شنبه 30 تير 1397 - 8 ذي القعده 1439 - 21 ژولاي 2018
صفحه اصلي/دين و انديشه

غفلت از علوم انسانی در سنت گرایی/ توهم توطئه سنت گرایان

در نشست «مواجهه سنت گرايان با مسائل فرهنگ معاصر» مطرح شد:

غفلت از علوم انساني در سنت گرايي/ توهم توطئه سنت گرايان

مالک شجاعي

گميني، پژوهشگر تاريخ گفت: به عقيده من پرفسور نصر و ساير سنت گرايان توهم اين توطئه را دارند که همه دانشمندان مدرن مي خواهند انسان ها را ملحد کنند.

 

به گزارش خبرنگار مهر، نشست «مواجهه سنت گرايان با مسائل فرهنگ معاصر» صبح امروز در سالن انديشه پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي برگزار شد. در ابتداي اين نشست محمد گميني پژوهشگر تاريخ علم سخنراني خود را با موضوع نقد آثار دکتر نصر به عنوان يکي از سنت گرايان برجسته آغاز کرد.

سنت گرايان ضدعلم هستند

وي گفت: درباره آثار دکتر نصر، نقدهاي زياد و متفاوتي وجود دارد. يکي از آنها نقد ديويد کينگ به کتاب علم در اسلام اوست که احمد آرام هم آن را ترجمه کرده است. ديويد کينگ در اين مقاله نشان داده که در نوشته هاي دکتر نصر چقدر اشتباهات تکنيکي تاريخ علم وجود دارد. پرويز هودبوي هم در سال ۱۹۹۱ کتاب اسلام و علم را نوشت و در آن مخالفت هاي با آراء و نظرات پرفسور نصر ارائه داد. هودبوي در اين مقاله مي گويد به گفته دکتر نصر درست است که علم اسلامي مبتني بر اسلام است و از عقل و تجربه کمتر تجربه مي شود اما بنده با کليت نظر او مخالف هستم.

گميني خاطرنشان کرد: پرفسور نصر معتقد است که علم اپتيک با فلسفه اشراق و نورالانوار برابري مي کند در حالي که اين طور نيست و علم اپتيک ربطي به فلسفه اشراق ندارد و اين نشان مي دهد که ايشان، آشنايي با علم اپتيک ندارد. به عقيده ايشان منجمان مي خواستند انسان ها را به سمت خدا هدايت کنند و اگر مي گويند زمين گرد است به خاطر اين است که ما باور کنيم خدا هست در حالي که حقيقت کار منجمان چيزي غير از اين بوده است. يکي از نقدهاي او اين است که کيهان شناسي مدرن دائما عوض مي شود و هيچ چيز در آن اثبات نمي شود. در پاسخ به اين نقد مي توان گفت علم قديم هم عوض مي شود.

اين پژوهشگر تاريخ اضافه کرد: يکي از نظريات و ديدگاه هاي دکتر نصر در مورد نظريه تکامل داروين است. اولين نکته اين که اصلاً مشخص نيست که چرا دکتر نصر سراغ اين نظريه رفته  در حالي که هيچ تخصصي در مورد علم زيست شناسي ندارد. درست است که ايشان فيزيک و در طول خواندن اين رشته، زيست شناسي هم خوانده اند، ولي اين باعث نمي شود که بتوانند نظريه اي مثل نظريه تکامل داروين را نقد کنند. به عقيده من پرفسور نصر و ساير سنت گرايان توهم اين توطئه را دارند که همه دانشمندان مدرن مي خواهند  انسان ها را ملحد کنند.

وي در پايان خاطرنشان کرد: به عقيده من سنت گرايان نه فقط ضد علم مدرن بلکه ضد کليت علم هستند. چون فهم دانشمندان اسلامي را هم وارونه جلوه مي دهند و تقوي معرفتي را رعايت نمي کنند و نوعي توهم توطئه گسترده درباره نظام دانشگاهي غربي دارند.

سنت را احياء و علم جديد را از منظر سني نقد کنيم

محمد تقي موحد ابطحي ديگر سخنران اين مراسم گفت: زماني که علم جديد به وجود آمد ذهنيتي مطرح شد مبني بر اينکه مستقل از نهاد دين هم بايد دستاوردهايي داشته باشيم. در اواخر قرن ۱۸ و اوايل قرن ۱۹ جريان هايي شکل گرفته که در تقابل با اين ايده عصر روشنگري بود. جريان هايي مثل رومانتيسم، بنياد گرايي ديني، سنت گرايي و... و. از جمله آنهاست. سنت گرايي در کنار عقل براي احساس و شهود هم ارزش قائل است و فقط به ظواهر اديان نگاه نمي کند. در حالي که در ساير جريان ها مثل بنياد گرايي ديني تکثر اديان چالش برانگيز است.

موحد ابطحي اظهار داشت: پرسش سنت گرايان اين است که با بحران هاي عصر حاضر چه بايد کرد. به عقيده دکتر نصر مشکل بشر جديد از وقتي که سنت کنار گذاشته شد و انسان بر خرد خود بنياد تکيه کرد آغاز شد. انسان عصر حاضر مي خواهد مستقل از عالم در امور خودش تدبير کند. در حالي که بشر در نظام سنتي عبدالله، خليفه الله و مأمور به عمران طبيعت است. در نگاه عصر روشنگري انسان به دنبال تمتع از طبيعت است و تا زماني که به مقام خليفه الله برنگردد، مشکلات حل نمي شود. به عقيده دکتر نصرما در دوره اي علم قدسي داشتيم اما در قرن ۱۷-۱۸ به بعد نگاه قدسي به عالم کمرنگ و علم سکولار جايگزين آن شده است. بنابراين در گام اول لازم است که سنت را احياء و علم جديد را از منظر سنتي نقد کنيم.

اين پژوهشگر فلسفه ادامه داد: به عقيده دکتر نصر وقتي درباره تأثير سنت در علم صحبت مي کنيم به معناي ارجاع به آيات و روايات نيست و بايد از ظواهر اديان گذر کنيم و به گوهر مشترک آنها برسيم. نکته مهم ديگر اين که برخي از نقدهاي سنت گرايان به خودشان هم وارد است. مثلا اينکه سنت گرايان معتقدند که يکي از ويژگي هاي علم مدرن، نقد ناپذيري آن است. در حالي که اين نقد به خود سنت گرايان هم وارد است و لازم است آنها به اين سوال پاسخ دهند که چه شد سنت گرايي نتوانست در برابر هجمه مدرنيته مقاومت کند.

وي در پايان افزود: بشر در عصر حاضر به يک سري تحولات بنيادين خوشبين نيست. سنت گرايان اگر بخواهند سنت گرايي را در عصر حاضر دنبال کنند بايد از بحث هاي کلي گذر کنند و نظريات مشخص و معين ارائه دهند. راه حل هاي کلي همواره با يک سري نقد ها و ناسازگاري ها روبروست و نمي تواند بشر امروز را با خودش همسو کند. بنابراين بايد با مسائل به صورت دقيق تر مواجه شويم و تقرير دقيق تري از سنت ارائه دهيم.

چهارساحت علوم در تجربه مدرنيته

آخرين سخنران اين نشست مالک شجاعي، گفت: محوريت سخنان بنده درباره اين است که چرا علوم انساني در آثار سنت گرايان به ويژه دکتر نصر غايب است. به بيان ديگر چرا فلسفه علوم انساني در ميراث سنت گرايان در حاشيه است. براي پاسخ به اين سوال به چند فرض محتمل اشاره مي کنم. فرض اول اينکه مبدأ نظريه پردازي و مباحث دکتر نصر علوم طبيعي بوده بنابراين بيشترين همت ايشان در بحث تاريخ علم بوده و اصلاً در حوزه علوم انساني وارد نشده است.

وي افزود: فرض دوم اينکه اساساً علوم انساني (جديد) ناظر به تجربه تجدد است و هر سه پارادايم فلسفه علوم انساني يعني پوزيتيويستي، هرمنوتيکي و انتقادي که ناظر به تجربه جديد هستند را دارد. به بيان ديگر علوم انساني جديد براساس الگوي علم جديد ساخته مي شود. اين در حالي است که پرفسور نصر معتقد است غرب و تجدد مجموعه اي از گزاره هاست که مبتني بر يک مباني است و به محض اينکه مباني را نقد کنيم کل بنا فرو مي ريزد. اين در حالي است که تجدد و توسعه فقط مجموعه اي از گزاره ها نيست بلکه از چهار ساحت تجربه زيسته، مفهومي سازي تجربه زيسته يا ساحت معرفت شناسي علم، نهاد علم و حيث گفتماني تشکيل شده است.

وي در پايان خاطرنشان کرد: متأسفانه مواجهه سنت گرايان امروز ما به ساحت گزاره اي علوم در تجربه مدرنيته محدود شده که خود منتهي به توهم توطئه اي که آقاي گميني هم اشاره کردند شده است.

تعداد بازديد:96 آخرين تغييرات:97/02/26
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر