دوشنبه 28 آبان 1397 - 11 ربيع الاول 1440 - 19 نوامبر 2018
صفحه اصلي/دين و انديشه

وقتی زمین را عباد صالح خدا به ارث می برند/ خصائص دوران ظهور

سلسله مباحث مهدويت-۲؛

وقتي زمين را عباد صالح خدا به ارث مي برند/ خصائص دوران ظهور

محمد باقر علوي تهراني

يک معناي ارث به معناي تسلط و پيروزي يک قوم صالح بر يک قوم ناشايست است که اين قوم صالح وقتي پيروز شد تمام دارايي قوم ناصالح را به تمليک خود در مي آورد.

 

به گزارش خبرنگار مهر، متن زير جلسه دوم از سلسله مباحث مهدويت است که توسط حجت الاسلام سيدمحمدباقر علوي تهراني ايراد شده است.

اولين گام ما در موضوع امام زمان اين است که ما چرا بايد در مورد آن حضرت بحث بکنيم؟ عرض کرديم که منطق قرآن اين است که ما را دعوت به تعقل مي کند و مي فرمايد کساني که قوه عاقله و خردورزي را تعطيل کرده اند، اينها بدترين جنبندگان نزد خداوند هستند.

با توجه به اين مقدمه ما به بخشي از آيات قرآن که مراجعه مي کنيم مي بينيم اينها يک معاني خاص دارند که زمان تحقق آن نه گذشته بوده و در نه حال است. بنابراين بايد بررسي کنيم که اين اتفاقات چه زماني خواهد بود. همين بررسي ها ما را به بحث از امام زمان(عج) مي رساند. دو کتابي که در جلسه قبل معرفي کرديم همين بيان را داشت.

آيه اي که در جلسه قبل اشاره کرديم آيه ۳۳ سوره توبه بود که مي فرمايد «هُوَ الَّذي أَرسَلَ رَسولَهُ بِالهُدي وَدينِ الحَقِّ لِيُظهِرَهُ عَلَي الدّينِ کُلِّهِ وَلَو کَرِهَ المُشرِکونَ» که گفتيم تفوق اسلام بر همه اديان چه زماني اتفاق مي افتد، هر پيروزي که در عصر پيامبر بود مقطعي و منطقه اي بود. ما بايد بفهميم که اين اتفاق چه زماني رخ خواهد داد. به استناد روايات مي توان اين دوران را به دوران ظهور حضرت ولي عصر تطبيق داد.

برخي از اين روايات در کتاب کافي و مجمع البيان و تفسير قمي بيان شده است.

ذيل آيه اي که عرض شد، راوي مي گويد خدمت امام صادق رسيدم و گفتم «لِيُظهِرَهُ عَلَي الدّينِ کُلِّهِ» چه مقطعي است؟ حضرت فرمود «يظهره علي جميع الاديان عند قيام القائم» برهمه اديان تفوق پيدا مي کند زماني که وجود نازنين امام عصر قيام کند.

روايت ديگري ذيل همين آيه در مجمع البان آمده است که امام باقر فرمود يکون ان لا يبقي أحد إلا أقرّ بمحمّد (ص) يعني درباره قول خدا «ليظهره علي الدين کله ... » آن زماني خواهد بود هيچ کس باقي نمي ماند مگر اينکه به حضرت محمّد (ص) اقرار مي کند. يعني همه اقرار به دين اسلام خواهند داشت.

روايت ديگري در اين باب هست که مقداد ابن اسود مي گويد از پيامبر شنيدم «ثم لا يبقي علي ظهر الأرض بيت مدر ولا وبر الّا أدخله الله کلمة الإسلام بعز عزيز أو ذل ذليل أما يعزهم الله _ عز وجل _ فيجعلهم من أهلها أو يذلهم فيدينون لها» يعني «هيچ خانه اي روي زمين باقي نمي ماند، چه ساخت آن از گِل باشد و چه از خيمه و پارچه باشد، مگر اينکه خداوند اسلام را در آنجا وارد مي کند، يا به عزت و سربلندي و يا به خواري و ذلت(يعني يا خودشان مي پذيرند يا مجبور به پذيرش مي شوند) کساني که با سربلندي مي پذيرند خدا آنها را عزيز مي کند و کساني که در مقابلش قد علم مي کنند به هر صورت سر تعظيم فرود خواهند آورد.» اين قوه قهريه اي است که در زمان امام عصر باعث تفوق اسلام مي شود.

آيه دومي که ما مورد بحث قرار مي دهيم سوره انبيا آيه ۱۰۵ است که مي فرمايد «وَ لَقَدْ کَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ» در اينجا به عنوان يکي از بشارت هاي کتب آسماني گذشته ذکر شده است. هرگاه قرآن از واژه «کَتَبَ» بصورت ماضي استفاده مي کند به معني اين است که يک فعلي محققا در آينده اتفاق خواهد افتاد.

زبور کتاب حضرت داوود(ع) است و در عهد عتيق نام کتاب ايشان را مزامير مي گويند. اين کتاب مانند صحيفه سجاديه ما جنبه مناجاتي دارد. «ذکر» هم نام اختصاصي قرآن است اما در اين آيه که مي گويد «من بعد الذکر» منظور کتاب تورات جناب موسي است. چون کتب آسماني مادامي که از سوي خدا آمده و تحريف نشده است چيزي براي تذکار و يادآوري است. به همين جهت اسم کتاب تورات را هم ذکر مي نامند.

ارث به تملکي مي گويند که بدون داد و ستد اتفاق مي افتد. يک معناي ارث هم به معناي تسلط و پيروزي يک قوم صالح بر يک قوم ناشايست است که اين قوم صالح وقتي پيروز شد تمام دارايي قوم ناصالح را به تمليک خود در مي آورد.

در ادامه توضيح اين آيه بايد گفت کلمه «الارض» به همه ارض اتلاق مي شود نه بخشي از آن. ثانيا «يرثها» يعني در مقام تسلط قرار مي گيرد و کساني که بر آن مسلط مي شوند عباد صالح اند. عباد صالح دو خصيصه دارند اول اينکه اهل ايمان هستند و دوم اهل عمل اند.

تدبر در قرآن در اين آيه شريفه مي فرمايد يک مقطعي خواهد آمد که تمام کره زمين را عباد صالح و شايسته تصرف مي کنند. اين چه زماني است؟ آيات قران آياتي است که بايد به يک حقيقت عيني و خارجي تطبيق پيدا کند. حقيقت خارجي اين آيه چه زماني است؟ تدبر ما پيرامون اين آيه ما را به پژوهشي در مورد امام عصر وادار مي کند.

در کتاب تفسير قمي و هم تفسير نمونه اين روايات آمده است. ذيل آيه اي که ذکر شد آمده است که امام صادق فرمود «عباد صالح القائم و اصحابه» يعني به دوران ظهور امام عصر باز مي گردد. در حديث ديگري از امام باقر ذيل اين آيه مي فرمايد «هم اصحاب المهدي آخر الزمان» يعني عباد صالح اصحاب حضرت مهدي در آخر الزمان هستند که به فرماندهي آنها امام عصر است.

حضرت باقر عباد صالح را اينطور تعبير مي کنند که «هُم آل محمد يبعث اللّه مهديهم بعد جهدهم، فيعزّهم و يذلُّ عَدوَّهم» خدا مهدي را مبعوث مي کند و خدا مسلمين را به واسطه او عزت مي بخشد و دشمنان را به خواري و ذلت مي کشاند.

حديث بعدي را عبدالله ابن عمر فرزند خليفه دوم از رسول گرامي اسلام نقل مي کند که «يخرج المهدي و علي رأسه غمامة فيها مناد ينادي هذا المهدي خليفة الله فاتبعوه» يعني حضرت مهدي خروج مي کند در حالي که بالاي سرش ابري است. اين ابر بالاي سر پيامبر هم بود و يکي از نشانه هايي که اين انسان عالي مقام دارد که منشا تحولات عظيم خواهد بود نشانه هاي ظاهري بود که يکي از آن همين ابري بود که بالاي سر پيامبر همواره سايه مي انداخت و ما در آيات قران داريم که يهوديان به واسطه همين علائمي که در کتب خود داشتند پيامبر را تطبيق مي کردند و پيامبر را مانند فرزندان خود مي شناختند همان طور که در شناخت فرزاندان خود اشتباه نمي کردند به همان شکل به واسطه آن علائم در تشخيص پيامبر اشتباه نمي کردند و هيچ ترديدي نداشتند. اين مسئله در مورد حضرت عيسي هم هست. کرامات قبل از ظهور و بروز آن حقيقت اتفاق مي افتد که به آن ارهاس مي گونيد. ارهاس حضرت عيسي اين بود که بدون پدر به دنيا مي آيند. خود پيامبر قبل از اينکه به نبوت برسند ۱۴ نشانه دارند.

در ادامه روايت مي فرمايد ملکي از اين قطعه ابر صدا مي زند که حاکم و جانشين الهي اوست و از او تبعيت بکنيد.

حذيفه از پيامبر در پي جريان سفياني اين را بيان مي کند که منادي از آسمان صدا مي زند «أيها الناس إن الله عز وجل قد قطع عنکم مده الجبارين والمنافقين وأشياعهم وأتباعهم و ولاکم خير أمه محمد صلي الله عليه وسلم فالحقوا به بمکه ، فإنه المهدي» وقتي سفياني به درک واصل مي شودف منادي صدا مي زند که اي مردم خداوند دست ستمگران و منافقين و پيروان انها را از سر شما کوتاه کرده است. و به سوي شما فرستاد به عنوان ولي، بهترين امت پيامبر اسلام را، به او ملحق شويد.

اين دو روايت را ذيل آيه اي که ذکر شد نقل مي کنند.

سومين آيه اي که در اين مورد ذکر شده است در آن دو کتابي که جلسه قبل معرفي کرديم نيامده است.

سوره حديد آيه ۲۵ هم يکي از آيات در اين موضوع است. اين آيه توضيح حکمت عملي دارد. «لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَ الْمِيزانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ» يعني همانا ما پيمبران خود را با ادلّه و معجزات فرستاديم و با ايشان کتاب و ميزان عدل نازل کرديم تا مردم به راستي و عدالت گرايند.

هدف رسالت همه انبيا همين آيه است. مراد از ميزان اين است که ما قدرت قانون گذاري به انبيا داديم.

اول بايد بدانيم مراد از قيام به قسط که در اين آيه آمده چيست تا يک سوال مطرح کنيم. آيا اين هدف اتفاق افتاده يا خير؟ انبيا راه را روشن مي کنند تا ما خود به حسب اختيار خودمان قائم به قسط شويم.

انسان موجودي دو ساحتي است. يک عنصر ملکي و خاکي که بدن و جسم اوست و يک ساحت انسان هم از عنصري مجرد و ملکوتي تشکيل شده که آن را تاويل به روح مي کنند که اين عنصر به واسطه چهار حيثيت و چهار جهت، چهار اسم دارد. از آن جهت که آن عنصر مجرد موجب حيات و زندگي است اسم ان را روح مي گذارند. از آن جهت که اين عنصر موجب فعاليت مي شود اسم آن را نفس مي گذارند. از آن جهت که اين عنصر موجب تفکر و تعقل مي شود اسم آن را عقل مي گذارند. از آن جهت که اين عنصر منشا ارتباط با خداوند مي شود اسم آن را قلب مي گذارند. قلب و عقل و نفس و روح، چهار اسم براي عنصر مجرد که جنبه ملکوتي دارد.

تمام فعل و انفعالات نفس انسان به واسطه سه قوه است. قوه شهويه، قوه غضبيه و قوه متفکره. قوه شهويه يعني قوه اي که منافع انسان را جلب مي کند مثل خوردن، خوابيدن و... قوه غضبيه به دنبال دفع مضرات است. علم و پويندگي و.. به واسطه قوه متفکره است.

اگر انساني در اين سه قوه اعتدال پيشه کند، صاحب ملکه عدالت مي شود. مردم به واسطه تبعيت از انبيا بايد به اين حد از اعتدال برسند. عدالت يعني به اعتدال کشاندن قواي سه گانه نفس.

آيا مقطعي را مي شناسيد که اين اتفاق افتاده باشد؟ اگر بگوييد که اتفاق نمي افتد يعني اينکه انبيا در رسيدن به هدفشان ناکام هستند ولي خدا حکيم است و هرگز چنين نمي شود. به انصاف و وجدان اين معنا اتفاق نيفتاده است که همه انسان ها داراي ملکه عدالت شوند. ولي يک مقطعي خواهد رسيد که هدف همه انبيا استيفا مي شود و آن دوران ظهور امام عصر است. دوران تماميت عقل است. امام باقر مي فرمايد «اذا قام قائمنا وضع الله يده علي رؤوس العباد فجمع بها عقولهم وکملت بها احلامهم» يعني هنگامي که قائم ما قيام کند خداوند دستش را بر سر بندگان مي گذارد و عقول آن ها را با آن جمع کرده و افکارشان با آن تکميل مي شود.

اين از خصائص دوران ظهور امام عصر است. حتي در دوران اميرالمومنين حاکم عادل است و مواضع عدالت را مي شناسد، اما يک مشکل وجود دارد و ان اينکه مردم پذيراي عدالت نيستند اما در دوره امام عصر مردم پذيراي عدالت هستند. لذا به امام صادق مي گويند چرا قيام نمي کنيد؟ به عده تاکيد ندارند بلکه عدم آمادگي جامعه را مورد اشاره قرار مي دهند. کمااينکه جامعه آماده عدالت اميرالمومنين را نداشت و آن عالم مسيحي در مورد اميرالمومنين مي گويد «قتل علي في محراب عباده لشده عدالته». جامعه چه زماني پذيرا مي شوند؟ زماني که تماميت عقل حاکم باشد.

پس از ديداه آيات همين سه آيه کفايت مي کند در جلسات بعد از منظر روايات و علم کلام موضوع را بررسي خواهيم کرد.

تعداد بازديد:165 آخرين تغييرات:97/02/22
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر