جمعه 27 فروردين 1400 - 4 رمضان 1442 - 16 آپريل 2021
صفحه اصلي/دين و انديشه


 
 


 










 


 




 








خروجي RSS

تحریف یا تعریف؛ پنهان‌کردن ارزش‌های بالاتر ذیل ارزش‌های پایین‌تر!

يادداشت حيدر رحيم پور؛

تحريف يا تعريف؛ پنهان‌کردن ارزش‌هاي بالاتر ذيل ارزش‌هاي پايين‌تر!

حيدر رحيم پور ضمن بر شمردن گونه هاي مختلف تحريف به ذکر مصاديقي از تحريف مفاهيم و ارزش ها پرداخته و مي نويسد: صورتي از تحريف ارزش ها در رسانه پنهان کردن ارزش بالاتر ذيل ارزش هاي پايين تر است.

به گزارش خبرنگار مهر، متن پيش رو يادداشتي از حاج حيدر رحيم پور ازغدي است که جهت انتشار در اختيار ما قرار گرفته است. اين انديشمند پيشکسوت و مبارز باسابقه انقلابي در اين يادداشت به انواع تحريف هايي که توسط رسانه هاي خارجي و داخلي نسبت به برخي مفاهيم و ارزش ها صورت مي‌گيرد، اشاره مي کند و به ذکر مصاديقي از اين گونه ها مي پردازد. متن اين يادداشت در ادامه آمده است؛

«تعريف» يعني هر چيزي را به‌گونه‌اي بشناساني که هست و «تحريف» آن است که به‌گونه‌اي بشناساني که نيست، شنونده را منحرف کني تا معني حقيقي واژه را درک نکند و گاه تحريف به اندازه‌اي مبتذل مي‌شود که شنونده بر آن مي‌خندد.

تحريف هاي مبتذل!

براي نمونه به تحريف‌هاي ترامپ نگاه کنيد. همگان مي‌دانند که آمريکا، داعش را براي درهم‌ريختن کشورهايي آفريد که مي‌خواست تصاحب کند و چون ايران به‌حکم وظيفۀ اسلامي بايد در همه جا به ياري مستضعفان بشتابد، ترامپ بدون هيچ ‌حيايي، چشم‌درچشم جهانيان مي‌دوزد و مي‌گويد ايران منطقه را ناامن کرده و اين آشکارترين گونۀ تحريف، تنها از کساني برمي‌آيد که در کودکي زجرهاي شرم‌آوري کشيده باشند و در بزرگي با چنين گفتار و کرداري در پي فروريختن عقده‌ها مي‌باشند و به همين جهت نخست‌وزير انگلستان نيز شرم نمي‌کند و مي‌گويد ايران نبايد موشک بسازد تا هرگاه اراده کردند ايران را بمباران کنند مانعي نداشته باشند. مرامنامه صهيونيسم و فراماسونري است که چنين افراد بي شرم و حيايي بر صندلي هاي قدرت در دنيا تکيه زنند.

دگرگون شدن واژه ها به عکس معني حقيقي آن

گاهي تحريف، به دگرگون‌شدن واژه به‌عکس معني حقيقي آن است. مانند آنچه پدران صهيونيسم پيرامون معني حقيقي واژۀ «سنت» کردند. لغتنامه، واژۀ سنت را چنين معني مي‌کند: طريقاً لايموت طراوتها بمر الزمان و تغيير المکان؛ يعني سنت آن چيزي است که طراوت دلنشين‌اش به گذشت «زمان» و تغيير «مکان» از بين نمي‌رود.

يک مصداق گويا براي مفهوم سنت، عيد نوروز ايرانيان است که پس از چندهزار سال از وضع آن، هنوز طراوتش باقي است و ايرانيان در هر کجاي جهان که باشند، نوروز را عيد مي‌گيرند، اما پدران صهيونيست‌هاي امروزي، ديروز بر فرهنگ يهود مسلط شدند و خود را خاخام‌هايي خواندند که حضرت موسي(ع)، معني متشابهات تورات را به‌طور شفاهي به آنان آموخته و چنان که بيني معني «سنت» را تحريف کردند.

آن هنگام که پاي مسلمانان به اروپا باز شد، اروپائيان دانش‌هاي روز را از آنان آموختند و به روشنگري اروپا انجاميد. «صهيونيسم روز» در قالب کليساهاي دستکاري‌شدۀ خود، کشيشان را قانع کردند که اگر اروپا، دانش‌هاي اين‌جهاني را بياموزد از سنت‌هاي ديني، يعني همان بدعت‌هاي جاهلانه‌اي که بي‌نهايت به‌خورد اروپا داده بودند، دور مي‌شوند و همگان کافر مي‌گردند و کشيشان را چنان برافروختند که هرکس به دانش يا کشفي مي‌پرداخت به گيوتين بسپارند يا به صليب کشند و بسوزانند.

استکبار با تحريف واژۀ «سنت» و تبديل آن به بدعت‌هاي ضدسنت‌هاي ديني هفتصدساله توانست اروپائيان را جاهل نگهدارد و بدوشد. ليکن «علم» نور است و از هر روزنه‌اي داخل و تاريکي و جهالت را نابود مي‌کند و درنهايت اروپا به زيان‌هاي ناداني پي برد و رنسانس را آفريد اما هزار افسوس که رنسانس‌آفرينان، بيشترشان جوان بودند يا خامي کردند و چيزي از حيله‌هاي استکبار سر درنمي‌آورند و همين شد که «صهيونيسم روز» به‌سرعت بر کاکُل رنسانس پريد و با نشان‌دادن بدعت‌هايي که خود با ژست ديني به نام مسيحيت آفريده بود، به همه القا کرد و باوراند که منشاء همه پس‌ماندگي‌هاي هفتصدسالۀ اروپا، «سنت‌گرايي مسيحي» مردم بوده و توانست بين دين و دانش‌هاي خليفه‌الله بر روي زمين جدايي افکند.

پيشتر بال‌وپر دانش‌هاي اين‌جهاني خليفه خدا بر روي زمين را شکسته بود و اين بار به‌نام رنسانس و نوزايي، بال‌وپر دين را شکستند و مانع پرواز انسان با دو بال دين و علم گشتند. نفرين خدا و خلق بر آنان که اگر مي‌گذاشتند انسان با دو بال دين و علوم اين‌جهاني پرواز کند اينک بر روي زمين، بهشتي ساخته شده بود در سايه و شانه‌به‌شانۀ بهشت آخرت.

کوچک يا بزرگ کردن مسائل

صحبت از گونه‌هاي تحريف بود. گاهي «تحريف» به کوچک يا بزرگ‌کردن مسئله است. به‌عنوان نمونه، پخش وسيع مواد مخدر که از مؤثرترين عوامل براندازي انقلاب اسلامي مي‌تواند باشد، يا تعطيلي توليدي‌ها که بسياري از نيروهاي فعال نهادهاي کشور را فلج کرده و مي‌رود تا کشور را به فضاحت بکشند، مهمتر است يا خبر جزئيات بازي‌هاي جام جهاني فوتبال؟ حواس‌ها کجاست؟ آيا نمي‌توانند به همۀ نيروها و بسيج هر محله دستور دهند کل معتادان و قاچاقچيان کشور را شناسايي کنند و گزارش دهند و پس از شناسايي، همۀ آن‌ها را که حاکمان مي‌گويند قريب به چهاردرصد جمعيت ايران مي‌باشند با هجومي جنگ‌گونه و وحشت‌زا جمع‌آوري کرده و آن‌ها را به چند طبقه تقسيم کنند:
نخست طبقۀ جوانان و نوجواناني فريب‌خورده که تازه اسير اعتياد شده‌اند و والدين‌شان از گم‌شدن آنان پريشانند. به اين دسته از معتادان بگويند اگر پدر و مادر را راضي کنيد که به دستور پزشک، شما را در خانۀ خودتان معالجه کنند شما را براي ترک اعتياد به خانواده مي‌سپاريم وگرنه به شيوه‌اي رنج‌آور در اردوگاه‌هاي کار اجباري و بازسازي کشور، معالجه مي‌کنيم. فرزنداني که تا امروز اعتياد خود را پنهان مي‌داشتند با تماسي از خانواده بخواهند که آنان را براي ترک در خانه نگهدارند.

گروه ديگر طبقه‌اي هستند که اعتيادشان آشکار است و سابقه‌ دارند، آنان را جمع‌آوري کرده و نه در زندان که در گوشه‌اي نهاده و به‌گونه‌اي زجرآور و با فشار کارهاي سخت، اعتيادشان را برطرف کنند و پس از چند ماه دورۀ پاکسازي و کار اجباري به آنان بگويند اگر آزمايش اعتيادتان همچنان مثبت باشد بيش از پيش بايد فشار کار اجباري را به جان بخريد. در اين صورت آيا باز هم جرأت مي‌کنند اعتياد را ادامه دهند؟ هوشيار باشيد و بدانيد اين حيلۀ دشمن است که قاتلي را که کمر به قتل خودش و خانواده‌اش و ديگر شهروندان و سلامت و امنيت جمهوري اسلامي بسته است بيمار بناميم و هر نوع اعتيادي را «بيماري» بپنداريم.

گمراه کردن افکار عمومي

گاهي «تحريف» به گمراه‌کردن افکار عمومي يک جامعه است. همه مي‌دانند که به‌گفتۀ رهبر انقلاب، ورزش براي همگان لازم و براي برخي واجب است، ولي تحريف، چنين القاء مي‌کند که اگر پاي تلويزيون بنشينم و توپ‌بازي قهرمانان را تماشا کنيم و تنقلات بخوريم، ورزشکار شده‌ايم! در ازدحام مشکلات کشور و اعتراض‌ها و مطالبات مردم، سهم چشمگيري از رسانۀ ملي وقف نمايش ورزش‌هاي خارجيان گشته است.

کوچک و بزرگ‌کردن ارزش‌ها و تحريف ابعاد مسائل تا اين اندازه زيان‌بار است که حتي دربارۀ اعتکاف که از بزرگترين عبادات است در خبر آمده چون رسول‌خدا(ص) روزي مي‌شنوند شخصي دائم در اعتکاف است، مي‌پرسند مخارج زندگي خود را چگونه تأمين مي‌کند؟ همراهي مي‌گويد برادر من است و مخارج او را تأمين مي‌کنم. اما حضرت مي‌فرمايند اجر تو از برادر معتکفت بيشتر است. چرا که يک ارزش، چه رسد به ضدارزش، نبايد ارزش‌هاي ديگر را تحت‌الشعاع قرار دهد.

التقاط ارزش ها

گونه‌اي ديگر از تحريف ارزش‌ها در رسانه‌ها، به‌ويژه رسانۀ ملي، التقاط ارزش‌ها و پنهان‌کردن ارزش بالاتر در ذيل ارزش پايين‌تر است. شب ميلاد حضرت فاطمه زهرا(س) بود که دختري براي مادر خود هديه آورده بود. از او پرسيدم به چه مناسبت؟ امروز که روز تولد مادرت نيست. در پاسخ گفت امروز عيد مادر است و تنها همين را مي‌دانست و نمي‌دانست که در اصل، روز ميلاد حضرت زهرا(س)، مادر همه خوبي‌هاست.

يکي ديگر از کلي‌گويي‌ها و گنگ‌گويي‌هاي گمراه‌کننده، مشهورشدن روز تولد مقتداي شيعه، اميرالمؤمنين(ع)، به روز «پدر» و روز ولادت حضرت علي‌اکبر(ع) به روز «جوان» است. در ذيل اين نامگذاري‌هاي گنگ و کلي‌گو است که اهل‌بيت(ع) فراموش مي‌شوند. آن‌سان که پدر و مادر و فرزندي که غرق گناه بوده و از هيچ معصيتي ابا ندارند بي‌خبر از همه نامگذاري‌ها، اين روزها براي‌شان تنها تبديل به روز هديه‌بردن و هديه‌گرفتن بدون روح معنوي شده است. اگر از همه آن‌ها اگر بپرسيد آيا براي يک بار در روز تولد حضرت زهرا(س) و مولاي متقيان، زيارت آن حضرات را خوانده‌ايد؟ پاسخ‌شان منفي است زيرا مفهومي از ارزش‌هاي شرعي در ذهن ندارند و پابه‌پاي فرهنگ القايي غربي حرکت مي‌کنند اما اگر نامگذاران اين روز چنين گفته بودند که آن حضرت، مادر همۀ خوبي‌هاست ما اين روز را روز مادر نام نهاده‌ايم و به برکت ايشان، اينک شمايان هم از مادران خود تجليل کنيد و چون روز تولد حضرت امير(ع) پرارزش‌ترين روز است، شمايان در اين روز، به پدراني که دين را احياء مي‌کنند با اهداي هديه احترام بگذاريد، اين روزها تبديل به دورهمي‌هاي پرخرج و تشريفاتي و غيرارزشي نمي‌شد.

گويي همه جا محتوا، در سايۀ تأثير و صورت‌بخشي فُرم‌ها قرار گرفته‌اند. يک مثال ساده‌تر: کسي توجه ندارد که آلودگي‌هاي صوتي، تحت عنوان انواع موزيک‌ها، چگونه همه جا صدا را بر مضمون غالب کرده است. حتي موسيقي متن در فيلم‌هاي سينمايي را که غرب براي اين آفريد تا کسي از طولاني‌بودن داستان‌ها خسته نشود در تلويزيون ما تبديل به زنجموره‌هايي شده که اعصاب همه را چنان بهم مي‌ريزد که از درک داستان فيلم عاجز مي‌شوند! و همگان مي‌دانند خطرآلودگي صوتي از آلودگي هوا کمتر نيست اما مديران تلويزيون اين را هنوز نمي‌دانند.

آري صورت ديگري از تحريف ارزش‌ها در رسانه، التقاط ارزش‌ها و پنهان‌کردن ارزش بالاتر در ذيل ارزش پايين‌تر است، و با شدتي انجام مي‌گيرد که در اين روزها از جزئيات زندگي و اخلاق شخصي فلان فوتباليست يا مربي فلان تيم مطلع مي‌شويم اما از آنچه بيخ گوشمان مي‌گذرد مطلقاً خبر نداريم، از کم و کيف رکود و بيکاري و قاچاق و فساد ارزي و فرار مالياتي و وعده‌هاي دروغ.

تعداد بازديد:476 آخرين تغييرات:97/04/13
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر