پنج شنبه 14 اسفند 1399 - 20 رجب 1442 - 4 مارس 2021
صفحه اصلي/مقالات

مذهب شیعه به عناصر فرهنگی ایرانی، شخصیت سیاسی داد

موسي نجفي:

مذهب شيعه به عناصر فرهنگي ايراني، شخصيت سياسي داد

موسي نجفي گفت: هويت ايراني سه مرحله داشته است اما مذهب شيعه به عناصر فرهنگي گذشته ما جهت داد و ما هويت جديدي پيدا کرديم.

به گزارش خبرنگار مهر، نشست ناسيوناليسم ايراني: نگاهي به روايت هاي کلاسيک متقدم و متاخر روز گذشته در پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي برگزار شد.

موسي نجفي در اين نشست گفت: بحث من در مورد هويت يابي و ملت سازي نوين شيعه در کنار ساير عناصر هويتي ايراني است. دعواي هويت را مي توانيم در سه نظريه خلاصه کنيم. يکي نظريه ايران باستان است که امروز در ايرانشهري نمود دارد. دوم بازگشت به خويشتن و تلفيق اسلام و ايران است. نظريه سوم هم اين است همه اينها را مي خواهد در يک تفسير مدرن بپذيرد. من خود را در نظريه دوم قرار دادم.

وي ادامه داد: معتقدم هويت ايراني سه مرحله داشته است. يک مرحله ۵۰۰ ساله داشته که از صفويه شروع شده و هويت شيعي ما بوده است. هويت دوم هويت ۹۰۰ ساله ماست که از صدر اسلام تا صفويه است که عنصر زبان فارسي در آن نقش دارد. ما جز خلافتي بوديم که همه مسلمان بودند و آنچه ما را متمايز مي کند مذهب ما نيست بلکه زبان ما بوده است. سومين هويت ما هويت ايران باستاني ما در دنياي قديم و تخت جمشيد و هخامنشيان و... است.

نجفي گفت: در نظريه من همه اين سه هويت ديده مي شود اما نسبت آنها طولي است. آنچه در قرن دهم اتفاق افتاده اين بوده که مذهب شيعه به اين عناصر فرهنگي شخصيت سياسي داده است. مذهب شيعه به عناصر فرهنگي گذشته ما جهت داد و ما هويت جديدي پيدا کرديم.

وي افزود: ما در تاريخ شخصيت هايي تاريخي اي داريم که جاي اين هويت هاي سه گانه را عوض کردند. يکي نادرشاه افشار است. او رسميت مذهب شيعه را از بين برد و نفرت عجيبي عليه خود به وجود آورد. نفر دوم هم رضاشاه پهلوي بود که هويت ايران باستان را با يک قرائت مدرن مطرح کرد.

وي اظهار داشت: هر يک از اين سه گروه، طيف هاي متنوعي را شامل مي شوند. در اين ديدگاه از عناصر مختلف مذهب و زبان و جغرافيا و تاريخ گذشته به نظر مي رسد شخصيت و روحيه خاصي براي ايرانيان ميتوان تصور نمود. از اين منظر عناصر گفته شده، هريک امروز با ذات ايراني عجين است و او ميتواند با هريک و يا با مجموع آنها در مقابل يک «غير» از تمايز و يا هويت مستقل خودش دفاع کند ؛ اما نکته اينجاست که آيا مشارکت و تاثير اين عناصر و عوامل يکسان و بدون تغيير تاريخي و فرهنگي است ؟ و يا اينکه اين ارکان هر يک اولويت بندي و سطح خاصي را پوشش داده و به اصطلاح در يک «نظام طولي» مي توان آنها را «نسبت سنجي»  نمود. 

نجفي گفت: به نظر مي رسد هويت ملي ايراني از قرن دهم تا به امروز وارد مرحله خاصي شده است که ويژگي آن جذب عناصر جديدي در کنار ساير عوامل قبلي است. هر چند ايران در زماني از نظر مذهبي خودش را ذيل خلافت  تعريف ميکرد فلذا زبان فارسي نقش هويتي اصلي را در تشخص ايراني نسبت به ساير مسلمانان داشته است ؛ اما با رسميت يافتن مذهب شيعه در ايران توسط صفويان ، ايرانيان به شخصيت و هويت جديدي دست پيدا نمودند که در عين همبستگي با ساير مسلمانان ، از ذيل و دايره خلافت بيرون آمده و در يک چرخش تاريخي سرنوشت ساز اسلام ولايي و امامت را براي فرهنگ و آمال و شخصيت خود در کنار ساير عناصر پذيرفتند.

وي ادامه داد: ايرانيان از پنج قرن قبل مذهب تشيع را به عنوان مرکز و کانون فرهنگ و ارزش هاي حياتي خود پذيرفته و با تکلم فارسي در اين محدوده خاص به سطحي از درک و هويت و تظاهر اجتماعي و سياسي رسيده اند و اين نوعي ملت سازي جديد است که در نوع خود به اين صورت شبيه و نظيري در تاريخ ندارد.

وي در پايان گفت: مردم ايران ملتي تمدن ساز بوده اند و ضمن تجربه هاي بسيار، نظام حکومتي پيشرفته اي داشته اند. وقتي با اسلام مواجه شدند گوهر گمشده خود را بازيافتند و بدون پذيرش ظلم و ستم حاملان اين انديشه، حقيقت آن را حفظ کردند و بين اسلام و عربيت تفکيک قائل شدند.

تعداد بازديد:436 آخرين تغييرات:97/11/02
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر