یکشنبه 29 مهر 1397 - 11 صفر 1440 - 21 اكتبر 2018
صفحه اصلي/مقالات

پایشی از دلایل بی حجابی نداریم/ عدم آگاهی؛ اصلی ترین علت بی حجابی

نعيمه اسلاملو در گفتگو با مهر:

پايشي از دلايل بي حجابي نداريم/ عدم آگاهي؛ اصلي ترين علت بي حجابي

يک پژوهشگر حوزه حجاب گفت: اصلي ترين علت بي حجابي عدم آگاهي و فهم درست از فلسفه حجاب و نقش آن در سلامت و آرامش فردي، خانوادگي و اجتماعي است که با ادبيات منفعت گراي انسان امروز قابل تبيين است.

خبرگزاري مهر، گروه دين و انديشه: حجاب و عفاف يکي از ضروريات قطعي اديان الهي است. در دين مبين اسلام نيز طبق نظر تمام علماي شيعه و سني رعايت عفاف و حجاب از واجبات شرعي است. يکي از ماموريت‌هاي نظام اسلامي اجراي احکام اجتماعي اسلام است به همين خاطر از ابتداي تشکيل جمهوري اسلامي مساله عفاف و حجاب يکي از دغدغه‌هاي مسئولين و فعالان فرهنگي کشور بوده و هست و اتفاقا دشمن انقلاب در تمام اين ۴۰ سال هجمه‌هاي زيادي به موضوع حجاب داشته است.

شکل پوشش و حجاب زنان و اعتقاد عمومي به آن در برخي حوزه‌ها فراز و نشيب‌هايي داشته است. همزمان با نقشه‌هاي خبيثانه دشمن، مسئولين و دغدغه‌مندان فرهنگي نيز تلاش کرده‌اند از شيوه‌هاي مختلف براي تبليغ و ترويج حجاب و عفاف در جامعه اسلامي‌مان استفاده کنند. اما آنچه خصوصا در سال‌هاي اخير شاهد آن هستيم تنوع و تشتت نظرات افراد مختلف در حوزه حجاب است که اين ناهمساني در نظرات مسئولين و صاحبنظران در صحنه عمل نيز به رفتارهاي مختلف در مقابل مقوله بي حجابي منجر شده که اين خود يکي از مهمترين عوامل کاهش تاثير کارهاي فرهنگي براي حجاب شده است. بطوريکه امروزه با وجود اينکه ظاهرا کارهاي متنوع زيادي براي حجاب انجام مي‌شود نتيجه مطلوب حاصل نمي‌گردد.

در همين راستا مصاحبه‌اي با نعيمه اسلاملو انجام داده ايم و اين دغدغه ها را با وي درميان گذاشته ايم. وي پژوهشگر و مدرس حوزه زن و حجاب و خانواده است، ۱۸ عنوان کتاب را به تأليف رسانده که تيراژ برخي از آنها به ۱۰۰ هزار نسخه رسيده است. وي همچنين مدرس بيش از ۷۵ دوره آموزشي تخصصي حجاب است. اسلاملو در سال ۸۹ بعنوان بانوي سرافراز جهوري اسلامي شناخته شد و مورد تقدير قرار گرفت.

متن زير، ماحصل اين گفتگوي خواندني و البته چالشي و قابل تامل است.

*اخيراً در فضاي مجازي و ميان عامه مردم از شبهه اي سخن گفته مي شود که چرا حجاب بايد اجباري باشد؟ نظر شما در مورد مغالطه اي که با کليدواژه «حجاب اجباري» صورت مي گيرد چيست؟

وجود قانون و ضابطه براي پوشش اجتماعي به هيچ عنوان منحصر به ايران نمي باشد. در تمام دنيا براي پوشش اجتماعي مردم قوانين نوشته و نانوشته اي وجود دارد

اين روزها اکثر ايرانيان دغدغه عفاف و حجاب دارند آنان که مي پرسند چرا حجاب اجباري است؟ و آنان که مي گويند چرا اجبار نباشد؟ و غافل از اينکه اصلاً رعايت حدود حجاب شرعي در کشور ما اجباري نيست و آنچه نامش را اجبار حجاب گذاشته اند، رعايت ضوابط و قوانين موجود براي پوشش اجتماعي است نه حجاب شرعي! و نکته مهم اينکه وجود قانون و ضابطه براي پوشش اجتماعي به هيچ عنوان منحصر به ايران نمي باشد. در تمام دنيا براي پوشش اجتماعي مردم قوانين نوشته و نانوشته اي وجود دارد.

بدين معني که اين طور نيست که هر کسي، هر جايي، هر لباسي دوست دارد بپوشد و همه اينها به اين دليل است که لباس پوشيدن در اجتماع يک مسأله شخصي نيست چون اساساً جامعه حريم خصوصي نيست. دلايل عقلي، شواهد علمي، تعاليم ديني و آمار مستند جهاني همگي ثابت کرده اند که پوشش هاي غيرعفيفانه در جامعه باعث ايجاد مشکلات فردي، خانوادگي و اجتماعي خصوصاً براي زنان و کودکان شده است. مشکلاتي چون کاهش ميل به ازدواج و آمار ازدواج، افزايش آمار طلاق، خيانت، تجاوز، بارداري هاي ناخواسته دختران نوجوان، ابتلا به ايدز و ديگر بيماريهاي مقاربتي و مشکلات رواني از جمله؛ افزايش اضطراب، افسردگي، خودکشي، کاهش احساس عزت نفس، خودباوري و امنيت در زنان و...

اين مستندات و شواهد، روز به روز بيشتر لزوم رعايت پوشش ها و رفتارهاي عفيفانه در جامعه را ثابت مي کند و مهمترين پيام آن اين است که سلب امنيت رواني و آرامش خانوادگي ديگران، حق انتخاب نيست. و همه اين جار و جنجال هايي که افرادي از خارج و برخي در داخل به راه انداخته اند، به جايي نخواهد رسيد و همانطورکه رهبر حکيم و فرزانه انقلاب نيز فرمودند، دغدغه و نگراني بابت اين هوچي بازي هاي بي هويت و بي عمق عده اي ساده لوح و فريب خورده نيست که اينها محکوم به شکست هستند.

*پس از نظر شما دغدغه اصلي امروز ما در حوزه حجاب به چه مساله اي برمي گردد؟

يکي از دغدغه هاي اصلي امروز ما در حوزه حجاب در مورد دغدغه مندان عفاف و حجاب کشور است که هر کسي از ظن خود وارد ميدان شده و مي خواهد به اصطلاح خود براي تبليغ و ترويج حجاب کاري بکند اما مشکل همين جاست که هر کسي بر اساس ظن خود مي خواهد کاري انجام دهد نه بر اساس واقعيت هاي علمي و تحقيقات ميداني! ريشه اين مشکل هم به دو چيز بر مي گردد: يکي نبودن مرجع علمي مستند در کشور در حوزه آسيب شناسي و علل بي حجابي و شيوه هاي مواجهه با آن براي تبليغ حجاب و دوم مدعي بودن تقريباً همه سازمانها و فعالان عفاف و حجاب کشور که فکر مي کنند محل آسيب و مشکل را خوب فهميده اند و مي دانند چه کار بايد بکنند و اتفاقاً هر کدام از آنها فکر مي کنند که از همه بيشتر بلدند که براي تبليغ حجاب کار کنند.

در واقع همين مشکل دوم است که باعث ايجاد مشکل اول شده؛ يعني چون همه فکر مي کنند مشکل را خوب فهميده اند و راهکارها را بلدند، دور هم جمع نمي شوند تا واقعيت مشکل و راهکار حقيقي را پيدا کنند و اينجاست که ما شاهد مواجهه هاي عجيب و غريب و متناقض برخي مسئولين و فعالان عفاف و حجاب هستيم.

به عنوان مثال يکي از روحانيون معروف که در صفحه شخصي و نيز مصاحبه هايشان در مورد قانون حجاب نظرات عجيبي ارائه مي کنند، تصورشان اين است که ما خيلي زياد داريم براي حجاب کار مي کنيم و سختگيري و بگيروببندهاي زيادي براي حجاب و عفاف داريم. دومين انگاره غلط ايشان که بر اساس همين تصور غلط اولي است، اين است که چون فساد اقتصادي و مشکلات اقتصادي در کشور هست بنابراين نبايد براي کنترل مفاسد جنسي و اخلاقي واکنشي نشان داد و اصلاً مفاسد جنسي و اخلاقي آنقدرها که بقيه فکر مي کنند مهم نيستند. سومين انگاره غلط ايشان اين است که روش هاي بازدارنده براي کنترل رفتارهاي غير عفيفانه مثل بي حجابي و رقص و بوسه در خيابان، هيچ فايده اي در عفيفانه کردن فضاي عمومي و جلوگيري از هرج و مرج اخلاقي ندارد!!

قاعده بر اين است که با شيوه هاي بازدارنده مي خواهند جلوي ناهنجاري هاي جنسي و اخلاقي جامعه را بگيرند و اساسا رسالت قانون همين است در اينکه براي هر مقوله فرهنگي و اجتماعي بايد کار فرهنگي انجام شود، شکي نيست اما آيا لزوم انجام کارهاي فرهنگي به معني تعطيل کردن امور قانوني و بازدارنده است؟

 اين نکته سوم را به وضوح در سخناني به نقل از يکي از مسئولين قضايي کشور هم مي بينيم که گفته اند: به خدا قسم برخورد قهري با موضوع حجاب جواب نمي دهد بايد راهکاري مسالمت آميز و آرام را در پيش گرفت. اين جمله از ايشان بسيار عجيب است. سوالي که مطرح مي شود اين است که شيوه هاي قهري يا همان بازدارنده به چه چيز جواب نمي دهد؟ مگر قرار است رسالت شيوه هاي قهري و بازدارنده اين باشد که مردم را به حجاب علاقمند کنيم؟ کجاي دنيا با قوانين بازدارنده اجتماعي مي خواهند مردم را به قانون علاقمند کنند؟ کجاي دنيا با اعمال قانون، جذابيت قانون را نشان مي دهند؟ قاعده بر اين است که با شيوه هاي بازدارنده مي خواهند جلوي ناهنجاري هاي جنسي و اخلاقي جامعه را بگيرند و اساسا رسالت قانون همين است. رسالت قانون و شيوه هاي بازدارنده براي علاقمند کردن مردم به قانون نيست. کدام راننده متخلفي وقتي پليس با او برخورد مي کند به قانون علاقمند مي شود؟

اين حرف کاملاً درست است که ما بايد براي تبليغ حجاب و ترويج عفاف و حجاب کارهاي فرهنگي و نرم انجام دهيم. چون اساسا رسالت انجام امور تبليغي و ترويجي براي حجاب استفاده از شيوه هاي استدلالي و اقناعي براي پذيرش حجاب از درون فکر جامعه و همراه شدن اقشار جامعه با فرهنگ عفاف و حجاب است. ولي سوال جدي اين است که چقدر از اينگونه کارهاي فرهنگي حمايت شده و مي شود؟ در اينکه براي هر مقوله فرهنگي و اجتماعي بايد کار فرهنگي انجام شود، شکي نيست اما آيا لزوم انجام کارهاي فرهنگي به معني تعطيل کردن امور قانوني و بازدارنده است؟ اگر حضرت حجت( عج) هم ظهور فرمودند و بهترين کارهاي فرهنگي را انجام دادند و عده اي نخواستند پوشش و رفتارهاي عفيفانه در جامعه داشته باشند، چه بايد کرد؟

*يعني شما نظرتان اين است که مسئولين و دغدغه مندان فرهنگي راجع به موضوع حجاب نگاه دقيق و جامعي ندارند؟

بله، نه تنها شبکه علل و عوامل را رصد کاملي نمي کنند و بسياري از اوقات اساسا به اين مقوله نگاه تک بعدي دارند بلکه ميزان و ترتيب اولويت و ارزش هر کدام را هم درست شناسايي نمي کنند. بگذاريد يک مثال ديگر برايتان بزنم: کارگردان محترم و دغدغه مند برنامه از لاک جيغ تا خدا که مي توان گفت قطعا هيچ کارگرداني در کشور به اندازه ايشان براي حجاب برنامه توليد نکرده است، اصلي ترين انگاره ذهني ايشان که در برنامه به وضوح مشهود است اين است که مهمترين مشکل بي حجابي را نوع برخورد متدينين با بي حجابها خلاصه مي کنند و گويي معتقد است اگر با حجاب ها و متدينين رفتار خوبي با بي حجاب ها داشته باشند، مشکل بي حجابي در کشور حل مي شود. در ايام هفته حجاب نيز ويژه برنامه اي توليد مي کند که در آن يک خانم بي حجاب در برنامه حضور پيدا مي کند تا به اصطلاح تريبون آزادي باشد براي شنيدن حرفهاي دو طرف در مورد حجاب! اما اتفاقي که مي افتد اين است که خانم بي حجاب حرفها و دغدغه هايش را مي گويد ولي خانم هاي محجبه حاضر در جلسه نه تنها در دفاع از عفاف و حجاب حرف و استدلالي ارائه نمي کنند، بلکه به نوعي به نمايندگي از قشر باحجاب و متدين از رفتارهاي خود ابراز ندامت و حقارت کرده و از خانم بي حجاب عذرخواهي مي کنند! يعني وقتي کارگردان دغدغه مندي که با اين تصور که مشکل، رفتار متدينين است برنامه مي سازد چيزي جز عذرخواهي از آن در نمي آيد. در واقع با اين انگاره و تحليل غلطي که در مورد علت يابي بي حجابي وجود دارد، انتظار ديگري نمي توان از اين گونه برنامه ها داشت، هر چند براي تبليغ حجاب بسيار دغدغه مند باشند.

با چه پايشي نقش رفتار متدينين با بي حجابها در ترويج بي حجابي تا اين اندازه مؤثر دانسته شده است؟ دهه ۶۰ هم با وجود اينکه متاسفانه شاهد رفتارهاي غلط متدينين و با حجابها با افراد بي حجاب بوديم هرگز اصلي ترين دليل بي حجابي بازخورد اين رفتارها نبوده است!

سوال اينجاست که با چه پايشي نقش رفتار متدينين با بي حجابها در ترويج بي حجابي تا اين اندازه مؤثر دانسته شده است؟ آيا اين برنامه براي دهه ۹۰ ساخته شده يا براي دهه ۶۰؟ که اساساً دهه ۶۰ هم با وجود اينکه متاسفانه شاهد رفتارهاي غلط متدينين و با حجابها با افراد بي حجاب بوديم هرگز اصلي ترين دليل بي حجابي بازخورد اين رفتارها نبوده است!

البته اين تحليل و انگاره غلط منحصر به ايشان نمي شود. افراد دلسوز و دغدغه مند ديگري هم هستند که تصورشان اين است که امروزه بين بي حجاب ها و با حجاب هاي کشور فضاي دو قطبي پررنگي وجود دارد در حالي که اين فضاي دو قطبي که در دهه ۶۰ تا حدودي مشهود بود تا کنون روز به روز کمرنگ تر شده است. ما در همين تهران شاهد همراهي دختران باحجاب و بي حجاب در مراکز مختلف علمي، فرهنگي، ورزشي، سياسي و ... در کنار هم هستيم. بنده به عنوان مدرس بيش از ۵۰۰ کارگاه ويژه مبلغين و فعالين فرهنگي کشور بايد عرض کنم که امروز يکي از مهمترين دغدغه ها و مطالبات متدينين، آموزش شيوه هاي مؤثر ارتباط و جذب بي حجابهاست. امروز دختران جواني که مي خواهند براي تبليغ حجاب و عفاف کار کنند بيشتر و پيشتر از همه چيز  به شيوه تعامل با بي حجاب ها فکر مي کنند و عمل مي کنند.

بنده قصد ندارم نقش مخرب رفتارهاي غلط افراد متدين و خانم هاي باحجاب با خانم هاي بي حجاب را ناديده بگيرم و به هيچ وجه منکر رفتارهاي غلط عده اي از متدينين و مسولين فرهنگي کشور با بي حجابي و خانم هاي بي حجاب نيستم. تاکيد مي کنم به هيچ وجه! اما اين موضوع امروز چند درصد مشکل بي حجابي کشورمان است که عده اي در طرح هاي تبليغي خود اين قدر روي آن برنامه ريزي مي کنند؟

چرا ما اصل مشکل و اهميت و اولويت آن را اشتباه مي گيريم آن هم در شرايطي که خداراشکر به دلايل مختلف اين فضاي دو قطبي روز به روز  در حال کمرنگ تر شدن است. تا جايي که مي توان گفت مشکل جديد امروز در مواردي، همراهي بيش از اندازه و افراطي باحجاب ها با بي حجاب هاست. يعني اين مرزهاي دو قطبي نه تنها در حال از بين رفتن  است بلکه جامعه متدينين به سمتي پيش مي روند که روز به روز شيوه هاي اخلاقي و روانشناسي تخصصي در تعامل با بي حجابها را بيشتر مورد توجه قرار مي دهند.

وقتي ما ريشه هاي آسيب و مشکل را اشتباه بفهميم در راهکارهايمان به همين شکل دچار رفتارهاي کاريکاتوري و متناقض خواهيم شد.

هفته حجاب ياد آور عظيم ترين و مظلومانه ترين نهضت تاريخ جهان در دفاع از حجاب است و در همين ايام يکي از پرحجم ترين و چشمگيرترين روش تبليغي ما اهداي گل به زنان بي حجاب بود!

مثال ديگر برنامه هاي هفته حجاب و عفاف کشور است. ۲۱ تيرماه سالروز کشتار هزاران نفر از باغيرت ترين هموطنان ايراني در مقدس ترين مکان، مسجد گوهر شاد و در جوار رئوف ترين امام توسط بي غيرت ترين پادشاه ايراني هستيم. شهداي مظلومي که با ۵۶ کاميون اجساد مبارکشان را از حرم خارج کرده و در گور دسته جمعي مدفون ساختند در حالي که عده اي از آنان هنوز زنده بودند، عمال رضاخاني روي آنها خاک مي ريختند و زنده به گور شدند. در واقع هفته حجاب ياد آور عظيم ترين و مظلومانه ترين نهضت تاريخ جهان در دفاع از حجاب است و در همين ايام يکي از پرحجم ترين و چشمگيرترين روش تبليغي ما اهداي گل به زنان بي حجاب بود! جالب است اهداي گل به افراد بي حجاب در سالروز کشتار وحشيانه مردم در مسجد گوهرشاد براي دفاع از حجاب!

واقعا اين اهداي گل به چه معناست؟ عيدي و شادباش است؟ تشکر و قدرداني است؟ به رسميت شناختن بي حجاب ها؟ يا بابت عذرخواهي و آشتي است؟ ظاهرا بر اساس همان انگاره غلط که دو قطبي بين بي حجاب و باحجاب دارد بيداد مي کند مي خواهند با اهداي گل اين فضاي دو قطبي را بشکنند!! کدام دو قطبي؟ امروزه حتي مسيح علينژاد نه به دليل فهم و شعور خودش بلکه به دليل اتاق فکرهايي که پشت ماجرا هستند فهميده است که دو قطبي قابل توجهي وجود ندارد و اگر داشته باشد شکستن آن به نفع ترويج بي حجابي است، به همين علت نسخه شان براي کشف حجاب اين است که برويد به خانم هاي با حجاب گل بدهيد که يعني ما پوشش و حجاب شما را به رسميت مي شناسيم شما هم ما را به رسميت بشناسيد و اين کار او دقيقا بر اساس اين تحليل درست است که امروزه باحجاب ها در صدد ايجاد ارتباط با بي حجابها هستند و فضاي دو قطبي خيلي خيلي کمرنگ است.

من نقش ايجاد يک حس خوب با اهداي گل را انکار نمي کنم خصوصاً اگر يک جمله مؤثر همراه گل هديه شود نه جمله هايي که معمولا با گلها داده مي شود و اکثرا همان پيامهاي کليشه اي و تکراري مثل«همچون مرواريد در صدف باش» بود. اما نکته بنده اينجاست که چند درصد مشکل بي حجابي وجود دوقطبي است که با اهداي گل مي خواهيد آن را از بين ببريد؟ چقدر از بي حجاب ها به دليل نداشتن حس خوب به حجاب بي حجاب شده اند و اين يک شاخه گل با آن جمله کليشه اي همراهش، چقدر حس خوب ايجاد مي کند؟

*پيشنهاد راهبردي و راهکار شما به عنوان يکي از پژوهشگران و مولفين فعال و موثر حوزه مطالعات زنان و عفاف و حجاب در برخورد با اين مشکل چيست؟

من فکر مي کنم به دليل اين آسيب شناسي نادرست در حوزه حجاب، خيلي ها به عرصه غلطي وارد شده اند. به دلايل مبهم، غلط و نامعلومي انگار همه مي خواهند گل بدهند به خانم هاي بي حجاب. آنان که در صفحه شان مي نويسند قِر کمر دختر در خيابان مهم نيست، آنانکه مي گويند قوانين بازدارنده براي حجاب نگذاريم، آنانکه برنامه مي سازند و حرف هاي خانم بي حجاب را مي شنوند اما حرفي براي گفتن ندارند جز عذرخواهي و آنان که مي گويند براي کارهاي فرهنگي براي تبليغ حجاب پول نداريم اما در سالروز کشتار گوهرشاد چندصدهزار گل مي خرند و به زنان بي حجاب اهدا مي کنند و... همه مي خواهند گل بدهند به بي حجاب هايي که خانه هايشان پر از اين گل هاست و خالي از محتواي غني اسلام. دختراني که فقط سوال دارند. دختران و زنان و مرداني که گل نمي خواهند، آگاهي مي خواهند.

چرا راه را گم کرده ايم؟ اصلي ترين مشکل بي حجابي چيست؟ در حکومتي که بهترين تحليل هاي روز از زبان بهترين رهبر زمان گفته مي شود و ما نمي شنويم. رهبر فرزانه مان بارها و بارها به اهميت ارائه استدلال و منطق در تبليغ حجاب تاکيد کرده اند. آنجا که مي فرمايند: شما درباره‌ حجاب بنشينيد واقعاً تحقيق کنيد، فکر کنيد، از لحاظ ديني هم درباره‌اش بحث کنيد. از لحاظ اجتماعي هم روي همين مسأله‌ کيفيّت حجاب تکيه کنيد... اين دغدغه را هم که اينها مي آيند تمايل به حجاب را در دلِ مردم از بين ميبرند، نداشته باشيد. حجاب از بين نمي رود. در جامعه فکر را بپراکنيد، منتها با استدلال، با منطق. بهترين راه تأمين حجاب هم همين است که با منطق برخورد شود.(بيانات ۴/۱۲/۷۷)

و در جاي ديگر مي فرمايند: امام راهشان روشن بود، شيوه همان شيوه‌ پيامبران بود که عبارت است از؛ تزريق ايمان و باور عميق، همراه با بصيرت و آگاهي و تأمّل و فکر در مخاطبان خود. چنين روشي به‌طور طبيعي استعدادها را شکوفا ميکند و کادرها را پرورش مي دهد.(بيانات ۱۳/۱۱/۷۷)

و در يکي از سخنان اخيرشان در مورد حجاب مي فرمايند: امام در مقابل يک منکر واضحي که به‌وسيله‌ پهلوي و دنباله‌هاي پهلوي در کشور به وجود آمده بود، مثل کوه ايستاد، گفت بايد حجاب وجود داشته باشد. در مقابل همه‌ منکرات، امام همين‌جور محکم ايستاد...

 آن کاري که در ملأ انجام مي گيرد، در خيابان انجام مي گيرد، يک کار عمومي است، يک کار اجتماعي است، يک تعليم عمومي است؛ اين [خطا]، براي حکومتي که به نام اسلام بر سرِ کار آمده است تکليف ايجاد مي کند. حرام کوچک و بزرگ ندارد؛ آنچه حرام شرعي است نبايستي به‌صورت آشکار در کشور انجام بگيرد. حالا يک نفر يک غلطي براي خودش ميکند، [به] کنار، آن بين خودش و خدا است؛ امّا آنچه در مقابل چشم مردم است، در محيط جامعه است، حکومت اسلامي -مثل حکومت اميرالمؤمنين، مثل حکومت پيغمبر- وظيفه دارد در مقابل آن بايستد. اين منطقي که ميگويد «آقا شما اجازه بدهيد مردم خودشان انتخاب بکنند»، خب در مورد شراب‌فروشي هم هست؛ شراب را هم آزاد کنيم در کشور، هر کسي خودش دلش ميخواهد بخورد، هر کس نميخواهد نخورد! اين حرف شد؟ در مورد همه‌ گناهان بزرگ اجتماعي، اين حرف وجود دارد؛ اين حرف شد؟(بيانات ۱۷/۱۲/۹۶)

اصلي ترين علت بي حجابي عدم آگاهي و فهم درست از فلسفه عفاف و حجاب و نقش آن در سلامت و آرامش فردي، خانوادگي و اجتماعي همين دنياي مردم است که با بهترين بيان مي توان آن را با ادبيات عقل منفعت گراي انسان امروز آن را تبيين کرد

و بنده به عنوان عضوي از يکي از فعال ترين و باسابقه ترين موسسات تخصصي عفاف و حجاب در کشور که صدها کارگاه و نمايشگاه برگزار کرده و نيم ميليون کتاب با همين محتوا در اين کشور توليد کرده و به دست مخاطب رسانده با تمام وجودم عرض مي کنم که اصلي ترين علت بي حجابي عدم آگاهي و فهم درست از فلسفه عفاف و حجاب و نقش آن در سلامت و آرامش فردي، خانوادگي و اجتماعي همين دنياي مردم است که با بهترين بيان مي توان آن را با ادبيات عقل منفعت گراي انسان امروز آن را تبيين کرد.

و ما به عنوان يک موسسه مردم نهاد آتش به اختيار با کمترين امکانات و دستان خالي از لحاظ مالي اما پر از لحاظ محتوا و تجربه عمليِ پژوهشي، آموزشي و تبليغي امروز قسم مي خوريم که کار کردن براي حجاب جواب مي دهد. با دين، با عقل، با علم براي مخاطب جواني که خيلي ها شايد فکر کنند اينها از دست رفته اند درحاليکه نه تنها نيستند بلکه مشتاق شنيدن مفاهيم و تعاليم ناب اسلامي خصوصا در حوزه عفاف و حجاب هستند.گ و اقبال ذاتي شان به حجاب و عفاف است همانطور که زنان دنيا به حجاب اقبال نشان دادند.

به شرطي که درست آسيب شناسي کنيم، درست بفهميم و درست و با ادبيات جذاب براي مخاطب حرف بزنيم بدون اينکه ذره اي از ارزش هاي انقلاب اسلامي و قوانين حجاب عقب نشيني کنيم. به شرطي که کارهاي مان عالمانه، هوشمندانه و هنرمندانه باشد براي مخاطب ناآگاهي که فقط صداي بوق وکرنا و هو و جنجال هاي بي محتوا اما پرتکرار رسانه هاي دشمن به گوشش رسيده نه صداي حقانيت تعاليم اسلام و ارزش نجابت ايراني. مخاطب تشنه امروز را در اين جنجال نابرابر تنها نگذاريم که رهبر عزيز و فرزانه مان مي فرمايند: بر روي مسأله‌ حجاب کار هنري و کار زيباي تبليغي بايد صورت گيرد تا اين مسأله در ذهن اين عدّه جاي گيرد.(بيانات ۱۰/۳/۶۳)

بياييد به جاي گل گياهي، گل آگاهي را به هموطنان بي حجابمان هديه دهيم؟!

تعداد بازديد:81 آخرين تغييرات:97/06/12
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر