دوشنبه 6 خرداد 1398 - 22 رمضان 1440 - 27 مي 2019
صفحه اصلي/كودك و نوجوان

کودکان در دوراهی رشد و نمایش

«فضاي مجازي و نمايشي شدن زندگي»-۴

کودکان در دوراهي رشد و نمايش

نمايش زندگي کودکان در فضاي مجازي به شيوه‌هاي مختلفي صورت مي‌گيرد. آسيب‌هاي اين مساله را در گفت‌وگو با يک روانشناس باليني بررسي کرده‌ايم.

خبرگزاري مهر، گروه فرهنگ:

زمانه حاضر، ابزاري را در اختيار بشر قرار داده است که از اين طريق مي‌تواند هر موضوعي را براي کاربران وسيعي به نمايش بگذارد. پدران و مادران با فراگير شدن ابزار ارتباطاتي و توسعه شبکه‌هاي اجتماعي، نه‌تنها زندگي شخصي خود را به نمايش مي‌گذارند، بلکه سعي مي‌کنند زندگي کودکشان را هم نمايش دهند و از کودک در زمينه‌هاي مختلف آموزشي، تبليغي، هنري و … بهره‌جويي کنند.

در واقع در اين نمايش «کودک» به عنوان ابزار يا عنصري دست‌آموز، براي هويت‌يابي والدين خود ايفاي نقش مي‌کند. از طرفي، خانواده‌هاي مرفه با نمايش زندگي کودکان خود مي‌توانند سبک زندگي و امکانات خود را به راحتي نمايش دهند. اين در حالي است که کودکان بنا به ذات کودکانه خودشان، هيچ درکي از اين نمايش ندارند و چه بسا علاقه‌اي هم به اين ديده شدن نداشته باشند. اين مساله سبب شده است الگوي رفتاري اين دست از کودکان به شدت تحت تأثير شبکه‌هاي اجتماعي و فضاي مجازي قرار گيرد.

‌در اين‌باره با آذردخت داوري، روان‌درمانگر و روانشناس باليني گفت‌وگو کرده‌ايم که در ادامه مي‌خوانيد.

چقدر با فراگير شدن نمايش زندگي روزمره در قالب شبکه‌هاي اجتماعي موافقيد؟ اگر موافق هستيد، شبکه‌هاي اجتماعي چه تأثيري بر زندگي رواني کودکان داشته است؟

شبکه‌هاي اجتماعي و فضاي مجازي مي‌تواند اثرات منفي و مثبتي داشته باشند. اين پرواضح است که هر چه را که ما به صورت بي‌رويه استفاده کنيم، مي‌تواند آسيب‌زا باشد. درباره شبکه‌هاي مجازي هم همين نکته صدق مي‌کند. سال‌هاست که پژوهشگران در اين حوزه فعاليت دارند و معايب، محاسن و تأثيرات شبکه‌هاي مجازي بر افراد و خانواده طي مقالات و آثار متعدد بيان شده است. اما در پاسخ به اين پرسش که حضور کودک در فضاي مجازي چه تأثيري بر روان کودک مي‌گذارد، بايد ابتدا اين پرسش را مطرح کنيم که اساساً چرا کودک بايد در شبکه‌هاي مجازي حضور داشته باشد؟ و آيا لازم است انسان در دوران کودکي از اين فضا استفاده کند؟ آيا اثرات مثبتي هم براي حضور کودکان در فضاي مجازي وجود دارد؟

از نظر روانشناسي، کودکان نبايد در فضاي مجازي و شبکه‌هاي اجتماعي حضور داشته باشند. اين والدين هستند که به خاطر حضور خودشان يا براي کسب منافع شخصي خودشان، براي تبليغ محصولات يا فروشگاه‌هاي مختلف از فرزندانشان استفاده مي‌کنند.

از نظر روانشناسان کودکان بايد کودکي کنند، بازي کنند، با گروه هم‌سالان خودشان تعامل داشته باشند و از سه سال به بعد بايد مهارت‌هاي اجتماعي شدن را ياد بگيرد

حضور کودکان در اين فضا براي آن‌ها به شدت آسيب‌زاست. از نظر روانشناسان کودکان بايد کودکي کنند، بازي کنند، با گروه هم‌سالان خودشان تعامل داشته باشند و از سه سال به بعد بايد مهارت‌هاي اجتماعي شدن را ياد بگيرد. کودکان با بازي‌هاي دوران کودکي مي‌تواند اين مهارت‌ها را بياموزد اما حضور در فضاي مجازي همه اين امکاناتي که براي رشد کودک مناسب است، از او سلب مي‌شود.
 

از نظر روانشناسان، پدران و مادران با نمايش رفتار و زندگي کودکانشان چقدر به دنبال تشخص‌يابي و هويت‌يابي خودشان هستند؟

بي‌ترديد اين، والدين هستند که کودکان را به حضور در فضاي مجازي علاقه‌مند يا تشويق مي‌کنند. از منظر روانشناختي گاهي والديني که در پي هويت‌يابي هستند و قصد دارند توجه ديگران را به خودشان جلب کنند، به وسيله حضور کودکانشان در شبکه‌هاي مجازي به منصه ظهور مي‌رسانند. خانواده‌هاي اين کودکان مي‌خواهند کاستي‌هاي خودشان را ترميم کنند. در واقع موارد بسياري از حضورِ کودکان در فضاي مجازي، نشان‌دهنده هويت‌يابي والدين است. واقعيت اين است که کودکي که در سه‌سالگي به صورت فعالانه در مجازي حضور دارد، هنوز به بلوغ فکري نرسيده است که بخواهد براي حضور يافتن در اين فضا و نمايش خودش تصميم بگيرد. اين والدين هستند که چنين علاقه‌مندي را براي کودکان به وجود مي‌آورد. آن‌ها به دليل حس مالکيت و تعلقي که به کودکشان دارند، احساس مي‌کنند، اگر رفتار و ظواهر کودکانشان را به نمايش بگذارند، مي‌توانند تشخص‌يابي کنند و توجه لازم را دريافت کنند.

ابزار شدن کودک براي نمايش زندگي روزمره‌اش چه تأثيري بر الگوي رفتاري او مي‌گذارد؟

نمايشي که از کودکان در فضاي مجازي صورت مي‌گيرد، بيشتر معطوف به ظواهر کودکان و آن‌چيزي است که در عمق وجود کودک وجود ندارد. معمولاً لباس‌هاي کودک، چهره و مواردي از اين دست از کودکان به نمايش در مي‌آيد و اين سبب مي‌شود که کودکان بيشتر به ظواهر هر امري توجه کنند. در واقع کودک با تشويق به انجام کارهاي نمايشي از روند طبيعي رشد خود خارج مي‌شود. کودک مي‌آموزد که براي انجام هر کاري فقط ژست بگيرد. زيبايي، مطلوب بودن، فالوِر داشتن و مورد توجه بودن، فقط به حضور کودک در فضاي مجازي محدود نمي‌شود. اين الگوي رفتاري به تدريج براي همه امور زندگي کودک از جمله نوجواني و بزرگسالي او نيز ساخته مي‌شود.

زيبايي، مطلوب بودن، فالوِر داشتن و مورد توجه بودن، فقط به حضور کودک در فضاي مجازي محدود نمي‌شود. اين الگوي رفتاري به تدريج براي همه امور زندگي کودک از جمله نوجواني و بزرگسالي او نيز ساخته مي‌شود

مساله ديگر اين است که به نظر مي‌رسد رفتار بزرگسالان در نمايش دادن زندگي کودکان، کودکي کردن بچه‌ها را تحت تأثير قرار داده است. آن‌ها نه‌تنها لباس‌هايي به سبک بزرگسالان مي‌پوشند بلکه در کلام يا حتي شعرخواني و مواجهه با مسائل مختلف هم مانند بزرگسالان رفتار مي‌کنند. اين مساله چه تأثيري بر شخصيت، روان و آينده کودکان دارد؟

حضور در فضاي مجازي کودک را از حالت طبيعي و عادي رشد مثل کودکي کردن و هر آموزه‌اي براي رشد و يادگيري خارج مي‌کند و کودک در پشت ويتريني قرار مي‌گيرد که ناچار است به گونه‌اي خاص بخندد، راه برود و ژست بگيرد. بنابراين او ياد مي‌گيرد مثل بزرگسالان رفتار کند و از حالت طبيعي خودش خارج مي‌شود چون به خاطر اين کار تشويق مي‌شود.

مسلماً پدران و مادران براي آن‌که بتوانند نمايش دلخواه خود را از فرزندشان براي انتشار در شبکه‌هاي اجتماعي بگيرند، بايد او را به نحوي ترغيب کنند. مثلاً باج دهند يا مواردي از اين دست… اين کار چه تأثيري بر روحيه کودک خواهد داشت؟

بله. قطعاً اين کار صورت مي‌گيرد. آن‌ها به کودکانشان وعده مي‌دهند که اگر فلان کار را انجام دهي، ما فلان هديه را برائت مي‌خريم. آن‌ها در واقع براي انجام خواسته‌هاي خودشان بچه‌هايشان را وادار به انجام کارهاي دلخواه خودشان مي‌کنند. پيشنهاد هديه براي تشويق. به طور کل، رفتارهاي باج دهي، الگوي رفتاري نامناسبي را براي کودک به جا مي‌گذارد. کودک مي‌آموزد که براي انجام هر کار و هر خواسته‌اي، بايد هديه يا تشويقي دريافت کند. والدين با اين کار الگوي رفتاري نامناسبي را به کودک ياد مي‌دهند مبني بر اين‌که براي انجام هر کاري – حتي اگر آن کار مورد تأييد و دلخواه تو نباشد- هديه‌اي مي‌دهيم که مي‌تواند مالي و مادي باشد. اساساً رفتار با تکرار و تشويق شکل مي‌گيرد. ممکن است شبکه‌هاي مجازي مزايايي داشته باشند اما کودک بهره مناسبي نمي‌تواند از اين فضا ببرد. کودک با عادت کردن به فضاي مجازي، زودتر از موعد در اين فضا حضور مي‌يابد و طبيعتاً وقتي با اين کيفيت در اين فضا حضور مي‌يابد، آسيب‌هايي را هم متحمل مي‌شود.

اين‌که کودکان در حوزه‌هايي مثل مد يا تبليغات فعاليت کنند، مساله تازه‌اي نيست و سالهاست که در دنيا سابقه دارد. آيا آن‌ها زيرساختي را از نظر روانشناختي، جامعه‌شناختي يا انسان‌شناسي، حقوقي و … فراهم کرده‌اند يا خير؟ در ايران چنين مطالعاتي صورت گرفته است؟

در ايران زيرساختي در اين‌باره نديدم. مطالعه‌اي هم صورت گرفته است. اطلاع ندارم در دنيا چنين زيرساختي وجود دارد يا خير اما معتقدم به هر حال با نمايش کودکان در فضاي مجازي و تبليغات، از کودک بهره‌کشي مي‌شود. زيرا کودک که تصميم گيرنده نيست و نمي‌تواند براي موقعيت حقوقي خود تصميم بگيرد. اين تصميم‌هايي است که والدين براي کودک مي‌گيرند. اين هم از نظر حقوقي قابل بررسي است که آيا از نظر حقوقي خانواده اجازه تصميم گرفتن براي کودک را دارند يا خير؟ متأسفانه کودک اختياري در انتخاب براي حضور يا عدم حضور در اين فضا را ندارند. پرسش من از والدين اين است که آيا به اين فکر کرده‌اند که اگر کودکشان در بزرگسالي به آن‌ها معترض شود که «من اصلاً نمي‌خواستم در اين فضا حضور داشته باشم،» چه پاسخي خواهند داشت؟ آيا عواقب و آسيب‌ها را در آينده مي‌توانند جبران کنند؟ کودک به نوعي مجبور است که در اين فضا حضور يابد. در فضاي مجازي از کودکان سوءاستفاده‌هاي رواني و جنسي زيادي مي‌شود. آيا حضور کودکان باعث تعدد اين آسيب‌ها نمي‌شود؟

فتارهاي باج دهي، الگوي رفتاري نامناسبي را براي کودک به جا مي‌گذارد. کودک مي‌آموزد که براي انجام هر کار و هر خواسته‌اي، بايد هديه يا تشويقي دريافت کند. والدين با اين کار الگوي رفتاري نامناسبي را به کودک ياد مي‌دهند

طبقه‌هاي غير مرفه جامعه که امکان فراهم کردن زندگي لاکچري يا مرفه را براي فرزندانشان ندارند، چگونه تحت تأثير اين نمايش در صفحه‌هاي اجتماعي قرار مي‌گيرند؟

نمايش دادن و مدگرايي در قشر مرفه جامعه صورت مي‌گيرد. آن‌ها ظواهر زندگي خود را نمايش مي‌دهند و طبيعي است که اين کار براي خانواده‌هاي غير مرفه کنش‌هاي نامناسبي خواهد داشت. کودکان خانواده‌هاي غير مرفه در دوران نوجواني آسيب جدي مي‌بينند. آن‌ها در اين سن خود را با ديگر نوجوانان و کودکاني که امکان نمايش امکانات، اندام، زيبايي‌هاي خود را دارند، مقايسه مي‌کنند و اين باعث افسردگي، غمگيني و کاهش اعتماد به نفس آن‌ها مي‌شود. به نمايش گذاشتن مد، لباس و داشته‌ها در شبکه‌هاي اجتماعي اين آسيب‌ها را دارد.

آيا راهکاري براي مقاومت در برابر اين جريان وجود دارد؟

من فکر مي‌کنم راهکارهاي فرهنگي در اين زمينه وجود دارد و بايد زيرساختي در اين زمينه کار کنيم و دستگاه‌هايي که متولي و تأثيرگذار در مسائل فرهنگي جامعه هستند، اين آسيب‌ها را شناسايي کنند. بايد در مدارس، جامعه و حتي در شبکه‌هاي اجتماعي آسيب‌هاي اين کار مطرح شود و به گوش افراد برسد؛ نه آن‌که در رسانه‌ها اين خانواده‌ها را پررنگ کنند. من فکر مي‌کنم رسانه‌هايي که کار فرهنگي انجام مي‌دهند، در اين باره مسئوليت دارند. اگر قرار است نمايش کودکان در فضاي مجازي به رسميت شناخته شود، دست کم لازم است براي آن زيرساختي در نظر بگيرند و از نظر روانشناختي و جامعه‌شناختي چارچوب معيني داشته باشد نه آن‌که بدون حد و مرز و بدون چارچوب، هر آن‌چه ضرورتي ندارد در فضاي مجازي و به تبع آن در رسانه‌ها به نمايش گذاشته شود.

در پايان اگر نکته‌اي هست، بيان کنيد.
به طور کل حضور نامناسب کودکان در فضاي مجازي باعث مي‌شود که دوره‌هاي رشدشان را در زمان‌ها مناسب طي نکنند. کودکي که بايد با بازي کردن توانمندي‌هاي اجتماعي خود را به دست بياورد و مهارت‌هاي اجتماعي خود را رشد دهد، با حضور در شبکه‌هاي اجتماعي اين توانمندي‌ها از او گرفته مي‌شود. انسان بايد در دوران رشدش در هر سني، مراحل رشد ويژه خود را طي کند. با وقفه‌اي که در اين رشد ايجاد مي‌شود، کاستي‌هايي در رشد رواني کودک ايجاد خواهد شد. حضور بي‌زمان وبي‌مقع کودکان، باعث آسيب‌هاي جدي به مراحل رشد و تحول کودکان خوهد زد.

تعداد بازديد:124 آخرين تغييرات:97/12/19
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر