دوشنبه 1 مرداد 1397 - 10 ذي القعده 1439 - 23 ژولاي 2018
صفحه اصلي/مقالات

تقوا، ترس از عدالت خداست

حجت الاسلام وحيد بهرامپور:

تقوا، ترس از عدالت خداست

حجت الاسلام بهرام پور گفت: اگر تقوا را ترس از خدا مي‌دانيم به اين معني است که ترس از عدالت خدا داريم نه اينکه خدا موجود ترسناکي است مانند ترس فرزند از والدين.

به گزارش خبرگزاري مهر، برنامه «با کلام علي(ع)»  با هدف ترويج مطالعه و مراجعه به متون ديني (قرآن، نهج البلاغه، صحيفه سجاديه و...) و با موضوع شتاب در تربيت فرزند ويژه علاقمندان برنامه‌هاي قرآني در فرهنگسراي گلستان برگزار شد.

حجت الاسلام وحيد بهرامپور، کارشناس تفسير قرآن در اين جلسه به ادامه شرح نامه ۳۱ نهج البلاغه و اهداف تربيتي آن پرداخت و در ابتدا يادآورشد اين سير انبياء الهي است که در قرآن نيز به آن پرداخته شده و نصايح لقمان حکيم از آن دسته است.

فرزند ارشد ابوالفضل بهرامپور با اشاره به نصايح لقمان حکيم در قرآن گفت: از آيه شريفه: وَإِذْ قَالَ لُقْمَانُ لِابْنِهِ وَهُوَ يَعِظُهُ يَا بُنَيَّ لَا تُشْرِکْ بِاللَّهِ  إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ» چهار نکته فهميده مي شود: الف) نمي‌توان از جوان غافل شد. ب) در شکل برخورد با فرزند بايد عزيزگونه و محبت آميز صحبت شود.ج) آموزش عقايد در تربيت فرزند بر هر مسئله ديگري حتي اخلاق تقدم دارد. چرا که اگر عقايد نباشد اخلاق به تنهايي معنا ندارد و پايدار نيست. د) با جوان بايد اقناعي صحبت کرد نه دستوري وگرنه جواب معکوس مي‌دهد.

استاد حوزه هاي علميه در ادامه مباحث نامه ۳۱ را قرائت کرده و گفت: امام(عليه السلام) خود و فرزندش را به عنوان نويسنده نامه و مخاطب آن با عباراتي بسيار پرمعنا که با روح مجموع نامه هماهنگ است معرفي مي کند و نامه را به عنوان وصيّت پدري دلسوز و پر محبّت براي فرزندي که شديدا مورد علاقه پدر است مي‌نگارد.

وي به نکات مهمي که در اين نامه مطرح شده از جمله وصيّت به تقوا، بررسي تاريخ پيشينيان، توصيه به احتياط در همه امور و تفقه در دين و شکيبايي در برابر مشکلات و توکل بر خداوند و سپردن کارها به دست او اشاره کرد.

حجت الاسلام بهرامپور ضمن بيان اين حقيقت که قلب و روح جوان آماده پذيرش هر گونه تعليماتي است و تأکيد بر اين معنا که پدرت تجربيات عمر خود را بدون زحمت در اختيار تو مي گذارد با استناد به کلام حضرت اميرحضار را به آشنايي هر چه بيشتر به کتاب خدا و حلال و حرام الهي و سرانجام به اقتدا کردن به سنّت صالحات پيشين و لزوم پرهيز از شبهات، توصيه کرد.

ايشان ياد آور شدندکه حضرت علي عليه السلام از فزوني مجهولات انسان در برابر معلومات و هشدار نسبت به هرگونه انحراف از حق و تأکيد بر پيروي از پيامبر اسلام(صلي الله عليه وآله) و اينکه هيچ کس بدون تأسي بر او به جايي نمي رسد سپس تأکيد بر مسأله توحيد و شرح بخشي از صفات خداوند و آن گاه ترسيم ناپايداري دنيا با ذکر يک مثال زيبا سخن مي گويد.

حجت الاسلام بهرامپور  افزود: حضرت علي(ع) اين درس را به فرزند دلبندش مي آموزد که خود را ميزان داوري براي ديگران قرار دهد; آنچه را براي خود مي پسندد براي آنها بپسندد و آنچه براي خود نمي پسندد براي ديگران نپسندد. آن گاه از آفات اخلاقي مهمي؛ مانند خودبيني سخن مي گويد و خدمت به خلق را به عنوان زاد و توشه اي مهم براي آخرت مي شمرد و نسبت به راه پر پيچ و خمي که در مسير آخرت است هشدار مي دهد. از اهمّيّت دعا و اينکه کليد همه خيرات و برکات است به طور مشروح سخن مي گويد و هدف آفرينش انسان را که همان زندگي جاويدان آخرت است نه چند روزه زندگي بي حاصل دنيا، براي فرزندش روشن مي سازد.

استاد حوزه هاي علميه با اشاره به متن نامه ۳۱ نهج البلاغه ادامه داد: امام علي عليه السلام، ياد مرگ را وسيله بيداري مي‌شمرد و از پيمودن راه دنيا پرستان برحذر مي دارد، از گذر سريع و ناخواسته عمر سخن مي‌گويد و راه‌هاي تهذيب نفس و پرهيز از آرزوهاي دور و دراز را نشان مي دهد و در ضمن، يک سلسه مسائل مهم اخلاقي را بر مي شمرد و بر آن تأکيد مي‌ورزد. آن گاه از طرز معاشرت با برادران ديني سخن مي‌گويد و نکات مهمي را در اين زمينه يادآور مي شود. بر حفظ حقوق مردم و نيکي به برادران مسلمان تأکيد مي کند. سپس اندرزهاي مهمي در زمينه حريص نبودن براي به دست آوردن روزي، بحث مي‌کند. پس از آن، بخشي از مسائل مهم مربوط به حفظ حرمت زنان و رفتار صحيح با آنها را يادآور شده و از مسائل مربوط به مديريت زندگي و تقسيم کار در ميان افراد سخن مي گويد و سرانجام با توصيه به سپردن خويشتن به خدا و درخواست خير دنيا و آخرت از او، نامه را پايان مي‌دهد.

نکته ديگري که اين کارشناس مذهبي به آن اشاره کردند، اين بود که مخاطب در اين نامه، طبق غالب متون نهج البلاغه، امام حسن مجتبي(عليه السلام) است و در اکثر طرق اين نامه (که به گفته علاّمه تستري در شرح اين نامه به پنج طريق بالغ مي شود) مخاطب آن حضرت است و تنها در يکي از طرق روايت اين نامه، مخاطب محمد بن حنفيه شمرده شده است. بعضي از شارحان تأکيد بر مطلب دوم دارند که  مخاطب محمد بن حفنيه است و ظاهراً دليلشان اين است که بعضي از تعبيرات اين نامه نسبت به مخاطب خود با مقام عصمت امام سازگار نيست در حالي که مي دانيم اين گونه تعبيرات در مقام اندرز و نصيحت پدرانه به فرزند، مطلبي رايج است. مهم اين است که گرچه مخاطب در اين نامه يک نفر است; ولي هدف همه شيعيان و مسلمانان جهان، بلکه همه فرزندان آدم اند; گويي امام(عليه السلام) به عنوان پدر همه انسان ها سخن مي گويد و مخاطبش امام حسن(عليه السلام) به عنوان همه فرزندان، مورد نظر است.

وي اشاره کرد: اينکه بعضي گفته اند امام(عليه السلام) با توجّه به مقام والاي امامت و عصمت نياز به نصيحت و اندرز ندارد، اشتباه بزرگي است، زيرا مقام والاي امامت و عصمت هرگز با تأکيد بر مسائل مهم اخلاقي منافات ندارد. به همين دليل در آن زمان که امام(عليه السلام) در بستر شهادت افتاده بود فرزندانش امام حسن و امام حسين(عليهما السلام) را با نام، مخاطب قرار داد و دستوراتي به آنها فرمود که از آن غافل نبودند.

حجت الاسلام بهرامپور در ادامه مباحث اين نامه اشاراتي به مبحث تقوا داشتند و گفتند؛ انسان با تقوا از ربا و ريا و... متنفر و منزجر است در حالي که فرد بي تقوا هرگز اين چنين نيست نه تنها متنفر نمي شود بلکه براي خود افتخاراتي هم لحاظ مي کند و همچنين اگر تقوا را ترس از خدا مي دانيم به اين معني است که ترس از عدالت خدا داريم نه از اينکه خدا موجود ترسناکي است مانند ترس فرزند از والدين که خود را پيش والدين شرمنده نبيند.

پاسخگويي به سوالات حاضرين بخش پاياني اين نشست بود.

تعداد بازديد:53 آخرين تغييرات:97/03/30
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر