یکشنبه 29 مهر 1397 - 11 صفر 1440 - 21 اكتبر 2018
صفحه اصلي/مقالات

باطن محرم عبودیت محض است/ گریه باید منجر به یاری سیدالشهدا شود

حجت الاسلام رياضت در گفتگو با مهر:

باطن محرم عبوديت محض است/ گريه بايد منجر به ياري سيدالشهدا شود

حجت الاسلام رياضت گفت: اميرالمومنين فرمودند براي هر چيزي ظاهر و باطني است. متاسفانه ما از باطن محرم بهره نمي بريم. ظاهر محرم تعظيم شعائر است. اما باطن محرم عبوديت محض است.

خبرگزاري مهر، گروه دين و انديشه: ماه محرم در ادبيات روايات ما و در مباني شيعه از جايگاه رفيعي برخوردار است و بزرگان و عالمان و همچنين خود اهل بيت تاکيد فراواني بر تعظيم اين ماه و به طور کلي عزاداري بر سيدالشهدا داشته اند. در گفتگو با حجت الاسلام محمود رياضت به بررسي کارکردهاي مجالس عزاداري و برخي آسيب هاي آن پرداختيم. البته اين کارشناس ديني معتقد است محرم فصل مناسبي براي آسيب شناسي نيست و بايد بحث آسيب ها را در بستر ديگري پيگيري کرد. متن زير مشروح گفتگوي ما با اين منبري هيئات مذهبي است.

*ماه محرم در معارف شيعه جايگاه رفيعي دارد. به عنوان مقدمه بحث جايگاه محرم سيدالشهدا را در سير معرفتي ما در معارف شيعه تبيين بفرماييد؛

مي گويند که هدف از خلقت عالم، انسان بوده است. روايت مي فرمايد «خَلَقْتُ الْأَشْيآءَ لِأَجْلِک، وَ خَلَقْتُک لِأَجْلي» يعني تمام اشيا را براي تو و تو را براي خود آفريدم. اين روايت تفسير همان آيه اي است که مي فرمايد «إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَليفَةً».

هدف غايي خلقت خليفه اللهي است. براي رسيدن به اين هدف نيازمند وسيله اي به نام عبوديت هستيم. «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ» ما جن و انس را نيافريديم مگر براي اينکه بنده خدا باشند. عبوديت و بندگي وسيله اي است که انسان به آن هدف غايي که خليفه اللهي است برسد.

سوال اين است که ما چطور به اين عبوديت دست پيدا مي کنيم؟ مي فرمايند شما مادامي که صاحب نفس مطمئنه نشويد نمي توانيد به مرحله عبوديت برسيد.

شما مادامي که محرمي نشويد نمي توانيد صاحب نفس مطمئنه شويد. چون اطلاق خدا در قرآن «يَا أَيَّتُها النَّفسُ المُطمَئِنَّة» به سرخيل محرمي ها حضرت سيدالشهداست

مي فرمايند شما مادامي که محرمي نشويد نمي توانيد صاحب نفس مطمئنه شويد. چون اطلاق خدا در قرآن «يَا أَيَّتُها النَّفسُ المُطمَئِنَّة» به سرخيل محرمي ها حضرت سيدالشهداست. امام صادق(ع) فرمودند سوره فجر را در نمازهاي واجب و مستحب خود قرائت کنيد. زيرا اين سوره، سوره امام حسين(ع)است. هر کس اين سوره را قرائت نمايد در روز قيامت در درجه امام حسين(ع) و همراه ايشان خواهد بود. حضرت فرمود بخاطر آيه «يَا أَيَّتُها النَّفسُ المُطمَئِنَّة»؛ که مصداق اتم و اکمل نفس مطمئنه وجود امام حسين(ع) است. اين روايت در همه تفاسير ما ذيل سوره فجر آمده است.

لذا براي اينکه صاحب نفس مطمئنه شويم تا به مقام عبوديت برسيم که به وسيله آن به مقام خليفه اللهي برسيم، بايد محرمي شويم. براي محرمي شدن بايد دو گام برداريم يکي اينکه اول مَحرَم شويم و بعد مُحرِم.

محرم يک ماهي نيست که به صورت کارناوال بخواهيم يک سري برنامه ها را برگزار کنيم. محرم مقطع زماني نيست. محرم در سير سلوکي انسان براي رسيدن به هدف در معارف ما جايگاه ويژه اي دارد.

اميرالمومنين فرمودند براي هر چيزي ظاهر و باطني است. متاسفانه ما از باطن محرم بهره نمي بريم. ظاهر محرم تعظيم شعائر است. اما باطن محرم عبوديت محض است.

مرحوم مطهري مي فرمايد محرم يک سکه دو رو است. يک روي آن فاجعه و کشتار و خشونت و بي رحمي است اما يک روي اين سکه خيلي روشن و زيباست. آن جايي که از امام سجاد سوال مي کنند که کجا به شما سخت گذشت فرمودند شام. اين ظاهر قضيه است. اما حضرت زينب(س) تعبيري دارند که در همين شام مي فرمايند «ما رأيت الا جميلاً» اين باطن عاشوراست.

اين عبارت تعبير لطيفي در ادبيات عرب دارد. عربي قاعده اي دارد که مي گويد اگر ما جمله اي منفي بياوريم و بعد از آن از «الا» استفاده کنيم، ما قبل و ما بعد «الا» در هم منحصر مي شود مانند «لااله الاالله». اينجا «ما رأيت الا جميلا» يعني نديدم جز زيبايي. يعني آنچه ديدم زيبايي بود. اين باطن عاشوراست.

*تصور برخي بر اين است که هيئت هاي عزاداري يک مسئله نوپديد است و حکومت ها براي قوام خود روي به گسترش و تقويت آن آورده اند. در حالي که هيئت هاي عزاداري پيشينه اي دارد که به دوران خود اهل بيت باز مي گردد. مروري بر پيشينه هيئت هاي مذهبي و تاثيرات و کارکردهاي آن در طول تاريخ براي شيعيان بيان بفرماييد؛

سابقه بحث عزاداري براي شهيد، به قبل از شهادت امام حسين(ع) باز مي گردد. اصلاً قبل از خلقت عالم بحث عزاداري بر سيدالشهدا بوده است و اول جمله اي که بر لوح محفوظ نگاشته شده بر طبق روايات روضه امام حسين است که «ان الحسين يقتل عطشانا». لذا اولين روضه خوان خود خداوند بوده است. جبرئيل براي همه انبياء روضه امام حسين(ع) را خوانده است.

پيامبر براي عموي خود حضرت حمزه دستور به اقامه عزا مي دهند. در جنگ احد بدن حضرت حمزه تنها بود و مردم با دستور پيامبر به کنار بدن حضرت حمزه آمدند و شروع به عزاداري کردند. پس نفس گريه بر شهيد و اقامه عزا جز شعائر ديني ماست.

اولين کسي که براي امام حسين(ع) جلسه روضه گرفته است خود پيامبر است. سيدبن طاووس در مقدمه لهوف اين روايت را نقل مي کند. امام حسين دو ساله يا سه ساله بودند که جبرئيل خبري براي پيامبر مي آورد که حضرت خيلي ناراحت مي شوند. مي فرمايند مردم را خبر کنيد و همه را به مسجد مي آورند. از پيامبر سوال مي شود که شما چرا اينقدر ناراحتيد؟ حضرت مي فرمايند که جبرئيل براي من خبري آورده که پسرم حسين(ع) را کنار شط فرات مي کُشند.

آنجا پيامبر مي فرمايد «لقد بورک بولدي الحسين»  من به پسرم حسين تبريک مي گويم. پيامبر اولين کسي است که براي شهيد تبريک مي گويد. ما در پلاکاردهاي شهداي دفاع مقدس از واژه تبريک و تسليت استفاده مي کرديم که اين منشاء روايي دارد.

پيامبر ادامه مي دهند که تبريک مي گويم که خدا در عوض اين شهادت سه چيز به او مي دهد يکي استجابت دعا در قبه او و شفا در تربت او و ائمه در نسل او.

روايت مي فرمايد «فضجّ الناس بالبکاء في المسجد، فقال النبيّ صلّي اللّه عليه و آله: أ تبکون و لا تنصرونه» مردم شروع به گريه کردند که پيامبر فرمودند گريه مي کنيد ولي ياري اش نمي کنيد.

بايد گريه منجر به ياري شود اگر گريه منجر به ياري کردن سيدالشهدا نشود، يعني منجر به توسعه راه و مرام امام حسين نشود، ارزشي ندارد

اين مرز باريکي است که بايد گريه منجر به ياري شود. وقتي امام زمان در زيارت ناحيه خطاب به امام حسين مي فرمايد اگر نبودم در کربلا ياري ات کنم به جاي آن خون گريه مي کنم. يعني گريه بايد جاي ياري را بگيرد. اگر گريه منجر به ياري کردن سيدالشهدا نشود، يعني منجر به توسعه راه و مرام امام حسين نشود، ارزشي ندارد.

اما چرا برخي مردم فکر مي کنند که قصه عزاداري، حکومتي است؟ مشکل از جايي شروع شد که هيئات به ظاهر محرم چسبيدند و از باطن محرم غافل شدند.

رهبر انقلاب بر اين نکته تاکيد داشتند که قصه محرم و عاشورا سه رکن دارد. رکن اول منطق و تفکر است. رکن دوم حماسه و رشادت است و رکن سوم آن احساس و عواطف است. ايشان توصيه مي کنند مواظب باشيد منطق و تفکر و حماسه و رشادت تحت الشعاع عواطف و احساسات قرار نگيرد و يا فداي آن نشود.

الان به دو اصل اول پرداخته نمي شود و حتي برخي منبري ها مي گويند کار امام حسين عقلي نبوده است! و تفکر و منطق را مي زنند و مي گويند کار امام حسين(ع) کار دل است!

خود امام حسين مي فرمايد لا يَکمُلُ العَقلُ إلاّ بِاتِّباعِ الحَقِّ؛ عقل جز با پيروي از حق کامل نمي شود. بعد حضرت مي فرمايد کار من تبعيت از حق است. يعني کار من يک خروجي دارد و بايد منجر به تکميل عقل شود.

در زيارت اربعين هم هشتاد کيلو متر پياده مي رويم تا آنجا بخوانيم «و بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِيکَ لِيَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَةِ» کشته شدي براي اينکه من از جهل بيرون بيايم و عاقل شوم.

متاسفانه امروز خيلي از کساني که در اين عرصه افتاده اند از سواد محرم بي بهره اند. لذا به هر قيمتي مي خواهند در و ديوار گريه کند!

*به نظر شما کارکردها و تاثيرات عزاداري سيدالشهدا در طول تاريخ تاکنون چه تطوراتي داشته است؟

ظاهر عزاداري هم بالاخره تاثيراتي دارد مثلا عزاداري تلطيف روحيه مي کند و شور و هيجاني در جامعه ايجاد مي کند. منتهي کارکرد عزاداري متعدد است. جنبه هاي فرهنگي، خانوادگي، سياسي، اقتصادي، اجتماعي و... را در بر مي گيرد.

يکي از هجمه هايي که به هيئات وجود دارد اين است که چرا اينقدر هزينه مي کنيد و اين را به محرومين و بي بضاعت ها بدهيد. اين در حالي است که در کنار هيئت هاي ما موضوع خيريه راه افتاده است و هزينه اي که خيريه براي کمک به محرومين جمع مي کند شايد ده ها برابر هزينه است که در طول سال براي هيئات خرج مي شود

ما در سطح کشور بيش از ۸۰ هزار هيئت داريم و اکثر آنها داراي خيريه هستند که به ايتام و محرومين رسيدگي مي کنند، در موضوع زلزله کرمانشاه و قصه آب رساني به آبادان و خرمشهر خيلي فعال بودند.

يکي از هجمه هايي که به هيئات وجود دارد اين است که چرا اينقدر هزينه مي کنيد و اين را به محرومين و بي بضاعت ها بدهيد. اين در حالي است که در کنار هيئت هاي ما موضوع خيريه راه افتاده است و هزينه اي که خيريه براي کمک به محرومين جمع مي کند شايد ده ها برابر هزينه است که در طول سال براي هيئات خرج مي شود.

يکي از کارکردهاي هيئات پيوست اجتماعي داشتن هيئات است که در دهه اخير پررنگ تر شده است. مثلا حسينيه اعظم زنجان خيريه اي دارد به نام مهرانه که مجتمع عظيم درماني براي بيماران سرطاني است. صفر تا صد هزينه اين خيريه براي بيماران رايگان است.

حسينيه اعظم زنجان سال گذشته ۱۴هزار قرباني داشته است که بزرگترين قربانگاه بعد از مناست.

مردم اين را نمي دانند. همه اين کارها به صورت خيريه انجام مي شود. درصد بالايي از مردم زنجان به اين نتيجه رسيده اند که هزينه مراسماتي مثل شب هفت و شب چهلم اموات خود را به مهرانه بدهند. اين کارکرد هيئت و عزاي امام حسين است.

خيلي از هيئت ها را مي شناسم که خيريه گوشت و مرغ دارند. چون خيلي از خانواده ها نمي توانند گوشت بخرند. اينها آمدند يک واحدي را در هيئت خود راه انداخته اند به نام قرباني اول ماه که هر کس مي خواهد صدقه اي بدهد يا قرباني بکند در قرباني کردن مرغ يا گوسفند مشارکت مي کند. اين گوشت هم به خانواده هايي که توان خريد گوشت ندارند داده مي شود.

برخي از هيئات خيريه زيارت راه انداخته اند و در سال يک عده از کساني که تا به حال زيارت امام رضا(ع) نرفته اند را به مشهد مي فرستند.

شما اگر مجالس امام حسين(ع) را جمع کنيد خيلي از اين خيريه ها هم جمع مي شود.

*ما به حواشي جلسات و هيئات مذهبي زياد پرداخته ايم به جاي اينکه به اصل بپردازيم، در بازار داغ آسيب شناسي هيئات مذهبي خود اين مسئله پرداختن به حواشي هم يک آسيب است، نظر شما در اين مورد چيست؟ به طور کلي آسيب شناسي بايد چگونه انجام شود؟

اولاً ما با اين مسئله مواجه هستيم که نزديک محرم که مي شود هر سال يک عده به دنبال آسيب شناسي هيئات مذهبي اند و اين مسئله خود يک آسيب است و هر کس به خود اجازه مي دهد در اين موضوع اظهار نظر کند. البته خود اين عنوان درست نيست و مجلس اهل بيت آسيب ندارد، آنچه که ممکن است آسيب وارد کند معطوف به منِ سخنران يا مداح يا گرداننده هيئت است.

اما از طرف ديگر بايد پذيرفت که امروز در فرهنگ عامه جامعه ما، هيئات ما دچار يک خرده فرهنگ هايي شده اند که اين در عامه مردم قابل پذيرش نيست و زننده است. اين براي مجلس امام حسين نيست، بخاطر اعمال ماست.

۴۸ هزار هيئت در تهران داريم و امام حسين هر هيئتي با هيئت ديگر فرق دارد! مجالس امام حسين مي خواهد دل ما را حسيني کند اما اتفاقي که افتاده مهمترين آسيب اين است که ما امام حسين(ع) را دلي کرده ايم.

الان با يک ملغمه اي مواجه هستيم که همه نوع تعريفي از امام حسين ارائه مي شود الا آن تعريفي اهل بيت از امام حسين دارند. ما به نقل فلان عارف و فلان خياط و چلويي و گاندي و... اهميت مي دهيم و آن را به خورد مردم مي دهيم در حالي که به قال الصادق و قال الباقر در اين خصوص بي توجه ايم. به دنبال قال حافظ و قال مولوي و قال خياط افتاده ايم

الان با يک ملغمه اي مواجه هستيم که همه نوع تعريفي از امام حسين ارائه مي شود الا آن تعريفي اهل بيت از امام حسين دارند. ما به نقل فلان عارف و فلان خياط و چلويي و گاندي و... اهميت مي دهيم و آن را به خورد مردم مي دهيم در حالي که به قال الصادق و قال الباقر در اين خصوص بي توجه ايم. به دنبال قال حافظ و قال مولوي و قال خياط افتاده ايم.

به نظر من بايد از رشد بي رويه هيئات جلوگيري کنيم. الان ۴۸ هزار هيئت در تهران داريم که اينها سخنران مي خواهند و ما اين تعداد مبلغ نداريم.

مرحوم حاج آقا مجتبي تعبير زيبايي داشتند. ايشان مي فرمودند حسين مداري با حسين پنداري متفاوت است. گاهي اوقات بعضي ها پندارشان اين است که امام حسيني اند. ايشان مي فرمود مواظب باشيد امام حسيني که در ذهن شماست با امام حسيني که واقعيت دارد متفاوت نباشد. ايشان مي فرمود مردم کوفه امام حسيني در ذهنشان بود که با امام حسين حقيقي تفاوت داشت لذا گفتند او دين ندارد.

وقتي در ذهن مردم ما کرده اند که شما هرکاري مي خواهيد بکنيد اگر گريه کنيد به بهشت مي رويد، ديگر نمي توانيد اين را بگوييد امام حسين شب عاشورا به اصحاب فرمود اگر کسي دين مردم را به گردن دارد نماند چون اگر کشته شود براي او سودي ندارد.

بخش اول را همه مي گويند ولي بخش دوم را هيچ کس نمي گويد. سواد را به همين خاطر گفتم که افراط و تفريط نشود. بخش رجا گفته مي شود که يک قطره اشک چه مي کند اما شرط آن گفته نمي شود. در معارف ما همه چيز مشروط است.

گرداننده هاي جلسات ما به جاي اينکه مخاطب پسند حرف بزنند، بايد خدا پسند حرف بزنند. ما متاسفانه دنبال اين هستيم که با يک حرف هايي جلب محبوبيت مردم را بکنيم. لذا برخي حرف ها را تقطيع مي کنند و قبل و بعد آن را مي زنند تا روايت خود را ارائه کنند.

*برخي در سال هاي اخير به دنبال اين بودند که رويکرد انقلابي حرکت سيدالشهدا را تخطئه کنند و گفته شد حرکت امام حسين انقلابي نبود و حضرت از جايي که تهديد مي شد خارج شد و اصلاً انقلاب در اين نهضت معني ندارد. لذا مي خواستند اين نهضت را از رويکرد انقلابي آن تهي کنند، پاسخ شما به اين مسئله چيست؟

اولين حرف امام حسين(ع) اين است که مثل مني با مثل يزيد بيعت نمي کند و اگر چنين شود «علي الاسلام والسلام»، اين خود يک حرکت انقلابي است. نتيجه اين حرکت انقلابي سيدالشهدا هم عاشورا بود

نفس عدم بيعت امام حسين(ع) با يزيد خودش يک حرکت انقلابي است. «هيهات مناالذله» کلمه امام حسين است که خودش يک حرکت انقلابي است. من با ظلم حاکم سازگاري ندارم.

کساني که طرفدار بني اميه بودند و هنوز هم هستند مي خواهند بگويند امام حسين(ع) اول بيعت کرده و بعد خروج کرده است. کلمه خروج در زبان عرب موقعي استفاده مي شود که بيعتي بوده و بعد خروج از آن رخ مي دهد. مثلا خوارج اول بيعت کردند و بعد در نهروان خروج کردند.

مرحوم آيت الله علي دواني مي گفت که راوي اين روايت «خرجت لطلب اصلاح امتي...» موثق نيست و اين ساخته و پرداخته کساني است که مي خواهند ثابت کنند امام حسين خروج کرده است.

اولين حرف امام حسين(ع) اين است که مثل من با مثل يزيد بيعت نمي کند و اگر چنين شود «علي الاسلام والسلام»، اين خود يک حرکت انقلابي است. نتيجه اين حرکت انقلابي سيدالشهدا هم عاشورا بود.

امام حسين به محمد حنفيه فرمود من در دل تخته سنگ ها باشم هم من را بيرون مي کشند و به شهادت مي رسانند. اما برخي چرايي آن را نمي گويند. چون حرکت امام حسين انقلابي بوده است و در مقابل يزيد سر خم نکرده و بيعت نکرده است.

از طرف ديگر هم برخي دچار افراط شدند و به دنبال اين هستند که اصلاً حرکت امام حسين(ع) با انقلاب خودمان تطبيق دهند. امام حسين يک حرکت گسترده دارد که خيلي فراتر از انقلاب ماست. انقلاب ما يک شعاعي از انوار تابناک نهضت حسيني است نه همه نهضت حسيني. لذا هرکس به دنبال فيلتر کردن حرکت امام حسين و ارائه قرائت خود از نهضت حسيني است.

تعداد بازديد:49 آخرين تغييرات:97/06/21
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر