دوشنبه 4 تير 1397 - 11 شوال 1439 - 25 ژوئن 2018
صفحه اصلي/مقالات

مقدمات ورود به دعا/ نقش اقرار به ذنوب و صلوات در استجابت دعا

آيت الله ميرباقري عنوان کرد؛

مقدمات ورود به دعا/ نقش اقرار به ذنوب و صلوات در استجابت دعا

ايت الله ميرباقري

در روايت داريم قبل از ورود به دعا چند مقدمه انجام بگيرد و پس از ثناي خداي متعال، مدح خداي متعال، حمد و تسبيح خداي متعال، اقرار به ذنوب، استغفار و صلوات انسان وارد دعا شود.

 

به گزارش خبرنگار مهر، متن پيش رو گزيده اي از سخنان آيت الله ميرباقري در برنامه سمت خداست که از نظرتان مي گذرد؛

مقدمات ورود به دعا

در روايت داريم قبل از ورود به دعا چند مقدمه انجام بگيرد و پس از ثناي خداي متعال، مدح خداي متعال، حمد و تسبيح خداي متعال، اقرار به ذنوب، استغفار و صلوات انسان وارد دعا شود.

گفتيم مدح براي اين است که اگر انسان به صفات جمال الهي توجه نکند، زبانش به دعا باز نمي‌شود. حتي اگر ما مدح کنيم و خدا نشنود باز دعايي اتفاق نمي‌افتد. اين مدح و سمع اوست. وقتي اين دو با هم جمع مي‌شوند «فَاسْمَعْ يا سَمِيعُ مِدْحَتِي» اگر خداي متعال نشنود اتفاقي نمي‌افتد. بايد طوري حمد کرد که در معرض سمع الهي قرار بگيرد و خداي متعال بشنود، وقتي شنيد کار تمام مي‌شود.

دوم اينکه حمد و تسبيح براي اين است که وقتي انسان از خداي متعال مطلبي را مي‌خواهد، اگر در ناحيه او نقصي ببيند و او را متناسب با آنچه خودش مي‌شناسد، بخواهد توصيف بکند، عيب‌ها را گردن او بگذارد، اگر او را کوچک ببيني، امکان اينکه از او بخواهي نيست. اگر او را مبدأ بدي‌ها ببيني و بدي‌ها را به او برگرداني، توقع و اميدي نيست. بنابراين بايد تسبيح شود از نقص و از تعريفي که ما مي‌کنيم که در قرآن عمدتاً تسبيح که گفته مي‌شود «سُبْحانَهُ وَ تَعالي‏ عَمَّا يَقُولُون‏» (اسراء/۴۳) تسبيح از آنچه ما مي‌گوييم و مدح‌هاي ما هست. اگر اين تسبيح‌ها نباشد و خداي متعال را در مقام عظمتش نبينيم، اينکه انسان لسان دعا پيدا کند و دعا کند فراهم نمي‌شود. عيب را هم گردن خدا بگذاريد، باز همينطور است.

بعد از حمد و تسبيح، اقرار به ذنوب، براي اين نيست که خداي متعال خوشش مي‌آيد از اينکه ما اقرار کنيم. نه! بحث اين است که اگر ما عيوب خودمان را نپذيريم، اصلاح نمي‌شود. کسي که احساس مي‌کند مريض نيست به نسخه عمل نمي‌کند. معني ندارد برايش نسخه بنويسيد. وقتي فهميد بيمار است، آمادگي پيدا مي‌کند يک نسخه‌اي برايش بنويسند، يک جايي جراحي‌اش کنند و خودش را در اختيار قرار بدهد. نسخه‌هايي مي‌نويسند آدم بايد عمل کند. يک نسخه‌هايي است خداي متعال عمل مي‌کند، جراحي و شستشو مي‌دهد. هيچکدام را انسان تا اعتراف نکند، اصلاً آماده نيست. اين جزء لطف خداست، انساني که اعتراف نمي‌کند زير تيغ جراحي نمي‌برند. چون نمي‌فهمد چرا او را زير تيغ جراحي برد و نتيجه هم نمي‌دهد.

نقش صلوات در استجابت دعا چيست؟

صلوات تواضع و خشوع در مقابل وجود مقدس نبي اکرم است. حکم سجده‌اي را دارد که ملائکه در مقابل حضرت آدم کردند و اين باب معارف را روي قلب انسان باز مي‌کند. انسان را تطهير مي‌کند و شستشو مي‌دهد. اقرار به مقامات آنهاست، تجديد عهد و ميثاق با وجود مقدس نبي اکرم و اهل بيت است که همه قرب ما در همان ميثاق‌ها و عهدهايي است که بستيم. چون وقتي با خدا عهد مي‌بندي، خدا در اين عهد نفعي نمي‌برد. هر عهدي که بنده با خدا مي‌بندد اگر دو طرفه باشد برد با بنده است. بنده چه دارد به خدا بدهد؟! معامله با خداي متعال براي خداي متعال منفعت دارد. «فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِکُمُ الَّذِي بايَعْتُمْ‏ بِهِ وَ ذلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ» (توبه/۱۱۱) اگر ما يک بيعتي با وجود مقدس نبي خاتم(ص) کرديم، بيعت دو طرفه هست. در اين بيعت و تجديد عهد برنده ما هستيم و او چه احتياجي به ما دارد. اين تجديد عهد همه به نفع ماست، بنابراين صلوات تجديد عهد و ميثاق است و در ما يک ظرفيت‌هايي ايجاد مي‌کند براي تحمل حقايق، آن وقت حقايق بر ما جاري مي‌شود. ما به اندازه تواضع‌مان در عالم بهره‌مند مي‌شويم. وقتي تواضع مي‌کني حقايق از آن طرف جاري مي‌شود.

تسبيح الهي در انسان يک ظرفيتي ايجاد مي‌کند که حامل ولايت مي‌شود. مي‌تواند اسرار را تحمل کند. انسان اهل تسبيح اينطور است. اينها تسبيح گفتند و متوجه نشدند تسبيح چيست. خداي متعال فرمود: به نور جلال من، وجود مقدس نبي اکرم و طبيعتاً اهل‌بيت حضرت صلوات بفرستيد. اين هم بحث لطيفي است که نور جلال و تجلي جلال الهي در اوست و صلوات يعني تواضع در مقابل اين مقام جلال وجود مقدس حضرت، صلوات فرستادند و خشوع در مقابل اين نور با عظمت کردند. وقتي خشوع کردند قدرت حمل عرش پيدا کردند. به خداي متعال عرض کردند: تو به ما گفتي: تسبيح بگو، ما هرچه تسبيح گفتيم، اين ظرفيت در ما پيدا نکند. حضرت حق فرمودند: تسبيح من همين است! آنوقت ظرفيت تحمل عرش در انسان ايجاد مي‌کند.

هر فيضي به عالم مي‌رسد از برکت وجود پيامبر است

هر فيضي به عالم مي‌رسد از برکت وجود حضرت است. حقايق از عالم بالا جاري مي‌شود. «وَ أَنْزَلَ‏ مِنَ‏ السَّماءِ ماء فَسالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِها» (رعد/۱۷) نهرها و رودخانه‌هايي راه افتاد و هر رودخانه به اندازه ظرفيت خودش از اين برخوردار شده است. ما بايد سر اين چشمه‌ها بنشينيم و بنوشيم. امام صادق فرمودند: مردم اين آب‌هاي برکه را با ولع مي‌نوشند ولي نهر عظيم را رها کردند. گفتند: نهر عظيم چيست؟ فرمود: وجود مقدس رسول الله(ص). همه حقايق و فيوضات در ايشان جاري است. همه معارف در وجود ايشان هست. بعد ايشان به اميرالمؤمنين و ائمه بعد دادند. اگر مي‌خواهيم فيض ببريم بايد سر چشمه بنشينيم. اگر مي‌خواهي آبي بنوشي، رفع عطش کني و خودت را تطهير کني بايد ببيني اين آب از عالم بالا آمده است. رودخانه‌ها به اندازه ظرف خودشان حامل اين آب هستند و بايد بروي از اين آب بياشامي و از اين آب شستشو کني و تطهير شوي. بنابراين فيض از آنجا جاري مي‌شود. خير و برکتي که در عالم تقسيم مي‌شود از آنجا تقسيم مي‌شود. لذا هر فيضي به ما مي‌رسد در پرتو صلوات است. خداي متعال به حضرت صلوات مي‌فرستد و آثار اين صلوات جاري مي‌شود. هرگاه بخواهد به بندگان چيزي بدهد از مجراي صلوات عطا مي‌شود.

هرچه به ما مي‌رسد از شفاعت ايشان است. شفاعت ايشان فقط براي قيامت نيست. تمام درجات بهشت با شفاعت مستمر ايشان به ما مي‌رسد. هرکسي در بهشت لقمه‌اي در دهانش مي‌گذارد، شفاعت است. در اين دنيا به شفاعت او نفس مي‌کشيم. «بيمنه رزق‏ الوري‏ و بوجوده ثبتت الارض و السّماء» همه چيز را خدا بر او مي‌آفريند.

اين فيضي که به ما مي‌رسد با رنج اوست. مثل پدري که خداي متعال محبت فرزندان را در دل او مي‌گذارد، از صبح تا شب رنج مي‌برد. دهها سال رنج مي‌برد که اين فرزندها به بار بنشينند. رنج برايش شيرين است و منت هم نمي‌گذارد. «وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلي‏ حُبِّهِ مِسْکِيناً وَ يَتِيماً وَ أَسِيراً، إِنَّما نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُرِيدُ مِنْکُمْ جَزاءً وَ لا شُکُوراً» (انسان/۸ و۹) محبت الهي در دل اين پيغمبر يک شخصيتي از او ساخته که بار همه عالم را مي‌کشد. خيلي بايد بزرگ باشد «إِنَّ اللَّهَ أَدَّبَ نَبِيَّهُ- صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ- عَلَي مَحَبَّتِهِ، فَقَالَ: «وَ إِنَّکَ لَعَلي‏ خُلُقٍ عَظِيمٍ» بار عالم را با محبت خدا مي‌کشد. خداي متعال هرچه بخواهد بدهد از طريق او مي‌دهد. اين فرزنداني که پدر کفيل رزقشان هست، فرزندان خردسالي که خودشان به سن رشد نرسيدند، بزرگ که مي‌شوند خيال مي‌کنند بزرگ شدند، حضرت فرمودند: بزرگ هم که مي‌شوي، خودت و مالت متعلق به پدرت هستي. آدم بزرگ که مي‌شود يک مقدار يادش مي‌رود. نسبت به خدا هم که بزرگ مي‌شويم يادمان مي‌رود. يک خرده فکر مي‌کنيم خبري شده است. تحت تکفل هستند يعني او رنج مي‌برد، خداي متعال يک محبتي به او داده، با محبت مي‌رود رنج مي‌برد، مادر با محبت ثمره جان خودش را به طفل مي‌دهد، خداي متعال اگر بخواهد رزق بدهد، بايد به اين مادر بدهد. اين مادر بايد غذا بخورد که طفل شير بخورد. محال است بچه‌اي شير بخورد بدون اينکه مادر رزق داشته باشد. اين رزق از آن مسير مي‌گذرد. البته در اين روزي دادن مادر لذت مي‌برد، خداي متعال برايش مزد گذاشته است. وقتي حضرت بار ما را مي‌کشند، خداي متعال هم لطف به حضرت مي‌کنند ولي هرچه بخواهد به ما برسد از طريق صلوات است. خبري در عالم نيست. خداي متعال آب را نازل مي‌کند اما هر رودخانه‌اي به اندازه ظرفيتش آب در آن جريان پيدا مي‌کند. بقيه بايد سر چشمه‌ها و نهرها بنشينند.

 آنهايي که بدون صلوات زندگي مي‌کنند، خيال زندگي دارند!

اين ها قاچاقي زنده هستند، آنها هم به برکت صلوات است منتهي خداي متعال هم به کساني که از او مي‌خواهند عطا مي‌کند، «يا من يعطي‏ من‏ لم يسأله و من لم يعرفه تحننا منه و رحمة» از باب رحمت و محبت مي‌دهد. وجود مقدس نبي اکرم اينطور است، کسي هم صلوات نفرستد به او مي‌رسد. ولي اگر بخواهي فيض کامل به تو برسد بايد اين را درک کني، اين نعمت را شکر کني، شکر آن صلوات است. صلوات شکر نعمت حضرت است و فيض را بر انسان جاري مي‌کند.

بنده خدايي محضر امام صادق آمد، حضرت انگور مي‌خوردند. حضرت به او يک خوشه دادند، گفت: الحمدلله! حضرت يک خوشه ديگر دادند. هرچه خدا را حمد کرد حضرت فيضشان را اضافه کردند. اين صلوات شکر خداي متعال است در مقابل اين نعمت عظيمي که خدا به ما داده و به واسطه شفاعت ايشان ما سر پا هستيم. سير معنوي و مادي ما با شفاعت حضرت است. با صلوات خداي متعال بر حضرت است. صلوات الهي اين است. «وَ صَلِّ عَلَي مُحَمَّدٍ کَمَا رَحِمْتَ بِهِ الْعِبَادَ وَ أَحْيَيْتَ بِهِ الْبِلادَ وَ قَصَمْتَ بِهِ الْجَبَابِرَةَ وَ أَهْلَکْتَ بِهِ الْفَرَاعِنَةَ» هلاک همه فراعنه با صلوات خدا بر حضرت است.

سرکوب شدن همه جبارهاي عالم با صلوات خدا بر حضرت است. رحمتي که به عباد مي‌رسد صلوات خدا بر حضرت است. احياي همه سرزمين‌ها صلوات بر حضرت است. هيچ سرزميني، هيچ وجودي زنده نمي‌شود الا اينکه خداي متعال بر او صلوات فرستاده است. پرتوي صلواتش حيات قلب ما مي‌شود. شما هرچه مي‌خواهيد ذيل صلوات است. حاجت‌هاي بزرگ و کوچک! اين دعا مقدمه دعا براي امام زمان است. صلواتش هم متناسب با اوست. اگر مي‌خواهيد آن امر عظيم واقع شود با صلوات واقع مي‌شود.

تعداد بازديد:58 آخرين تغييرات:97/03/13
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر