دوشنبه 18 آذر 1398 - 12 ربيع الثاني 1441 - 9 دسامبر 2019
صفحه اصلي/كودك و نوجوان

خواسته های دانش آموزان را می شنوم/ لزوم برقراری ارتباط با کودکان

گفتگوي مهر با معلم نمونه ورامين؛

خواسته هاي دانش آموزان را مي شنوم/ لزوم برقراري ارتباط با کودکان

 

ورامين- يکي از معلمان نمونه ورامين هم زمان با روز گراميداشت مقام معلم، از راهکارهاي موفقيت و نحوه صحيح برقراري ارتباط با دانش آموزان مي گويد.

 

 

خبرگزاري مهر ، گروه استان‌ها- زينب السادات هاشمي: شهربانو رجبي نسب با ۲۲ سال سابقه، معلمي است خوش اخلاق و کار بلد که براي شناخت بهتر و بيشتر ويژگي هاي اخلاقيش بايد پاي صحبت دانش آموزان وي نشست.

خود من هم کلاس پنجم ابتدايي افتخار شاگردي وي را داشتم و به وضوح مشاهده کردم که دانش آموزان مدرسه علاقمند شاگردي اين معلم مهربان بودند، به خوبي به خاطر دارم، بعضي از دانش آموزان والدين خود را به مدرسه مي آوردند تا با مدير صحبت کند، تا سال تحصيلي را در کلاس خانم رجبي بگذرانند، بي اختيار ياد شعر معروف محمد حسين نظيري نيشابوري افتادم که مي گويد: « درس معلم ار بود زمزمهٔ محبتي، جمعه به مکتب آورد طفل گريزپاي را» اما دليل اين محبوبيت و موفقيت چيست، براي اين که بيشتر با اين رمز موفقيت و شيوه صحيح تربيتي دانش آموزان آشنا شويم، در آستانه روز معلم، ميهمان خانم معلم مهربان سال هاي کودکي شديم و با وي به گفتگو نشستيم.

* اولين روز مدرسه را چگونه شروع مي کنيد؟ 

روز اول مدرسه فقط به فکر تعامل با دانش آموزانم هستم و کاملا تدريس را کنار مي گذارم، در اين روز فقط به دانش آموزان توجه مي کنم و چون من در پايه هاي پنجم و ششم تدريس مي کردم و چندين سال در يک مدرسه تدريس داشتم، اسم اکثر دانش آموزان را مي دانستم ولي با اين حال يک عکس از کلاس مي گرفتم و با دستگاه چاپگر مدرسه روي برگه «آ. چهار» چاپ کرده و از خود دانش آموز مي خواستم. تا نام خودشان را به اضافه يک لقب خوب که خودشان دوست دارند کنار عکس خود بنويسند.

با هر خودکار و با هر رنگي و آن عکس را روي ميزم قرار مي دادم و به طور غير مستقيم اسم همه دانش آ موزان را ياد گرفته و ارتباط اوليه را برقرار مي کردم.

بعد از يک ارتباط اوليه تمام خصوصيات اخلاقي خود و انتظاراتم را خيلي شفاف و روشن بيان مي کردم به طور مثال مي گفتم «سر کلاس آدامس نجويد» ، به انتظارات دانش آموزان گوش مي دادم، به طور مثال مي گفتند «ما دوست داريم به گردش علمي برويم» ، در طول سال به فکر انتظارات آن ها بودم و هر بار که مي توانستم آن ها را برآورده کنم به آنها مي گفتم با توجه به درخواستي که ابتداي سال از من داشتيد تصميم گرفتم اين کار را انجام دهم.

من نمي گذارم ظاهر دانش آموزان و يا موارد بازگو شده از زبان معلمان سال هاي گذشته بر من تاثير بگذارد و سعي مي کنم در کارهايم و تدريسم و ارتباط با دانش آموزانم از کسي تقليد نکنم بلکه همان رفتارهاي خود را داشته باشم و تاثير رفاقت غير مستقيم روز اول را تا پايان سال حس مي کنم.

* در تدريس خود از چه روش ها و شيوه هايي استفاده مي کنيد که تفاوت ايجاد کند؟

در تدريس خود اگر سؤالي پرسيدم حتما تا پايان زنگ بايد به جواب برسم، هميشه سعي کردم، مطلب تازه اي براي دانش آموزان داشته باشم، نکات تکراري را با يک روش متفاوت مثلا تشکيل کلاس در حياط و يا مکان ديگر تدريس مي کردم.

عقيده دارم خواندن دانش آموزان و تند خواني بر همه دروس آنها تاثير دارد، بنابر اين هر روز در صدد تقويت رو خواني دانش آموزان بودم.

هميشه قبل از تدريس وسايل کمک آموزشي خود را آماده کرده و سعي داشتم براي همه تدريس هايم وسايل کمک آموزشي داشته باشم.

* حقوق معلمي در مقايسه با بسياري از مشاغل کم تر است، چطور معلم شديد ؟

علاقه شديد به معلمي داشتم.

از دوران کودکي، حتي قبل از رفتن به مدرسه وقتي با هم سالان خود بازي مي کردم، به جاي خاله بازي، من معلم مي شدم و بقيه دانش آموزانم و چند ساعتي درس مي دادم و مشغول کلاس داري مي شدم ولي وقتي بزرگ تر شدم به غير از عشق و علاقه، امنيت خاصي را در اين شغل براي يک خانم ديدم و به اين شغل گرايش پيدا کردم.

* اگر دوباره فرصت انتخاب شغل داشتيد آيا غير از معلمي شغل ديگري انتخاب مي کرديد؟

خير، فقط معلمي و فقط معلمي، چون عقيده دارم به ثوابش، به برکتش، به اثراتش و سعادتش که به خوبي در زندگي روزمره ام حس مي شود.

* به عقيده شما يک معلم خوب بايد چه ويژگي هايي داشته باشد؟

عشق و علاقه به تدريس داشته باشد و خود را يک رهبر و الگو بداند، تا مراقب اعمال و رفتارش باشد.

کاملا به احتياجات دانش آموزانش واقف باشد، در مورد دوره سني و روان شناسي رشد دانش آموزانش اطلاعات کافي داشته باشد و نياز هايشان را بداند.

يک معلم خوب نبايد مشکلات خارج از مدرسه خود را وارد کلاسش کند و ثبات عاطفي و رواني داشته باشد، به دانش آموزانش احترام بگذارد و به آن ها نيز ياد بدهد، تا به ديگران، کوچک ترها و بزرگ تر ها احترام بگذارند.

* دانش آموزان تيز هوش با سايرين چه تفاوتي دارند؟

بين دانش آموزان تيز هوش با سايرين تفاوت خاصي وجود ندارد ولي بايد ها و نبايد هاي ذهنشان متفاوت است، يک معلم خوب بايد طوري رفتار و تدريس کند، که به هيچ کدام از اين ۲ گروه از دانش آموزان لطمه وارد نشود، چون دانش آموزان تيز هوش کمال گرا هستند.

* نحوه تشويق در دانش آموزان ضعيف چگونه است؟

تشويق بايد ايجاد انگيزه کند چون اگر دانش آموزان انگيزه داشته باشند خيلي خوب درس مي خوانند حتي دانش آموز تيز هوش هم اگر انگيزه نداشته باشد ضعيف مي شود و فقط به شکلي مصنوعي ياد گيري را پشت سر مي گذارد.

بايد با تشويق به دانش آموز فهماند، مطالبي را که مي آموزد، مفيد است و اشتياق را در او بيشتر کنيم، تشويق مي تواند محبت کردن باشد و يا يک تشويق زباني و شايد هم يک نگاه پر از معني، ولي در بعضي از مواقع هديه اي کوچک که طعم موفقيت را بچشند هم مناسب است.

دانش آموزان ضعيف فکر مي کنند موفقيت فقط براي دانش آموزان ديگر است، ولي وقتي يک بار طعم آن را بچشند، سعي مي کنند در دروس ديگر نيز پر تلاش ظاهر شوند.

*چه مسايلي مي تواند مانع پيشرفت تحصيلي در دانش آموزان شود؟

موانع پيشرفت تحصيلي دانش آموز بيشتر مربوط به خود دانش آموز مي شود و خانواده و معلم و جامعه نيز روي او تاثير گذار است.

دانش آموز اگر تغذيه مناسب نداشته باشد و يا مشکلات خانوادگي داشته باشد، فرزند طلاق باشد و يا يکي از والدين معتاد باشد، خواب کافي نداشته باشد، دوستان نامناسب داشته باشد و خيلي از موارد ديگر نمي تواند خوب تمرکز کند و در تحصيل پيشرفت کند و اگر دانش آموزي خودش در برنامه ريزي مشکل داشته باشد و نتواند براي تفريح و مطالعه و ديگر کارهاي خود برنامه ريزي کند، باز هم در پيشرفت تحصيلي دچار مشکل مي شود.

ما دانش آموزاني داريم که هيچ گونه مشکل خانوادگي و موارد ديگر را ندارند، ولي باز هم نمي توانند، پيشرفت کنند آن ها افرادي هستند که روش مطالعه کردن و حل مسئله را بلد نيستند ،خيلي مي خوانند ولي ياد نمي گيرند، چون روش را نمي دانند.

البته بايد بگويم معلم و جامعه نيز در پيشرفت تحصيلي دانش آموز تاثيرات بسزايي دارد.

* بهترين خاطره اي که از کلاس و مدرسه داريد؟

سال هاي اوليه تدريس را سپري مي کردم و يک ماه از سال تحصيلي گذشته بود، معلم کلاس سوم ابتدايي يکي از مدارس روستايي در ورامين به عنوان معاون در آن مدرسه منصوب شده بود و من به عنوان جايگزين در کلاس سوم مشغول به تدريس شدم  روز اول به من گفت: همه شاگران کلاس بد نيستند، ولي يک شاگرد داري به نام «احمد» ، هر موقع اذيت کرد بفرست پيش خودم از نظر درسي که هيچ، ديکته هايش را چشم بسته صفر مي دهم.

بعد از چند روز که من با دانش آموزان کلاسم کاملا آشنا شدم با «احمد» به طور خصوصي صحبت کردم و خواسته هايم را برايش گفتم، در مورد اهميت خودش برايش صحبت کردم و به خواسته هايش گوش دادم ارتباط خوبي بين ما به وجود آمد، يک روز در پنجره ديدم معاون مدرسه( همان معلم سابق) احمد را تنبيه مي کند، خيلي ناراحت شدم و در دفتر مدرسه با او صحبت کردم و پرسيدم دليل تنبيه احمد چيست، گفت خيلي وقت بود تنبيه نشده بود، خواستم از يادش نرود و او را تنبيه کردم، ناراحت شدم و با او و مدير مدرسه صحبت کردم و خواستم که ديگر شاهد اين گونه موارد نباشم، خواهش کردم ديگر کسي شاگردان مرا تنبيه بدني نکند، چون در روند تربيتي من تاثير معکوس مي گذارد.

خلاصه بعد از چندماه شاهد يک احمد جديد بوديم، بسيار مرتب، تميز، درس خوان و با اخلاق.

با مادر احمد ارتباط خوبي برقرار کردم و مي دانستم خصوصيات رفتاري احمد در خانه و محله نيز بسيار تغيير کرده ولي پدر او که راننده اتوبوس بود را هيچ گاه ملاقات نکرده بودم تا زماني که جلسه اوليا و مربيان مدرسه بود، همه اوليا تشريف آورده بودند و مدير، معاون و معلمين در آن جلسه حضور داشتند که مردي درشت هيکل از انتهاي سالن بلند شد و گفت من با معلم پسرم احمد کار دارم که مدير مدرسه کارش را پرسيد وي جلو آمد و گفت «کدام يک از شما خانم ها معلم پسرم هستيد؟ »

من از روي صندلي بلند شدم و گفتم «بفرماييد امرتان؟ »

ديدم او بر روي زمين زانو زد و اجازه خواست تا روي کفشم را ببوسد، من يک قدم عقب رفتم و خواستم از روي زمين بلند شوند ولي اين پدر عزيز و گران قدر جاي پاي مرا بوسيد و بعد بلند شد.

رو به جمعيت گفت «همه شما من و خانواده مرا مي شناسيد، مي دانيد که غرور من اجازه چنين کاري را نمي دهد، اما الان جاي پاي خانم رجبي را مي بوسم چرا که به پسرم عزت داد و همه تغييرات رفتاري احمد را از لحاظ درسي و اخلاق  متوجه هستند، من اين را مديون معلم خوبش مي دانم و از او تشکر مي کنم. »

* براي ساير همکاران چه توصيه اي داريد تا در تدريس موفق عمل کنند؟

مسائل و موارد زيادي است، که دست به دست هم مي دهند تا ما در تدريس خود موفق باشيم، به طور مثال مطالب اصلي درس را در ساعتي از زمان تدريس کنيم که دانش آموز خسته نبوده و تمرکز داشته باشد.

يک تدريس زماني موفق خواهد بود، که با مطالعه و برنامه ريزي باشد و معلم بداند که اطلاعات دانش آموزان در چه حد است و چقدر مي تواند مطلب جديد به آن ها بگويد و به اطلاعات قبلي آن ها بيافزايد، البته مواردي چون خوش اخلاق بودن و ارتباط با دانش آموز نيز بر تدريس موفق تاثير دارد.

بهتر است در حين تدريس و بعد از تدريس از دانش آموزان ارزيابي شود، تا مطالب گفته شده کاملا در ذهن آن ها نقش ببندد و ماندگار شود.

 




 
تعداد بازديد:345 آخرين تغييرات:97/02/13
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر