چهارشنبه 29 اسفند 1397 - 13 رجب 1440 - 20 مارس 2019
صفحه اصلي/مقالات


 
 


 










 


 












خروجي RSS

تلقی فیلسوفانه از دانش، علم را به انسداد می کشاند

يادداشتي از حجت الاسلام سبحاني؛

تلقي فيلسوفانه از دانش، علم را به انسداد مي کشاند

تلقي فيلسوفانه از دانش، يا علم را به انسداد مي کشاند و يا پروژه علم ديني را ناکام مي گذارد.

به گزارش خبرنگار مهر، متن زير يادداشتي از حجت الاسلام محمدتقي سبحاني است که در ادامه مي خوانيد؛

فلسفه اسلامي از همان آغاز، تفسيري از استقراء و تجربه ارائه داد که نه تنها فلسفه را با دشواري‌هاي چندي مواجه ساخت، بلکه تلقي عالمان را از دانش تجربي به انحراف کشيد و اين بدفهمي خود يکي از موانع رشد علوم تجربي در حوزه تمدن اسلامي گرديد. 

البته اين تصوير کهن هنوز هم در انگاره بسياري از فيلسوفان معاصر جاي گرفته و پروژه «علم ديني» را با اين تصور، به تصوير مي‌کشند.  

اين برداشت فيلسوفانه از علم و تجربه از جهات گوناگون جاي نقد و بررسي دارد:

۱- فيلسوفان مسلمان  علم طبيعي را از اقسام حکمت نظري برشمردند و روش معمول در آن را برهان دانستند که از قياس يقيني و قضاياي يقيني(از مشاهدات و تجربيات تا اوليات و حدسيات) تشکيل مي‌گردد. 

در اين چارچوب، مشاهدات گزاره‌هاي يقيني هستند و تجربيات تنها به دليل آن که به يک قياس برهاني بازمي‌گردد، اعتبار دارند و  استقراء تام نيز به اين روي پذيرفته است که به قياس مقسّم بازمي‌گردد. استقراء ناقص اما به دليل آن که ظني است، در هيچ يک از اقسام حکمت نظري، اعتباري ندارد.

بنابراين در اين نگرش، روش دانش تجربي از محدوده منطق قياسي و برهان يقيني فراتر نمي رود.

۲- فيلسوفان مسلمان بر اين اساس، روش علم طبيعي را بر پايه قياس و با بهره‌گيري از قضاياي اولي و نيز حدسيات و تجربيات بنا مي‌گذاشتند و بر اين گمان بودند که به دانش يقيني طبيعي راه يافته اند (رک. طبيعيات شفا) 

اين گمان که تجربه از طريق قياس به يقين مي رسد، هر چند گاه نادرستي آن بر پاره‌اي فيلسوفان آشکار مي‌گشت (رک. اساس الاقتباس) اما فلسفه اسلامي در عمل براي جبران اين نقص و ارائه تبيين تازه از دانش تجربي نه تنها انديشه‌اي نکرد، بلکه هم در منطق و هم ‌در طبيعيات، بر همان مباني پيشين پيش رفت، به طوري که تا آخرين اثار در اين حوزه، همچنان بر همان تصور کهن از علم تجربي تاکيد مي شود(رک. رساله برهان علامه طباطبائي، منزلت عقل در هندسه معرفت ديني، استاد جوادي آملي)

۳- تلقي از حسيات به عنوان قضاياي يقيني سخت مورد ترديد است و کم‌کم فلاسفه نيز خود از اين موضع عدول کرده اند، بي آن که توجه شود که در اين صورت، نه تنها تجربه نيز جايگاه فلسفي خود را از دست مي دهد بلکه ساير مقدمات برهان (مثل متواترات و حدسيات) هم از مرتبه يقيني فرومي آيد و باب برهان و حد در متافيزيک هم بر روي فيلسوفان بسته مي شود.

۴- تعريف فيلسوفان از تجربه به عنوان قياسي که کبراي آن يک قضيه عقلي «الاتفاقي لايکون‌اکثريا» مي باشد، از جهات متعدد محل مناقشه است:

۱.خود اين قضيه اوّلي نيست و يا بايد تجربي باشد و يا استقراي ناقص که در هر دو صورت، نظريه فيلسوفان در علم تجربي به چالش کشيده مي شود.
۲.معلوم نيست که «اکثري» به چه تعدادي تحقق مي يابد و اساسا شناخت اکثريت افراد يا رويدادها امري ناميسور است.
۳.خود اين گزاره الاتفاقي از جهات مختلف قابل مناقشه است، چون «رويداد اکثري» هيچ دليلي براي کشف «علت حقيقي» نيست و در معرض خلط ما بالعرض و ما بالذات است. وانگهي، بايد ديد که اين تعداد اکثري از همه گونه‌هاي موضوع است و يا تنها در يک گونه‌ خاص جستجو شده است و ...
۴.اگر مشاهده خودش يقيني نباشد، صغراي اين قياس، غير يقيني خواهد بود و نتيجه تابع اخص مقدمات است.

۵- تاريخ علم نيز به روشني بر عليه فيلسوفان شهادت مي دهد و نشان مي‌دهد که دانشمندان نه به دنبال علم يقيني (يقين ضروري و بالمعني الاخص) بوده اند و نه براي دانش خويش به قياس پناه مي برده اند. به ويژه علم جديد که پايه دانش را بر فرضيه و آزمون مي گذارد و حتي خود را نيازمند استقراء هم نمي داند.

۶- با پذيرش تعريف فيلسوفان از علم تجربي، هرگز نمي توان طرحي براي «علم ديني» در انداخت و بلکه بايد به مسيري که دانش مدرن پيش رفته است، تن داد. 
نظريه علم شناسي در فلسفه اسلامي ( که استاد آيت الله جوادي آملي نيز بر آن تاکيد دارند)، در عرصه علم ديني هيچ نتيجه ملموس و روشني را در پيش روي نمي نهد؛ اين ديدگاه يا علم تجربي را دور از دسترس بلکه ممتنع مي سازد  و يا به پذيرش علم سکولار فتوا مي دهد. 

به بيان ديگر، تلقي فيلسوفانه از دانش، يا علم را به انسداد مي کشاند و يا پروژه علم ديني را ناکام مي گذارد.

تعداد بازديد:114 آخرين تغييرات:97/10/03
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر