دوشنبه 19 آذر 1397 - 2 ربيع الثاني 1440 - 10 دسامبر 2018
صفحه اصلي/خانواده

نیاز به نسلی جایگزین داریم/تاکید بر جوانگرایی

رئيس مرکز تحقيقات زن و خانواده:

نياز به نسلي جايگزين داريم/تاکيد بر جوانگرايي

رئيس مرکز تحقيقات زن و خانواده گفت: بايد به جوان ها بها داد؛ ما نياز به نسلي جايگزين داريم.

به گزارش خبرنگار مهر، حجت‌الاسلام‌ محمدرضا زيبايي‌نژاد، رئيس مرکز تحقيقات زن و خانواده در مراسم افتتاح دوره دوساله "تربيت و ارتقاء نخبگان پژوهشي حوزه جنسيت و خانواده" با اشاره به فعالان حوزه زنان در گفتمان انقلاب اسلامي در دهه هفتاد گفت: نسلي از زنان فعال حوزه زنان در جريان ارزشي در دهه هفتاد، چند ويژگي داشتند. اول اين‌که انقلابي بودند و چون خودشان از نسل انقلاب بودند، درد انقلابي‌گري در وجودشان بود. اين‌طور نبود که از لابه‌لاي کتاب‌ها انقلاب را بخوانند.

وي افزود: دوم اين‌که افرادي پرانرژي بودند. دهه شصت و پنجاه، انرژي متراکم بودند و تا دهه هفتاد هم تا حدودي اثرش باقي ماند. سوم اين‌که دغدغه دين داشتند. اما پايه‌هاي نظري‌شان ضعيف بود يعني در فهم مسائل خيلي مصداق‌گرا بودند و مسائل را ساده مي‌کردند و تحليل‌هاي عميق نداشتند. ويژگي مثبت ديگرشان اين بود که به فرمايشات امام و رهبري توجه داشتند اما به دليل آن که غالبا کنشگر بودند در توليد کارشناس حضور کم‌رنگي داشتند و گمان نمي‌کردند که بالاخره نهاد رهبري هم نيازمند يک جامعة نخبگي و علمي است تا به آنها تحليل‌هاي راقي بدهد.

او با بيان اين‌که حمايت از ولايت در دو قوس صعود و نزول، تحقق مي‌يابد گفت: ما متاسفانه فقط در قوس نزول آن نشسته‌ايم. قوس صعود يعني جامعه کارشناسي کشور، آنها که دغدغه گفتمان انقلاب و گفتمان اهل بيت را هم دارند بايد ظرفيت‌هاي علمي و کارشناسي خود را به ميدان بياورند، تلاش کنند و به حرف برسند و حرف‌ها را منجسم کنند و ارتقاء دهند و علمي کنند و بفرستند به نهاد رهبري نظام تا دست ايشان را نسبت به تحليل پر کنند. رهبري نظام نگاه جامع دارد و فرادست نهادها نشسته است.

زيبايي نژاد اضافه کرد: ما مرکز عالم برايمان حوزه جنسيت است. فرد ديگري، برايش حوزه اقتصاد مهم است و....؛ آن کسي که آن بالا نشسته و مي‌خواهد جمع‌بندي کند، بايد تحليل‌هايي ميداني و نظري از نخبگان دريافت کند تا به فهم و برداشتي از مجموعه اين‌ها دست يابد. بعد از اين که رهبري به برداشت رسيدند و اعلام موضع کردند، نبايد حرف ايشان زمين بماند. يعني زماني‌که رهبري حرفي را زدند بايد درباره آن گفتمان‌سازي شود و زمينه براي تحقق آن فراهم گردد. اين قوس نزول است.

رئيس مرکز تحقيقات زن و خانواده افزود: حال اگر آن کارشناس‌هايي بايد توليدکننده ديدگاه باشند و به محضر رهبري برسانند، کار خود را درست انجام ندهند و در قوس نزول بنشينند و فقط منتظر اعلام موضع رهبري باشند و بگويند از تو به يک اشاره از ما به سر دويدن، چه اتفاقي مي‌افتد؟ دست رهبري از تحليل‌ها خالي مي‌شود. اين يعني ضعف اهتمام. يک بخش ضعف همت و غيرت ما در قوس صعود است که حرف توليد نمي‌کنيم تا بفرستيم در دستگاه رهبري و بخش ديگر ضعف همت و غيرتمان اين است که ايشان مدام صحبت مي‌کنند و ما زمين مي‌اندازيم. يعني هم جامعه کارشناسي دارد کم‌کاري مي‌کند و هم کسي که بايستي به ديدگاه ايشان تحقق بدهد.

نياز به نسلي جايگزين داريم

او خاطرنشان کرد: ما نياز به نسل جايگزين داريم. رهبري هم خودشان به نسل جديد اعتماد و اعتقاد دارند و بر اين عقيده هستند که براي اين نسل جديد فضايي پيش نيامده است، وگرنه از دهه شصتي‌هاي دوران جنگ چيزي کم ندارند و حتي قوي‌ترند. من مي‌گويم فقط در عرصه جنگ و گريز سخت اين مزيت وجود ندارد؛ انقلاب چهل ساله است که دارد کار مي‌کند و پيش مي‌رود و ما چون در درون انقلاب هستيم، شايد اين را حس نکنيم. سال ۵۸ منازعات ما بر سر موضوعاتي بود اما الان اين موضوعات رشد پيدا کرده‌اند و منازعات عميق‌تر شده است. در سال‌هاي ۶۰ و ۶۱، برخي فضلاي نسبتاً جوان وقتي بحث جهت‌داري علوم انساني را مطرح کردند، از مجامع حوزوي بيرون رانده شدند. الان اين موضوع، بحث مهم مجامع علمي است. زماني که ما وارد حوزه علميه شديم، منازعاتمان بر سر موضوعات کوچک بود؛ اين که اين سبک شهريه دادن درست است يا خير، کتاب‌ها چاپي باشد يا خطي و.... اما الان منازعاتمان عميق‌تر شده است. اماچون خودمان وسط ميدان هستيم و با ضعف‌ها درگيريم، آيه يأس شده‌ايم. پايمان را که از ايران بيرون بگذاريم، مي‌بينيم که از ديگران چقدر جلوتر هستيم.

بايد روحيه انقلابي‌ و انرژي نسل گذشته به نسل جديد منتقل شود

حجت‌الاسلام‌والمسلمين زيبايي‌نژاد با بيان اين‌که نسل جديد بايستي اشتراکات و امتيازاتي را با نسل قبل داشته باشد، درخصوص اين نقاط اشتراک و افتراق گفت: يکي از نقاط مشترک، انقلابي‌گري است. نسل جديد بايستي آن نَفَس حساس انقلابي را از نسل قبل بگيرد تا انرژي آنان به نسل جديد منتقل شود و بي‌تفاوت نباشند. اما از سويي لازم است به مسائل عميق‌تر نگاه کند و از پوستة مسائل فردي و حتي جنسي‌شان خارج شوند. اين اتفاق هنوز خيلي جاها رخ نداده است. در تحليل بحث فمينيسم، گاهي اوقات مي‌گويم فمينيسم يعني جنسيت مهارگسيخته؛ وقتي نمي‌توانيد غلبه پيدا کنيد بر جنسيت و زنانگي خود و نمي‌توانيد مسائل را از افق بالاتري ببينيد و اجازه مي‌دهيد طبيعتتان کار کند و مديريت نشود، فمينيست مي‌شويد. شنيدم که در دولت اصلاحات وزير زنان سودان به ايران آمد. خانم شجاعي به ايشان گلايه مي‌کند که اخيراً کشور سودان براي مرداني که همسر مجدد مي‌گيرند، سيستم تشويقي تعريف کرده؛ شما مگر حضور نداشتيد که اين تصميم گرفته شد؟ چرا جلوي اين کار را نگرفتيد؟ ايشان مي‌گويد من به عنوان يک زن برايم دشوار است که همسرم زن ديگري اختيار کند، ولي به عنوان مصلح اجتماعي که جامعه‌ام را از بالا مي‌بينم، نمي‌توانم نسبت به مسائل زنان تنها بي‌تفاوت باشم. نمي‌خواهم بگويم آنها در تصميم‌گيري‌شان درست عمل کردند يا غلط. حرفم اين است که هنر يک شخص است که توانسته خود را از فضاي جنسي‌اش بالا بکشد. وقتي فردي مي‌خواهد درباره ازدواج مجدد صحبت کند، زماني تصور مي‌کند که من مرد هستم، من همسر اول هستم، من همسر دوم هستم و...؛ گاهي خود را بالا مي‌کشد و مي‌گويد من مصلح اجتماعي هستم و به عنوان يک مصلح اجتماعي چه بايد بگويم؟

نسل جديد فعالان حوزه زنان در تحليل مسائل، بر فرديت و جنسيت خود غلبه کنند

رئيس مرکز تحقيقات زن و خانواده ادامه داد: موضع‌گيري اين شخص را با اعضاي فراکسيون زنان مجلس اصلاحات مقايسه مي‌کنم و سبک مواجهه و شيوه استدلال اينها را نقد مي‌کنم؛ آن زمان برخي گفتند ازدواج مجدد کليد حل برخي معضلات اجتماعي است. اعضاي فراکسيون زنان گفتند مسأله اجتماعي‌اي که با تعدد زوجات بايد حل شود، مي‌خواهيم حل نشود! اين نحوه مواجهه نماينده مجلسي است که بايد عصارة فضيلت ملت باشد. مشکلات ما اين‌گونه توليد مي‌شود که مرد يا زن نماينده که در يک جايگاه حساس نشسته است، نمي‌تواند خود را به عنوان يک مصلح اجتماعي بالا بکشد. البته ممکن است در موضع مصلح اجتماعي هم همان حرف محدود کننده را بزند اما اصولا نگاه و ادبيات‌تان متفاوت مي‌شود.

او با بيان اين‌که نياز داريم نسل جديدمان بر فرديت و جنسيت خود غلبه کند و از موضع جامع‌تري مسائل را فهم کند، افزود: يکي از مشکلاتي که داشتيم و داريم اين است که جريان انقلابي و متدين در حاشية جريان علمي کشور است. از جامعه نخبگي کشور چه بازنمايي‌اي در عرصه‌هاي مختلف مي‌شود؟ در يک کار تحقيقي در موضوع تحولات جنسيتي در ايران، به اين نتيجه رسيدم که جنگ علم و دين در مسأله جنسيت خيلي حساس است و وقتي پيش جامعه نخبگي مي‌رويم، بازنمايي علمي که از مسأله جنسي مي‌شود، نوعي بازنمايي است که بايد از دل آن آزادي جنسي نتيجه شود. چيز ديگري درنمي‌آيد. اولين قدم اين است که امر جنسي را به موضوع مباحثه و قابل چانه‌زني تبديل مي‌کنند؛ هر بخش آن، حتي گزاره‌هاي اخلاقي آن قابل بحث مي‌شود و سيال در نظر گرفته مي‌شوند. ما بايستي يک جامعه علمي، ولو کوچک بسازيم، که دغدغه دين و انقلاب دارند و آهسته آهسته خود را از حاشيه به متن بکشانند. يعني شما بتوانيد مسأله‌مند شويد، مسائل و پروژه‌هاي خود را زماني که هيأت علمي هستيد، به کلاس درس‌هايتان بکشانيد و مسأله خودتان را مسأله نسل بعد کنيد، از دل آن پايان‌نامه‌هاي دکتري خارج شود. کسي که پايان‌نامه دکتري‌اش در موضوعي خاص است، با تخمين بالايي ساير فعاليت‌هاي علمي‌اش حول و حوش آن موضوع خواهد بود. اين مي‌شود جرياني که آهسته آهسته از حاشيه به متن مي‌آيد و نقد مي‌شود.

در يک جريان علمي سهيم باشيد؛ ولو با نقدشدن

اين پژوهشگر حوزه زنان خاطرنشان کرد: دو شخصيت داريم در فقه که هر چه کتاب فقهي مي‌خوانيم مي‌گويند "خلافاً لابن جنيد"، "خلافاً لابن براج"؛ همه مخالف اين دو هستند. ما چند تا از اين افراد مي‌خواهيم که بروند در ميدان. اين‌ها حرفي را تازه تأسيس کرده‌اند؛ حرفي را زده‌اند ولي ناپخته و ديگران در بستر نقد آنها، حرف را پخته کرده‌اند. افرادي بايد وارد شوند و مورد نقد قرار بگيرند. البته بايد سعي کنيد دقيق حرف بزنيد. نظريه‌پردازي اين نيست که نام فرد تا قيامت بر تارک علم بدرخشد؛ شما بايد در يک جريان علمي سهيم باشيد؛ ولو با نقد شدن. اين اتفاق بايد بيفتد و ما به اين نسل جديد نيازمنديم.

او با تأکيد بر اين‌که همان‌طور که فهم ما عميق‌تر مي‌شود، چالش‌هايمان هم عميق‌تر مي‌شود. ديگر نمي‌توانيم با نگاه‌هاي سطحي گذشته در عرصه درگير شويم، گفت: به همين دليل به نظر رسيد که به دو شبکه نخبگاني نياز داريم. يک، نخبگان علمي و دو، نخبگان کنشي. نخبگان علمي، گروه‌هاي کوچکي هستند در عرصه‌هاي مختلف و متنوع که با هم يک شبکه علمي زن و خانواده با رويکرد ديني تشکيل مي‌دهند. در کنار آن، شبکه کنشگران اجتماعي نيز مي‌خواهيم که اين شبکه با ميدان مواجهة قاعده‌مند داشته باشداين دو شبکه بايد در هم چفت شوند.

حجت‌الاسلام‌والمسلمين زيبايي‌نژاد با طرح اين پرسش که چرا نظريه‌پردازي در حوزه زنان و خانواده، ضعيف است؟ تشريح کرد: يک علت آن اين است که ميدان، براي متدينان مسأله نيست. در کتابخانه‌هايشان مي‌خواهند بنشينند و نظريه توليد کنند. مصاحبه‌اي را از يکي از فمينيست‌ها مي‌خواندم. از ايشان پرسيده بودند آيا شما عملگرا هستيد به تئوري پردازي معتقديد؟ ايشان جواب دادند که به ما اتهام عملگرايي نزنيد. ما نظريه‌مان در ميدان عمل توليد مي‌شود؛ نه اين‌که نظري نيستيم. من فهم ابتدايي از مردسالاري دارم و نظريه‌اي را در مواجهه با آن توليد مي‌کنم، اما وقتي وارد ميدان مي‌شوم و با آن درگير عملي مي‌شوم، مي‌بينيم تا چه اندازه برداشت بسيطي از اين مفهوم داشتم. مردسالاري پيچيده‌تر از آني بوده که تصور مي‌کردم و نظريه‌ام را در درگيري با ميدان عمل تصحيح و تکميل مي‌کنم.

او افزود: نظريه‌ها، به‌ويژه نظريات علوم اجتماعي در درگيري با ميدان است که از آب در مي‌آيد و تکميل مي‌شود. برخي از افرادي که در حوزه علوم انساني اسلامي صحبت مي‌کنند، مشخص است که در عرصه‌هاي نظريه‌پردازي اقدام عملي نکرده‌اند. از کل به جزء چيزي را ترسيم مي‌کنند و حواسشان نيست که اين رابطه رفت و برگشتي است و بايد به ميدان زد تا حرف پخته شود. ميدان دارد متحول مي‌شود و ما را دنبال خود مي‌کشد. اين طور نيست که ميدان منتظر باشد ما نظريه‌پردازي کنيم و بعد طبق نظريه ما عمل کند. الان جامعه به سمت الگوهاي جديدي در ازدواج و همزيستي در حال حرکت است و آن نظريه‌پرداز بعد از اين‌که تمام اين اتفاقات رخ داد، مي‌گويد ازدواج در جامعه جديد امري غيراخلاقي است. حرف‌هاي جديدش را مي‌زند تا عقب‌ماندگي خود از ميدان را جبران کند. ما بايد خلأهاي خود را در امر نظريه‌پردازي فهم کنيم.

رئيس مرکز تحقيقات زن و خانواده با اشاره به اين‌که يکي از نقطه ضعف‌ها در نظريه‌پردازي، ضعف پايه‌هاي نظري‌ است، گفت: دانشگاه‌هاي ما با يک معضل مواجه هستند و حوزه‌هاي ما با يک معضل. حوزه‌هاي ما از زماني که اصلاحات ما بعد انقلاب در آن لحاظ شد و خواستيم به دليل ضرورت ارتباط ميان حوزه و نهادهاي ديگر به طلبه‌ها مدرک بدهيم، ضعيف شدند. زماني که جذب حداکثري طلبه به خاطر نيازهاي ميدان به اولويت ما تبديل شد، حوزه‌هاي ما ضعيف شد. الان طلاب سطح سه و چهارمان در پايه‌هاي سطح يک و دو ضعيف هستند. به دروس اوليه خود تسلط ندارند. بدتر از اين‌ها رشته‌هاي دانشگاهي قرآن و حديث و فقه و حقوق هستند که از خطرات امروز و آينده‌اند. چون عمق علمي ندارند و در فشار زماني، از هر کتاب و موضوعي چند صفحه خوانده‌اند و حالا مي‌خواهند فقه را از دست مردسالاري نجات دهند! نمي‌دانيم با اين نسل بايد چه کرد؟

تعداد بازديد:13 آخرين تغييرات:97/09/15
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر