اي که بيشتر جنبه نيايش دارد، انجام شده است... چقدر خوب است مفاتيح الجناني هم داشتيم که در آن دسته‌اي از روايات جمع‌آوري مي‌شد که به مسائل توليدي در جامعه اشاره کند؛ مثلاً رواياتي گردآوري شود که در آن اشاره شده باشد که اگر کسي درختي را کِشت بکند چقدر ثواب دارد؛ و اين‌ها را هم مردم اطلاع داشته باشند، يعني براي رضاي خدا در دعاي کميل شرکت کنند و براي رضاي خدا هم توليد کنند». اخيراً چنين کتابي نوشته شده است که به نظر مي‌رسد جاي اين کتاب در خانه‌هاي مردم خالي است.
۸/ دقت در استنباط از متون و مفاهيم ديني
در کتابي با عنوان توسعة اقتصادي بيان گرديده است که برخي عناصر در اسلام مانع رشد و توسعه است؛ مثل زهد، قناعت و رضايت به قضاي الهي و شکرگذاري. اين مسئله ماية تأسف است. در حالي که بايد گفت برداشت غلط از متون ارزشي مي‌تواند مانع توسعه و توليد ملي شود. معناي زهد، قناعت و رضايت به قضاي الهي و شکرگذاري هيچ‌کدام به معناي عدم کار و تلاش نيست.

حجت‌الاسلام والمسلمين دکتر جواد ايرواني

 

 




 
تعداد بازديد:104 آخرين تغييرات:97/01/28
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر