چهارشنبه 21 آذر 1397 - 4 ربيع الثاني 1440 - 12 دسامبر 2018
صفحه اصلي/مقالات


 
 


 










 


 












خروجي RSS

انقلاب اسلامی؛ تنها انقلابی است که با نیروی محرکه دین آغاز شد

الهي خراساني در سلسله نشست‌هاي چهلمين سالگرد انقلاب اسلامي:

انقلاب اسلامي؛ تنها انقلابي است که با نيروي محرکه دين آغاز شد

حجت الاسلام الهي خراساني گفت: انقلاب اسلامي، تنها انقلابي است که با نيروي محرکه دين آغاز شد در حاليکه در تلقي برخي اين بود که دين عامل ايستايي است که مقابل ايده انقلاب اسلامي بود.

به گزارش خبرگزاري مهر، پنجمين نشست از سلسله نشست هاي چهلمين سالگرد انقلاب اسلامي با موضوع «انقلاب اسلامي و توسعه علوم اسلامي» در تالار امام مهدي (عج) پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي و با ارائه حجت الاسلام مجتبي الهي خراساني عضو هيأت علمي گروه آموزشي فقه و مباني اجتهاد و دبيري علمي حجت الاسلام سيد مهدي مجيدي نظامي برگزار شد.

در ابتداي اين نشست حجت الاسلام مجيدي نظامي با اشاره به چهلمين سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي و لزوم بررسي دستاوردهاي انقلاب در خصوص توسعه علوم اسلامي با حديثي از رسول‌خدا صلي الله عليه و آله سخن خود را آغاز کرد و گفت: با پيروزي انقلاب و وزيدن نسيم رحمت الهي و لزوم استفاده از فرصت ها جهت بالندگي و رشد انقلاب؛ بر لزوم محاسبه عملکرد خود در قبال انقلاب و کارهاي بايسته اي که بايد انجام مي‌شد و در آينده بايد انجام پذيرد تأکيد مي شود. تعريف علوم اسلامي، وضعيت علوم اسلامي قبل از انقلاب و در چهل سالگي انقلاب، مفهوم توسعه علوم اسلامي و روشمندسازي علوم اسلامي، از سرفصل‌هاي اين نشست است.

در ادامه حجت الاسلام  الهي خراساني با اشاره به اهميت پرداختن به دستاوردهاي انقلاب اسلامي در توسعه علوم اسلامي اظهار کرد: اين انقلاب، تنها انقلابي است که با نيروي محرکه دين آغاز شد در حاليکه در تلقي برخي اين بود که دين عامل ايستايي است که مقابل ايده انقلاب اسلامي بود. از سوي ديگر با استفاده از محمل‌هاي فرهنگي خاصي که منجر به توسعه مفاهيمي همچون جهاد، شهادت، امر به معروف در حوزه فقه تا مفاهيمي در حوزه تفکر سياسي مثل نفي سبيل، نفي سلطه، ولايت فقيه و… در فقه سياسي داشت. لذا طبيعي است که تغييراتي هم در اين حوزه بجا گذارد.

وي با اشاره به کاربردي شدن دانش در اين تحول گفت: از يک منظر کاربردي شدن دانش، مداخله در حوزه هاي زندگي است علاوه بر اين مهمترين اثربخشي آن به طور معکوس بر حوزه هاي علم خواهد بود. چرا که علوم اسلامي فرصت پيدا کرد خود را محک زده، قدرت خود را در واقع نشان دهد و در مقابل رقبايي همچون ليبراليسم اقتصادي، ليبراليسم سياسي و… توانايي خود را ظاهر سازد. آزمون پذيري در صحنه عمل و ميزان ارتباط با جامعه از ديگر آثار مهم اين دوره بود چرا که تا قبل از اين در عرصه وسيع امتحانش را جز موارد خاص شخصي نداده بود.

عضو هيئت علمي گروه آموزشي فقه و مباني اجتهاد ضمن بيان خلأ ايجاد شده در بسياري از حوزه ها به دليل وجود تنها نظريات پايه، گفت: چارچوب عملياتي اين نظريات مبهم يا جديد بود که بايد حوزه علميه به نحوي پاسخگوي آن مي‌بود مثل امر به معروف، نهي از منکر و نفي طاغوت که در اينجا مباحث نويني همچون تلاش براي تحقيقات کاربردي مطرح شد و اولين تجربه آن در تدوين قانون اساسي نمود داشت که به عنوان نخستين کار مشارکتي و بين رشته اي انجام شد. در اين حين، چند اتفاق مهم رخ داد که شايد خيلي از آن صحبت نشده است، خبرگان ملت جمع شدند تا ميثاق ملي را فارغ از نظريات بنيادي علما تنظيم کنند و موظف شدند در سطح کاربرد اجتماعي همفکري کنند علاوه بر اين معلوم شد که مهارت‌هاي لازم در اختيار گروه علماي علوم انساني است که در برخي مسائل اهل نظر بودند لذا همه متخصصين عرصه ها در تدوين قانون اساسي مشارکت داشتند.

وي گفت: البته مواردي مانند فشار زماني، احساس نياز اجتماعي و دروني، ساخت اجتماعي، جمع گرايي و ميل به کار تشکيلاتي و دستيابي به کار جمعي از عوامل موثر در به ثمر رسيدن اين موضوع بود در غير اين صورت با ورود به بازي‌هاي آکادميک به بن بست و فرسايش کشيده مي‌شد.

معاون سابق آموزشي دفتر تبليغات اسلامي خراسان رضوي اظهار کرد: اين‌ها باعت ميل دروني در حوزه شد که آن را مي توان نقطه عطف رنسانس علوم اسلامي دانست تا ارزش خود را بيابند و مجدد به بررسي مباني و مقايسه آنها پرداخته و با قابليت کاربردي هرکدام به بحث در آن زمينه پرداخته و به سمت مديريت دانش همانند عرصه هاي جديد دانشنامه نويسي، اصطلاح‌نامه ها فرهنگ‌نامه ها و هدايت شوند. در هر رنسانس علمي خودشناسي و بازشناسي بر اساس نياز زمان، مهم است و طبقه بندي همه داشته ها، بازخواني و بسيج آنها و نشانه گذاري عناصر دانش همه از لوازم آنهاست.

وي ادامه داد: مجموعه تحرکات وقتي از بيرون رصد شود بسيار کار آمد خواهد شد. حتي در مراحلي نياز آفريني شود چراکه باعث مي‌شود از موضع واکنشي به سمت ترسيم آينده و موقعيت خود در آن بپردازد. اين از مهمترين مفاهيم توسعه اي علوم اسلامي در عصر بعد از انقلاب است. بخصوص در حوزه تامين منابع دانشي مراکز علمي قوي همچون پژوهشکده مديريت اطلاعات و مدارک اسلامي وISC در حال انجام ماموريت‌هاي خود هستند که بايستي به اين نکته توجه داشت؛ هرچه مقياسش وسيع‌تر، امکانات بيشتر براي تحرک علوم دارد.

وي افزود: در اين بازه زماني بود که فقها خود را در کانون نيازها ديدند لذا نه فقط پاسخ سوالات قديم را بايد مي دادند بلکه بايستي با مختصات زندگي جديد آنها را بررسي و جواب مي دادند. در اين مواجه که در ابعاد ملي رخ داد، مواجهه جدي با زيست اجتماعي، نيز اجرايي شد چرا که بايد براي همه رشته ها همچون فلسفه تضمين شود. جاذبه اين کنش براي ملت‌هاي آزاد سبب توسعه روابط با انقلاب اسلامي شد از اين رو حوزه‌هاي علميه ايران زودتر از حوزه هاي غني لبنان و عراق، وارد ارتباطات بين المللي شدند. در اينجا آشنايي با نيازهاي جهاني همچون سکوي پرش براي مراکز علمي است.

رئيس ميز «توسعه و توانمندسازي علوم اسلامي» ترجمه را بخش مهمي از اين تمايل عنوان و بيان کرد: بيشتر غير ايراني ها بودند که بخصوص در آثاري که کمترين فاصله با نيازهاي اجتماعي با ادبيات روزآمد (مثل شهيد مطهري) داشت به اين نهضت روي آوردند. از طرفي پيشتر، حوزه ها با واسطه اين دانش را منتقل مي کردند اما حالا بدون واسطه و حتي در بخش‌هايي فراتر رفتند تاجاييکه به تحصيل رشته هاي علوم انساني پرداخته و درآن صاحب نظر شدند. با کم شدن اين فاصله کم کم، موج سوم افراد بين رشته اي راه افتاد و در ادامه با شروع تحقيقات مضاف يا بين رشته اي موج چهارم شکل گرفت مثل فقه هنر و فقه فرهنگ و فقه تقنيني، همچنين در فلسفه هم به همين منوال ادامه يافت.

تعداد بازديد:75 آخرين تغييرات:97/06/17
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر