یکشنبه 3 شهريور 1398 - 23 ذي الحجه 1440 - 25 آگوست 2019
صفحه اصلي/مقالات


 
 


 










 


 












خروجي RSS

عقل و علم در مقایسه با منزلت عبادت، برتری دارند

حجت الاسلام حميد پارسانيا:

عقل و علم در مقايسه با منزلت عبادت، برتري دارند

حجت الاسلام حميد پارسانيا اظهار کرد: در فرهنگ اسلامي عقل و علم در مقايسه با منزلت عبادت، برتري دارند و حتي عقل و علم درست يا غلط بودن ايمان را مشخص مي کنند.

به گزارش خبرنگار مهر، حجت الاسلام حميد پارسانيا، استاد دانشگاه تهران در چهارمين دوره طرح ملي گفتمان نخبگان علوم انساني با موضوع «تطورات عقل» به سخنراني پرداخت و اظهار کرد: از مهم‌ترين دليل ها براي تطورات معناي علم، تطورات در معناي عقل و اهميت و جايگاه علم وابسته به اهميت و جايگاه عقل در درون هر فرهنگ است. در جهان اسلام، عقل در آيات و روايات با معاني مختلفي به کار برده شده است و مسلمانان نيز رويکردهاي مختلفي به عقل داشته اند. در جهان مدرن هم علم متناسب با تطورات عقل معناهاي مختلفي پيدا کرده است.

 عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي در ادامه با اشاره به جايگاه عقل گفت: عقل گاهي به عنوان موجود مجرد و گاهي به عنوان قوه ادراک به کار مي رود. در فرهنگ اسلامي عقل و علم در مقايسه با منزلت عبادت، برتري دارند و حتي عقل و علم درست يا غلط بودن ايمان را مشخص مي کنند. يکي از  معاني عقل در اسلام، عقل مجرد فراتر از موجودات و مستقل از آنها است. اين عقل بر زمين محاط و وظيفه اش انتقال فيض به موجودات و وابسته به خداوند، است. در برابر اين معنا، عقل به عنوان قوه ادراکي نيز بيان شده است. عقل در درون انسان طبقه و تقسيم‌بندي هايي نيز دارد و يکي از اين طبقه بندي ها تقسيم عقل به انوع نظري و عملي است.

وي افزود: عقل نظري نيز به سه قسم يعني بالقوه، بالفعل و مستفاد تقسيم مي شوند. هر انساني سرمايه اوليه يعني عقل بالقوه و تا حدودي نيز عقل بالفعل دارد. اينکه انسان خوبي‌ها و بدي ها را بدون آموزش تشخيص مي دهد، مثلا طالب رسيدن به خير و سعادت و از ظلم متنفر است، مربوط به همين نکته است. عقل بالفعل نيز با استدلال بدست مي آيد. براي رسيدن به عقل مستفاد بايد مراحلي را طي کرد. بايد هوا و هوس را به کمک عقل مهار کرد و وقتي عقل مسلط شد زمينه توجه به حقايق متعالي فراهم مي آيد و لذت و بهجتي به انسان دست مي دهد و اين انسان صاحب عقل مستفاد مي شود، ولي انسان داراي عقل مستفاد بدون نياز به استدلال به حقايق امور مي رسد.

وي ادامه داد: صاحب  عقل مستفاد چندخصوصيت دارد: ارشاد به سوي آنچه مي داند.  فرد صاحب عقل مستفاد مي فهمد که بعضي از امور را نمي داند.  همچنين مي فهمد که نياز به کمک دارند. انسان فاقد عقل مستفاد، عقل مفهومي و استدلالي دارد و با کمک حس بعضي از مسائل را درک مي کند. البته عقل همان داده هاي حسي را به قانون تبديل مي‌کند. عقل مفهومي منطقي دارد که با تحصيل کردن، خلوت گزيدن و ... به دست مي آيد. عقل مفهومي به کمک نقل بر اطلاعاتش افزوده مي شود و در بعضي از موارد، معرفت تنها از طريق نقل بدست مي آيد. متأسفانه در جهان مدرن چون علم را آزمون پذير تعريف کرده اند، علم از يک سري معارف ارزشمند که از نقل به دست مي آيد محروم شده است. يکي از بحث هاي جدي در جهان اسلام رابطه بين عقل و نقل بوده و بر اساس اين رابطه طبقه بندي علوم نيز فرق مي کند. البته جهاني که عقل مستفاد و وحي را کنار گذاشت، اين بحث ها در آن راه ندارد.

حجت الاسلام پارسانيا با بيان اينکه، در جهان مدرن عقل معناهاي متفاوتي دارد، ادامه داد: جهان مدرن با دکارت شروع مي شود و عقل مورد نظر دکارت، عقل روشنگري، يک عقل مفهومي است. از نظر دکارت ۳جوهر متفاوت يعني جسم، نفس و خدا وجود دارد.  اين عقل هنوز پذيراي علم  تجربي و ويژگي مشترکش با عقل در جهان اسلام، قوه ادراک است. اما در کانت عقل معناي ديگري پيدا مي کند و عقل سوبژکيتيو مي شود. در اين ديدگاه مفاهيم عقل متعلق به سوژه است و سوژه اين مفاهيم را از جهان نگرفته است بلکه اين مفاهيم بر جهان افکنده مي شوند و ما به واسطه اين مفاهيم جهان را مي شناسيم. اين عقل متعلق به درون انسان است و به بيرون از ذهن انسان ربطي ندارد. از نظر کانت، ما جهان را با ذهن خود تفسير مي کنيم. ما فقط مي توانيم جهان راتفسير کنيم و از شناخت جهان عاجزيم. در کانت عقل معناي متعالي خود را از دست مي دهد و شبه استعلايي مي شود.

استاد دانشگاه تهران افزود: بعد از کانت، نئو کانتي ها به واسطه هگل عقل را تاريخي مي کنند. با اين ديدگاه مفاهيم ثابت نيستند و در هر مقطع تاريخي شکل خاصي به خود مي گيرند. امر سوبژکتيو، تاريخي مي شود، اما هنوز سوژه است. اين معاني عقلي حقايق محض نيستند. اما در قرن بيستم،  بحث از ساختار و تاثيري که ساختار بر سوژه مي گذارد شکل مي گيرد و ساختار گرايان  معتقد بودند که سوژه به وسيله ساختار کنش مي کند. در اين فضا و  حال و هواي قرن بيستم نظريات جامعه شناسي تحت تأثير دو گروه از متفکرين مطرح مي‌شدند که بعضي معتقد به عامليت سوژه و بعضي نيز معتقد به عامليت ساختار بودند. در اوايل قرن بيستم، سوژه ديگر جايگاه و اعتبار قرن ۱۷ و ۱۸ را نداشت و ظهور متفکران پساساختارگراياني همچون فوکو بحث مرگ سوژه در فضاي جهان مدرن به طور جدي طرح شد. همه اين بحث ها در غرب در حالي جاري بود که در سنت اسلامي، عقل فراتاريخي و فرا فرهنگي است.

چهارمين دوره طرح ملي گفتمان نخبگان علوم انساني با حمايت و نظارت  دانشگاه باقرالعلوم(ع) دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم در حال برگزاري است.

تعداد بازديد:298 آخرين تغييرات:97/05/23
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر