چهارشنبه 21 آذر 1397 - 4 ربيع الثاني 1440 - 12 دسامبر 2018
صفحه اصلي/خانواده

درباره عشق؛ میراث بهت‌آور مشترک ما

يادداشت مهمان؛

درباره عشق؛ ميراث بهت‌آور مشترک ما

عشق را جنبه فراگيرنده اي از وجود انسان مي دانند؛ به معناي فراتر رفتن از خود براي مواجهه محبت آميز با انساني ديگر که اگر چنين باشد اين عشق نمي ميرد و براي هميشه به روح فرد پيوند خورده است.

خبرگزاري مهر، گروه جامعه: فريبا احمدي*: موجود انساني داراي دو قطب است، نخست ماهيچه تپنده اي به شکل مشت بسته در قفسه سينه، دومي اما دسته بندي گرانبهايي از ياخته هاي عصبي به هم پيوسته که احساس، اشتياق و عشقي را مي آفريند. اما عشق فراتر از احساسي است که بين زن و مرد وجود دارد. به قول دانته : «عشق عامل حرکت و گردش خورشيد و سيارات است». ياران عاشق پيشه يکديگر را با تماسي ظريف ولي پيچيده و دشوار از دل روزگار جستجو کرده اند. آندره موروا مي نويسد: «در ادبيات و نيز عشق، از آنچه از سوي ديگران گزينش شده است، در شگفت هستيم» و اينان نيز بي کم و کاست از ما در شگفت اند.

همين مفهوم «سازگاري» و «توافق» نشان مي دهد که هيچ الگوي همه کاره اي براي عشق ورزي غالب نيست، گيرايي جنسي تنها نقش ناچيزي در اين گزينش بر عهده دارد. شمار زوج هايي که ازدواج مي کنند، کسري بسيار کوچک از بسياري را تشکيل مي دهند که به طور طبيعي يکديگر را گيرا نمي يابند و کسي دقيقا براي ازدواج مناسب نخواهد بود؛ در واقع براي فردي که به دنبال همسري مي شود، تقريبا هيچ کس مناسب نيست.

دکتر تاماس لوئيس در کتاب «تئوري عشق» اين مهم را يادآور مي شود که «يک ذهن در يک ارتباط، ذهن ديگر را جرح و تعديل مي کند، يک دل همتاي خود را دگرگون مي سازد. اين ميراث بهت آور مشترک ما به مثابه جانوران پستاندار و موجودات داراي شبکه عصبي و تعديل عاطفي است. يعني قدرت بازسازي دوباره اجزاي عاطفي افراد که دوستشان داريم. به هنگامي که جذب کننده هاي ما برخي مدارهاي عاطفي را فعال مي کند و سازوکارهاي تغيير ناپذير حافظه مغزي آنان را تقويت مي کند». در واقع آن کس که هستيم و آن کس که مي شويم، بعضا به آن کس بستگي دارد که دوستش مي داريم.

اينکه نتواني يا موفق نشوي مورد عشق هيچ زني قرار بگيري اين نبايد تعجب آور باشد، بيشتر مردها از چنين سرنوشتي رنج مي برند. براي جبران اين بدبختي عادت بر اين شده است که با کوشش فراوان و با فشار خيال وهم بستگي به يک زن و تحمل او را عشق واقعي به حساب آورد. احساس عشق در مردان، معلول ميل شديد آنان  به اين است که کسي دوستشان بدارد. عشق در زنها نتيجه ميل آنان به خود عشق است. يعني به احساس انگيزه عاطفي که از آنان به سوي شخص مورد نظرشان جريان داشته باشد. و اينکه کسي دوستشان بدارد در درجه دوم اهميت قرار دارد، يعني به خودي خود مهم نيست، بلکه نشانه اي از تاثير عشق در آنان است و اين فشار عصبي، بي قراري، جنب و جوش درون را حاضر نيستند با چيزي معامله کنند.

خوزه اورتگاي گاست در کتاب درباره عشق داستاني را نقل مي کند که در آن ماريانا آکوفورا زني بود از اهالي پرتقال که مردي به او بي وفايي کرده بود. او در يکي از نامه هايش به آن مرد مي نويسد: «من به خاطر ياس و دردي که برايم به وجود آوردي از اعماق دل سپاسگذار تو هستم و از آرامشي که قبل از آشنايي با تو داشتم متنفرم ... من چاره تمام دردهايم را مي دانم رهايم، رهايي من از همه دردها زماني خواهد بود که ديگر تو را دوست نداشته باشم. اما عجب راه حلّي، نه من تحمل رنج را به فراموش کردن تو ترجيح مي دهم. آه، آيا فراموش کردن تو در توان من است؟ من از اينکه قادر نيستم حتي براي لحظه اي تو را دوست نداشته باشم خود را سرزنش نمي کنم و بالاخره تو بيشتر از من مستحق رحم و شفقت هستي زيرا تمام رنج هايي که من از بابت تو متحمل مي شوم، بهتر از لذتهاي بي شور و حالي است که عاشقان به تو عرضه مي دارند».

اين مطلب صحيح است که در زمان حاضر مفهوم عشق مفهوم سخت گيج کننده و گمراه کننده است اما بايد دانست که عشق انفجار نيست، لحظه اي نيست، تجلي مداوم است، عشق حرکت روان و سيّال روح است، پرتاب نيست، روانه است و از سوي عاشق به سمت معشوق جريان دارد تا تعالي يابد. ويکتور فرانکل (روانشناس تربيتي) آن را جنبه فراگيرنده اي از وجود انسان مي داند به معناي فراتر رفتن از خود براي مواجهه و رويايي محبت آميز با انساني ديگر که اگر چنين باشد اين عشق نمي ميرد زيرا براي هميشه به روح فرد پيوند خورده است.

*کارشناس ارشد روانشناسي باليني

تعداد بازديد:118 آخرين تغييرات:97/05/14
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر