شنبه 27 مرداد 1397 - 6 ذي الحجه 1439 - 18 آگوست 2018
صفحه اصلي/مقالات

امام سجاد(ع) تشکل شیعه را انسجام بخشید/ اعجاز حضرت زین العابدین

به مناسبت ولادت امام سجاد(ع)؛

امام سجاد(ع) تشکل شيعه را انسجام بخشيد/ اعجاز حضرت زين العابدين

 

 امام سجاد(ع)، همان گونه که در برابر خداوند زين العابدين بود، در برابر مردم سيدالکرام بوده است. امام علي ابن الحسين(ع) در حوزه رفتارهاي فردي و اجتماعي بيشترين تأکيد را بر اصول اخلاقي داشت.

 

خبرگزاري مهر، گروه دين و انديشه: امام سجاد (ع) خود در حوزه عمل فردي و شخصي سرمشق اخلاق و گذشت و رفتارهاي هنجاري و پسنديده بود. مجموعه‌اي از گزارش‌ها و روايات به خوبي نشان مي‌دهد که آن حضرت همان‌گونه که در برابر خداوند زين‌العابدين و سيدالساجدين بوده در برابر مردم سيدالکرام بوده است. همان اندازه که در برابر خداوند کرنش داشت، در برابر مردم هم به تواضع و فروتني رفتار مي‌کرد. در بررسي انديشه‌هاي امام مشاهده مي‌شود که امام در حوزه رفتارهاي فردي بيش‌ترين تأکيد را بر اصول اخلاقي مي‌گذارد و در حوزه مسائل اجتماعي هر چند که مي‌کوشد تا اصول اخلاقي را بر حقوقي چيره سازد ولي براي ايجاد جامعه سالم بر حقوق نيز تأکيد دارد. به مناسبت ولادت امام سجاد(ع) مروري کوتاه بر سيره آن حضرت در عصر پر از خفقان اموي خواهيم داشت.

حجت الاسلام علوي تهراني در مورد شرايط دوران امام سجاد(ع) گفت: حضرت امام زين‌العابدين در سخت‌ترين شرايط و در سنّ ۲۴ سالگي به امامت رسيدند. بعد از جريان کربلا، امام وارد جامعه‌اي شدند که درباره آن فرمودند: «ما در تمام مکه و مدينه، ۲۰ خانواده طرفدار خود نداريم» اين جمله نشان از عدم شناخت مردم نسبت به امام است.

وي ادامه داد: از سوي ديگر، حاکميت نيز گستاخ شده بود. تقريبا اکثر مردم، لطف و محبت رسول خدا به سيدالشهداء را ديده بودند. شهادت مظلومانه امام حسين بدست آنان، نهايت گستاخي است. امام زين‌العابدين طبيعتا سابقه سيدالشهداء نزد پيامبر را ندارند [چون در عصر رسول خدا به دنيا نيامده بودند] لذا شهادت ايشان بسيار راحت‌تر مي‌توانست اتفاق بيافتد.

وي افزود: اما مي‌بينيم که امام در طول ۳۴ سال امامت خود زمينه را فراهم کردند تا طرفداران تشيع، از تعداد ۲۰ خانواده به دانشگاهي ۴۰۰۰ نفري در زمان امامان بعد از خود، افزايش پيدا کند. علت اين تغيير، رفتار حکيمانه امام زين‌العابدين بوده است.

بررسي سيره امام سجاد (ع) در ۳ بخش

علوي تهراني گفت: اول اينکه مقطع زندگي ايشان، زمانه منع تدوين حديث بود. يعني کسي اجازه نداشت تا حديثي بنوسيد. لذا شيعيان زمينه‌اي براي برقراري ارتباط با امام خود نداشتند، چون امام نمي‌توانستند روايتي را مطرح کنند. به همين جهت، حضرت معارف را با زبان دعا مطرح نمودند.

وي افزود: امام دعا را تعليم فرمودند و نزديکان هم آن را نوشتند. بنابراين بيان معارف و تعليمات شيعه تعطيل نشد. فقط روش بيان آن متفاوت شد، آن هم به روش دعا. اگر مردم از نگارش حديث منع داشتند و نتوانستند روايات را در اختيار بگيرند، اما با اين حرکت، توانستند دعا را زير لب ترنّم کنند. بواسطه ترنّم دعا، هم معارف شيعه ترويج شد و هم پايه‌هاي وحدت در جامعه شيعه شکل گرفت.

وي ادامه داد: دوم اينکه با وجود منع حديث، حضرت روايات متعددي را بيان کردند که در آنها، مردم به صورتهاي مختلف به خواندن قرآن تشويق و ترغيب شده بودند. از جمله احاديثي در باب: فضيلت ختم قرآن در مکه، فضيلت ختم قرآن در طول ماه و ... چون حکومت با خواندن قرآن مشکلي نداشت، لذا با نشر چنين احاديثي نتوانست مخالفت کند. امام نيز مسائل اجتماعي و سياسي را مطرح نمي‌کردند تا حکومت دليلي براي تقابل با ايشان نداشته باشد.

علوي تهراني گفت: وقتي مردم به سراغ خواندن قرآن مي‌روند، سؤالاتي از قرآن براي آنها مطرح مي‌شود که طبيعتا در پي پاسخش هستند. امام در طول ۳۴ سال امامت خود، از فرصت مناسک حج در مکه استفاده کرده و در ميان عموم حاضر مي‌شدند. مردم سؤال مي‌پرسيدند و امام در پاسخ به سؤالات، معارف دين را تبيين مي‌کردند. به اين ترتيب جامعه شيعه، حول محور قرآن بر مبناي فرمايش امام، منسجم و يکپارچه مي‌شود.

وي در پايان اظهار داشت: سومين کار امام که موجب انسجام تشکّل شيعه شد، اقامه عزاي حضرت سيدالشهداء بود. در طول دوران امامت، امام اقدام به نمادسازي مي‌کنند. وقتي گوسفندي ذبح مي‌شود، امام ذکر مصيبت مي‌کنند. وقتي طفل شيرخواره‌اي را مي‌بينند، ياد حضرت علي‌اصغر مي‌کنند. وقتي غذا و آب مي‌آورند، عطش و گرسنگي پدر بزرگوارشان در کربلا را متذکر مي‌شوند. اقامه عزاي حضرت سيدالشهداء باعث حفظ دين در جامعه است. امام زين‌العابدين با اين ۳ شيوه، تشکّل شيعه را انسجام بخشيدند تا زمينه براي امام باقر و امام صادق (ع) فراهم گردد.

يکي از مشکلات زمان امام سجاد (ع)، جهل مردم بود

آيت الله محمدعلي جاودان نيز در مورد اقدامات امام سجاد(ع) گفت: هر امام نسبت به زمان خود وظيفه‌اي دارد و طبيب زمان خود است و بايد متناسب با بيماري زمان خود، راه حلي متناسب ارائه کند. يکي از مشکلات زمان امام سجاد (ع)، جهل مردم بود. مردم نسبت به دينشان جاهل بودند؛ زيرا حکام قبلي سعي کردند تا تمام مواريث پيامبر (ص) را از بين ببرند و در طول اين سال‌ها فقط زمان حکومت اميرالمؤمنين (ع) استثناء بود. براي حل اين مشکل، امام سجاد غلامان زيادي را خريدند و تربيت کردند و آزاد کردند. نام پدربزرگ‌هاي برخي اصحاب امام باقر و امام صادق (ع) مثل زراره و محمد بن مسلم، نام‌هايي غير عربي است و ما احتمال مي‌دهيم که اين شاگردان از نسل همان غلامان آزاد شده هستند. امام سجاد يک جريان آب پاک و زلال را در کنار نهر بزرگي از آب آلوده که مردم زيادي در آن غوطه‌ور بودند، جاري نمودند. اگر کسي از بالاي بلندي نگاه کند، آن جريان پاک را مي‌بيند.

وي افزود: پيامبر (ص) براي اينکه قرآن بماند، طرح داشتند و يکي از اين طرح‌ها ترغيب مردم به سوادآموزي بوده‌است که بتوانند قرآن را بخوانند و بنويسند و در خانۀ خود داشته باشند. در مورد طرحي که پيامبر داشتند، اطلاعاتمان اندک است.

وي گفت: اميرالمؤمنين (ع) در طول دوراني که حکومت نمي‌کردند هيچ سخني از غدير نگفتند. چرا؟ چون اگر چيزي مي‌فرمودند، در مقابل فرمايش ايشان احاديث زيادي جعل مي‌شد و اين واقعۀ مهم تحريف مي‌شد.

معجزۀ امام سجاد(ع)

اين استاد اخلاق گفت: در حالي که جامعه پر شده از حرف‌هاي دروغ و راست و کمتر کسي از حقايق دين آگاه است، امام سجاد (ع) در هر سال سي و اندي برده مي‌خريدند و عيد فطر آزاد مي‌کردند. در طول ۳۵ سال امامتشان مي‌شود حدود ۱۰۰۰ برده. اين‌ها در طول يک سال دين صحيح را در خانۀ امام مي‌آموختند و بعد امام به آن‌ها سرمايه مي‌داد تا بعد از آزادي بتوانند زندگي تشکيل دهند و اين‌ها در عالم اسلام پخش مي‌شدند. هيج امامي به اندازۀ ايشان شاگرد تربيت نکرده‌است. اگر مي‌گويند امام صادق (ع) چهار هزار شاگرد داشتند، اين عدد با احتساب کساني چون منصور دوانيقي و ابوحنيفه و مالک بن انس است. هر کس چيزي از ايشان آموخته را جزو شاگردان حساب کردند؛ اما ايشان شايد به طور واقعي حدود ۵۰ شاگرد داشتند.

وي افزود: بين ما اينطور جا افتاده که امام سجاد (ع) مدام گريه کرده و دعا خوانده، در حالي که شايد بيش از ساير ائمه کار سياسي انجام داده‌است.

وي ادامه داد: امام سجاد (ع) صد خانوار را در مدينه اداره مي‌کردند و آن‌ها هم نمي‌دانستند که از کجا اداره مي‌شوند تا بعد از شهادت امام. امام سجاد به کساني که سرپناهي نداشتند و در سقيفۀ بني‌ساعده مي‌خوابيدند، کمک مي‌کردند و هر شب در نيمه‌هاي شب آذوقۀ فردايشان را بالاي سرشان مي‌گذاشتند. به ايشان عرض شد که آيا اين افراد شيعه هستند؟ فرمودند اگر شيعه بودند بايد نمک خانه‌مان را با آن‌ها تقسيم مي‌کرديم.

امام سجاد (ع) در چه شرايطي امامت را بر عهده داشتند؟

آيت الله جاودان گفت: کساني که بعد از پيامبر بر مسند قدرت نشستند، خواستند خاندان پيامبر ديگر در منظر و مرعاي مردم نباشند. مثلاً اميرالمؤمنين (ع) در طول ۲۵ سال، خانه‌نشين نبودند؛ بلکه بيابان‌نشين بودند! دور از چشمان مردم، زمين آباد مي‌کردند.

وي ادامه داد: در عصر بني اميه، معاويه حکومتش را با دشمني علني با اميرالمؤمنين آغاز کرد. اگر قبلي‌ها فقط مي‌خواستند مردم اطراف خاندان پيامبر نباشند، معاويه مي‌خواست اصلاً هيچ کس از بني‌هاشم روي زمين نماند. تجلي اين دشمني‌ها در کربلا بود که بني اميه حتي به کودک شش‌ماهه هم رحم نکردند. اگر کل بني‌هاشم هم در کربلا بودند، همه را شهيد مي‌کردند. در نماز جمعه‌ها هم بخشي از خطبه‌ها سب و لعن اميرالمؤمنين بود. روزي يکي از نزديکان معاويه به وي گفت که تو قدرت مي‌خواستي و بدان رسيدي. ديگر لعن علي را بس کن. معاويه گفت که مي‌خواهم بچه‌ها با لعن علي پير شوند! بني اميه در روستاها تبليغ مي‌کردند که آن کسي که مي‌خواست شتر پيامبر را رم دهد تا پيامبر کشته شود، علي بوده‌است! پس او را لعن کنيد.

وي افزود: بعد از شهادت امام حسين (ع) هم اينقدر ترس و خوف بر عالم اسلام چيره شده بود که اصلاً کسي سمت خانۀ اهل بيت نمي‌رفت! امام سجاد خودشان فرمودند که در مکه و مدينه ۲۰ نفر هم وجود ندارند که ما را دوست داشته باشند. ايشان بايد اين درد را دوا مي‌کرد و دوا کرد. کار به جايي رسيد که از مدينه کسي شهر را به قصد حج ترک نمي‌کرد تا اينکه امام سجاد از شهر خارج مي‌شدند. در مکه هم پس از حج کسي شهر را ترک نمي‌کرد، مگر اينکه امام مکه را ترک مي‌کردند؛ از بس که مردم از ايشان خوبي ديدند.

اهميت کار امام زين العابدين و اهميت عزاداري ما

آيت الله جاودان گفت: امام زين العابدين ۳۵ سال گريه کرد. اين چه توانايي عظيمي است! چه کسي مي‌تواند براي عزيزش ۳۵ سال به طور جدي گريه کند؟ اين به خاطر ساختمان وجودي ايشان است که به آخرت يقين دارد. گرچه ايشان از گريه‌هايشان هدف هم داشتند اما گريه‌ ايشان واقعا به خاطر عزاداري و سوز دل بود و کاملا خالص بود. وقتي يک اشک خالص ريخته شود اثرگذاري آن ابدي مي شود. و البته مي‌خواستند ارکان حکومت ظلم را بلرزانند و عالم بفهمند که امام حسين بي گناه کشته شده‌است. امام حسين کاري کرد که خوبي خوب بماند و بدي بد بماند. مردم مدينه را قتل عام کردند و فکر کردند که ثواب کردند! اگر خون امام حسين نبود اين کار بد ثواب مي‌ماند! الان بدي بد است. وهابيت هم اگر کاري مي‌کند مي‌گويد يزيد اين کار بد را نکرده! مي‌گويد شيعيان کوفه امام را شهيد کردند و الا در بدي اين کار ديگر حرفي نيست! يزيد را تطهير مي‌کنند چون يزيد خليفه بوده و خلافتش را از گذشتگانش گرفته و اين قضيه آن‌ها را زير سوال مي برد. البته خود يزيد هم بعد از خطبه‌ امام سجاد که ديگر ديد وضع خراب است ناگزير شد بگويد که من نبودم و تقصير ابن زياد انداخت و گفت من با حسين قوم و خويش بودم و اين کار را نمي کردم!

وي در پايان گفت: به هر حال خوبي خوب ماند و بدي بد ماند به خاطر کاري که امام حسين کرد. ما هم که در مجالس اهل بيت شرکت مي کنيم، دنباله روي همين راه هستيم. امام سجاد هم که گريه مي‌کرد مي‌خواست اين قضيه زنده بماند. ما البته حلقه‌ کوچکي از اين جريان هستيم.

 




 
تعداد بازديد:102 آخرين تغييرات:97/02/02
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر