چهارشنبه 21 آذر 1397 - 4 ربيع الثاني 1440 - 12 دسامبر 2018
صفحه اصلي/مقالات

انقلاب اسلامی یک اقتضای تاریخ در روزگار نظام های سلطنتی بود

يادداشت؛

انقلاب اسلامي يک اقتضاي تاريخ در روزگار نظام هاي سلطنتي بود

انقلاب اسلامي دقيقا يک اقتضاي تاريخ در روزگار مسخ و نسخ نظام هاي پوسيده سلطنتي وحتي بحران مدرنيته، فروپاشي ايدئولوژي هاي جديد و تزلزل خودبنيادي بود.

به گزارش خبرنگار مهر، متن زير يادداشتي از بهروز فرنو، محقق و عضو هئيت مديره بنياد فرديد با عنوان «قيام به تفکر» است که در ادامه مي خوانيد؛

قل انما اعظکم بواحده ان تقوموا لله مثني و فرادي ثم تتفکروا ما بصاحبکم من جنه ان هو الا نذير لکم بين يدي عذاب شديد ( آيه شريفه ۴۶ سوره مبارکه سبا )

بنده قبلا در مجموعه ياداشتهايي تحت عنوان "زماني براي تفکر" که در جايي ديگر درج شد، سعي کردم نسبت به اهميت تفکر حکمي و کلي، متناسب با وقت، زمان و روزگار کنوني، مطالبي را متذکر شوم و توضيح دهم که حسب راي اهل تفکر، براي مواجهه درست با مشکلات فعلي، ناگزير از طرح مطالب کلي نسبت به زمان کنوني و پرسش از فلک زدگي در اين عصر و زمان هستيم. چه آن گاه است که در سير از جزء به کل و از کل به جزء، مي توان به نحو اساسي به مسائل پرداخت.

استحضار داريد که فلک زدگي را متفکر فقيد، مرحوم فرديد در روزگار آخر الزماني کنوني به غرب زدگي تعبير کرده بود و با توجه به غلبه خود بنيادي و موضوعيت نفساني در عصر جديد، طرح مطلب ميکرد. 

مشکل خويش بر پير مغان بردم دوش 

کو به تاييد نظر حل معما مي کرد

ديدمش خرم و خندان قدح باده به دست

واندر آن باده به صد گونه تماشا مي کرد

راجع به ديدار، تماشا و جام جهان بين، وارد نمي شوم که از بحث دور مي افتم. تنها به بيتي ديگر از حافظ لسان الغيب اشاره مي کنم و ياد آور ميشوم که تفصيل مطلب در درسگفتار هاي منتشر شده از آن سعيد فقيد تحت عنوان "غرب زدگي" آمده است.

داني که چيست دولت، ديدار يار ديدن

 در کوي او گدايي بر خسروي گزيدن

و نيز بيتي مي آورم از گلشن راز شبستري که معناي تفکر حکمي و طريقت آن را ابراز مي کند.

تفکر رفتن از باطل سوي حق 

به جزو اندر بديدن کل مطلق

حال برگرديم به بحث اول، از آنجا که يادداشتهاي «زماني براي تفکر» با فاصله و بعضا تحت عناوين مختلف چاپ و در برخي سايتها درج شد، تصميم گرفتم که بحث را به صورتي ديگر و در نسبتي مشخص تر با مسائل روز در اينجا تعقيب کنم.

مطلب اصلي اين است که ما در چهلمين سال انقلاب با مشکلات و مخاطراتي مواجه شديم که هر تحليل، تصميم و موضعي بدون لحاظ وضع کلي آدمي در اين عالم و مقتضيات و شرايط فعلي انقلاب، مي تواند بحران و تشويش خاطر را افزون کند و کشف سوء را به تاخير اندازد. چه عالمي که خود در وضعيتي بحراني است و انقلابي که دقيقا در شرايط "نه ديگر و نه هنوز" به سر وقت ما آمده است، اقتضاي فکر و ذکر و تاملي خود آگاه نسبت به زمان و سير تفکر دارد تا بتوان با تزکيه از فساد و اهتمام انقلابي، راهي براي اين اضطرار جست و از وراي حجب زمانه به انکشاف حقيقت، دل بست.

راجع به زمانه «نه ديگر و نه هنوز»، با توجه به تاريخ تفکر و فلسفه، مارتين هيدگر در آثار متعدد بخصوص در مصاحبه با اشپيگل، وارد شده و مرحوم فرديد آن  اشارات را با توجه به مآثر اسلامي، بخصوص آيات و اخبار آخر الزمان، تفصيل داده و تفسير کرده است. مطالبي که بايد جداي اين يادداشت به متن آن مراجعه کرد و اصل بحث را از درس گفتارها استفاده کرد. اما عرض بنده در اخص موضوع انقلاب است و مخاطرات امروز. در تفصيل مطلب اينجا "نه ديگر" به منزله آن است که نه تنها وقت خان سالاري و سلسله هاي پادشاهي استبدادي همچون قجر و پهلوي با انقلاب فرانسه و رفتن سر لويي شانزدهم زير گيوتين، يا امضاي فرمان مشروطيت در ايران، گذشته است، بلکه حتي زمان منورالفکري و ليبراليسم حاکم بر اپوزيسيون از  بعد مشروطه تا شکست نهضت ملي شدن نفت و حتي روشنفکري سوسيال بعد آن نيز با اختلافات مائو و سران شوروي و کلا تعارضات دنياي سوسياليسم با ايده هاي اوليه آن، نيز به تاريخ پيوسته است.

شاهد مثال آن است که نه تنها غرب و ليبراليسم رسمي در دولتهاي انگليس و آمريکا بعد از جنايات خود در دوره استعمار قديم و امپرياليزم جديد، ديگر اعتباري در نزد ملل انقلابي ندارند، بلکه حتي حرکت هاي ليبرال و ناسيونال، همچون جبهه ملي هم از بعد کودتاي ۲۸ مرداد ۳۲ به بعد اعتبار خود را از دست داده اند وحتي روشنفکري سوسيال هم با تعارضات خود قبل و بعد انقلاب نتوانست جايي در ايران و جهان باز کند و با سقوط شوروي و تجديد نظر در چين، به قول امام (ره) مارکسيسم هم به موزه تاريخ سياسي پيوست. پس انقلاب اسلامي دقيقا يک اقتضاي تاريخ در روزگار مسخ و نسخ نظام هاي پوسيده سلطنتي وحتي بحران مدرنيته، فروپاشي ايدئولوژي هاي جديد و تزلزل خودبنيادي  بود. لذا در مقابله با مخاطرات کنوني، فکر ضد انقلاب براي بازگشت به سلطنت استبدادي و حتي سلطنت مشروطه ليبرال يا حتي دمکراسي سوسيال هم نحوي ارتجاع و بازگشت به چيزي است که وقت و اعتبار تاريخي آن گذشته است و به اوهام پيوسته است. 

خب پس اشکال کار کجاست؟ اشکال کار در «نه هنوز» است. که عشق آسان نمود اول ولي افتاد مشکلها... «نه هنوز»به اين معني است که گرچه سنن پوسيده خان سالاري در نظامهاي طاغوتي قديم و خود بنيادي يا طاغوت مضاعف جديد و سياستهاي امپرياليستي در بحران هستند و وقت آنها گذشته است اما هنوز براي برطرف شدن حجاب آخرالزماني خود بنيادي و فساد حاصل از آن و انکشاف حقيقت پريروزي و پس فردايي، راهي دراز در پيش است. اشکال کار آنجاست که ما تصور کرديم با فروپاشي نظام طاغوت، عادات طاغوتي و ابتلائات زمانه هم از ميان مي رود. حال آنکه بنا بر صريح اعتقاد شيعه ظهور تام و تمام حقيقت اسلام موکول انقلاب جهاني است و انقلاب اسلامي مرحله اي از مجاهدات براي نفي نظام طاغوت و بطلان حجب زمانه است.

 خب اگر چنين است لازم مي آمد که ما براي توفيق مبارزات با استکبار جهاني،به سمت نظام مستحکمتري به لحاظ سياسي و اقتصادي مي رفتيم که به آساني در برابر تهاجمات اقتصادي مشکل پيدا نکند! ممکن است گفته شود که در انقلابهاي چپ خصوصا به لحاظ اقتصادي، نظامهايي بسيار محکم و متمرکز ايجاد شد که فعلا اغلب آنها يا در مناسبات خود تجديد نظر کردند يا دچار مخاطرات شديد شدند. خوب در زمان انقلاب به همين دليل دقيقا از جو روشنفکري چپ، حرکتي به سوي دفاع از انقلاب اسلامي آغاز  شد، با اين منطق که چون احزاب و دولتمردان کمونيست دچار خودبنيادي جمعي هستند و ايمان ندارند، در مقابل فشارهاي اقتصادي دنياي سرمايه داري خود از امتيازات حزبي برخوردارند و فشار به طبقات محرومي مي آيد که آنها داعيه دار حمايت از آنان بودند. حال آنکه در نظام اسلامي به جهت غلبه ايمان اين ابتلا پيش نخواهد آمد.

حالا بحث اين است که اگر در چهل سال اول انقلاب يا در سه دهه اخير، ابتلائاتي چون فساد در دولتهاي مختلف و قائل شدن به امتيازات خاص حزبي، جناحي، قومي و قبيله اي پيش آمده باشد بايد با آن چگونه مواجه شد؟ 

ببينيد اين که تصور شود به محض سقوط رژيم ستم شاهي، موضوعيت نفساني و خود بنيادي در عين تزلزل، از جامعه ما رخت بر بسته، خيال خامي است. پس چه بايد کرد و با فساد، خود بيني و خود رايي تاريخي اين عالم، چگونه بايد مواجه شد؟

آنچه که بر اساس آيه شريفه آغاز کلام، قيام به تفکر خوانده شده، در حقيقت تامل در خصوص اين مسئله و چگونگي تزکيه نظري و عملي براي مواجهه با فلک زدگي است. مطلبي که سعي خواهد شد با استعانت از درگاه الاهي و در حد بضاعت با رجوع به معارف قديم و جديد و کلام بزرگان، در ادامه يادداشتها به آن پاسخ داده شود. ان شاء الله.

تعداد بازديد:131 آخرين تغييرات:97/05/04
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر