چهارشنبه 29 اسفند 1397 - 13 رجب 1440 - 20 مارس 2019
صفحه اصلي/مقالات


 
 


 










 


 












خروجي RSS

تکنولوژی به مثابه یک مفهوم در افق تاریخی فلسفه اسلامی نیست

سيد مهدي ناظمي در گفتگو با مهر:

تکنولوژي به مثابه يک مفهوم در افق تاريخي فلسفه اسلامي نيست

سيدمهدي ناظمي، پژوهشگر فلسفه، با بيان اينکه تکنولوژي به مثابه يک مفهوم در افق تاريخي فلسفه اسلامي نيست، گفت: ورود به مسائل فکري جديد زماني بازده خواهد داشت که به طريق ميان فرهنگي رخ دهد.

خبرگزاري مهر، گروه دين و انديشه_سيدعليرضا اشرف‌نيا: نزديک به ۵۰ سال از اولين پيامي که در اينترنت ارسال شد، مي گذرد. شايد هيچ يک از توسعه دهندگان اين شبکه جهاني تصور نمي کرد که اين تکنولوژي با اين سرعت رشد کند و در تمام نقاط دنيا گسترده شود. بسياري از انديشمندان با اذعان به تأثيرات گسترده اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي اين تکنولوژي به دنبال شناخت ماهيت و يافتن راه هايي براي تعامل با آن هستند.

براي شناخت تکنولوژي اينترنت و بررسي راه هاي تعامل با آن با سيد مهدي ناظمي قره باغ، پژوهشگر فلسفه، هنر و فرهنگ به گفتگو نشستيم؛

*اينترنت را مي توان به عنوان تکنولوژي واحدي در نظر گرفت يا مجموعه اي از تکنولوژي هاست که به هم مرتبطند؟

مي توان اينترنت را ديتابيسي در ارتباط با کنسول ها و افراد مختلف در نظر گرفت ولي در واقع اين تکنولوژي به سرعت خودش را به روزرساني کرده و تکنولوژي هاي جديد را تحت تأثير قرار داده است. برخي از تکنولوژي ها اينترنت را همراهي مي کنند و در مقابل برخي از اين همراهي عاجزند. بنابراين مي توان گفت اينترنت از اسمي براي يک نوع تکنولوژي، تبديل شده است به تکنولوژي هايي که کارآمدي خاصي را از آنها انتظار داريم. در فرآيند بسط اينترنت مهارت ها، تکنولوژي هاي نرم افزاري و نيروي انساني متناسب با آن نيز ايجاد شده است و بايد تمام اين موارد را به صورت اينترنت يا بخشي از آن بدانيم.

*نيروي انساني که اينترنت ايجاد مي کند چه ويژگي هايي دارد؟

نيروي انساني که در اينترنت فعاليت مي کند خود به خود به افرادي کم عمق، غير قابل مفاهمه و گفتگو بدل مي شوند

اينترنت دنياي زوال و سرعت است. هر چيزي در اين فضا لحظه اي موجود است و لحظه ديگر نيست. نيروي انساني که در اينترنت فعاليت مي کند آدمي عجول، اهل شتاب، بدون توقف و دائما درحال تغيير است. خود به خود به افرادي کم عمق، غير قابل مفاهمه و گفتگو بدل مي شوند. در برخورد با چنين افرادي احساس مي شود که با ادامه اينترنت در پوست، گوشت و خون روبرو هستيم.

البته منظور اين نيست که فرد مجبور به چنين تربيتي است. در صورتي که فرد به خود آگاهي برسد و براي مبارزه با اين تبعات در درون خود مبارزه کند مي تواند از اثرات اينترنت بکاهد. اينترنت ويژگي هاي جسماني را نيز تغيير مي دهد. اغلب کاربران دائمي اينترنت دچار درد مفاصل مچ و گردن هستند.

*آيا تغييرات لحظه اي و آني اينترنت را مي‌توانيم با سيال بودن دنياي پست مدرن متناسب بدانيم؟

از چيزهايي که مي توان بيان کرد اين است که روحيه کلي جهان ما پست مدرن به معناي فراصنعتي است. جهان پست مدرن يا وضع پست مدرن، وضعي است که در آن چيزي استقرار ندارد، دائماً در حال تغيير است و هيچ حد يقفي براي اين تغييرات متصور نيست. در گذشته اگر لباسي زيبا تهيه مي کرديد و ديگران زيبايي آن را تحسين مي کردند، مدت زيادي اين لباس بر تن شما ديده مي شد و شايد به فرزندانتان به ارث مي رسيد. بسياري از والدين حتي لباس هاي عروسي‌شان را نيز به فرزندانشان هديه مي کردند.

در دنياي امروز مفهوم زيبايي مفهومي دائماً در حال زوال و تغيير است. ممکن است لباسي که تهيه مي شود تا چند هفته آينده کنار گذاشته شود. تنوع و تغيير به شکل راديکالي افزايش پيدا کرده و زيبايي نيز به تبع آن تغيير کرده است. در وضع پست مدرن دانش نيز از امري کيفي تبديل به امري مادي مي شود. تمام اين موارد به اعتباري مربوط به وضع پست مدرن است.

*برخي معتقدند اينترنت نمود عيني افسانه فرانکنشتاين در عصر حاضر است. نظر شما در اين رابطه چيست؟

زماني که تکنولوژي محقق مي شود، خواسته يا ناخواسته از دست انسان خارج مي شود. حين بسط پيدا کردن و بعد بسط آن اقتضائات و تبعاتي که از آن نشأت مي گيرد در اختيار انسان نيست تا بتواند به راحتي در مورد آن ها تصميم گيري کند

اين مثال در مورد تمام تکنولوژي نه تنها اينترنت صحت دارد. زماني که تکنولوژي محقق مي شود، خواسته يا ناخواسته از دست انسان خارج مي شود. حين بسط پيدا کردن و بعد بسط آن اقتضائات و تبعاتي که از آن نشأت مي گيرد در اختيار انسان نيست تا بتواند به راحتي در مورد آن ها تصميم گيري کند. تکنولوژي هاي مکانيکي به شکلي اين مسأله را نشان داده و باعث انقلاب صنعتي شدند به طوري که زندگي انسان قبل و بعد از انقلاب صنعتي کاملاً متفاوت است.

همين طور در مورد تکنولوژي هاي نسل بعد تا انقلاب ديجيتالي و تکنولوژي هاي رسانه اي که تا حد زيادي ذهنيت انسان را تغيير داد. اين تغيير در عصر ديجيتالي به صورتي رخ داد که برخي بيان کردند بايد از واژه «انسان روبات» براي انسان قرن بيستم استفاده کنيم. انساني که در قرن بيستم شکل مي گيرد را مي توان نوعي روبات در نظر گرفت. قواي ادراکي اين انسان با انسان هاي ماقبل از خودش متفاوت است. اين مسأله در اينترنت به اوج خود مي رسد و فاصله بين انسان و خيال انسان بسيار کم مي شود.

تا جايي که از واژه virtual reality  استفاده مي کنيم چرا که با نگاه به تخيل انساني و آن چيزي که در عالم واقعيت وجود دارد، متوجه مي شويم که فاصله آن ها بسيار کم شده است. مفاهيم ديگري از قبيل زمان و مکان که ارکان فکر انسان را تشکيل مي دادند نيز دچار تغيير مي شوند. مثلاً زماني طي الارض اهميت داشت و کمالي محسوب مي شد چراکه طي مسافت هاي کوتاه نيز بسيار زمان بر بود و اين زمان با مکان و مسافت طي شده تناسب داشت.

اين تناسب مفاهيمي مثل کوچک و بزرگ يا سخت و آسان را در زندگي شکل مي داد. امروزه تنها با چند کليک در اينترنت مي توان با فردي کيلومترها دورتر صحبت کرد. به اين صورت مفهوم زمان و مکان تغيير مي کند و در واقع تخريب مي شود. در اين تخريب انسان نسبتش با گذشته را از دست مي دهد و امکان فهم گذشتگان را از ميان مي برد. در اين شرايط طي الارض يا برخورداري از علم بيشتر براي ما اهميت ندارد. مفهوم علم تغيير مي کند و به اطلاعات (information) تعبير مي شود. بسياري از مفاهيم تغيير کرده است و اين تغييرات از کنترل انسان خارج است. اينترنت يا به بياني واقعيت مجازي انسان را وارد اقتضائات جديد کرده و اين اقتضائات قابل پيش بيني نيست.

*منظور شما اين است که جبر تکنولوژي انسان را به جلو و به سمت تکنولوژي هاي بعدي مي برد ؟

بله. البته اقتضا واژه بهتري است. زيرا جبر مطلق است. مي توانيم بگوييم اينترنت اقضائاتي را به وجود آورده است. به عنوان مثال اگر شما بخواهيد رستوراني را اداره بکنيد بايد مسائلي را در تناسب با فضاي مجازي رعايت کرده باشيد. در تبليغات، سفارش گيري يا امور اقتصادي بايد براساس فضاي مجازي تصميماتي اتخاذ کنيد. اين سوال مطرح مي شود که آيا در رابطه با آن مختاريم يا مجبور؟ مجبور نيستيم ولي اگر رعايت نکنيم دچار زيان دهي، کمي بازده يا عدم رشد مي شويم.

البته در همين حد نيز مطلق نيست و ممکن است افرادي راه هاي ديگري پيدا کنند اما آن امکان منطقي و عام است که امکان وقوعي ندارد. قابل تصور است که انسان هايي امروزه بدون اينترنت زندگي کنند يا از اقتضائات آن تأثير نپذيرند. اين امکان عام براي اينکه محقق شود بايد مراحلي را طي کند و به بسياري از آن مراحل امروزه علم نداريم. ممکن است فرزند شما از اينترنت آزادانه استفاده کند و برخلاف آنچه گفته شد بتواند مسائل اخلاقي را نيز مديريت کند.

اينترنت اقتضائاتي دارد و اين اقتضائات در اخلاق، اقتصاد، فرهنگ و سياست ما مستولي است و نمي توان کليت آن را کنار گذاشت

اگرچه اين مسئله غير ممکن نيست ولي علي القاعده شدني نيست. علي القاعده نمي توان به کودک دسترسي آزاد به اينترنت داد و از او اخلاق حسنه انتظار داشت. اينترنت اقتضائاتي دارد و اين اقتضائات در اخلاق، اقتصاد، فرهنگ و سياست ما مستولي است و نمي توان کليت آن را کنار گذاشت. مي توان در اين فضا تقلا کرد و راه حل هايي نيز يافت چنان که مي بينيم در غرب در بسياري از کشورها اينترنت مدارس مورد فيلترينگ قرار مي گيرد. زيرا متوجه اين اقتضائات هستند.

اين اقتضائات کم و بيش در هر تکنولوژي وجود دارد که گاهي نيز مي توان ابتکاراتي را خاص خود ايجاد کرد ولي کليت آن را تا نمي توان تغيير داد. اينترنت مثل چاقو يک ابزار ساده نيست که در دست جراح عملکردي متفاوت با دست قصاب داشته باشد. در مورد اينترنت برخي از کارکردها و اقتضائات هميشگي است.

*آيا اين اقتضائات در ذات اينترنت نهفته است يا در نسبت با فرهنگ و اجتماعات مختلف تغيير مي‌کند؟

شايد دقيقاً نتوان ثابت کرد که اقتضائات اينترنت ذاتي است، اما اقتضائات آن شبيه به اقتضاء ذاتي است. ممکن است تعاريف از اقتضاء ذاتي در بين افراد متفاوت باشد. بهتر است بحث به سمت اين نقطه نرود که تعاريف موجود از ذات چيست؟ به هر حال اينترنت تمام فرهنگ ها و اجتماعات را به هم نزديک کرده است. اينترنت باعث شده تا تفاوت هاي بين جوامع و فرهنگ هاي مختلف زير سوال برود و آن قدر به يکديگر نزديک بشوند که به سختي بتوان گفت عملکرد اينترنت در آلمان با فرانسه بايد متفاوت باشد. جهان وطني بودن يا شدن از اقتضائات اينترنت است.

نمي توان به جد گفت که برخي از اقتضائات ذاتي اينترنت است ولي اين اقتضائات کارکردهاي اقتضاء ذاتي را داراست. اگر کسي معتقد به ذاتي بودن اين اقتضائات نيست، يافتن اقتضائات ديگر به عهده اوست. به عنوان مثال فردي مي گويد که تکنولوژي ها براي تکامل روحي و اخلاقي انسان ها پديد آمده اند و اين مسأله که انسان ها اکثرا برخلاف اين از تکنولوژي ها استفاده مي کنند برخلاف ذات تکنولوژي است. يعني ۱۸۰ درجه برعکس آن چيزي که ما گفتيم.

اين بيان مشکلي ندارد اما يافتن اقتضائات متفاوت تکنولوژي بر عهده خود اوست. هدف درگير شدن در بحث هاي انتزاعي نيست. ما با واقعيت ها زندگي مي کنيم. واقعيت جهان و واقعيت اينترنت در جهان خودش را نشان داده است. اگر فردي بگويد اينترنت براي تکامل بشريت به وجود آمده است به عهده اوست که به وسيله اينترنت بشر را به تکامل برساند يا حداقل وجوهي را نشان دهد که چگونه مي توان به وسيله اينترنت به تکامل روحي اخلاقي رسيد؟

بهتر است به جاي بحث از ذاتي يا غير ذاتي بودن اقتضائات اينترنت بگوييم اقتضائات با برخي ويژگي هاي اينترنت ملازمه دارد. تنها کاري که مي توان کرد اين است که اگر کارايي متفاوتي در اينترنت مشاهده مي کنيم به آن فعليت ببخشيم. البته عرض کردم نظر شخصي من اين است که اين اقتضائات ذاتي است، البته نه ذات به معناي ارسطو بلکه بايد اين موضوعات را مقداري غير ماهوي ديد.

*آيا بستري در اينترنت وجود دارد که بتوان به شکلي متفاوتي از آن بهره جست يا با توجه به اقتضائات نسبتا ذاتي اين غير ممکن است؟ رفتار ما نسبت اينترنت بايد تغيير آن باشد يا کنار گذاشتن آن؟

اختيار کنار گذاشتن اينترنت وجود ندارد. اگر جامعه اي اختيار اين را داشت کره شمالي بود که هم اکنون از اينترنت استفاده مي کند. جامعه اي که مثل ايران تا اين حد درگير روابط مختلف بين المللي است و استفاده از اينترنت در آن فراگير شده است، نمي تواند اينترنت را حذف کند. اينترنت جهاني تفسير مي شود و جهاني عمل مي کند. مي توان تغييراتي اعمال کرد و کارايي هاي اينترنت را اصلاح کرد. در ابتداي ورود اينترنت به ايران بحث اينترنت ملي مطرح بود. با سرمايه گذاري و عهده داري افراد مسئول بعد از سه يا چهار سال مي توانستيم اينترنت ملي را ايجاد کنيم.

اينترنت ملي تفاوت ذاتي با اينترنت جهاني ندارد و به معناي کنار گذاشتن اينترنت نيست ولي تفاوت هايي دارد و خطرات آن تا حدودي قابل کنترل تر است. اين اختياري است که انسان مي تواند در درگير شدن با مسئله جديد و فهم درستش انجام دهد

اينترنت ملي تفاوت ذاتي با اينترنت جهاني ندارد و به معناي کنار گذاشتن اينترنت نيست، ولي تفاوت هايي دارد و خطرات آن تا حدودي قابل کنترل تر است. اين اختياري است که انسان مي تواند در درگير شدن با مسئله جديد و فهم درستش انجام دهد. در زمينه تکنولوژي هاي جديد دچار سوء تفاهم شده ايم. فکر مي کنيم چطور بايد تکنولوژي جديد را مطابق با فرهنگ قديم خود تطبيق بدهيم. به عنوان مثال فرض کنيد با کشوري درگير شديد که با سلاح آتشين مبارزه مي کند و شما با شمشير و تير و کمان مي جنگيد. گروهي بايد مشغول ساخت و به کارگيري سلاح شوند، اما نمي توان جنگ را معطل کرد تا سلاح آتشين آماده شود.

به جاي اينکه سينما، تلويزيون و اينترنت را ديني کنيم -که در جاي خود بايد در مراکز علمي پيگيري شود- بايد به فرم هاي سنتي که در فرهنگ ما وجود داشته را تقويت کنيم. زماني که سريال هاي تلويزيوني ماه رمضان شروع شد، هر سال چهار سريال پر هزينه سي قسمتي از چهار شبکه پخش مي شد. در همان زمان افرادي بيان کردند با پخش اين سريال ها مساجد در ساعات افطار خلوت شده است. اگر بناست سريال ديني ساخته شود نبايد فرم سنتي را تحت تأثير قرار دهد.

*در جامعه ايده آل تکنولوژي اينترنت چه جايگاهي دارد؟

براي اين قبيل سوال ها جواب مشخص نداريم. حالت ايده آل را نتوانسته ايم تصويرسازي کنيم. کار عقلاني اين است که براي امروز راه حلي بيانديشيم. اگر بتوانيم براي مشکل روز را حل کنيم و اين تکنولوژي ها را باز طراحي کنيم، حالت ايده آل نيز ممکن است رخ دهد. انسان داراي قوه تفکر و شعور است از طرفي تکنولوژي ها نيز از مصنوعات بشر است، بنابراين هميشه امکان تغيير شرايط متناسب با فرهنگ و جامعه وجود دارد. کشورهاي مختلف تغييراتي در اين زمينه ايجاد کرده اند.

ما نيز مي توانيم با فکر کردن به اين مسئله محدوديت هايي اعمال کنيم و  تغييراتي ايجاد کنيم تا اينترنت تناسب هاي بيشتري با نيازهاي ما پيدا کند. لازمه اين امر اين است که مطالعات جدي در اين زمينه داشته باشيم. برخي تصور مي کنند اگر بخواهيم تغيير ايجاد کنيم بايد به حالت ايده آل برسيم و اين شدني نيست. زيرا همان طور که بيان شد ذات تکنولوژي قدرت و تصرف است. از طرف ديگر نمي توان ذات تکنولوژي را دليل جبر آن بر شرايط دانست. تمام جوامع مبتلا به تکنولوژي هستند ولي در اين ابتلا بايد کمترين ضرر را متحمل شد. اين مسئله مختص به کشور ما نيست. در کشورهاي ديگر نيز در اين ارتباط بحث شده و تجاربي به دست آمده است که مي‌توان از آن ها به شرط پرهيز از نگاه مقلدانه استفاده کرد.

*چرا بين انديشمندان مسلمان در موضوع مواجهه با تکنولوژي کمتر صحبت به ميان آمده است؟

تکنولوژي به مثابه يک مفهوم در افق تاريخي فلسفه اسلامي نيست. هر فلسفه اي تاريخي متناسب با افق خود دارد. در آن افق موضوعاتي که مي توان در موردشان انديشيد، محدود است. تکنولوژي و بسياري از مسائل جديد به طور طبيعي در افق تاريخي فلسفه اسلامي وجود ندارد. اگر فلسفه اسلامي يا هر فلسفه ديگري که در اين افق نيست، بخواهد ورود پيدا کند نمي تواند صرفاً با تکرار مدعيات پيشينيان وارد شود. اين قبيل مسائل را نمي توان در انديشه هاي ارسطو يا ابن سينا جستجو کرد.

ممکن است به عنوان فيلسوف مسلمان ورود پيدا کرد، اما اين ورود به مسائل فکري جديد زماني بازده خواهد داشت که به طريق ميان فرهنگي رخ دهد. در بحث راجع به تکنولوژي فيلسوف مسلمان بايد وقت موسعي را صرف فهم تکنولوژي در مباحث فلسفي جديد کند. سپس از عمق فلسفه اسلامي مسائلي را کشف کند که هم با فلسفه اسلامي نسبت داشته باشد و هم فلسفه اسلامي را وارد فضايي جديد کند. وقتي بحث از ميان فرهنگي مي شود به اين معنا است که فلسفه اسلامي هم رو به جلو حرکت کند و نظام مفاهمه اش را تغيير دهد.

تعداد بازديد:108 آخرين تغييرات:97/10/03
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر