چهارشنبه 28 شهريور 1397 - 9 محرم 1440 - 19 سپتامبر 2018
صفحه اصلي/مقالات


 
 


 










 


 












خروجي RSS

بی حجابی وجلوه‌گری از منظر قرآن عقب ماندگی و بازگشت به جاهلیت است

در گفتگو با مهر عنوان شد؛

بي حجابي وجلوه‌گري از منظر قرآن عقب ماندگي و بازگشت به جاهليت است

يک کارشناس ديني گفت: قرآن کسي را که جلوه‌گري مي‌کند، عقب‌مانده فرهنگي معرفي مي‌کند، چراکه به همان پوشش دوران جاهليت باز گشته‌اند. «وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِيَّةِ الْأُولي‏».

خبرگزاري مهر، گروه دين و انديشه: به مناسبت ۲۱ تيرماه، سالروز حجاب و عفاف در خصوص رابطه حجاب و آزادي با حجت الاسلام ادريس عظيما، محقق، نويسنده و مدرس دانشگاه به گفتگو نشستيم که در ادامه مي خوانيد؛

*در متون اسلامي به چه ميزان به اهميت حجاب اشاره شده است و محدوده و ميزان آن را چگونه معرفي مي‌کنند؟

ابتدا بايد گفته شود متون اسلامي و به ويژه قرآن کريم به صراحت به حجاب اشاره مي‌کند و زنان را امر مي‌کند که حجاب خود را رعايت کنند؛ همان‌طور که در آيه ۵۹ سوره احزاب مي‌فرمايد «يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنينَ يُدْنينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلاَبِيبِهِنَّ ذلِکَ أَدْني‏ أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ» يعني اي پيامبر! به زنانت و دخترانت و زنان مؤمنان بگو چادرهايشان را بر خود فرو پوشند؛ اين کار براي شناخته شدن آنان و اينکه اذيت نشوند، مناسب‌تر است. که البته بنا به آن‌چه در برخي متون تفسيري آمده است بعد از نرول اين آيه عده‌اي زنان هرچند به خواستند به اين آيه مقيد شوند ولي چادر را به گونه‌اي بر سر کردند که گريبان آنان پيدا بود که آيه ۳۱ سوره مبارکه نور در تکمله نازل شد «َقُلْ لِلْمُؤْمِناتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ يَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا يُبْدينَ زينَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلي‏ جُيُوبِهِن‏» يعني به زنان مؤمن بگو چشمان خود را فرو دارند و دامن خود را حفظ کنند و زينت خود را جز مواردي که لاجرم آشکار مي‌شود، آشکار نسازند و بايد روسري‌هايشان را بر گريبان افکنند. لذا اينکه برخي بگويند حجاب و وجوب آن يک مسأله من درآوردي است، هيچ جايي براي اعتنا ندارد.

اما محدوده و ميزان حجاب بايد از چند جنبه مورد بررسي قرار بگيرد: اولاً اين‌که چه کسي بايد حجاب را رعايت کند؟ آيا مختص زن است يا مرد هم بايد حجاب داشته باشد؟  يا اينکه زن از چه زماني ملزم به رعايت حجاب است؟ ثانياً چه مقدار از بدن بايد پوشيده باشد؟ ثالثاً پوشش از چه کسي بايد انجام گيرد؟ چهارم اينکه آيا لباس نازک و تنگ هم مي‌تواند از مصاديق حجاب باشد يا نه؟ و اينکه يک زني که آرايش خود را در برابر نامحرم آشکار مي‌سازد، مي‌توان يک زن باحجاب دانست يا خير؟

پاسخ همه اين پرسش‌ها را مي‌توان در رساله‌هاي عمليه مراجع به دست آورد. به صورت اجمالي عرض مي‌شود که حجاب مختص زن نيست و همه آحاد جامعه ملزم به رعايت يک‌ سري آداب هستند؛ همچنين همه اعضاي بدن زن بايد از نامحرم پوشيده شود به جز قرص صورت و دست‌ها تا مچ. که البته زن بايد آرايش خود را از نامحرمان پوشيده دارد. همچنين در مورد لباس تنگ و نازک در روايتي آمده است « لا يصلح للمرأة المسلمة أن تلبس من الخمر و الدّروع ما لا يواري شيئا» يعني براي زن مسلمان شايسته نيست که روسري و روپوشي بپوشد که چيزي را نمي‌پوشاند.

*آيا اسلام تنها چادر را به عنوان حجاب قبول دارد؟

عرض کرديم حدود حجاب در رساله‌هاي عمليه به شکل تفصيلي آمده است، ولي بايد به صورت اجمالي بگوييم اگر ديگر مسائل مربوط به حجاب رعايت شود، حجاب را نبايد تنها در چادر دانست؛ هرچند بهترين و بالاترين شکل حجاب همان چادر است.

*برخي مي‌گويند حجاب با آزادي زنان منافات دارد، چه پاسخي مي‌توان براي اين نگاه داشت؟

برداشتن حجاب، آزادي زن نيست، نه! اتفاقاً آزادي مردان هرزه‌چشم است. ما عمدتاً وقتي صحبت از آزادي در بحث حجاب مي‌شود، ذهن متمرکز پوشش مي‌شود و از طرف مقابل غفلت مي‌کند که چه محدوديت‌هايي را براي طرف مقابل به وجود مي‌آورد و اين در صورتي است که وقتي زني حجاب را رعايت نمي‌کند، دايره نگاه يک مرد خويشتن‌دار را محدود مي‌کند. به عنوان مثال شما فرض بفرماييد به راننده‌اي گفته شود بوق زدن ممنوع است؛ اين سلب آزادي از راننده نيست، بلکه ايجاد آرامش و آزادي براي جامعه است و اين حجاب هم يک نوع حفاظ است براي دور ماندن زنان از ابتذال. اينجاست که غرب بايد پاسخگو باشد که چرا اين آزادي‌ها را از جامعه سالم سلب مي‌کند؟

هرچقدر بانوان ما مقيدتر به رعايت حجاب باشند، از آزارها به دورند و اما قريب به اتفاق زناني که مورد آزار قرار مي‌گيرند، آناني هستند که نسبت به پوشش خود دقت لازم را ندارند

شما ببينيد در همين جامعه ايران خودمان قبل انقلاب به چه وضعي از انحطاط رسيد. وضع به جايي رسيد که به از لحاظ فرهنگي به نقطه‌اي پست‌تر از غرب رسيد. آيا توانست به آن آزادي موعود برسد؟ چقدر توانست به قله‌هاي علمي و فرهنگي برسد؟ ولي در نقطه مقابل ما مي‌بينيم در دوران جمهوري اسلامي، زنان با حجاب جامعه ما توانستند در عرصه‌هاي مختلف علمي‌، هنري، فرهنگي، سياسي و ... به بالاترين درجه‌ها راه پيدا کنند. از اين‌ها گذشته فضا باز هم آماده است براي پيش‌رفت‌هاي مادي و معنوي. همان زناني که چندين نسل با فرهنگ منحط پهلوي به دنيا آمده بودند و حتي قبح آن را نمي‌فهميدند؛ هرچند متأسفانه آثار اين جنايات پهلوي که در عرصه‌هاي مختلف از خود به جاي گذاشته ممکن است تا سال‌ها باقي بماند.

اين که آن رژيم منحط در ابتدا با کشف حجاب و سپس با ترويج بي بند و باري درآمد، براي آن بود که آن فرهنگ غربي را بتواند در ايران پياده کند و با سرگرم کردن زن با مدگرايي و مصرف‌گرايي و تمايل به سبک زندگي غربي در همه عرصه‌هاي سبک‌زندگي در ميان مردم پياده کند تا همواره وابسته به غرب بماند.

*اساساً قرآن و متون ديني چه فلسفه‌اي براي حجاب ارائه مي کنند؟

همانطور که قبلاً هم گفته شد، خداي متعال در فلسفه حجاب اين چنين مي فرمايد « ذلِکَ أَدْني‏ أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ» يعني اين حفظ حجاب براي آن است که زنان معروف در جامعه باشند و مورد آزار و اذيت ديگران قرار نگيرند. ما اين مسأله را به وضوح در جامعه خودمان مي‌بينيم. هرچقدر بانوان ما مقيدتر به رعايت حجاب باشند، از آزارها به دورند و اما قريب به اتفاق زناني که مورد آزار قرار مي‌گيرند، آناني هستند که نسبت به پوشش خود دقت لازم را ندارند. البته اين به آن معني نيست که زنان بايد منزوي باشند؛ نه! حجاب براي جلوگيري از اختلاط و آميزش بي مرز زن و مرد است، عرياني امنيت زن را از بين مي‌برد.

حجاب براي جلوگيري از اختلاط و آميزش بي مرز زن و مرد است، عرياني امنيت زن را از بين مي‌برد

از طرف ديگر، مقيد به حجاب بودن، اسباب وفاداري زن و شوهر به يکديگر را فراهم مي‌کند. در چنين جامعه‌اي ديگر چشم مرد سالم مي‌ماند. براي همين است که خداي متعال از مومنان مي‌خواهد وقتي از همسران پيامبر چيزي درخواست مي‌کنند، آن را از پش پرده‌اي درخواست کنند. «إِذا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتاعاً فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ ذلِکُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِکُمْ وَ قُلُوبِهِن‏» و علت اين پرده را سلامت و آرامش قلوب مردان و زنان معرفي مي‌کند.

شايد از عبارت «يُعْرَفْنَ» اين‌چنين استفاده کرد که حجاب، موجبات تشخص و تکريم زن را فراهم مي‌کند. اگر به دوران قبل از بي بند و باري غرب نگاه کنيد مي‌بينيد زنان اشراف حجاب داشتند، همان‌طور که در ايران باستان هم بانوان اعيان و اشراف براي آن‌که يک تشخصي، يک پرده‌اي ميان ديگران داشته باشند، همه باحجاب بودند اما در طبقات پايين برخي بي‌حجاب بودند که البته اسلام اين تبعيض را از بين برد و حجاب را براي همگان به نويد آورد. هرچند براي زناني همچون همسران پيامبر که از تشخص بسيار والايي برخوردار بودند علاوه بر آن حجاب پايه يک سري احکام ويژه تعيين کرد و از آنان مي‌خواهد به خاطر جايگاه بسيار ويژه‌اي که دارند، در خانه‌هاشان بماند؛ در آيات ۳۲ و ۳۳ سوره احزاب به اين مسأله اشاره شده است.

شايد برخي با يک نگاه متحجرانه بگويند زن محجبه يک عقب‌ماندگي دارد، نکته جالب اينکه قرآن اتفاقاً طرف مقابل را يعني کسي را که جلوه‌گري مي‌کند، عقب‌مانده فرهنگي معرفي مي‌کند، چراکه به همان پوشش دوران جاهليت باز گشته‌اند. «وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِيَّةِ الْأُولي‏».

*برخي مي‌گويند چرا اسلام حجاب را تنها براي زنان واجب کرده است؟ آيا اين نوعي تبعيض در حق زنان نيست؟

در مورد اختلافات احکام مربوط به زن و مرد بايد تفاوت‌هاي ساختاري آن دو را در نظر گرفت. اسلام مرد را به سان ساقه‌ مي داند؛ «الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَي النِّساء» و از سوي ديگر در کلام اميرالمؤمنين(ع) است که گلبرگ‌هاي آن زن است. حال اگر کارکرد اين دو عوض شود، آن لطافت به ساقه بيايد، گل خواهد شکست و بالعکس اگر ساقه پر از تيغ به جاي گلبرگ‌ها باشد، آن لطافت و زيبايي گل از بين خواهد رفت. بنابراين هرکدام بايد در جاي خود قرار بگيرد. در مقوله حجاب هم همين‌طور است. بنا به ساختار اين دو جنس، احکام متفاوتي وضع شده است، البته يادمان باشد که مرد هم حجاب خاص خود را دارد.

مقام معظم رهبري در تعبير بسيار شيرين اين اختلاف را با اين تعبير مطرح مي‌فرمايد که «زن مغز بادام است، مرد پوست بادام است» خب! معلوم است مغز بادام نبايد خاصيت برون‌دهي، جلوه‌گري داشته باشد.

*امّا اساسي‌ترين سؤالي که مطرح مي‌شود اين است که هرچند حجاب واجب باشد، در هر حال نمي‌توان ديگران را مجبور به به حجاب کرد.  چرا سياست نظام ما الزام و قاوني کردن حجاب است؟

وظيفه نظام اسلامي ايستادگي در برابر حرام است و اين را بايد تا جايي که مي‌تواند پيگيري کند. بايد فضا را سالم نگه دارد، آمده کند براي پيش‌رفت معنوي جامعه. شما ببينيد چه آثاري بر برقراري حجاب در جامعه ولو به الزام بار است و اتفاقاً اين نقطه را مي‌توان نقطه ضعف غرب دانست که به بهانه آزادي، چادر را از سر زنان باز کرد، خب! بسياري از زنان هستند که با همين چادر احساس آزادي دارند و بدون آن نه. چرا از سر او چادر را برمي‌کشي؟ بنابراين غرب مي‌خواست ارزش زن را به پايين‌ترين سطح بياورد و به زن به ديده کالا نگاه کرد و اين بزرگترين جنايت نسبت به زن بود.

وظيفه نظام اسلامي ايستادگي در برابر حرام است و اين را بايد تا جايي که مي‌تواند پيگيري کند و بايد فضا را سالم نگه دارد، آمده کند براي پيش‌رفت معنوي جامعه

در همان فضاي فکري غرب ما مي‌گوييم اشکال حجاب ستيزي بسيار بيشتر از اجبار حجاب است؛ چون در همان فضاي فکري هم حجاب موجبات سلامت روان جامعه را فراهم مي‌کند. البته غرب ادعا مي‌کند مخالفت با حجاب به خاطر آن است که نمي‌خواهد نمادهاي مذهبي تبليغ شود. در صورتي که دروغ مي‌گويند. شما فرض بفرماييد يک زني بخواهد بدون انگيزه مذهبي حجاب داشته باشد، آيا به او اين اجازه را مي‌دهند؟

*شما براي ترويج فرهنگ حجاب در جامعه چه راهکارهايي را پيشنهاد مي‌کنيد؟

با افزايش کارهاي علمي پيرامون حجاب و روشن کردن باورهاي غلط غرب، افراد جامعه از لحاظ بعد شناختي پيشرفت خواهند داشت. همچنين رفتار مثبت زنان محجبه در خانه، در اداره، در محيط بيرون، آثار بسيار فوق‌العاده‌اي در جذب ديگر بانوان به حجاب خواهد شد.

اما براي موارد اورژانسي بايد راهکار نهي از منکر از سوي همگان جدي گرفته شود، البته دقت شود که در مقوله نهي از منکر بايد مراحل ان به ترتيب طي شود. و بايد با محبت اين نهي صورت پذيرد نه با تندي.

تعداد بازديد:73 آخرين تغييرات:97/04/21
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر