شنبه 4 خرداد 1398 - 20 رمضان 1440 - 25 مي 2019
صفحه اصلي/مقالات

سنن الهی در این عالم هیچ تغییری نمی کند/ اجزای آینده پژوهی اسلامی

رضا غلامي:

سنن الهي در اين عالم هيچ تغييري نمي کند/ اجزاي آينده پژوهي اسلامي

حجت الاسلام غلامي گفت: اگر ما فلسفه الهي تاريخ را به علم تجربي پيوند بزنيم، دانش جديدي متولد مي شود که مي توان از آن به «آينده پژوهي اسلامي» تعبير کرد.

به گزارش خبرنگار مهر، حجت الاسلام رضا غلامي در نشست روز جهاني آينده در دانشگاه امام صادق (ع) گفت: بشر هميشه به دنبال شناخت آينده است و نمي‌تواند علاقه زائد الوصف خودش را به آگاهي از آينده پنهان کند. دليل اصلي اين علاقه، نسبتي است که بين آگاهي از آينده و «قدرت» وجود دارد. البته منظور من از قدرت، فقط قدرت مادي نيست. منظور، قدرت توأمان مادي و معنوي است چيزي که در انديشه اسلامي مطرح است. يعني تفکر اسلامي به دنبال آن قدرتي است که جنبه مادي و معنوي قدرت با هم آميخته اند و دنيا و آخرت را به هم مي‌رسانند.

رئيس مرکز پژوهش‌هاي علوم انساني اسلامي صدرا افزود: انسان و جامعه انساني مي‌تواند با آگاهي از آينده، فرصت‌ها و تهديدهاي دراز مدت را بشناسد و براي استفاده از فرصت‌ها و مقابله با تهديدها برنامه ريزي کند. البته نبايد از نظر دور داشت که انسان با اين پيش فرض به دنبال آگاهي از آينده است که خودش را موجودي آزاد و مختار مي‌داند و معتقد است که تا حد زيادي مي‌تواند آينده دلخواه خودش را بسازد. در گذشته، چه در عالم دين داران و چه در عالم ملحدان، شناخت آينده جزو علوم غريبه بود يا در خوش بينانه ترين وجه، عالمان نجوم و امثال آنها درباره آينده صحبت مي‌کردند و خيلي اوقات، پيش بيني آينده با خرافه بافي و اراجيف گويي اجين بود.

وي ادامه داد: پيامبران و اوليا الهي آمدند و بساط اين خرافه بافي ها را جمع کردند. البته جنس اخباري پيامبران و به تبع آنان، اوليا الهي به مردم رساندند و مي‌رسانند، صرفاً به اين دنياي مادي اختصاص نداشت، بلکه کار عظيم و بي بديل پيامبران و اولياي الهي، خبر دهي از ماورا اين عالم مادي بود که در رأس آن، خبر از حيات انسان پس از مرگ و رستاخيز عظيم بود. «عم يتسائلون عن النبأ العظيم» يعني نبأ عظيم پيامبران علي الخصوص پيامبر خاتم (ع)، که انسان را از مستيِ اين عالم خارج مي‌کند، اين است که اي انسان، تو با مرگ فيزيکي نخواهي مرد و در پس اين عالم، عالم ديگري در انتظار توست.

رضا غلامي سپس گفت: با اين حال، پيامبران الهي از آينده همين جهان هم به سه روش عمده خبر دادند: يک. با روش ملکوتي، و دو. به روش تبيين سنن الهي و سه. به روش تجربي که هر کدام را مختصرا توضيح خواهم داد. روش ملکوتي اين است که پيامبران و اوليا الهي، به مصداق آيه شريفه «فسيري اللهُ عملکم و رسولُهُ و المؤمنون»، با باطن عالم که محيط بر عالم مادي است دسترسي داشتند و دارند و به اذن خدا، چيزي را مي‌گفتند که ديگران قادر به فهم و بيان آن نبودند.

وي عنوان کرد: البته به نظر مي‌رسد نسبت منطقي بيان باطن و ملکوت عالم با اطلاع از غيب، عموم و خصوص من وجه است يعني هر آنچه باطن عالم محسوب مي‌شود غيب نيست بلکه اين ما هستيم که به دليل حجاب‌هاي نفساني قادر به مشاهده قلبي آن نيستيم. از طرفي ديگر، وحي آمد و با رمزگشايي از نظام احسن خلقت، از سنن و قوانيني رونمايي کرد که «و لن تجد لسنه الله تبديلا» «و لن تجد لسنه الله تحويلا». يعني سنن الهي در اين عالم هيچ تغييري نمي‌کند و در هر شرايطي، عالم بر اساس اين سنن به پيش مي‌رود.

رضا غلامي اضافه کرد: در واقع، پيامبران الهي به صراحت گفتند که با يک قياس ساده منطقي، مي‌توان فهميد که نتيجه اعمال ما در اين جهان، محصول عليّت است و از دانه گندم، جو بيرون نمي‌آيد يا از درخت سيب گيلاس به دست نخواهد آمد. اين عالم قوانيني دارد که گذشته، حال و آينده تحت سلطه اين قوانين است. مثلاً باطل در اين عالم رفتني است. «ان الباطل کان ذهوقا» و کسي نمي‌تواند اين قانون را تغيير دهد و غيره.

وي همچنين خاطرنشان کرد: البته چنانچه عرض شد، پيامبران و اوليا الهي باب استفاده از تجربه را به ويژه براي آينده شناسي در امور معيشتي نبستند و حتي بشر را به استفاده از تجربه خود در اداره جزئيات حيات فردي و جمعي تشويق کردند. مثلاً هيچوقت دين نمي‌گويد که براي پيش بيني آينده آب و هواي زمين، يا زراعت، يا فناوري و صنعت و امثال اينها، به وحي مراجعه کنيد. بلکه در اين سلسله از امور، انسان متدين، مکلف به بکارگيري حداکثري دانش تجربي البته در ذيل جهان بيني معقول الهي است هر چند تجربه محدوديت‌هايي هم دارد. از سوي ديگر، در استفاده از سنن و قوانين الهي براي آينده شناسي نيز فلسفه و علم تجربي قلمرو وسيعي دارد. يعني لااقل در عصر غيبت، اين دو بايد سنن الهي را بر وقايع مطابقت بدهند. مثلاً واقعه بزرگي در تاريخ رخ داده است؛ سوال اينجاست که از کجا معلوم که اين معلوم با اين سنت يا قانوني الهي منطبق است؟ اين سوال را در عصر غيبت فلسفه و علم تجربي پاسخ مي‌دهد هر چند احتمال خطا در آن وجود دارد.

رضا غلامي اظهار داشت: ما مي‌بينيم که امروز دانش آينده پژوهي يا همان future studies تنها مسير تجربي را، آن هم نه فقط براي فهم قطعي آينده بلکه براي گمانه زني درباره آينده انتخاب مي‌کند و البته پيشرفت‌هاي خوبي هم داشته است؛ به ويژه وقتي رياضيات و حساب احتمالات با همه ظرفيت خود به کمک آينده پژوهي مي‌آيد، کار از اتقان بالايي برخوردار مي‌شود، لکن تجربه و رياضيات روي هم رفته ظرفيت محدودي دارد و اين محدوديت، برد آينده پژوهي را حتي در امور معيشتي پايين آورده است. اين را هم توجه داشته باشيم که يک سر آينده پژوهيِ تجربي، تاريخ است؛ يعني اين مطالعه گذشته و روندهاي آن است که امکان پيش بيني آينده را فراهم مي‌کند لذا اگر شما تاريخ را از آينده پژوه بگيريد، او خلع سلاح مي‌شود و حرف چنداني براي گفتن ندارد.

وي افزود: ما براي بررسي کلان تاريخ، فلسفه تاريخ را داريم که هم مي‌تواند مطالعه جزئي به کلي تلقي شود و هم کلي به جزئي. البته هر کجا پاي فلسفه باز مي‌شود، کلي نگري هم هست اما به ويژه در فلسفه‌هاي مدرن، کلان نگري مولود جزئي نگري است و قوانين کلي، از دل جزئي نگري متولد مي‌شود. حالا مي‌خواهيم ببينيم که ما در تعاليم ديني و فلسفي خودمان، مي‌توانيم دستگاه فکري اي داشته باشيم که بهتر از آينده پژوهيِ مصطلح درباره آينده صحبت کند؟ با اين ملاحظه که ما بيشتر به آگاهي از آينده دور مشتاقيم و آينده پژوهي چندان در دور نگري موفق نيست.

رضا غلامي ادامه داد: به نظر من، ما مي‌توانيم از «فلسفه الهي تاريخ» سخن به ميان بياوريم که دو گام در آن برداشته مي‌شود: گام اول، کشف سنن و قوانين الهي حاکم بر حيات انسان و جامعه انساني با اتکاء به وحي. گام دوم، مطالعه کلان تاريخ و روندهاي آن و انطباقش با سنن الهي و سپس اخذ نتايج مهم. ما براي آينده شناسي به گام سومي هم نياز داريم که بيرون از قلمرو فلسفه الهي تاريخ است و آن، شبيه سازي آينده بوسيله تاريخ، و انطباق سنن و قوانين الهي بر وقايع محتمل در آينده که به نظر من بيشتر در قلمرو دانش تحربي است.

وي همچنين گفت: حال اگر ما فلسفه الهي تاريخ را به علم تجربي پيوند بزنيم، دانش جديدي متولد مي‌شود که مي‌توان از آن به «آينده پژوهي اسلامي» تعبير کرد. به نظر من، دانش آينده پژوهي اسلامي هم از وحي، هم از فلسفه، و هم از علم تجربي توأماً استفاده مي‌کند و به مراتب از آينده پژوهي فعلي و مصطلح دقيق‌تر و کارآمدتر است. صحبت از آينده پژوهي اسلامي وقتي داغ مي‌شود که ما به دنبال گام گذاشتن در مسير تمدن نوين اسلامي باشيم. اصولاً، بخش عمده تمدن نوين اسلامي متعلق به آينده است و پيش بيني آينده اعم از وضع خودمان و وضع رقبا، براي رسيدن به آينده مطلوب، نقش تعيين کننده‌اي دارد بطوريکه نمي‌توان از تمدن نوين اسلامي سخن به ميان آورد اما در باب آينده نظر روشني نداشت.

رضا غلامي در انتها عنوان کر: در پايان عرايضم، دو نکته را بايد يادآوري کنم: يکم اينکه، حکم آينده پژوهي اسلامي در دوران غيبت امام معصوم (ع) با دوران حضور امام (ع) يکسان نيست. لااقل اينکه در حضور معصوم، اگر هم قرار به تغيير قواعد عالم ملکي نباشد که نيست، علم امام و هدايت‌هاي او ترديدي در باب انطباق وقايع با سنن الهي باقي نمي‌گذارد. دوم اينکه، آينده پژوهيِ «اين جهاني» با آينده پژوهيِ «آن جهاني» متفاوت است. البته منظور اين نيست که درنگاه اسلام، دنيا و آخرت از يکديگر قابل تفکيک است، بلکه منظورم اين است که آينده پژوهيِ آن جهاني انحصاراً در قلمرو دين است و هيچ علمي جز علمي ديني قادر به صحبت کردن درباره وقايع آن جهاني نيست.

تعداد بازديد:82 آخرين تغييرات:97/12/20
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر