یکشنبه 1 مهر 1397 - 13 محرم 1440 - 23 سپتامبر 2018
صفحه اصلي/دين و انديشه

وقتی همه ادیان مقهور اسلام می شوند/ عصر ظهور، دوره تمامیت عقل است

حجت الاسلام علوي تهراني در گفتگو با مهر:

وقتي همه اديان مقهور اسلام مي شوند/ عصر ظهور، دوره تماميت عقل است

 

حجت الاسلام سيد محمدباقر علوي تهراني گفت: مقطعي خواهد رسيد که هدف همه انبيا استيفا مي شود و آن دوران ظهور امام عصر است. جامعه، زماني پذيراي حضرت مي شود که تماميت عقل حاکم باشد.

 

 

خبرگزاري مهر، گروه دين و انديشه: نيمه شعبان و ميلاد پربرکت امام زمان(عج) بهانه اي است که ضمن عرض ارادت به ساحت مقدس آن حضرت بازخواني نسبت به شبهات پيرامون موضوع مهدويت انجام شود. براي اين منظور به سراغ حجت الاسلام سيد محمدباقر علوي تهراني رفتيم تا از منظر قرآن و روايات مورد وثوق اهل سنت به بحث پيرامون مهدويت بپردازيم. متن زير مشروح گفتگوي ما با اين کارشناس ديني است؛

*بحث از امام عصر(عج) و حيات و زندگاني مبارک ايشان همواره در طول تاريخ با شبهات و انکارهايي مواجه بوده است که علماي شيعه در صدد رفع اين شبهات برآمده اند؛ در سال هاي اخير کتاب هايي توسط وهابيت منتشر شده است که موضوع ظهور حضرت مهدي را افسانه خوانده است، به نظر شما نوع مواجهه با اين نوع شبهات چگونه بايد باشد و چه پاسخي مي توان به مخاطب سني مذهب در اين خصوص داد؟

مهمترين منابع ديني ما قرآن و روايات است پس بخشي از پاسخگويي ما از مبنع قرآني است و بخشي از منظر روايي و بخشي از پاسخ ما مربوط به اين است که شاخصه هويت ما بحث امامت است و ما هم اگر شيعه هستيم بايد در مورد امامت بحث داشته باشيم.

قرآن، شرورترين موجودات زنده را اينگونه معرفي مي کند و مي فرمايد شرترين و شرورترين موجود زنده کساني هستند که خردورزي ندارند و اهل تعقل نيستند. در سوره انفال آيه ۲۲ آمده است که بدترين جنبنده نزد خدا بي ترديد کران و لال هايي هستند که انديشه و فکر را به کار نمي برند. منظور کساني که توانايي شنوايي و کلام ندارند نيست، از نظر منطق قرآن حتي اگر انسان بتواند بشنود و حرف بزند ولي قوه عقل را به کار نگيرد از نظر قرآن اين افراد کر و لال هستند. آدمي که تعقل نکند حرف حق را نمي شنود و حرف حق را نمي گويد و از نظر قرآن اين موجودات در واقع کر و لال هستند.

بخشي از آيات هست که اگر تاويل يا تطبيق آن به وجود امام زمان بازنگردد، آيه ابتر است و تحقق خارجي پيدا نخواهد کرد. قرآن کريم مجموعه اي از آيات ذهني نيست بلکه بايد تحقق خارجي پيدا کند. اين با تعقل به دست مي آيد که بايد در آيات تعقل کرد

وقتي به قرآن رجوع مي کنيم از ما سوال مي شود که چرا تعقل نمي کنيد؟ و در جاهاي مختلف قرآن، تمام امتيازات براي «قوم يعقلون» يعني کساني که قوه عقل را به کار مي گيرند قرار داده شده است و تمام مذمت را براي «انهم لايعقلون» کساني که قوه عقل را به کار نمي گيرند قرار داده است.

با حفظ اين مقدمه که بايد تعقل کرد، يکي از زمينه هاي تعقل خود قرآن است. بخشي از آيات هست که اگر تاويل يا تطبيق آن به وجود امام زمان بازنگردد، آيه ابتر است و تحقق خارجي پيدا نخواهد کرد. قرآن کريم مجموعه اي از آيات ذهني نيست بلکه بايد تحقق خارجي پيدا کند. اين با تعقل به دست مي آيد که بايد در آيات تعقل کرد.

دو کتاب امام زمان را در سيماي قرآن کريم معرفي مي کند، يکي کتاب «سيماي حضرت مهدي در قرآن» تاليف سيد هاشم بحراني و ترجمه سيد مهدي حائري قزويني نشر آفاق است که ۱۳۴ آيه را در اين کتاب بررسي کرده و بر استناد روايات، تاويل آنها را امام زمان قرارداده است. کتاب دوم «بقيه الله در آيات قرآني» اثر علي اصغر اکبري است که تاويل ۲۵۷ آيه را امام عصر قرار داده است.

از آيات قرآن در اين موضوع من به يک آيه اشاره مي کنم.

آيه در سوره مبارکه توبه آيه ۳۳ است. «هُوَ الَّذي أَرسَلَ رَسولَهُ بِالهُدي وَدينِ الحَقِّ لِيُظهِرَهُ عَلَي الدّينِ کُلِّهِ وَلَو کَرِهَ المُشرِکونَ» اين آيه با همين الفاظ در سوره صف آيه ۹ نيز آمده است. يعني دو بار اين آيه در قران تکرار شده است. با کمي تفاوت و تغيير در الفاظ در سوره مبارکه فتح آيه ۲۸ آمده است.

آيه مي گويد اوست کسي که پيامبر خود را همراه با هدايت و دين حق فرستاد، تا آن را بر هرآنچه دين است پيروز گرداند، اگرچه مشرکان از اين مطلب ناخشنود باشند.

آيه از يک رويداد بسيار مهم خبر مي دهد و آن وحدت در اديان است. همه اديان مندک مي شوند و مقهور دين حق اسلام مي شوند. يعني روزي مي شود که آن روز دين همه مردم دين حق است و پيامبر صاحب آن است.

مسلم تمام پيروزي هاي پيامبر و مسلمين در زمان صدر اسلام، منطقه اي بوده است و حتي بعد از پيامبر اسلام اگر پيروزهايي براي مسلمين اتفاق افتاده منطقه اس و مقطعي بوده است. در يک دوره اي اسلام به قلب اروپا که اندلس باشد رفت اما اسلام در آنجا افول کرد. اما خدا در اين آيه مي فرمايد، ديني باقي مي ماند و تفوق بر همه اديان مي يابد.

سوال اينجاست که اين امر در چه زماني رخ مي دهد؟ با تعقل در تاريخ و با بکارگيري انصاف در محکمه وجدان به وضوح مي يابيم که اين مقطع فرانرسيده است. چون تفوق اسلام بر اديان يعني نبودن يهود و نصاري و نبودن هيچ دين ديگري.

براي اينکه جواب سوال را به دست بياوريم بايد در روايات تعمق کنيم. تعمق ما در روايات ما را به اين نتيجه خواهد رساند که يک مقطعي فراخواهد رسيد که شخصيت عالي مقامي مانند حضرت ولي عصر اين دين را جهاني خواهد کرد. حالا اگر کسي سوال کند که از قرآن سخن بگوييد و چرا قران را به روايات ملصق مي کنيد بايد پاسخ داد من اگر روايت مي خوانم دليل اين است که مي خواهم به قرآن عمل کنم. چون مي خواهم به قران عمل کنم روايت مي خوانم. يعني به کارگيري روايت در روشن شدن آيات دستور خود قرآن است.

سوره نحل آيه ۴۴ به پيامبر ماموريت مي دهد «أَنْزَلْنا إِلَيْکَ الذِّکْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ» ما قرآن را به تو نازل کرديم تا تو آن را تبيين کني. يکي از رواياتي که پيامبر براي ما خوانده است اين است که «اني تارک فيکم الثقلين کتاب الله و عترتي» لذا اينجا عترت به واسطه خود آيه قرآن حجيت پيدا مي کند. آن هم پيامبري که «ما ينطق عن الهوي» است و هر چه مي گويد وحي است. همه فرمايشات او نه فقط قرآن، هر آنچه در جنبه فردي و اجتماعي مي گويد، در جزئي ترين و کلي ترين مسائل همه اش وحي است.

بنابراين به واسطه استناد به روايات و قرآن که فرمود «أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْکُمْ» به استناد آيات قرآن مراد از اولي الامر شخصيت معصوم است و معصوم جز ۱۴ نفر نيستند.

لذا اگر در تبيين آيه «هُوَ الَّذي أَرسَلَ رَسولَهُ بِالهُدي وَدينِ الحَقِّ لِيُظهِرَهُ عَلَي الدّينِ کُلِّهِ وَلَو کَرِهَ المُشرِکونَ» مي خواهيم روايت بخواهيم دليلش استناد به قرآن يعني آيه ۴۴ سوره نحل است.

تاويل يعني تحقق عيني و وجود خارجي آن آيه. حالا تاويل آيه ابتدايي که خوانديم يعني آيه ۳۳ سوره توبه چيست؟

در ذيل اين آيه ابن عباس از پيامبر نقل مي کند که در درالمنصور سيوطي آمده لا يَکُونَ ذَلِکَ حَتَّي لا يَبْقِي يَهُودِيٌّ وَ لَا نَصْرانِيٌّ وَ لا صاحِبُ مُلَّةٍ إلّا دَخَلَ فِي الْإسْلامُ حَتّي يَأمَنَ الشّاةُ وَ الذِّبُ وَ الْبَقَرَةٌ وَ الْأسَدُ وَ الْحَيَّةُ وَ حَتّي لا تُقْرِضَ فإرَةٌ جَراباً وَ حَتّي تُوضَعَ الْجِزْيَةُ وَ يَکْسُرَ الصَّلِيبُ وَ يُقْتَلَ الْخِنْزِيرُ وَ ذَلِکَ قُوْلُهُ: لِيُظْهِرَهُ عَلَي الدِّينِ کُلّه ... وَ ذَلِکَ يَکُون عِنْدَ قِيامِ الْقائِمِ.» يعني دين اسلام فراگير نخواهد شد تا آنکه تمام يهوديان و مسيحيان و ديگر اديان مسلمان شوند. تا آنجا که گرگ و گوسفند و گاو و شير و مار به امنيّت در کنار يکديگر بسر برند. امنيّت به آنجا مي‌رسد که ديگر موشها کاري به غلّه‌ها و انبارها ندارند! جزيه ماليّاتي که در حکومت اسلام از اهل کتاب گرفته مي‌شود از ميان مي‌رود و صليب نشانهء تثليت، شرک و سه‌گانه پرستي مسيحيان مي‌شکند و خوک علامت مخالفت باحکم خدا کشته مي‌گردد. اين است معناي سخن خدا که مي‌فرمايد: تا آنکه اسلام را بر همهء اديان پيروز گرداند؛ و اينها همه به هنگام قيام حضرت مهدي (ع) بوقوع مي‌پيوندد.

*يکي از آياتي که به هدف از بعثت انبيا اشاره مي کند سوره حديد آيه ۲۵ است که مي فرمايد «لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَ الْمِيزانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ» قيام به قسط را مي توان از خصوصيات قيام امام زمان در نظر گرفت؟

هدف رسالت همه انبيا همين آيه است. مراد از ميزان اين است که ما قدرت قانون گذاري به انبيا داديم.

اول بايد بدانيم مراد از قيام به قسط که در اين آيه آمده چيست تا يک سوال مطرح کنيم. آيا اين هدف اتفاق افتاده يا خير؟ انبيا راه را روشن مي کنند تا ما خود به حسب اختيار خودمان قائم به قسط شويم.

انسان موجودي دو ساحتي است. يک عنصر ملکي و خاکي که بدن و جسم اوست و يک ساحت انسان هم از عنصري مجرد و ملکوتي تشکيل شده که آن را تاويل به روح مي کنند که اين عنصر به واسطه چهار حيثيت و چهار جهت، چهار اسم دارد. از آن جهت که آن عنصر مجرد موجب حيات و زندگي است اسم ان را روح مي گذارند. از آن جهت که اين عنصر موجب فعاليت مي شود اسم آن را نفس مي گذارند. از آن جهت که اين عنصر موجب تفکر و تعقل مي شود اسم آن را عقل مي گذارند. از آن جهت که اين عنصر منشا ارتباط با خداوند مي شود اسم آن را قلب مي گذارند. قلب و عقل و نفس و روح، چهار اسم براي عنصر مجرد که جنبه ملکوتي دارد.

تمام فعل و انفعالات نفس انسان به واسطه سه قوه است. قوه شهويه، قوه غضبيه و قوه متفکره. قوه شهويه يعني قوه اي که منافع انسان را جلب مي کند مثل خوردن، خوابيدن و... قوه غضبيه به دنبال دفع مضرات است. علم و پويندگي و.. به واسطه قوه متفکره است.

به انصاف و وجدان اين معنا اتفاق نيفتاده است که همه انسان ها داراي ملکه عدالت شوند. ولي يک مقطعي خواهد رسيد که هدف همه انبيا استيفا مي شود و آن دوران ظهور امام عصر است

اگر انساني در اين سه قوه اعتدال پيشه کند، صاحب ملکه عدالت مي شود. مردم به واسطه تبعيت از انبيا بايد به اين حد از اعتدال برسند. عدالت يعني به اعتدال کشاندن قواي سه گانه نفس.

آيا مقطعي را مي شناسيد که اين اتفاق افتاده باشد؟ اگر بگوييد که اتفاق نمي افتد يعني اينکه انبيا در رسيدن به هدفشان ناکام هستند ولي خدا حکيم است و هرگز چنين نمي شود. به انصاف و وجدان اين معنا اتفاق نيفتاده است که همه انسان ها داراي ملکه عدالت شوند. ولي يک مقطعي خواهد رسيد که هدف همه انبيا استيفا مي شود و آن دوران ظهور امام عصر است. دوران تماميت عقل است. امام باقر مي فرمايد «اذا قام قائمنا وضع الله يده علي رؤوس العباد فجمع بها عقولهم وکملت بها احلامهم» يعني هنگامي که قائم ما قيام کند خداوند دستش را بر سر بندگان مي گذارد و عقول آن ها را با آن جمع کرده و افکارشان با آن تکميل مي شود.

اين از خصائص دوران ظهور امام عصر است. حتي در دوران اميرالمومنين حاکم عادل است و مواضع عدالت را مي شناسد، اما يک مشکل وجود دارد و آن اينکه مردم پذيراي عدالت نيستند اما در دوره امام عصر مردم پذيراي عدالت هستند. لذا به امام صادق مي گويند چرا قيام نمي کنيد؟ به عده تاکيد ندارند بلکه عدم آمادگي جامعه را مورد اشاره قرار مي دهند. کمااينکه جامعه آماده عدالت اميرالمومنين را نداشت و آن عالم مسيحي در مورد اميرالمومنين مي گويد «قتل علي في محراب عباده لشده عدالته». جامعه چه زماني پذيرا مي شوند؟ زماني که تماميت عقل حاکم باشد.

*از يک منظر ديگر که مي توان در مورد مهدويت و ظهور امام زمان سخن گفت، بحث روايات است. آن هم رواياتي که مورد وثوق فرقه هاي مختلف اهل سنت باشد. از اين منظر مي توان به احاديثي از خود پيامبر اکرم اشاره کرد و يا در منابع اهل سنت در مورد ظهور حضرت مهدي چه مطالبي بيان شده است که به شبهه سوال اول بهتر بتوان به آن پاسخ گفت؟

يکي از موضوعاتي که بيشترين حد از روايات در رابطه با او وجود دارد بحث امام عصر با بيش از ۶ هزار روايت است. اين روايات هم در منابع عامه و هم شيعيان وجود دارد.

آيت الله صافي گلپايگاني به دستور استادشان مرحوم بروجردي ماموريت پيدا مي کنند که احاديثي که پيرامون امام عصر وجود دارد را جمع آوري کند. بررسي آقاي صافي منجر به تاليف يک کتاب به نام منتخب الاثر مي شود که در سه جلد مجموعه اي از رواياتي است که پيرامون امام عصر موجود است.

در اين کتاب نويسنده احاديثي که جمع آوري کرده در صد عنوان دسته بندي کرده و ذيل هر عنوان روايات مربوطه را ذکر کرده است. مثلا تحت عنواني مانند اينکه امامان ما دوازده نفرند، ۲۷۱ حديث ذيل آن ذکر شده است. يا مثلا ذيل عنوان رسالت عدل و داد امام عصر، ۱۲۳ حديث ذکر شده است و يا در مورد غيبت کبري ۹۱ حديث ذکر شده است و يا در مورد عمر طولاني امام عصر ۳۱۸ حديث گردآوري شده است.

کتاب ديگري به نام معجم احاديث امام مهدي(عج) در هشت جلد است. اين هم در جاي خود کتاب بي نظيري است.

ما احاديث مربوط به امام عصر را از منابع عامه مي آوريم تا به وهابيت جواب دهيم. آنها کتاب مي نويسند و در اختيار عموم قرار مي دهند. آنها يکي از عجائب و دورغ هاي تاريخي را وجود امام عصر مي دانند، در حالي که عامه اهل سنت خودشان کتاب هاي مجزا و مختص امام عصر دارند و در منابع روايي آنها هم يافت مي شود.

نکته ديگر اين است که آيا از وجود نازنين پيامبر اسلام روايتي در مورد امام عصر هست يا خير؟

ما رواياتي از نزديکان پيامبر نقل مي کنيم. از خود دوران رسالت به وجود امام عصر و غيبت او و اهداف و ماموريت هايش اشاره شده است.

اميرالمومنين از پيامبر نقل مي کنند که «لاتذهب الدنيا حتّي يقوم بامر امّتي رجل من ولد الحسين، يملأها عدلاً کما ملئت ظلماً و جوراً» يعني دنيا به آخر نمي رسد تا آن که مردي از فرزندان حسين(ع) امر امّت مرا به دست مي گيرد و جهان را پر از عدل و داد مي کند، آن گونه که پر از ستم و جور شده باشد.

ابوايوب انصاري از حضرت زهرا(ع) نقل مي کنند که وقتي پيامبر در بستري بيماري که منجر به رحلت ايشان شد بودند، من را مورد خطاب قرار دادند و فرمودند «و الّذي نفسي بيده لابُدَّ لِهذِهِ الاُمَّهِ مِن مهديٍ و هو و اللهِ مِن وُلدِکِ» يعني قسم به آن کسي که جانم در دست اوست حتماً مهدي و هدايت گري براي اين دست مي آيد و قسم به خدا او فرزند تو است.

حديث سوم از عبدالله بن عمر فرزند خليفه دوم است که از پيامبر نقل مي کند «يَخرُجُ المَهدي و علي رَأسِه غَمامَةٌ فيها مُنادٍ يُنادي «هذا المَهدي خَليفةُ اللهِ فَاتَّبِعوهُ» يعني زماني که حضرت مهدي(ع) ظهور مي‌کند ابري بالاي سر دارد که در آن منادي ندا مي‌کند «اين مهدي خليفة‌الله است، از او متابعت و پيروي کنيد.

حديث چهارم اين است که عايشه از پيامبر نقل مي کند «المهدي رجل من عترتي يقاتل علي سنتي کما قاتلت انا علي الوحي» يعني مهدي، مردي از خاندان من است. او بر طبق سنت من - با مخالفين- مي جنگد، چنانکه من بر طبق وحي الهي مي جنگم.

اميرالمومنين از پيامبر نقل مي کند «المهدي منا أهل البيت يصلحه الله في ليلة» يعني مهدي از اهل بيت من است و خداوند کار او را در يک شب اصلاح مي کند.

ابن عباس از پيامبر نقل مي کند که «ان خلفائي و اوصيايي و حجج الله علي الخلق بعدي اثني عشر؛ اولّهم اخي و آخرهم ولدي، قيل يا رسول الله و من اخوک؟ قال علي بن ابي طالب، قيل و من ولدک؟ قال: ‌المهدي الذي يملا الارض قسطاً و عدلاً کما ملئت ظلما و جورا» يعني رسول‏ خدا فرمودند: حقّاً که جانشينان من بعد از من و اوصياي من دوازده نفرند، اول آنها برادر من است و آخرين آنها فرزند من است. سؤال کردند: يا رَسُول الله برادر شما کيست؟ فرمود: علي بن أبي طالب. گفته شد: پس فرزند شما کيست؟ فرمود: مهدي، همان کسي که زمين را از عدل و داد پر کند همچنان که از جور و ستم پر شده باشد.

حضرت مي فرمايد «و الذي بعثني بالحق نبيا لو لم يبق من الدنيا إلا يوم واحد لطول اللّه ذلک اليوم حتي يخرج فيه ولدي المهدي، فينزل روح اللّه عيسي ابن مريم فيصلّي خلفه، و تشرق الأرض‏بنوره، و يبلغ سلطانه المشرق و المغرب» يعني سوگند به آن خدائي که مرا به حقّ بشير و نذير قرار داده است اگر از عمر دنيا نماند مگر يک روز خداوند آن روز را آنقدر طولاني خواهد نمود تا آنکه فرزند من مهدي خروج کند و روح الله عيسي ابن مريم از آسمان پائين آيد و در پشت سر او نماز گزارد، و زمين به نور پروردگار خود درخشان و نوراني گردد، و سيطره مهدي شرق و غرب عالم را فرا گيرد.

حديث هفتم از ابوسعيد خدري است که از پيامبر نقل مي کند. او از اصحاب پيامبر است و اينگونه روايات را در منابع اهل سنت نيز مي توان يافت. پيامبر فرمود «ابشرکم بالمهدي يبعث في امتي علي اختلاف من الناس و زلزال فيملاء الارض قسطاً و عدلاً کما ملئت جوراً و ظلماً يرضي عنه ساکن السماء و ساکن الارض يقسم المال صحاحاً فقال له رجل ما صحاحاً؟ قال بالسويه بين الناس قال و يملاء قلوب امه محمد غني و يسعهم عدله» يعني  آيا بشارت بدهم شما را به مهدي که ظهور مي‌کند در امتم، که اختلاف زياد در بين مردم وجود دارد و با ظهور او اختلافات از بين خواهد رفت و زمين را پر از عدل و داد مي‌کند، همان‌طور که پر از ظلم و جور شده، ساکنان آسمان و ساکنان زمين از او راضي هستند، او اموال را به‌صورت مساوي تقسيم مي‌کند، و بعد حضرت به منادي دستور مي‌دهد که بگويد، کساني‌که احتياج به مالي دارند بيايند، هيچ‌کس جز يک نفر که او هم بعداً پشيمان مي‌شود، نخواهد آمد.

لذا يکي از ويژگي هاي حکومت رضايت مردم از حاکم است. حاکم جهاني آن است که ساکنين زمين از او راضي هستند. اين تنها به اعجاز الهي است. نه تنها مقبوليت او بر روي زمين است بلکه آسماني ها هم از او راضي هستند.

حديث هشتم اين است که پيامبر فرمود «أنا و عليّ أبوا هذه الأمّة من عرفنا فقد عرف اللّه عزّوجلّ و من أنکرنا فقد أنکر اللّه ، عزّوجلّ، و من عليّ سبطا أمّتي و سيداشباب أهل الجنّة، الحسن والحسين و من ولد الحسين تسعة أئمّة، طاعتهم طاعتي و معصيتهم معصيتي، تاسعهم قائمهم و مهديّهم» يعني من و علي دو پدر اين امتيم؛ هر کس که ما را شناخت خداي عزّوجلّ را شناخته است و هر که ما را انکار کند، خداي عزّوجلّ را منکر شده است. دو سبط اين امت و دو سيد جوانان اهل بهشت، حسن و حسين، از [فرزندان] علي اند و از نسل حسين نه امامند که پيروي از آنان پيروي از من و نافرماني از آنها نافرماني از من است. نهمين نفر از اين امامان، قائم (برپا دارنده) و مهدي آنان است.

حديث نهم اين است که پيامبر فرمود «بَلَاءً يُصِيبُ هَذِهِ الْأُمَّةَ حَتَّي لَا يَجِدَ الرَّجُلُ مَلْجَأً يَلْجَأُ إِلَيْهِ مِنَ الظُّلْمِ فَيَبْعَثُ اللَّهُ رَجُلًا مِنْ عِتْرَتِي أَهْلِ بَيْتِي فَيَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا بَعْدَ مَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً» يعني بلايي دامن گير اين امت خواهد شد که مردم، پناه گاهي نمي يابند که از شر اين ظلم بدان پناه آورند که خداوند (در اين هنگام) مردي از خاندان من را خواهد فرستاد.

۹ حديث را از رسول خدا و اصحاب نقل کرديم لذا در دوره رسالت و از لسان پيامبر بحث امام عصر(عج) مطرح بوده است.

*حال سوال اين است که در مورد امام عصر در منابع روايي اهل سنت، خبري داريم يا نه؟

در رابطه با امام زمان در منابع عامه ما دو نوع صحبت داريم. اول اينکه يک عده از عالمان اهل سنت، کتاب در خصوص امام عصر نوشته اند. يک سري از عالمان سني هستند که در کتاب هايشان به مناسبت از امام زمان ياد کرده اند

من دو کتاب معرفي مي کنم که هر دو هم به فارسي ترجمه شده است. يکي کتاب «امام مهدي در منابع اهل سنت» اثر فقيه ايماني و ديگري کتاب «طبقات راويان احاديث مهدويت از طريق اهل سنت» اثر آقاي عبداللهي که کتاب ارزشمندي است. در اين کتاب در انتها کتاب هايي را معرفي مي کند و هم اينکه راويان را به ما معرفي مي کند.

در رابطه با امام زمان در منابع عامه ما دو نوع صحبت داريم. اول اينکه يک عده از عالمان اهل سنت، کتاب در خصوص امام عصر نوشته اند. يک سري از عالمان سني هستند که در کتاب هايشان به مناسبت از امام زمان ياد کرده اند.

کتاب «سيماي مهدويت در قرآن و حديث» اثر آقاي مرداني تقريبا ۲۴۹ اثر از آثار اهل سنت در مورد امام زمان را با سند ذکر مي کند.

برخي از برزگان اهل سنت براي امام زمان کتاب ويژه نوشته اند پس کسي نمي تواند ما را متهم کند که بحث مهدويت ساخته و پرداخته تشيع است. از زمان بعثت و از عامه هم روايت وجود دارد پس ساخته و پرداخته اذهان عالمان شيعه نيست بلکه آنان مدافعين و مبلغين مهدويت هستند نه مخترعان آن. اينها تهمت و بي انصافي است. دشمن حد را بايد نگه دارد.

کتاب «البرهان في علامات مهدي آخر الزمان» اثر متقي هندي صاحب کنز العمال، عالم اهل سنت است. وي در اين کتاب ۲۷۰ حديث را راجع به امام زمان ذکر مي کند. کتاب «البيان في اخبار صاحب الزمان» اثر گنجي شافعي، ۷۰ حديث را پيرامون امام زمان جمع آوري کرده است. موضوعات اين کتاب همان موضوعاتي است که در روايات شيعه وجود دارد.

لذا بحث امام عصر(عج) موضوعي تنها شيعي نيست و بحثي اسلامي بوده و در جهان اسلام مطرح است.

 




 
تعداد بازديد:130 آخرين تغييرات:97/02/13
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر