دوشنبه 30 مهر 1397 - 12 صفر 1440 - 22 اكتبر 2018
صفحه اصلي/مقالات


 
 


 










 


 












خروجي RSS

اهمیت‌ها و آسیب‌های کرامت نگاری و کرامت سازی در عرفان

يادداشتي از حجت الاسلام سبحاني؛

اهميت‌ها و آسيب‌هاي کرامت نگاري و کرامت سازي در عرفان

هر چند کرامت نگاري همواره بايد با دقت و وسواس فراوان همراه باشد و از آسيب هاي آن در همه جا پرهيز کرد، اما بين «کرامات معصومان» ‌و «کرامات صوفيان» و «کرامات عالمان» بايد فرق گذاشت.

به گزارش خبرنگار مهر، متن زير يادداشتي از حجت الاسلام محمدتقي سبحاني است که در ادامه مي خوانيد؛

مفهوم کرامت در کنار معجزه از ديرباز در منابع کلامي مورد بحث قرار گرفته و به عنوان يکي از راه هاي اثبات نبوت يا امامت برشمرده شده است. به همين روي، متکلمان و محدثان شيعه در طول تاريخ با گردآوري روايات و حکاياتي که در باره امور خارق عادت در زندگي اهل بيت‌(ع) گزارش شده، به تدوين آثاري با نام هاي معاجز و مناقب همت گماشتند. اين آثار گذشته از بيان نشانه هاي اعجازگونه بر امامت، اين کارکرد را نيز داشت که با اثبات افضليت امام(ع) بر ديگران، راه ديگري براي حقانيت ولايت ائمه را به نمايش مي گذاشت.

اما همزمان در تصوف نيز مفهوم کرامت به صورت روزافزون پرورش و گسترش يافته و کتاب هاي بسيار در کرامات و مقامات عارفان با عناويني چون تذکرة الاولياء، مناقب العارفين و ... به رشته تحرير در آمده است. 

اين سنت هر چند گاه در قالب سيره عالمان و فقيهان در لابلاي کتب تراجم و رجال نيز ظهور و بروز داشته است، اما نه از نظر حجم و نه از نظر مضمون هرگز قابل مقايسه با سنت تذکره نويسي صوفيان نبوده است.  

اماکرامت ‌پراکني و کرامت سازي در دهه هاي اخير از حلقه صوفيان به فضاي حوزويان و يا حتي مردم عوام گسترش يافته و گويا به عنوان بخشي از فرهنگ معنوي و هويت معرفتي شيعيان تلقي شده است. نوشته زير به منظور نشان دادن جايگاه کرامات در سه ساحت فوق و تفاوت هاي آنها و آسيب هائي که به ويژه از ناحيه فرهنگ کرامت پراکني در سنت صوفيانه نصيب جامعه ما مي شود، پرداخته است.

هر چند کرامت نگاري همواره بايد با دقت و وسواس فراوان همراه باشد و از آسيب هاي آن در همه جا پرهيز کرد، اما بين «کرامات معصومان» ‌و «کرامات صوفيان» و «کرامات عالمان» بايد فرق گذاشت، فرق هاي مهمي که بسادگي نمي توان از آن گذشت:

۱. صدور کرامت از امامان معصوم به طبيعت اوليه، مُجاز و معقول است ولي براي ديگران، اصل اوليه بر عدم پذيرش کرامت است مگر آن که به دليل روشن اثبات شود.

۲.  تعداد معصومان منحصر در شمار محدودي است و کرامات آنها از نظر کلامي، هم اکنون قابل تسري و توسعه به ديگران نيست، اما با بازشدن باب کرامت براي عارفان و  عالمان هر کس مي تواند امري فراعادي را ادعا کند و يا  براي هر کس مي توان چنين ادعاهائي را مطرح  کرد و حد و حصر ندارد. اين است که حتي اگر برخي از کرامات ائمه‌(ع) قابل اثبات نباشد و يا در واقع نادرست باشد، اما براي جامعه امروز ضرر و زيان چنداني ندارد. اين در حالي است که داستان هاي کرامات صوفيان و عالمان هر روز تقليد و محاکات مي شود و در هر گوشه شهر و يا در هر حوزه اي، شيخ و پيري قد علم مي کند و مريدانش را فريفته و بازي مي دهد و...

۳. بين کرامات هاي صوفيان با عالمان( عالمانِ غير عارف مسلک)هم تفاوت جدي وجود دارد، زيرا:

اولا، کرامت و تقدس براي پير و مرشد در عرفان تئوريزه شده و مشروع و مسلم انگاشته مي شود اما براي يک فقيه يا متلکم هر چند حکايتي از حالات ويژه او نقل شود، اما اين مقامات براي او مشروعيت سازي نمي شود.

ثانيا، کرامات و مقامات در عرفان يک اصل مسلم سلوکي است که با وصول به مقام فنا و تحقق مرتبت انسان کامل، ولايت تکويني براي او يک امر قهري و گريز ناپذير و بلکه تعطيل ناپذير است. از اين رو با انکار کرامت از يک فقيه يا متکلم، هيچ ضرري به ساخت و کارکرد اين دو دانش و دانشمند وارد نمي شود اما اگر مقام فنا و ولايت پير و قطب را انکار کنيد، هويت تصوف و عرفان بر باد فنا مي رود. 

 ثالثا، حتي از اين جهت وضعيت کرامات عارفان با کرامات معصومان هم متفاوت است: نه شناسائي معصومان و نه نقش ويژه آنان در هدايت و تربيت هيچکدام لزوما بازبسته کرامت و اعجاز نيست و از اين رو بعضي از متکلمان اساسا با اعجاز معصومان و يا ولايت تکويني آنان موافق نبوده اند، اما در عرفان، هم شناخت پير و هم‌ نقش ارشادي او نسبت به سالکان و هم اشاعه مرامش بازبسته کرامت هاي اوست و با نفي کرامات هيچ کرامتي براي عرفان و تصوف باقي نمي ماند.

رابعا، از يک جهت ديگر هم ميان کرامت عالمان و عارفان تفاوت هست: مقامات يا اعمال ويژه اي که براي عارفان برمي شمارند، غالبا توام با نوعي دستور العمل و يا الگوسازي عملي براي سلوک عرفاني است و گزارش اين رفتارها معمولا براي تشويق سالکان به صرف همت براي انجام آن اعمال و رسيدن به آن مقامات است، اما گزارش هائي که گاه  از حالات خاص فقيهان و متکلمان عرضه مي شود، جنبه تصادفي دارد و هيچ کارکردي در راستاي آموزش هاي فقهي و کلامي ندارد.

تعداد بازديد:77 آخرين تغييرات:97/05/18
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر