دوشنبه 28 آبان 1397 - 11 ربيع الاول 1440 - 19 نوامبر 2018
صفحه اصلي/دين و انديشه

فقه و علوم عقلی تقابلی ندارند/روایات اهل بیت(ع)مشوق تفکر عقلی است

فنايي اشکوري در گفتگو با مهر:

فقه و علوم عقلي تقابلي ندارند/روايات اهل بيت(ع)مشوق تفکر عقلي است

 

کساني که با طرح تقابل بين علوم عقلي و معارف اهل بيت(ع)، به عقل ستيزي قداست مي دهند نمي دانند با عقل ستيز معرفي کردن مکتب اهل بيت به اين مکتب که بيش از هر مکتبي مشوق عقلانيت است ضربه مي زنند.

خبرگزاري مهر، گروه دين و انديشه: مقام معظم رهبري در ديدار با دست اندرکاران برگزاري همايش حکيم طهران (مرحوم آقاعلي مدرس زنوزي) و اعضاي مجمع عالي حکمت اسلامي، دعوت جوانان به علوم عقلي را مهم دانستند و در اين باره گفتند: «توجه حوزه ها به علوم عقلي و به خصوص فلسفه خيلي مهم است … اگر چنانچه فلسفه را شما از قم برداريد، کساني در جاهاي ديگر، متصدي تبيين فلسفه و تدريس فلسفه مي شوند که اهليت و صلاحيت اين کار را ندارند؛ کما اينکه الان مي بينيم بعضي از افرادي که در غير قم به عنوان فلسفه دان شناخته مي شوند و مطرح مي شوند اطلاعات شان از فلسفه سطحي است؛ نه اينکه اطلاع ندارند اما اطلاعات شان عميق نيست، سطحي است؛ يک چيزي خوانده اند و يک اصطلاحي را بر زبان جاري مي کنند؛ خب اين خوب نيست؛ خوب است که در خود قم باشد، در حوزه علميه باشد.» ايشان در بيانات شان به اهميت تدريس علوم عقلي و فلسفه در حوزه هاي علميه قم و تهران تاکيد کردند تا از ترويج اين علوم توسط افرادي که از سطح سواد پاييني در اين زمينه برخوردارند، جلوگيري شود.

در گفتگو با محمد فنايي اشکوري، استاد فلسفه و عرفان تطبيقي به بررسي جايگاه فلسفه در حوزه و اهميت آن براي ديگر رشته هاي علوم اسلامي پرداختيم که اکنون متن آن پيش روي شماست؛

*مقام معظم رهبري بارها از جمله در سفر چند سال پيش به قم و همچنين اخيرا در ديدار با اعضاي برگزار کننده همايش حکيم طهران و اعضاي مجمع عالي حکمت اسلامي به ترويج علوم عقلي و فلسفه در حوزه علميه اشاره و تأکيد داشتند. به نظر شما اين دسته از علوم چه روندي را اکنون در حوزه ها طي مي کنند که ايشان نسبت به آن هشدار دادند؟

در مقايسه با گذشته امروزه در حوزه علميه قم استقبال خوبي از علوم عقلي مي شود و درس هاي متعددي در زمينه هاي کلام، فلسفه و عرفان وجود دارد. همچنين مراکز و مؤسساتي در زمينه هاي مختلف علوم عقلي فعال هستند، مانند مجمع عالي حکمت اسلامي که به پيشنهاد مقام معظم رهبري و حمايت معظم له تأسيس شد. وضع نشريات اعم از مجله و کتاب نيز در اين زمينه ها بد نيست، اما با اين حال کمبودها و مشکلات در اين حوزه بسيار است.

آنچه در حال حاضر داريم براي جبران عقب ماندگي هاي چند صد ساله کافي نيست و براي جبران اين عقب ماندگي به تدبير و تلاش بيشتري نيازمند هستيم. افزون بر اين متأسفانه جرياني که در طول تاريخ با تفکر و عقل ورزي و علوم عقلي مخالفت ورزيده، مجدداً فعال شده و با طرح شبهه‌هاي بي پايه، طلاب جوان را از روي آوردن به علوم عقلي دلسرد مي کند. آنها با طرح تقابل بين علوم عقلي و معارف اهل بيت(ع) به عقل ستيزي رنگ قداست مي دهند، در حالي که نمي دانند با عقل ستيز معرفي کردن مکتب اهل بيت(ع) به اين مکتب که بيش از هر مکتبي مشوق عقلانيت و تفکر عقلي است ضربه مي زنند و آن را ضد عقل نشان مي هند.

گاهي بين علوم عقلي و فقه تقابل مصنوعي ايجاد مي کنند و در موضع دفاع از فقه، علوم عقلي را تحقير مي کنند و فتوا به کفر عالمان علوم عقلي مي دهند؛ در حالي که هيچ تقابلي بين فقه و علوم عقلي نيست و عالمان علوم عقلي ما اغلب خود فقيه هستند

گاهي بين علوم عقلي و فقه تقابل مصنوعي ايجاد مي کنند و در موضع دفاع از فقه، علوم عقلي را تحقير مي کنند و فتوا به کفر عالمان علوم عقلي مي دهند؛ در حالي که هيچ تقابلي بين فقه و علوم عقلي نيست و عالمان علوم عقلي ما اغلب خود فقيه هستند.

موضوع فقه و علوم عقلي کاملاً از هم جدا است. حوزۀ فقه احکام شرعي فرعي است و حوزۀ علوم عقلي عقايد و الاهيات است و تصور تعارض بين اينها نامعقول است. گاهي روايات اسلامي را در تقابل با علوم عقلي جلوه مي دهند، در حالي که روايات اهل بيت(ع) بزرگترين مشوق علماي شيعه براي روآوردن به علوم و معارف عقلي است.

برخي از کساني که با فلسفه آشنا نيستند مي‌پندارند که فلسفه خواندن به معناي تقليد از يونانيان است. آنها فکر مي‌کنند يک فلسفه اي در يونان پديد آمد که از آن زمان تا امروز همه کساني که به فلسفه علاقمند هستند، پيرو يونانيان هستند. اين کاملاً نشان از بي خبري و ناآگاهي آنها از فلسفه است. در فلسفه تقليد بي معناست و تقليد با روح فلسفه در تناقض است. به اينها بايد گفت بد نيست يک دوره تاريخ فلسفه اسلامي و فلسفه غرب را مطالعه کنيد تا به تنوع مکتب هاي فلسفي پي ببريد. صدها مکتب فلسفي در دنيا هست که هيچ شباهتي به فلسفۀ يونان ندارد. در هند و چين هم فلسفه است. در ايران قديم هم فلسفه بود، چنان که در غرب امروز هم فلسفه رايج است.

بله، نام همه فلسفه است و در برخي مسائل بين آنها ممکن است مشابهتي باشد، اما اين باعث نمي شود که بگوئيم فلسفۀ علامه طباطبايي مثلا همان فلسفه ارسطو است. اين مثل آن است که بگوييم يهود علم تفسير و فقه و کلام دارد و مسلمين هم علم تفسير و فقه کلام دارند و چون نام هر دو يکي است و برخي مسائل آنها شبيه هم هستند. پس تفسير و فقه و کلام اسلامي همان  تفسير و فقه و کلام يهودي است و علماي اسلام در اين حوزه ها دنباله رو علماي يهودند!!! همان قدر که اين حرف درباره تفسير و فقه و کلام خام و نادرست است درباره فلسفه و عرفان هم خام و نادرست است. مثلاً در فلسفه اسلامي معاصر ما مباحثي درباره هستي شناسي و معرفت شناسي و انسان شناسي مطرح مي شود و عقايد و آراء گوناگون در آن بررسي مي شود، اعم از آراء يونانيان، آراء فلاسفه اسلامي و آراء فلاسفه معاصر غرب.  فلسفه و هيچ علمي با خطابه و توهين و به کارگيري عبارت‌هاي اهانت آميز و تمسخر و تکفير اهل آن ابطال نمي شود. راه بحث در اين زمينه توهين و تمسخر و تکفير نيست، بلکه راهش وارد شدن به بحث علمي استدلالي است که مستلزم رسوخ در مباحث عقلي و قدرت استدلال منطقي است. 

*اهميت علوم عقلي و کاربرد آن در ساير علوم حوزوي تا چه حد هست؟

مهمترين بعد دين، عقايد دين است. در حوزۀ عقايد به ويژه در اصول دين تقليد راه ندارد. عقايد دين در علوم عقلي بررسي مي شوند، نه در فقه به معناي خاص آن که امروز رايج است. علم شريف فقه از کتاب طهارت تا ديات عهده دار بيان وظيفۀ شرعي مکلف است، نه خدا شناسي و انسان شناسي و معادشناسي. عقايد در قرآن و سنت بيان شده است، اما همان طور که فقه عهده دار تبيين و اجتهاد در حوزۀ احکام است، کلام و  حکمت الاهي هم عهده دار تبيين و اثبات عقايد ديني و شرح و تفسير اجتهادي معارف اعتقادي و تثبيت بنيان هاي نظري آن است.

مهمترين بعد دين، عقايد دين است، در حوزۀ عقايد به ويژه در اصول دين تقليد راه ندارد. عقايد دين در علوم عقلي بررسي مي شوند، نه در فقه به معناي خاص آن که امروز رايج است

همچنين پاسخ به شبهات عقلي در حوزۀ عقايد در قلمرو علوم عقلي است نه در قلمرو فقه. اگر کسي با شبهات در زمينه عقايد آشنا باشد مي داند که اين شبهات بي‌شمار است و روز به روز در حال توسعه است. اگر عالمان علوم عقلي براي پاسخ به اين شبهات اقدام نکنند و مؤسساتي در اين زمينه فعاليت نکنند، شک و ترديد در زمينه باورهاي ديني روز به روز توسعه مي يابد.

در دهه هاي قبل ديديم که مارکسيسم وارد ايران و برخي کشورهاي اسلامي شد و چگونه جمع بسياري از جوانان و تحصيل کردگان و روشنفکران مسلمان را جذب و از دين خارج کرد. چه کساني در مقابل اين جريان ايستادند و از کيان انديشۀ ديني دفاع کردند؟ غير از امثال علامه طباطبايي و مطهري که سرآمدان علوم عقلي بودند؟ شبهه هاي مارکسيست ها درباره واجبات و محرمات و طهارت و شکيات نبود، بلکه درباب مسائلي همچون خدا و عالم ماوراي طبيعت و حيات پس از مرگ بود.

*جايگاه علوم عقلي در حوزه قبل از انقلاب با بعد از انقلاب اسلامي چه پيشرفتهايي داشته است؟

پيش از انقلاب اسلامي علوم عقلي بسيار مهجور بود و افراد معدودي از نخبگان حوزه مانند امام خميني، علامه طباطبايي و شهيد مطهري براي اداي وظيفه و مسئوليت تاريخي خود در پيشگاه الهي با ايثار و ترک جايگاه و خطرکردن و بدنامي و جفا را به جان خريدن در اين راه گام برمي داشتند و در اين راه متحمل فشارها و تهمت هاي بسيار مي شدند.

انقلاب شکوهمند اسلامي نقطۀ عطفي در توجه حوزه ها به علوم عقلي شد به طوري که وضعيت علوم عقلي پس از انقلاب با پيش از انقلاب از هيچ جهت قابل مقايسه نيست، البته نياز امروز هم با گذشته قابل قياس نيست. هم نظام اسلامي براي استحکام بنيان هاي نظري و توفيقش نيازمند به علوم عقلي در گستره اي وسيعتر از گذشته است و هم مقابله با انديشه هاي ماترياليستي و سکولاريستي که همچون سيل و طوفان وارد فضاي کشور ما مي شود امروز همتي جانانه مي طلبد. ارزش دفاع از مواضع عقايد ديني و پاسخ به شبهات کمتر از دفاع در مقابل تهاجم نظامي دشمن نيست؛ بلکه اهميتش از آن بيشتر است. اگر جوانان ما در عقايد، سست و خلع سلاح شوند قطعاً در ساير جبهه ها و سنگرها نمي توانيم توفيقي داشته باشيم.

*يکي از موضوعاتي که مقام معظم رهبري در سخنراني اخير در ديدار با اعضاي برگزار کننده همايش حکيم طهران بر روي آن تأکيد داشتند، نقادي بزرگان بدون ترس و واهمه و بحث حرف نو به ميان آوردن و نوآوري در علوم عقلي بود. اين مطالبه معظم له چگونه قابل حصول است؟

علوم عقلي همان گونه که از عنوانش پيداست، عقلي است. عقل را نمي‌توان سانسور کرد. رشد علوم عقلي بدون نقادي و آزادي در بيان انديشه و خلاقيت و نوآوري ممکن نيست. شجاعت علمي و سعۀ صدر از لوازم شکوفايي علوم عقلي است. با استبداد به رأي و تعصب و تحجر و تنگ نظري و بستن دهانها نه تنها نمي توان قدمي در علوم عقلي برداشت، بلکه نتيجۀ چنين روحيه و ذهنيتي مرگ علوم عقلي است. آنچه مقدس است دين و معارف الهي است. اما آراي بزرگان مقدس نيست، گرچه محترم است. احترام به يک رأي مستلزم طرح آن و بحث و بررسي و نقد آن است. آراء بايد آزادانه نقادي شود و نه تنها در اين راه نبايد مانعي باشد بلکه بايد افراد تشويق به نقادي و نوآوري شوند و گرنه تقليد جاي تحقيق را خواهد گرفت و رکود و سکون حاکم خواهد شد

 




 
تعداد بازديد:159 آخرين تغييرات:97/02/15
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر