دوشنبه 30 مهر 1397 - 12 صفر 1440 - 22 اكتبر 2018
صفحه اصلي/مقالات

فقه موجود ناظر به نظام سازی نیست/ شاخصه‌­های اجتهاد تمدن ساز

حجت الاسلام رهدار:

فقه موجود ناظر به نظام سازي نيست/ شاخصه‌­هاي اجتهاد تمدن ساز

 

حجت الاسلام رهدار گفت: يکي از استلزامات فقه تمدن ساز نظامات فقهي است. فقه موجود ما اساسا ناظر به نظام سازي نيست بلکه ناظر به احکام خرد است.

به گزارش خبرنگار مهر، کرسي ترويجي «شاخصه‌­هاي اجتهاد تمدن ساز» با ارائه احمد رهدار و نقادي محسن الويري و محمد حسين ملک زاده سه شنبه ۲۸ فروردين در دانشگاه باقرالعلوم(ع) قم برگزار شد.

در ابتداي اين نشست، حجت الاسلام رهدار با اشاره به جديد بودن مباحثي از اين دست اظهار کرد: اين موضوعات به دليل جديد بودن و منقح نشدن و حتي توليد نشدن بسياري از ابعاد خود مسئله، نبايد انتظار داشت که بحث بر مُر مباحث مرسوم فقهي يا حوزوي جلو برود بلکه اين بحث­‌ها تلاشي است که محققان حوزوي انجام مي­‌دهند تا با تحفظ بر تراث فقهي، کارهاي جديد صورت پذيرد که گاهي از جنس تأسيس يک روش مي­‌تواند باشد. با اين توصيف اين مباحث بايد با يک حلم علمي اجتماعي، ديده شود تا مجال آزمون و خطا پيدا کند.

تمدن؛ بزرگترين ظرفي که امکان تحقق تام و تمام همه معارف اسلامي در آن هست

وي در ادامه خاطرنشان کرد: هر تعريفي بخواهيم از اجتهاد تمدني ارائه دهيم بايد قبل از آن تمدن را تعريف کنيم. يعني بسته به اينکه چه تعريفي از تمدن ارائه بشود، اجتهاد ناظر به تمدن هم متفاوت مي­ شود. ما تمدن را؛ بزرگترين ظرفي که امکان تحقق تام و تمام همه معارف اسلامي در آن هست، مي­ دانيم که در اين تعريف هم مباحث معنوي ديده شده هم مباحث دنيايي آن ناظر به مسائل معنوي است. تعريف ما از اجتهاد هم بر پايه فقه اکبر بايد صورت بگيرد، يعني هرگونه استنباطي از دين و اجراي اين استنباطات ديني که نتيجه‌­اش توليد يک مولفه تمدني بشود، اگرچه اندک، آن اجتهاد را مي­ توانيم اجتهاد تمدن‌ساز بناميم به بيان ديگر هر روش استنباطي که اجراي مصوبات آن به تحقق تمدن مي­‌انجامد.

رئيس موسسه فتوح انديشه در ادامه به مفروضات بحث اشاره کرد و گفت: حداقل چهار مفروض را بايد براي اين بحث در نظر بگيريم؛ مفروض اول جامعيت اسلام که اقتضاي آن حداکثري بودن قلمروي فقه است، مفروض دوم جهاني بودن اسلام که اقتضاي اين مفروض قابليت هماهنگ شدن فقه يا اجتهاد تمدن ساز با فرهنگ­ هاي مختلف است. مفروض سوم امکان و معقوليت مديريت فقهي است. مفروض چهارم مکلف تمدني، اين مکلف با مکلفي که در فقه موجود با آن آشنا هستيد تفاوت دارد. مکلف­‌هايي مثل امت اسلامي، نظامات اجتماعي، دولت­ ها و... اينها مي­توانند مکلف فقه تمدني باشند، يعني مخاطب ما در فقه تمدني چنين واحد­هايي هستند.

استلزامات فقه تمدن ساز

 رهدار در ادامه با اشاره به استلزامات فقه تمدن ساز افزود: يکي از استلزامات فقه تمدن ساز نظامات فقهي است که برخي از فقها از جمله شهيد صدر مطرح کردند. در فقه تمدن ساز رويکرد ما بايد طوري باشد که مثلا نظام اقتصادي يا نظام سياسي يا نظام اجتماعي که استنباط مي‌­شود در مقابل نظام­‌هاي رقيب حرفي براي گفتن داشته باشند چرا که نظام­‌ها مقايسه مي‌­شوند. فقه موجود ما اساسا ناظر به نظام سازي نيست بلکه ناظر به احکام خرد است، مثلا به احکام خُردي که در داخل بانک ­ها مبتلا به است مي ­پردازد اما به خود بانک به عنوان يک نظام اقتصادي نمي‌­پردازد! يکي ديگر از استلزامات فقه تمدن ساز، فقه مقارن با اين تعريف که آن را يک اجتهاد بينا مذهبي بدانيم، است. اما برداشت من اين است که فقه مقارن امروزه فقط حل نظري اختلافات مي­‌کند ولي جمع عملي اختلافات در آن اتفاق نمي‌­افتد و جمع عملي مشترکات رويکردي است که در مباحث فقهي فقه مقارن وجود ندارد.

وي با اشاره به قلمرو اجتهاد تمدن ساز گفت: اجتهادي مي­‌تواند تمدن ساز باشد که فقيه امتداد اجتماعي فتواي خودش را هم در نظر داشته باشد و خودش به استلزامات عملي فقه خودش فکر کند. به نظرم موسسه موضوع‌شناسي فقهي زير نظر «فلاح زاده» بر پايه چنين عقلانيتي شکل گرفته است. اجتهاد تمدن ساز مقتضي اين است که بگويد مثلا امروز به دليل اينکه آينده نظام اسلامي به خريد کالاي ايراني گره خورده است، فتواي به تحريم کالا­هاي بيگانه مي­‌توانيم داشته باشيم.

اجتهاد شرط لازم براي تمدن‌­سازي است ولي شرط کافي نيست

بعد از پايان بخش اول ، حجت الاسلام محسن الويري به نقد نظريه مطرح شده پرداخت و گفت: با توجه به نوپديد بودن مباحث، بنده تاملاتي را در قالب چند نکته مطرح مي‌­کنم. نکته اول، عنوان در اين جنس مباحث به مثابه جوهره بحث نگاه مي‌­شود و خود عنوان حاکي از پيش­‌فرض­هايي است، لذا اگر عنوان اجتهاد تمدن ساز باشد اين پيش فرض وجود دارد که اجتهاد مي‌­تواند تمدن بسازد و به نظر من اين يک رويکرد تقليل­‌گرايانه به تمدن است و ابزار­هاي لازم براي ساختن تمدن، تحت سيطره فقيه نيست، در واقع اجتهاد شرط لازم براي تمدن‌­سازي است ولي شرط کافي نيست. پس عنوان بحث به نظرم مناسب نيست و بهتر بود عنوان بحث را «اجتهاد با رويکرد تمدني» مي­‌گذاشتيم که با اين عنواني که بنده مطرح کردم لازم نبود نظام فقهي موجود را دگرگون کنيم و در واقع چيزي قرار نيست در نظام فقهي موجود تغيير کند بلکه همان کار و فرايند اجتهادي با يک نگاه ديگر و وسعت ديگر قرار است، انجام شود.

وي ادامه داد: نکته دوم؛ اگر فقيه به همه آنچه ايشان گفتند، ملتزم شود اما از تمدن اصلا هيچ نداند و با تمدن‌­هاي موجود يا گذشته آشنايي نداشته باشد، آيا مشکل حل مي‌­شود؟ اگر فقيه درک تمدني نداشته باشد مباحث او صرفا علمي خواهد بود که ثمره عملي نخواهد داشت.

دانشيار دانشگاه باقر العلوم(ع) در نکته سوم گفت: اجزا و مباني مباحث ارائه شده هم به نظر بنده نابسامان بود و نظريه خيلي بسيط و مشوش مطرح شده است. مثلا در استلزامات و نگاه به فقه مقارن، فقه مقارن به اين فروکاسته شده که به فقه اهل سنت هم نظر داشته باشيم. در صورتي که فقه تمدني فراتر از فقه مقارن و فقه تعاملي است.

در ادامه، ناقد دوم، حجت الاسلام محمد حسين ملک زاده با تصريح به اينکه با عنوان اجتهاد تمدن ساز موافق است، گفت: اگر هر روش استنباطي که نتيجه آن به ساختن تمدن منجر شود، شما آن را اجتهاد تمدن ساز مي­‌دانيد، اگر چه آن نتيجه اندک باشد، پس تمايز اجتهاد تمدن ساز با اجتهاد­هاي رايج چيست؟ درحالي که اجتهادات و روش استنباط­‌هاي موجود هم تاثير اندکي در مولفه‌­هاي تمدن دارند!

فقه اهل سنت حجت نيست

صاحب کرسي درس خارج در ادامه به بحث فقه مقارن مطرح شده توسط رهدار پرداخت و گفت: اولا کسي از فقها چنين تعريفي که شما از فقه مقارن ارائه داديد ارائه نداده‌­اند! ثانيا آنچه عملا در فقه مقارن رخ مي‌­دهد، اين است که هر فقيهي بر اساس مباني مذهبي خودش و مبتني بر مصادر شريعت و تشريع خودش، مسئله فقهي را بررسي مي­کند و بعد از اشاره به آراي ديگران از مباني فقهي خودش دفاع مي­کند. يعني اساسا فقه الخلاف شکل گرفته تا برتري يک مکتب بر مکتب ديگر را نشان دهد. اما اينکه ما از مباحث اهل سنت استفاده کنيم نمي­‌تواند اين استفاده در سطح نتايج و فتاوا باشد چرا که ما براي فتوا دادن نياز به حجت داريم و تا حجت بر ما تمام نباشد نمي‌­توانيم فتوا بدهيم. اما فقه اهل سنت در مقام استظهار و استدلال و فرايند استنباط مي‌­تواند کمک کار باشد. مثلا بستر صدور روايت را فقه اهل سنت و اطلاع از فقه اهل سنت مي­‌تواند براي ما روشن کند نه اينکه ما بدون حجت بتوانيم فتواي آنها را به کار ببنديم.  

حجت الاسلام  رهدار در بخش دوم سخنان با اشاره به بحث روش شناسي اجتهاد تمدني، آن را متفاوت از اجتهاد شورايي دانست و افزود: مثلا اگر دستگاه فقهي يک فقيه نتواند پاسخگو باشد ولي دستگاه اجتهادي فقيه ديگري، مثلا از اهل سنت، وجود داشته باشد که پاسخگو باشد و اخلال در دستگاه فقهي شما هم ايجاد نکند و خروجي شما را هم تشديد کند، براي حجيت کافي است و مي­توانيم از آن بهره ببريم. مثلا توجه به مقاصد الشريعه در دستگاه فقهي ما امروزه وجود ندارد و متاسفانه فقهاي ما تصور درستي از مقاصد الشريعه ندارند! واقعا اين سوال بسيار جدي مطرح است که اگر احکام تامين کننده مقاصد شريعت نباشد پس چرا جعل شده اند؟! مثلا اگر حکمي منافي با عدالت باشد چه کار بايد بکنيم با آن حکم؟

تحولات جامعه امروز ما کاملا فازي است

وي در ادامه خاطر نشان کرد: امروزه همه مسائل اجتماعي فازي ديده مي­‌شود و فازي تحليل مي­شود، فقه نمي­تواند خودش را بي‌­خيال رقبا و گفتمان­ها ديگر بداند، تحولات جامعه امروز ما کاملا فازي است، فقيه ما صفر و يک مي­بيند و با اين نگاه نمي­تواند تحول را در جامعه رقم بزند يا تحول را اداره کند در نتيجه کاملا در مقابل تحولات اجتماعي منفعل است. تا تعامل سازنده بين منطق فازي و فقه اتفاق نيفتد نمي­توانيم به ساخت و اداره تمدن بپردازيم.

در نقد بخش دوم سخنان رهدار ، حجت الاسلام الويري گفت: مباحث روش­‌شناسي ايشان کافي نيست و توجه به مقاصد الشريعه نمي‌­تواند به تنهايي يک بحث روشي باشد و اصطلاحاتي هم که به کار برده شده، مبهم است و نياز به تبيين دارد.

همچنين در نقد بخش دوم سخنان رهدار، حجت الاسلام ملک زاده اظهار کرد: مقاصد شريعت اگر به عنوان علت تامه جعل حکم باشد ما هم مي پذيريم و اشکال ندارد، اما اينگونه نيست! يعني ما نمي­‌توانيم علت تامه جعل حکم را به دست بياوريم چرا که نياز به علم ما به نفس الامر دارد که ما چنين علمي را نداريم، پس نمي­‌توانيم از مقاصد الشريعه با گستردگي که اهل سنت استفاده مي­کنند استفاده کنيم و فتاواي آنها را که بر اين اساس و مبنا استنباط شده مورد عمل قرار دهيم ما براي هر فتوايي بايد به دنبال حجت باشيم و بدون حجت نمي­‌توانيم فتوا بدهيم.

 




 
تعداد بازديد:154 آخرين تغييرات:97/02/01
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر