دوشنبه 1 مرداد 1397 - 10 ذي القعده 1439 - 23 ژولاي 2018
صفحه اصلي/مقالات


 
 


 










 


 












خروجي RSS

چرا ائمه(ع) برخی اصحاب نزدیک خود را علنی مذمت می‌کردند؟

سلسله دروس خارج فقه فرهنگ-۱۹؛

چرا ائمه(ع) برخي اصحاب نزديک خود را علني مذمت مي‌کردند؟

محسن اراکي

آيت الله اراکي گفت: نسبت به برخي افراد در روايت توسط ائمه مذمت شديد آمده است. قطعاً اين مذمت‌ها به خاطر حفظ جان آن‌ها بوده است، يعني مذمت‌هاي تقيه‌اي است

به گزارش خبرنگار مهر، متن زير مشروح جلسه نوزدهم درس خارج فرهنگ آيت الله محسن اراکي است که در ادامه مي خوانيد؛

مقدمه

فرهنگ يک نظام ارزشي است که همه فعّاليّت‌هاي ارادي انسان را در برمي‌گيرد؛ مجموعه‌اي از داوري‌هاي ارزشيِ به هم پيوسته و متکامل درباره کليه رفتارهاي انسانيِ انسان که مجموعه ساختاري هماهنگ و واحدي را شکل مي‌دهند.از سويي فرهنگ خاستگاه رفتارهاي ارادي انسانيِ فردي و اجتماعي است و لذا هرگونه تغيير در رفتارهاي فردي و اجتماعي، دگرگوني در نظام فرهنگي را مي‌طلبد و نيز هرگونه تغيير در نظام فرهنگي، دگرگوني در شيوه‌هاي رفتار انساني را به دنبال دارد به همين جهت بررسي اين نظام اجتماعي از منظر فقه و معارف اهل بيت عليهم السلام ضروري به نظر مي‌رسد. در اين سلسله دروس آيت الله محسن اراکي که مکتب علمي نجف و قم را توأماً درک کرده است، به بررسي اين مهم مي‌پردازد.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ

الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ الصَّلَاةُ عَلي سَيدِنَا مُحَمَّدٍ وَ عَلَي أَهْلِ بَيتِهِ الطَّيبِينَ الطّاهِرِينَ

مورد چهارم از موارد حرمت بيان اظهاري

مطلب چهارم از مطالب حرمت اظهاري، حرمت به قول غير علم است؛ يعني انسان حرفي که به آن علم ندارد را بزند. مگر ابداع احتمال باشد که در اين صورت اشکال ندارد. البته آن هم به شرط و شروطي حرام نيست و گاهي خود ابداعِ احتمال هم حرام است، مثلاً اينکه نسبت به مؤمني بگويد احتمالاً فلاني مال مردم را دزديده است يا احتمالاً زنا کرده است که اين کار احتمالش هم حرام است. ابداع احتمال في‌نفسه حرام نيست نه از جهات ديگر به دليل اينکه ممکن است از آن جهات حرام باشد. اگر ابداع احتمال به شکلي منشأ يا ايذاء يا هتک عرض مؤمني شود احتمال اين ابداع به هر شکلي حرام است.

ابداع و اظهار احتمال در جايي که موجب ايذاء يا هتک مؤمني شود ايراد دارد اما اگر مثلاً يک مطلبي را نمي‌داند فرض کنيد که نمي‌دانند فلان شب، اول ماه است اما مي‌گويد که احتمالاً فلان شب اول ماه است يا احتمالاً فلان روز اول ماه رمضان است. اما اگر همين مطلب را بدون علم بگويد و مثلاً بگويد که فردا روز اول ماه رمضان است اين کار شرعاً حرام است، «وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ کُلُّ أُولئِکَ کانَ عَنْهُ مَسْؤُلاً» اين را هم شامل مي‌شود و کسي که علم ندارد بگويد که فردا اول ماه رمضان است و فردا روز عيد است اين درست نيست و خلاف شرع است. بيان کند که فلان کس اعلم است. اما اگر بگويد که احتمالاً به اين شکل است ايرادي ندارد. يا فلان کس مجتهد هست يا نيست، اگر از روي غير علم اثبات يا نفي کند هر دوي آن اشکال دارد، اين اختفاي قولي و لساني را هم شامل مي‌شود که علاوه بر آيه کريمه، روايات در اين باب هم زياد است.

بيان مطالب مفسده انگيز

مورد پنجم اظهار مطلبي است که منشأ ترتب مفسده مي‌شود؛ چه مفسده فردي و چه مفسده اجتماعي باشد. انسان يک مطلبي را بگويد که بر آن مفسده بار شود. گاهي مفسده ضرر جسمي و عقلي است که به کسي وارد مي‌شود گاهي اين ضرر به دين و اهل‌ دين است؛ يعني انسان مطلبي را اظهار کند که موجب ضعف دين و اهل دين شود حتي اگر مطلب واقعي و درستي باشد اما منشأ تضعيف اهل دين مي‌شود. گاهي انسان مطلبي را مي‌گويد که مطلب درستي هم هست و کذب هم نيست اما اين مطلب منشأ آن مي‌شود که دشمنان اسلام و دشمنان دين اين مطلب را گرفته‌ و با آن عليه اهل دين جوسازي کند و دين را تضعيف کنند، اگرچه اين مطلب واقعيت هم داشته باشد. حتي گاهي ممکن است انسان برخي از احکام شرعي را در بعضي شرايط بيان کند -حکم شرعي که نه‌تنها اشکالي ندارد حتي گاهي اوقات واجب است- اما همين حکم شرعي در يک شرايطي منشأ آن مي‌شود که اهل دين و دين را دشمن مورد آزار قرار دهد و موجب تضعيف دين شود. اين موارد را بايد رعايت کرد. بر اين مطلب روايات زيادي دلالت دارند که برخي از روايات در خصوص اظهار مطلبي است که موجب اضرار به فردي مي‌شود اما گاهي عام است و اضرار به فرد و اضرار به جامعه مي‌شود.

در اينجا به سه دسته از روايات متعرض خواهيم شد. دسته اول روايات دال بر حرمت ايذاء مؤمن است؛ اضرار به مؤمن مصداق ايذاي اوست پس هر مطلبي را که انسان اظهار کند حتي اگر مطلب حقي باشد اما موجب ايذاء مؤمن مي‌شود [حرام است]. فرض کنيد بيان کند پسر فلان آقا چه‌کاره است. حال آن مرد فرد محترمي است اما پسر يا دختر او فلان کاره است. حتي اگر اين مطلب معلوم هم باشد حرف منشأ ايذاء و ضرررساني به او شده و آبروي او را مي‌ريزد حتي اگر حقيقت هم داشته باشد. البته اين صرف‌نظر از آن است که غيبت باشد فقط به عنوان اينکه اضرار مؤمن است و آبروي او را مي‌ريزد يا موقعيت او را در بين مردم متزلزل مي‌کند [حرام است و گناه غيبت جاي خود را دارد]. حتي اگر منتشر شده باشد و همه هم بدانند اما اگر بازهم او ناراحت مي‌شود اين کار ايذاء محسوب مي‌شود. يا موجب هتک او مي‌شود؛ مثلاً در مجلس نشسته است و همه مي‌دانند که پسر او چه‌کاره است اما بگويند اين شخص همان کسي است که پسرش فلان کار را کرده است. اين کار موجب ايذاء او مي‌شود حتي اگر مطلب واقعي باشد و همه مردم هم آن را بدانند.

البته اگر کسي است که از يک عمل خلافي با اينکه مي‌داند خلاف است دفاع کند، در اين صورت نوعي بدعت در دين مي‌شود؛ يعني اگر بگويد که اين کار غلط نبوده و در دين است در اين صورت بدعت در دين است يا اگر بدعت در دين نشود مصداق تشويق مردم به کار خلاف است و از اين باب بايد جلوي او ايستاد و آن عنوان ديگري دارد.

در حرمت ايذاء و اضرار به مؤمن روايات زيادي وجود دارد که براي نمونه چند روايت را در اينجا مطرح مي‌کنيم. اين حديث صحيح و سالم است: «مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَي عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام يَقُولُ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِيَأْذَنْ بِحَرْبٍ مِنِّي مَنْ آذَي عَبْدِيَ الْمُؤْمِنَ وَ لْيَأْمَنْ غَضَبِي مَنْ أَکْرَمَ عَبْدِيَ الْمُؤْمِنَ الْحَدِيثَ.» اين روايت اکرام و اهانت و ايذاء بسيار مورد تأکيد واقع شده است.

بايد بر روي اين موضوع بحث شود زيرا نکته دارد؛ در خصوص اين موارد خود خداوند متعال شخصاً وارد معرکه مي‌شود. در چند مورد است که خود خداوند متعال شخصاً وارد عمل مي‌شود: يکي مسئله ايداء يا اهانت مؤمن است، يکي مسئله ربا است؛ «فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا فَأْذَنُوا بِحَرْبٍ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ إِنْ تُبْتُمْ فَلَکُمْ رُؤُسُ أَمْوالِکُمْ لا تَظْلِمُونَ وَ لا تُظْلَمُون‏» کسي که اين کار را کند با من وارد جنگ شده است! يکي از چيزهايي که اين مضمون در آن تکرار شده و مورد تأکيد قرار گرفته همين مسئله ايذاء مؤمن است؛ يک مرزهايي وجود دارد که خداوند متعال آن‌ها را خط قرمز قرار داده است.

البته همه محرمات خط قرمز هستند منتها برخي بسيار بسيار حساس هستند که گويا خداوند متعال مي‌فرمايد کسي که به اين نقاط حساس تجاوز کند در اين‌صورت ديگر جنگ با خود من است، حتي ديگر جنگ با ملائکه با بندگان و ارتش من نيست بلکه جنگ با خود من است. يکي از مواردي که اين لسان در آن به‌کار رفته است همين مسئله ايذاء مؤمن است. «لِيَأْذَنْ بِحَرْبٍ مِنِّي مَنْ آذَي عَبْدِيَ الْمُؤْمِنَ» کسي که به بنده مؤمن من آزار رساند اين کار اعلام حرب بر من است. «ِيَأْذَنْ» به معناي اعلام است اين يعني اعلام حرب بر من کرده است. اذان اعلام وقت صلاة است «ِيَأْذَنْ» از همان ماده اذان است. ظاهراً منظور اين است که اگر کسي ايذاء مؤمن کند اين کار اعلام حرب نسبت به من است. «وَ لْيَأْمَنْ غَضَبِي مَنْ أَکْرَمَ عَبْدِيَ الْمُؤْمِنَ» از سوي ديگر آن کسي که بندۀ مؤمن من را اکرام کند و او را محترم شمرد خود را از غضب من ايمن خواهد داشت.

روايت دوم در اين باب هم از شيخ صدوق رحمةالله عليه در کتاب عقاب الاعمال است که سند آن به عقيده ما صحيح است به دليل اينکه همه رجال سند جزء ثقات هستند. اما مفضل بن عمر مختلف فيه است و ما در محل خود بحث کرديم و براي او اثبات وثاقت کرديم. علت اينکه او را تضعيف مي‌کنند اين است که از امام صادق عليه‌ السلام رواياتي در مذمت او وارد شده است. يک بحثي در مورد رواياتي است که در مذمت برخي از اصحاب ائمه از خود ائمه عليهم السلام نقل شده است؛ برخي از اين اصحاب از ولايت خارج شده‌اند که کار با آن‌ها نداريم و براي خروج آن‌ها قرينه است، مانند ابن ابي حمزه بطائني (که البته در خود اين شخص حرف‌هايي وجود دارد)، يا احمد بن هلال يا شلمغاني و امثال اين افراد. اما يک عده از اصحاب ائمه عليهم السلام هستند که اين افراد به قرينه روايات زيادي از مقربين ائمه اطهار عليهم السلام و از کارگزاران ائمه اطهار بوده‌اند و از اصحاب خاص ائمه اطهار عليهم‌السلام شمرده مي‌شدند و اين هم به قرائن زياد است.

اما نسبت به اين افراد در روايت مذمت شديد آمده است. اين مسئله را ما در جاي خود بحث کرديم؛ قطعاً اين مذمت‌ها به خاطر حفظ جان آن‌ها بوده است، يعني مذمت‌هاي تقيه‌اي است که حضرت صادق عليه‌السلام يا برخي ديگر از ائمه اطهار عليهم‌السلام به وسيله آن خواص اصحاب خود را از کيد حکّام، در امان نگه مي‌داشتند با رواياتي که آن‌ها را مذمت مي‌کردند تا کسي سراغ آن‌ها نرود و حاکم نگويد که اين فرد با جعفربن‌محمد ارتباط دارد و براي امام پول جمع مي‌کند. يکي از افرادي که براي امام پول جمع مي‌کرده است همين مفضل بن عمر بوده است؛ ايشان کارگزار حضرت بوده است و پول جمع مي‌کرده و کارهاي حضرت را انجام مي‌داده است لذا طبيعي است که يک چنين روايتي در مذمت او بيايد. بنابراين ما روايات مذمت مفضل را قبول نداريم به قرينه روايات بسيار زيادي که در مدح او آن هم به شکل قوي وارد شده است. لذا روايت به لحاظ سندي بسيار خوب است.

«وَ عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنْ مُنْذِرِ بْنِ يَزِيدَ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام إِذَا کَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ نَادَي مُنَادٍ أَيْنَ الصُّدُودُ لِأَوْلِيَائِي فَيَقُومُ قَوْمٌ لَيْسَ عَلَي وُجُوهِهِمْ لَحْمٌ فَيُقَال‏ هَؤُلَاءِ الَّذِينَ آذَوُا الْمُؤْمِنِينَ وَ نَصَبُوا لَهُمْ وَ عَانَدُوهُمْ وَ عَنَّفُوهُمْ فِي دِينِهِمْ ثُمَّ يُؤْمَرُ بِهِمْ إِلَي جَهَنَّمَ.» [در روز قيامت يک ندايي مي‌آيد و مي‌گويد] کجا هستند آن کساني که راه را بر اولياي من مي‌بستند؟ يک عده بلند مي‌شوند که گوشت صورت آن‌ها ريخته است. در تکميل اين روايت اين متن آمده است: «کَانُوا وَ اللَّهِ الَّذِينَ يَقُولُونَ بِقَوْلِهِمْ وَ لَکِنَّهُمْ حَبَسُوا حُقُوقَهُمْ وَ أَذَاعُوا عَلَيْهِمْ سِرَّهُمْ.» مي‌فرمايد اين افراد کساني بودند که هم‌مذهب آن‌ها بودند؛ به عبارتي شيعه بودند اما سرّ اين شيعيان را افشا کرده و راه را باز مي‌کردند که دشمنان اينان را آزار دهند.

بنده اين موضوع را گفته‌ام که کساني که با ادعاي تشيع برخي از صحابه يا همسران پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم را سبّ مي‌کنند اين مصداق همين روايت است؛ زيرا اين روايت‌ها در خصوص شيعياني وارد شده است که مطالبي را منتشر مي‌کنند که اين مطالب موجب اذيت و آزار شيعيان ديگر باشد و موجب اين مي‌شود که دست و زبان دشمن عليه شيعيان براي آزار آن‌ها باز شود. لذا مي‌فرمايد «کَانُوا وَ اللَّهِ الَّذِينَ يَقُولُونَ بِقَوْلِهِمْ وَ لَکِنَّهُمْ حَبَسُوا حُقُوقَهُمْ وَ أَذَاعُوا عَلَيْهِمْ سِرَّهُمْ.» اين‌ها شيعه بودن و قول آن‌ها قول شيعيان بوده است و از کساني نبودند که اعلام کنند ما مؤمن نيستيم و به ولايت ائمه اطهار عليهم السلام ايمان نداريم، خير خود را هم خيلي ولايتي مطرح مي‌کند اما راه را براي بقيه شيعيان باز مي‌کردند.

و صلي الله علي محمد و آله و سلم

تعداد بازديد:38 آخرين تغييرات:97/04/17
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر