پنج شنبه 27 دي 1397 - 11 جمادي الاول 1440 - 17 ژانويه 2019
صفحه اصلي/كودك و نوجوان

سازمان‌های مردم نهاد به مثابه کاری سودآور برای جوانان

يادداشت مهمان*

سازمان‌هاي مردم نهاد به مثابه کاري سودآور براي جوانان

در بسياري از کشورهاي در حال توسعه که اقتصاد ناکارآمدي دارند، وارد شدن در حوزه صنعت کمک‌رساني سودآورترين کار براي جواناني است که از دانشگاه فارغ‌التحصيل شده‌اند.

به گزارش خبرگزاري مهر، بانک جهاني تعريف نسبتا شفافي از سازمان هاي غيردولتي يا سازمان هاي مردم نهاد (سمن) ارائه داده است. اين نهاد بين المللي، سازمان غيردولتي را از جمله سازمان هاي خصوصي بر مي شمرده که فعاليت هاي خود را در حوزه هاي کاهش امراض، ارتقاي منافع و مصالح فقرا، حفظ محيط زيست، ارائه خدمات اجتماعي اساسي يا توسعه اجتماعي برنامه ريزي و اجرا مي کنند. درواقع مي توان گفت سازمان هاي غيردولتي در کنار بخش دولتي و خصوصي، به عنوان بخش سوم مطرح مي شوند. بخش سوم اصطلاحاتي است براي بيان بخشي متفاوت با بخش خصوصي و دولتي که ماهيتي داوطلبانه دارد. اگرچه سازمان هاي غيردولتي امروزي، تا حد زيادي پديده اي قرن بيستمي هستند؛ اما ريشه هاي تاريخي آن به قرن هجدهم باز مي گردد. ريچارد داگلاس جنفر، استاد ارتباطات و سياست عمومي دانشگاه ايالتي نيوجرسي، مي گويد آمريکا نخستين کشوري بود که در قرن هجدهم اين سازمان ها در آن شکل گرفت. در اين دوران مهاجران عمدتا اروپايي مجبور بودند براي رفع نيازهاي اجتماعي در مدارس، عبادتگاه ها، جاده ها و مانند آن به خود متکي باشند؛ بنابراين ناگزير به همکاري  همياري با يکديگر بودند.

الکسي دو توکويل، متفکر سياسي اهل فرانسه و يکي از مشهورترين مورخاني که به موضوع دموکراسي در آمريکا پرداخته است نيز به اين مسئله اشاره مي کند. وي در جايي گفته است: «در انگليس اغلب، مردم کارهاي بسيار بزرگ و مهم را به تنهايي انجام مي دهند؛ در حالي که آمريکايي ها براي کوچک ترين تعهدات نيز انجمن و سازمان تشکيل مي دهند. آمريکايي ها شرکت هاي کسب و کار، بلکه هزار انجمن ديگر را براي مسائل تفريحي، تشکيل بازارچه، ساخت کليساها، پخش کتاب، ارسال مبلغان و... تشکيل داده اند.

در سطح جهاني نيز قدمت سازمان هاي غيردولتي بين المللي به اواسط قرن نوزدهم مي رسد که از جمله آنها فعاليت در جنبش هاي ضدبرده داري و جنبش حق راي زنان بود که به طور درخور توجهي توسعه يافتند. با اين حال از عبارت «سازمان غيردولتي» (NGO) در ابتدا براي ناميدن سازمان ملل متحد در زمان تاسيس در سال ۱۹۴۵ استفاده شد. ماده ۷۱ از فصل ۱۰ منشور سازمان ملل متحد، نقش مشورتي براي سازمان هايي که نه از دولت خاص برخوردار بودند و نه جزء دولت هاي عضو قرار مي گرفتند را مجاز خواند.

سه مرحله يا دوران تکامل سازمان‌هاي غيردولتي توسط کورتون سال ۱۹۹۰ در نوشته‌اي زير عنوان «سه دوره شکل‌گيري فعاليت‌هاي داوطلبانه» شناسايي شده‌است.

در مرحله اول، نوع خاصي از سازمان مردم‌نهاد شکل مي‌گيرد که بر امدادرساني و رفاه متمرکز بود و مستقيماً به افراد ذي‌نفع خدمات امدادي ارائه مي‌کرد. توزيع غذا، تأمين پناهگاه و ارائه خدماتبهداشتي نمونه‌هايي از خدمات اين قبيل سازمان‌هاي مردم‌نهاد بود. در واقع سازمان مردم‌نهاد در اين مرحله نيازهاي روز افراد را تشخيص مي‌دادند و به برآورده ساختن آن‌ها مي‌پرداختند.

در مرحله دوم از تکامل، سازمان‌هاي مردم‌نهاد از لحاظ وسعت و اندازه کوچکتر شده و به مجموعه‌هاي مستقل و خودکفاي محلي تبديل شدند. سازمان‌هاي مردم‌نهاد در اين مرحله از تکامل، امکانات جوامع محلي را گسترش دادند تا بتوانند با 'اقدامات محلي مستقل' نيازهاي آن‌ها را برآورده سازند. 

کورتن مرحله سوم از تکامل و شکل‌گيري سازمان‌هاي مردم‌نهاد را ' توسعه نظام‌هاي پايدار' مي‌خواند. در اين مرحله، سازمان‌هاي مردم‌نهاد مي‌کوشند تغييراتي را در سياست‌ها و مؤسسات در سطح داخلي، ملي و بين‌المللي به وجود آورند؛ آن‌ها از نقش سابق خود که تأمين و ارائه خدمات عملياتي بود، فاصله گرفته و نقش کاتاليزوري به عهده گرفتند. به‌تدريج اين سازمان از «سازمان مردم‌نهاد امدادرسان» به «سازمان مردم‌نهاد توسعه و آباداني» تغيير ماهيت داد.

در مجموع در ميان منابع مختلف ادبي، يک نگاه کلي مثبت نسبت به سازمان‌هاي مردم‌نهاد وجود داشته‌است. اما چند شکايت مستقيم نيز مطرح شده‌است که مشکلات عملياتي، تضاد و ناهمگوني‌ها، سوء استفاده از بودجه (برخي موارد بسيار فوق‌العاده)، و غيره را هدف انتقاد خود قرار داده‌اند.

در بسياري از کشورهاي در حال توسعه که اقتصاد ناکارآمدي دارند، وارد شدن در حوزه صنعت کمک‌رساني سودآورترين کار براي جواناني است که از دانشگاه فارغ‌التحصيل شده‌اند. از آنجا که سازمان‌هاي مردم‌نهاد خدمات خود (از قبيل آموزش) را به صورت رايگان يا به نرخ يارانه‌اي به عموم ارائه مي‌کنند، بخش خصوصي قادر به رشد و تکامل نيست و توان رقابت مؤثر و کارآمد و پايدار را ندارد. 

موارد ديگري نيز در ارتباط با سازمان‌هاي مردم‌نهاد وجود دارد که منشأ نگراني است: عضوگيري سازمان‌هاي غيردولتي (از طريق قواي سياسي يا ساير قوا)، انحراف از مسير و اهداف اوليه، تغيير خدمات اصلي اي که مبناي آن بودجه‌اي که هميشه متغير است، شفافيت، پاسخگويي، حرکت بر اساس اصولي که مؤسسان و بانيان کاريزماتيک پيشرو تعيين مي‌کنند و در نهايت تنظيم راهبردها اين سازمان‌ها به‌جاي آن‌که برمبناي تعاريفي باشد که خودشان مقرر مي‌کنند برمبناي کمک مالي اعطاشده به آنهاست. بعضاً ديده مي‌شود که شکايتهايي بر ضد برخي از سازمان‌هاي مردم‌نهاد تازه شکل گرفته مطرح مي‌شود که آن‌ها را به اين متهم مي‌سازد که با نيت کمک‌رساني موجب وارد آمدن ضرر و زيان شده‌اند؛ در واقع اين سازمان‌ها نتوانسته‌اند پيچيدگي و ذوبطون بودن برخي مسائل را درک کنند و در نهايت بيش از از آنچه مفيد و کمک‌رسان باشند، به ديگران صدمه زده‌اند. اما بااين‌حال، به‌طورکلي اين سازمان‌ها منابع فايده بخش و سودرسان مکملي محسوب مي‌شوند که آن فاصله‌هاي اجتماعي را که دولت يا بخش‌هاي غيرانتفاعي نمي‌توانند پر کنند، پر کرده و مرتفع مي‌سازند

به طور کلي در اين نوشته قصدي براي تحليل و يا بيان عملکرد سمن ها وجود نداشت هر چند که خود امر مهمي است بلکه قصد اين بود که با اصل اين پديده و اين که از کجا آمده است آشنا شويم مشکل اساسي که ما معمولا با آن رو به رو هستيم اين است که اصلا نميدانيم پديده اي که در حال تحليل آن هستيم از کجا آمده است اما در پايان فقط يک هشدار به نظر مفيد مي­رسد و آن زنگ خطر اين است که سمن ها در کشور ما بيشتر از شکل يک حرکت مردمي و شبه علمي در حال خارج شدن هستند و در حال تبديل به يک فخر فروشي اجتماعي براي قشري به نسبت برخوردار از عوامل مادي مي شود که مي­تواند در آينده خيلي نزديک تبديل به يک نمايش آسيب زا شود تا حرکتي براي کمک به مردمي که نيازمند ياري هستند. 

*ميلاد سعيدي، کارشناس ارشد مشاوره خانواده

تعداد بازديد:89 آخرين تغييرات:97/09/28
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر