چهارشنبه 30 آبان 1397 - 13 ربيع الاول 1440 - 21 نوامبر 2018
صفحه اصلي/مقالات


 
 


 










 


 












خروجي RSS

اعتقاد به وجود امام عصر(ع) یک وظیفه عملی ودفاع از حیثیت اسلام است

آيت الله ميرعظيمي:

اعتقاد به وجود امام عصر(ع) يک وظيفه عملي ودفاع از حيثيت اسلام است

 

 آيت الله ميرعظيمي گفت: اعتقاد به وجود امام عصر (عجل الله )تنها يک عقيده نيست بلکه يک وظيفه عملي و دفاع از ماهيت و حيثيت اسلام است.

 

 

به گزارش خبرنگار مهر، يادداشت زير متن سخنراني آيت الله سيد مختار ميرعظيمي، استاد حوزه علميه قم به مناسبت نيمه شعبان است که در ادامه مي آيد؛

در نيمه شعبان و ميلاد پر خير و برکت حضرت ولي عصر (عجل الله تعالي فرجه الشريف) پرداختن به موضوع امامت از هر موضوع ديگري ضروري تر است که چرايي آن در ادامه خواهد آمد. براي ورود به مبحث امامت، پرداختن به اصل توحيد و نبوت مقدمتأ امري لازم است. 

هيچ موضوعي مهم تر و اساسي تر از اصل توحيد در ميان اصول دعوت به دين و به ويژه اسلام وجود ندارد و در هر عقيده اسلامي، نمود تفکر توحيدي است که به آن ارزش مي دهد. اصل اين است که انسان به واسطه مدني الطبع بودن، نيازمند به برنامه اي است که سعادت دنيوي و اخروي او را تأمين کند. در وضع قوانين و تشريع شرايع و احکام، در ديدگاه توحيدي تنها مقام ذي صلاح فقط خداوند متعال است، خالقي که به همه مصالح و مفاسد، باطن و ظاهر، نيازهاي فردي و اجتماعي او اشراف و آگاهي دارد و متّهم به منفعت طلبي در تدوين آنها نيست و اين بيانگر لزوم وحي از جانب پروردگار براي بندگان است که اصل نبوت را لازم مي گرداند. 

در بينش اسلامي ولايت مطلقه و احاطه خداوند بر قدرت و حتي اختيار انسان، بسيار وسيع و غير قابل انکار است.  لازم به ذکر است که ولايت خداوند بر دو گونه تکويني و تشريعي است و منظور از ولايت مطلقه خداوند بر بندگان، همين ولايت تکويني است که بر هر چيز ثابت و شامل حال کليه بندگان (مؤمن و غيرمؤمن) است که اختيار بندگان از جمله مظاهر اين ولايت است و او چه بخواهد و چه نخواهد مختار است، چنان چه خداوند در سوره آل عمران مي فرمايد: « و لَهُ أَسلَمَ مَن فِي السَماواتِ و الأرضِ طَوعاً و کَرهاً و إليه يُرجعون » ( تمام کساني که در آسمان ها و زمين هستند از روي اختيار يا از روي اجبار در برابر فرمان او تسليم هستند و همه به سوي او رجوع خواهند کرد.) از کلام خداوند و روايات ائمه معصومين(عليهم السلام) که در مورد ولايت تکويني آمده است، چنين استنباط مي شود که ولايت و تدبير کائنات و امر خلق و ممات و زنده کردن و  رزق و امساک و حفظ کرات و آسمان و زمين و اداره عالم امکان، مخصوص ذات بي زوال يگانه خداوند سبحان بوده و شريک و همتايي ندارد. 

اما قسم ديگر ولايت يا تشريع طبق آيه « الله وَلي ّالَّذينَ أمَنوا يُخرجُهُم مِن الظُلُماتِ إلي النّور» ولايت و تصرف در امور اختياري عبد است که به صورت وحي و دعوت انبياء، هدايت، توفيق، امر و نهي تکاليف الهي و عنايات غيبي نسبت به مؤمنين و کساني که زمينه قبول و پذيرش ولايت را دارند، محقق مي شود که نقطه مقابل آن، ولايت شيطان و طاغوت است که طبق تصريح قرآن مراتب مختلفي دارد: « خَتَمَ الله عَلي قُلوبِهمْ وَعَلي سَمعِهم وَ عَلي اَبْصارِهم غِشاوَة » ( بردلها و گوشهاي آنان مهر نهاده و بر چشمهاي آن ها پرده اي افکنده شده است.)

رسالت کلي همه پيامبران دعوت به پرستش خداي سبحان، اعتراف به يکتايي و تسليم در برابر او و پذيرش احکام و دستورات الهي است. دعوت به توحيد با تکيه بر عقل و فطرت، مرحله اول دعوت انبياء در ولايت تشريعي است که معادل با نبوّت عامه است يعني اموري که عقل حسن و قبح ذاتي آنها را درک مي کند. پيامبران از کسي نمي خواهند که تعبداً و بدون دليل دعوت آنها را بپذيرد، بلکه به بيداري فطرتهايي مي پردازند که در نهاد همه انسانها به صورت غريزي و يکسان يافت مي شود که حضرت علي (عليه السلام) در بياني فوق العاده در خطبه اول نهج البلاغه به آن پرداخته اند.  

هدف ثانويه دعوت پيامبران ايمان به رسالت و وحي است که بر آنها نازل مي شود. تعيين مصاديق ظلم و ستم، خيانت و عدل، امانت و احکام و برنامه ها در محدوده ي اين مرحله و شامل کساني است که با عبور از مرحله اول و بيداري فطرت به مرحله بعدي يعني به درجه ايمان به خدا و عالم غيب نائل گشته اند و در چنين آياتي، مخاطب و عاملان به احکام، اهل ايمان در هر عصري هستند.

طبق تصريح قرآن، خداوند ايمان به همه پيامبران و دعوت به خصوص هر يک از آنها به توحيد را با توجه به شؤؤنات و شرايط زمانه شرط دينداري مي داند و اسلام به معناي تسليم واقعي، هر چند عنوان دعوت رسول اکرم است ولي در هر زماني مصداقي از دعوت پيامبر زمان خود را داشته است و لذا اسلام ناب محمدي به عنوان اسلام خالص و کامل معرفي شده است. چنانچه در قرآن مي خوانيم: « وَمَنْ يبْتَغِ غَير َالاسلامِ ديناً فَلَنْ يقْبَلَ مِنْهُ وَ هُو َفِي اَلاخِرةِ مِنَ الخاسِرين » ( و هر کس جز اسلام (و تسليم در برابر فرمان حق) آييني براي خود انتخاب کند از او پذيرفته  نخواهد شد و او در آخرت  از زيانکاران  است.) همچنين در آيه اي ديگر مي فرمايد: « اِنّ الدّينَ عِندَالله الإسلامُ » ( دين  در نزد خدا، اسلام ( و تسليم بودن در برابر حق ) است.)

عناويني مثل يهوديت و نصرانيت معرف پيامبران نيستند، زيرا هدف اساسي، ايمان به دين حضرت موسي و حضرت عيسي نيست بلکه هدف، ايمان به فرامين و دستورات الهي يعني همان مبدأ مشترک است، پيامبران واحدي که پيامي واحد دارند و خداوند همه آن ها را امت واحده معرفي کرده و مي فرمايد: « وَ إن ّهذِه ِاُمَّتُکُمْ اُمّة واحِدةً وَ اَنَاْ رَبُّکُمْ فَاتّقونِ » ( و اين امت شما، امت واحدي است و من پروردگار شما هستم پس از (مخالفت) من بپرهيزيد.) بنا بر تدبير و عنايت خداوند، اسلام بر اساس دانش و ظرفيت و يافته هاي بشر در مراحل مختلف و در زمان هايي تعيين شده توسط انبياء الهي ارائه شده تا باري سنگين تر از توانايي او نباشد و خداوند خواهان همان است که در هر مقطعي بر بشر ارائه کرده است و تکليف بشر بنا به آيه مبارکه « لا يُکلِّفُ الله نفساً إلاّ وُسعَها » به اندازه کفايت او بر دوش او گذاشته شده است. با ارائه اسلام کامل توسط پيامبر خاتم حجت بر بندگان تمام شده و تسليم واقعي معادل با تبعيت کامل از فرامين دين او معرفي گشته است و اعلام شده که ديگر هرگز نيازي به دين جديد نخواهد بود و همين مطلب مؤيد کفايت يک دين واحد براي جهانيان است. 

سؤال مهم و اساسي اين است که پس از پيامبر خاتم و بسته شدن باب نبوت، تکليف نبوت با همه تعاليم و رنج و مشقت آن چه خواهد بود؟ اسلام خالص چگونه تا ابد جاودان خواهد ماند و صيانت از فرامين آن و جلوگيري از انحرافاتي که دستخوش اديان پيشين بوده است، وظيفه چه کساني است؟

پاسخ اين است که نمود ديگر لطف و عنايت خدا بر بندگان و لزوم ولايت الهي و تداوم آن بعد از بسته  شدن باب نبوت، محور و جرياني به نام "امامت" را مطرح مي سازد که با گشايش اين باب، شعاع توحيد در زندگي بشر همچنان امتداد مي يابد. بنا بر فياضيت و رحمانيت خداوند، مسئله نظام و برنامه اداره امور در هيچ مرحله اي از آغاز تا پايان خلقت، به خودي خود رها نشده و ديني که در بردارنده کليه امور حتي، مکروهات و مستحبات است، در حساس ترين مرحله رشد نيز امت را سرگردان رها نکرده و دستور و برنامه جامعي به نام امامت ارائه داده است تا جايي که اکمال دين را در مشخص کردن امام و معرفت امام مي داند. 

درلسان قرآن، نهج البلاغه و احاديث و روايات، امامت نيز مانند ارائه دين و نبّوت، با تمام ابعاد عميق و ارزنده اش مثل خلافت، جانشيني، مديريت امور عامه و حکومت بين مردم، نصب و جعل الهي بوده و فقط در صلاحيت پروردگار است. امامت مقامي انحصاري براي کساني است که  از جانب خدا و به نص پيامبر، مأمور به تبيين جزئيات دين و رهبري خاص جامعه اسلامي مي گردند که به واسطه عصمت و صلاحيتشان، همچون پيامبر دغدغه اي جز هدايت بشر ندارند و کارگزاران خدا، نگهبان امر و شرع خدا و گواهان بر خلق خدا و در قيامت مدافع پيروان خود و شفعاء آنها مي باشند. شارح کتاب خدا و سنت پيامبر هستند و هر کس تند رفته باشد بايد باز گردد و آنان که کُند مي روند بايد خود را به امام برسانند. امام از حق و قرآن جدا نمي شود، ارکان اسلام و پناهگاه و ملجأ مردم است و حق به واسطه آنها در ميزان و معيار خود قرار ميگيرد. امام مظهر صفات و اسماء الهي است و کسي که متصل و متعهد به اصل امامت مي گردد در حقيقت دو سر ريسمان نجات را در دست دارد و به ثبات و عمق ايمان خود به پروردگارش مهر تضمين و قبولي مي زند و با ارج نهادن بر مقام امامت و تبعيت از اين مجموعه الهي، نمودي از قدرداني خود از لطف خدا را به ظهور مي رساند و اجر رسالت پيامبر مهرباني ها را مي پردازد و با التزام به اين اصل، پايبندي و ايمان خود به 124000پيامبر را نيز به اثبات مي رساند.  

اصالت توحيدي امامت نيز از آنجا به دست مي آيد که بر حسب عقيده توحيدي، حکومت و ولايت و مالکيت حقيقي و مطلق، مخصوص خداست. هيچ کس در عرض خدا حتي بر نفس خود ولايت و سلطنت تکويني و تشريعي ندارد، تا چه رسد به اين که ولايت و حکومت بر ديگري داشته باشد. بنابر اين هر حکومتي که به اذن خدا و از جانب خدا نباشد مداخله در کار خدا و طاغوت است و فرمانبرداري از آن نيز همان پذيرش طاغوت است. در مقابل اين جبهه، هر ولايتي که از جانب خدا و مستند به او باشد، با اذن و فرمان پروردگار، اصيل و معتبر است که پرداختن به آن مجالي طولاني مي خواهد.

پيامبر در خطبه غدير در ميان جمع کثيري از مسلمانان  بعد از طرح مسئله امامت و معرفي جانشين  خود از طرف خداوند و نشان دادن چهره امام علي(عليه السلام)براي حاضران و اتمام حجت، در بياناتي صريح حتي خصوصيات آخرين امام را نيز بيان فرمودند و تأکيد کردند که ولايت، با ايمان و معرفت نسبت به همه آنها تکميل يافته و پذيرفته مي شود و پيام « اَليَومَ أکمَلتُ لَکُم دينَکُم وأتمَمتُ علَيکم نِعمَتي و رَضِيتُ لَکمُ الاسلامَ ديناً » ( امروز، دين شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان آيين (جاودان) شما پذيرفتم.) را به گوش جهان رسانيد تا رضايت خداوند را از اين ابلاغ عظيم کسب کرده باشد. 

بر اين اساس است که شيعيان معتقدند که در اين امّت بعد از پيامبر اکرم دوازده نفر به ترتيب از حضرت اميرالمؤمنين تا امام دوازدهم حضرت مهدي حجت بن الحسن(سلام الله عليهم أجمعين) از جانب خداوند، امام و ولي وقت و خليفه رسول خدا مي باشند. در اين ميان حضرت صاحب الامر از سوي پيامبر خدا و يازده امامي که بعد از رسول خدا امامتشان ثابت است به امامت معرفي شده اند و لذا طبعأ نص بر امامت آن حضرت از نص بر امامت ساير ائمه بيشتر است و همه نصوصي که در اعلام امامت ائمه قبل از آن حضرت است، حتي نصوص ثقلين و غدير بطور مستقيم و يا غير مستقيم، نص بر امامت حضرت مهدي(ارواحنافداه)مي باشد و جالب اين است که علاوه بر نصوص اسلامي بر امامت ائمه اثنا عشر(عليهم السلام) در کتب عهد عتيق و عهد جديد، انجيل و زبور نيز به صراحت و اشاره بر امامت اين بزرگواران از حضرت اميرالمؤمنين(عليه السلام) تا حضرت ولي الله مهدي منتظر(عجل الله)در موارد متعدد تنصيص شده است و هر کتابي با توجه به ويژگي هاي خاص خود و با زبان  مختص خود، آنها را معرفي کرده است. امامت با حضرت علي، يار و برادر پيامبر اسلام آغاز مي شود، با امام حسين، چهره فداکار و ايثارگر دين احيا مي گردد و با مهدي موعود، منجي و اميد جهان خاتمه مي يابد. 

در روايتي آمده است که از امام محمد باقر (عليه السلام ) سؤال شد که آيا شناخت شما خاندان آگاه ساز بر همه مردم واجب است؟ فرمودند: ( خداوند عزوجل حضرت محمد(صل الله عليه و آله) را به عنوان رسول و حجت الهي بر همه مردم جهان برانگيخت، پس هر آن که به خداوند و حضرت محمد(صل الله عليه و آله) رسول خدا ايمان آورد و از او پيروي کند و رسالتش را تصديق نمايد، بر او واجب است امام زمانش را که از ماست، باز شناسد و هر آن که به خدا و رسول او ايمان نياورده، از وي تبعيت نکرده، او را تصديق ننموده و حق خدا و رسول او را نشناخته است؛ چگونه بر او شناخت واجب مي شود، در حالي که هنوز به خدا و رسول او ايمان نياورده و حق آنها را نشناخته است. در حالي که خداوند در قرآن فرموده: « يآ اَيهَا الَّذِينَ آمَنُوَا أطِيعُوا للَّهَ وَ أطِيعُوا الرَّسوُلَ وَ أوْلِي الاَمرِ مِنکُم» (اي کساني که ايمان آورده ايد، خدا و رسول و اولياي امر خودتان را اطاعت کنيد.) همچنين پيامبر اکرم در حديثي فرموده اند: (هر کس بميرد در حالي که امام زمانش را نشناخته باشد، به مرگ جاهليت مرده است.) 

حساسيت و اهميت بحث امامت و ارتباط آن با تمام ابعاد اعتقادي در طول تاريخ اسلام، خود وسيله اي براي غربالگري و زمينه امتحاني سنگين از معتقدان در دوره زندگي هر امامي با شرايط و ويژگيهاي مخصوص آن گشته است که شامل زمان ما نيز مي گردد. در زنجيره ولايت خداوندي بر بشر توسط اوصياء الهي و با توجه به دستورات و سفارشات پيامبر، ابلاغ پيامبر در روز غدير از همان روزهاي آخر عمر مبارک پيامبر ناديده گرفته شد و انحراف از مسير واقعي حکومت اسلامي واقع شد و جدا شدن مسير حکومت از امامت، زندگي امامان را تحت الشعاع قرار داده و باعث شهادت مظلومانه آنان شد. شرايط پيش آمده و لزوم حفاظت از آخرين امام براي تحقق وعده الهي در زمان مقرر آن و ويژگيهاي بسيار خاص در زمان امامت خاتم اوصياء تکاليف بسيار ويژه اي را به همراه داشته و باعث شد باب جديدي به نام "مهدويت" و "انتطار مهدي موعود" را در مبحث امامت مطرح سازد که سنگيني و اهميت آن طبق روايات ترازوي سنجش ايمان مدعيان گشته است. بازار داغ دشمني ها و شبهه افکني ها در نوع خاص دوره امامت حضرت مهدي و ارتباط تنگاتنگ آن با اتفاقات آخرالزمان، نشان از شرايط حساسي دارد که بانگ بيدار باش و سختي راه آن در قالب روايات بسياري به دست ما رسيده است.

صيانت از امامت و امام شناسي اين روزها از مهمترين مسائل در ميان انبوه عقايد و تفکرات انحرافي و شبهات است که پرداختن تخصصي و به روز در اين حيطه مي تواند پاسخ بسياري از سؤالات باشد. خلق و پرورش جريانهاي نوظهور و انحرافي، فرقه پروري، تفرقه در امت اسلامي، کشتار مسلمين به دست جريانهاي مدعي مسلماني، شبهه در اصل وجود مقدس امام عصر، مشغول شدن به مسائل جزيي تر قبل از تبيين و شفاف سازي اعتقادات بنيادين اسلامي در جوانان و هزاران نکته قابل توجه که بررسي آنها در ليست وظايف هر مسلماني به خصوص متخصصان اين حوزه است، پاسخي جز بارور کردن و پرداختن به تعاليم ريشه اي اسلام در سطح بسيار وسيع ندارد. 

روشن است که اعتقاد به وجود امام عصر (عجل الله )تنها يک عقيده نيست بلکه يک وظيفه عملي و دفاع از ماهيت و حيثيت اسلام است. دشمنان قسم خورده اسلام و شيعيان با ايجاد تفرقه و شبهه افکني سعي بر اين دارند که اعتقادات ما را زير سؤال برده و آن ها را به صورت چالشها و معضلاتي در مقابل پيشرفت و تکنولوژي امروز وانمود کنند. دير زماني است که دو پايه اسلام که « فرهنگ عاشورا» و «فرهنگ مهدويت»  است به طور جدي و وسيع با صرف هزينه هاي کلان از سوي دشمنان ديرينه اسلام که فقط پوستين آن ها تغيير کرده، مورد تهاجم و حمله شديد فرهنگي و سياسي قرار گرفته است. اينک اين وظيفه و تکليف بر ما مسلم و ثابت است که با تمام قوا و هر اقدام مؤثري به خنثي کردن اين فتنه ها بپردازيم و از ياد نبريم که شور حسيني با لبيک به امام عصر(عجل الله ) زنده و پا بر جا مي ماند و ادامه فرياد «هل من ناصر ينصرني» امام حسين (عليه السلام) از سينه مبارک امام زمان(عجل الله )در همه جاي گيتي براي آنان که گوشي شنوا دارند، قابل شنيدن است و همراه و ياور و مبارز واقعي مي طلبد. عمل به شؤؤن انتظار بسي سخت تر از شعار آن است که در کوچکترين و جزيي ترين مراحل زندگي بايد نمودار گردد. در اهميت پرداختن به اهم مسايل در ميان همه مسائل مهم روز و اقبال عقيده و قدرت شيعه در عصر حاضر، همين اعتراف کفايت مي کند که فرانسيس فوکوياما فيلسوف و سياستمدار پر آوازه تبعه آمريکا گفته است: ( شيعه پرنده اي است که افق پروازش بسيار بالاتر از تيرهاي ماست. پرنده اي است که دو بال دارد. بال سبز اين پرنده مهدويت و عدالت خواهي و بال سرخ آن شهادت طلبي است که ريشه در کربلا دارد. اين پرنده زرهي به نام ولايت پذيري به تن دارد که او را فنا ناپذير کرده است.) وعده تحقق حکومت عدل الهي در قالب آيه « وَ نُريدُ أن نَمُنّ عَلَي الّذينَ استُضعِفوُا فِي الاَرضِ وَ نَجعَلَهُم أئمَة وَنَجعَلَهُمُ الوارِثينَ  * وَ نُمَکّنُ لَهُم فِي الأرضِ .... » ( و مي خواهيم بر آنان که در زمين مستضعف شدند، منت گذاريم و آنان را پيشوايان و وارثان زمين قرار دهيم و ايشان را در زمين  مکنت و توان  بخشيم ....) خواب و آرامش را از مستکبران گرفته و در مقابل مستضعفان جهان را اميد و دلگرمي داده است.

پيامبر اکرم مي فرمايند: ( يا علي! آگاه باش که بالاترين مردم به لحاظ يقين، گروهي هستند که در آخر الزمان خواهند بود. با توجه به اين که پيامبر را درک نکرده اند و با او نبوده اند و امام آنها هم از آنان غايب بوده است، در عين حال از روي نوشته بر کاغذ سفيد ايمان مي آورند.) امام سجاد نيز در روايتي ديگر مي فرمايند: ( بي ترديد مردم زمان غيبت مهدي، که امامت او را باور دارند و منتظر ظهور او هستند، از مردمان ديگر زمانها افضل و برترند، چون خداي متعال به آنان عقل و درک و قدرت شناختي داده که غيبت برايشان چون ظهور است. خداوند آنان را در آن زمان همپايه مجاهدان شمشير زن زمان پيامبر اکرم قرار داده است. اينان اخلاص گزاران واقعي و شيعيان راستين ما و دعوت کنندگان مردم به خدا، در نهان و آشکار هستند.) خداي باري تعالي را به عزت و جلال بي منتهايش قسم مي دهيم که مشمول همين توصيف زيبا و غرور آفرين باشيم و اميد است که در هر سنگر و هر جايگاهي که هستيم بتوانيم در زمره ياران و همراهان اين امام حاضر و ناظر باشيم.

صيانت از امامت و امام شناسي اين روزها از مهمترين مسائل در ميان انبوه عقايد و تفکرات انحرافي و شبهات است که پرداختن تخصصي و به روز در اين حيطه مي تواند پاسخ بسياري از سؤالات باشد. خلق و پرورش جريانهاي نوظهور و انحرافي، فرقه پروري، تفرقه در امت اسلامي، کشتار مسلمين به دست جريانهاي مدعي مسلماني، شبهه در اصل وجود مقدس امام عصر، مشغول شدن به مسائل جزيي تر قبل از تبيين و شفاف سازي اعتقادات بنيادين اسلامي در جوانان و هزاران نکته قابل توجه که بررسي آنها در ليست وظايف هر مسلماني به خصوص متخصصان اين حوزه است، پاسخي جز بارور کردن و پرداختن به تعاليم ريشه اي اسلام در سطح بسيار وسيع ندارد. 

روشن است که اعتقاد به وجود امام عصر (عجل الله )تنها يک عقيده نيست بلکه يک وظيفه عملي و دفاع از ماهيت و حيثيت اسلام است. دشمنان قسم خورده اسلام و شيعيان با ايجاد تفرقه و شبهه افکني سعي بر اين دارند که اعتقادات ما را زير سؤال برده و آن ها را به صورت چالشها و معضلاتي در مقابل پيشرفت و تکنولوژي امروز وانمود کنند. دير زماني است که دو پايه اسلام که « فرهنگ عاشورا» و «فرهنگ مهدويت»  است به طور جدي و وسيع با صرف هزينه هاي کلان از سوي دشمنان ديرينه اسلام که فقط پوستين آن ها تغيير کرده، مورد تهاجم و حمله شديد فرهنگي و سياسي قرار گرفته است. اينک اين وظيفه و تکليف بر ما مسلم و ثابت است که با تمام قوا و هر اقدام مؤثري به خنثي کردن اين فتنه ها بپردازيم و از ياد نبريم که شور حسيني با لبيک به امام عصر(عجل الله ) زنده و پا بر جا مي ماند و ادامه فرياد «هل من ناصر ينصرني» امام حسين (عليه السلام) از سينه مبارک امام زمان(عجل الله )در همه جاي گيتي براي آنان که گوشي شنوا دارند، قابل شنيدن است و همراه و ياور و مبارز واقعي مي طلبد. عمل به شؤؤن انتظار بسي سخت تر از شعار آن است که در کوچکترين و جزيي ترين مراحل زندگي بايد نمودار گردد. در اهميت پرداختن به اهم مسايل در ميان همه مسائل مهم روز و اقبال عقيده و قدرت شيعه در عصر حاضر، همين اعتراف کفايت مي کند که فرانسيس فوکوياما فيلسوف و سياستمدار پر آوازه تبعه آمريکا گفته است: ( شيعه پرنده اي است که افق پروازش بسيار بالاتر از تيرهاي ماست. پرنده اي است که دو بال دارد. بال سبز اين پرنده مهدويت و عدالت خواهي و بال سرخ آن شهادت طلبي است که ريشه در کربلا دارد. اين پرنده زرهي به نام ولايت پذيري به تن دارد که او را فنا ناپذير کرده است.) وعده تحقق حکومت عدل الهي در قالب آيه « وَ نُريدُ أن نَمُنّ عَلَي الّذينَ استُضعِفوُا فِي الاَرضِ وَ نَجعَلَهُم أئمَة وَنَجعَلَهُمُ الوارِثينَ  * وَ نُمَکّنُ لَهُم فِي الأرضِ .... » ( و مي خواهيم بر آنان که در زمين مستضعف شدند، منت گذاريم و آنان را پيشوايان و وارثان زمين قرار دهيم و ايشان را در زمين  مکنت و توان  بخشيم ....) خواب و آرامش را از مستکبران گرفته و در مقابل مستضعفان جهان را اميد و دلگرمي داده است.

پيامبر اکرم مي فرمايند: ( يا علي! آگاه باش که بالاترين مردم به لحاظ يقين، گروهي هستند که در آخر الزمان خواهند بود. با توجه به اين که پيامبر را درک نکرده اند و با او نبوده اند و امام آنها هم از آنان غايب بوده است، در عين حال از روي نوشته بر کاغذ سفيد ايمان مي آورند.) امام سجاد نيز در روايتي ديگر مي فرمايند: ( بي ترديد مردم زمان غيبت مهدي، که امامت او را باور دارند و منتظر ظهور او هستند، از مردمان ديگر زمانها افضل و برترند، چون خداي متعال به آنان عقل و درک و قدرت شناختي داده که غيبت برايشان چون ظهور است. خداوند آنان را در آن زمان همپايه مجاهدان شمشير زن زمان پيامبر اکرم قرار داده است. اينان اخلاص گزاران واقعي و شيعيان راستين ما و دعوت کنندگان مردم به خدا، در نهان و آشکار هستند.) خداي باري تعالي را به عزت و جلال بي منتهايش قسم مي دهيم که مشمول همين توصيف زيبا و غرور آفرين باشيم و اميد است که در هر سنگر و هر جايگاهي که هستيم بتوانيم در زمره ياران و همراهان اين امام حاضر و ناظر باشيم.

 




 
تعداد بازديد:155 آخرين تغييرات:97/02/13
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر