شنبه 4 خرداد 1398 - 20 رمضان 1440 - 25 مي 2019
صفحه اصلي/مقالات

شیعه با امام جواد(ع) امتحان شد/ شبهه واقفیه در امامت جوادالائمه

به مناسبت ولادت امام محمدتقي(ع)؛

شيعه با امام جواد(ع) امتحان شد/ شبهه واقفيه در امامت جوادالائمه

عصر امام رضا(ع) عصر ويژه اي بوده و حضرت در تعيين جانشين خود با مشکلاتي روبرو بوده اند. تولد حضرت جواد(ع) در شرايطي صورت گرفت که خير و برکت خاصّي براي شيعيان به ارمغان آورد.

خبرگزاري مهر، گروه دين و انديشه: يکي از فرقه‌هايي که در زندگي ائمه طاهرين و جريان تشيع بسيار سنگ اندازي و شبهه افکني کرده است، جريان واقفيه است. جرياني که به دليل اينکه امام رضا (ع) تا ساليان متمادي يعني حدود چهل و هفت سالگي، فرزندي نداشتند، در امامت آن حضرت تشکيک کردند. حتي پس از ولادت امام جواد (ع) اين جريان سعي داشت، اينگونه القا کند که اين مولود فرزند امام رضا (ع) نيست. براي اين منظور قيافه شناسي را حاضر کردند تا اين مطلب را اثبات کنند.

لذا جسارت جريان واقفيه به امام رضا (ع) تا جايي پيش رفت که براي اثبات اينکه امام جواد فرزند حضرت رضا (ع) است، قيافه شناسي آوردند تا اين مسئله اثبات شود.

با اثبات حقانيت اين موضوع، برخي که در امامت حضرت رضا (ع) دچار شبهه شده بودند، بازگشتند ولي برخي نيز بر عناد خود اصرار ورزيدند.

شايد به خاطر اثبات امامت امام رضا (ع) بود که آن حضرت، فرزندشان امام جواد را با برکت ترين مولود خواندند. در متون روايي شيعي از حضرت جواد (ع)، به عنوان مولودي پرخير و برکت ياد مي‌شود. چنانکه «ابو يحياي صنعاني» مي‌گويد: روزي در محضر امام رضا (ع)، فرزندش ابو جعفر را که خردسال بود، آوردند. امام فرمود: «اين مولودي است که براي شيعيان ما، با برکت تر از او زاده نشده است».

گويا امام، به مناسبت‌هاي مختلف، از فرزند ارجمند خود با اين عنوان ياد مي کرده و اين موضوع در ميان شيعيان و ياران امام رضا (ع) معروف بوده است، به گواه اينکه دو تن از شيعيان بنام «ابن اسباط» و «عبّاد بن اسماعيل» مي‌گويند: در محضر امام رضا (ع) بوديم که ابو جعفر را آوردند، عرض کرديم: اين همان مولود پرخير و برکت است؟ حضرت فرمود: «آري، اين همان مولودي است که در اسلام با برکت تر از او زاده نشده است».

تولد حضرت جواد عليه السلام در شرايطي صورت گرفت که خير و برکت خاصّي براي شيعيان به ارمغان آورد، بدين معنا که عصر امام رضا (ع) عصر ويژه اي بوده و حضرت در تعيين جانشين خود و معرفي امام بعدي، با مشکلاتي روبرو بوده‌اند که در عصر امامان قبلي، بي سابقه بوده است

لذا بررسي موضوع و ملاحظه شواهد و قرائن، نشان مي‌دهد مقصود از اين احاديث اين است که تولد حضرت جواد (ع) در شرايطي صورت گرفت که خير و برکت خاصّي براي شيعيان به ارمغان آورد، بدين معنا که عصر امام رضا (ع) عصر ويژه اي بوده و حضرت در تعيين جانشين خود و معرفي امام بعدي، با مشکلاتي روبرو بوده‌اند که در عصر امامان قبلي، بي سابقه بوده است؛ زيرا از يک سو پس از شهادت امام کاظم (ع) گروهي که به «واقفيّه» معروف شدند، براساس انگيزه‌هاي مادي، امامت حضرت رضا (ع) را انکار کردند و از سوي ديگر امام رضا (ع) تا حدود چهل و هفت سالگي داراي فرزند نشده بود و چون احاديث رسيده از پيامبر گرامي (ص) حاکي از آن بود که امامان دوازده نفرند که نُه نفر آنان از نسل امام حسين (ع) خواهند بود، فقدان فرزند براي امام رضا (ع)، هم امامت خود آن حضرت و هم تداوم امامت را زير سوال مي‌برد و واقفيه اين موضوع را دستاويز قرار داده و امامت حضرت رضا (ع) را انکار مي‌کردند.

علاوه بر حديثي که ذکر شد، شواهد و قرائن زيادي در تاريخ وجود دارد که حاکي از علاقه بي حد و حصر امام رضا (ع) به فرزند خويش است.

آيت الله جوادي آملي در اين باره مي‌گويد: وقتي وجود مبارک امام جواد به دنيا آمده است وجود مبارک امام رضا (ع) خيلي به اين نوزاد علاقمند بود آن طوري که مسعودي در مروج الذهب خود نقل مي‌کند «کان يناديه في المهد طول ليلته» در بسياري از شب وجود مبارک امام رضا (ع) تا سحر کنار اين گهواره ذکر خواب مي‌گفت مناجات مي‌کند مناقات مي‌کرد با او گفتگو مي‌کرد.

وي مي‌افزايد: به امام رضا (ع) عرض کردند شايسته نيست پدري همچون شما کنار گهواره کودک ذکر خواب بگوييد که کودک بخوابد فرمود: نه من ذکر خواب مي‌گويم نه او به خواب مي‌رود من دارم معارف الهي را به او منتقل مي‌کنم و با علم او را عزيز مي‌کنم «انما اعزّه بالعلم عزّا»؛ اين کار آن پدر و آن پسر بود.

يکي ديگر از مسائل دوران امام جواد (ع) بحث امامت ايشان در دوران کودکي بود. جوادالائمه (ع) در هشت سالگي به امامت رسيد و اين مسئله براي برخي شبهه ايجاد کرده بود که چطور ممکن است پسري ۸ ساله به مقام امامت برسد؟

آيت الله جوادي آملي در مورد اين موضوع مي‌گويد: وقتي وجود مبارک امام جواد (ع) در دوران کودکي به مقام شامخ امامت رسيد به او عرض کردند که مگر کودک به مقام شامخي مي‌رسد مثل نبوت يا امامت؟ فرمود: وَ آتَيناهُ الْحُکْمَ صَبِياً که در قرآن مي‌خوانيد اين سند آن است که اگر کسي از علم لدني برخوردار باشد ذات اقدس الهي چنين سمتي را به او عطا مي‌کند. بعد وقتي وارد فضاي جامعه شدند مهمترين کارشان تفسير قرآن و نشر معارف قرآن و اهل بيت بود.

آيت الله جوادي آملي روايت مي‌کند: ابن عمار مي‌گويد من دو سال در مدينه در محضر درس علي بن جعفر رضوان الله عليه مشرف بودم. احاديثي را که علي بن جعفر از برادرش موسي بن جعفر عليهم السلام نقل مي‌کرد، من مي‌نوشتم. روزي در مجلس درس علي بن جعفر ما ديديم که استاد ما، اين پير خرد، بدون کفش و عبا، به استقبال کودکي رفت و دست مبارک آن کودک را بوسيد و او را تعظيم کرد آن کودک فرمود: عموي من بشين! عرض کرد: چگونه من بشينم و شما ايستاده‌ايد؟ اين صحنه گذشت...

وي ادامه مي‌دهد: شاگردان علي بن جعفر به عرض او رساندند که شما با اين قدمت و با اين سوابق درخشان تدريس در برابر يک کودک اين همه پر خضوع!! فرمود: اسکتوا! ساکت باشيد… سپس دست به محاسن شريف خود گذاشت و گفت: خدا مرا با اين محاسن سفيد ديد، ولي مرا لايق امامت ندانست و اين کودک را اهل امامت دانست! چه اعتراضي داريد؟! چه حرفي داريد؟! امام جواد اين چنين است و مظهر جود خداست و بهترين جود، جود هاي علمي است...

لذا به دليل پايين بودن سن امام جواد، شيعيان درباره امامت پس از امام رضا اختلاف پيدا کردند و پس از امام رضا سه گروه شدند، با اين حال، بيشتر اصحاب علي بن موسي الرضا (ع) به امامت فرزندش جواد معتقد شدند. علت اين اختلاف کودکي جوادالائمه بود.

حضرت رضا در واکنش به کساني که خردسالي جوادالأئمه را مطرح مي‌کردند به نبوت حضرت عيسي در کودکي استناد مي‌کرد و مي‌فرمود: «سن عيسي هنگامي که نبوت به وي عطا شد کمتر از سن فرزند من بوده است.» اما اين مسئله در زمان امامت جوادالائمه، به صورت جدي‌تر و به عنوان شبهه مطرح شد و سبب شد برخي از خواص اصحاب امام رضا نيز در امامت جواد الائمه ترديد کنند

اين مسئله در زمان حيات امام رضا (ع) نيز مطرح بود. حضرت رضا در واکنش به کساني که خردسالي جوادالأئمه را مطرح مي‌کردند به نبوت حضرت عيسي در کودکي استناد مي‌کرد و مي‌فرمود: «سن عيسي هنگامي که نبوت به وي عطا شد کمتر از سن فرزند من بوده است.» اما اين مسئله در زمان امامت جوادالائمه، به صورت جدي‌تر و به عنوان شبهه مطرح شد و سبب شد برخي از خواص اصحاب امام رضا نيز در امامت جواد الائمه ترديد کنند.

همچنين در پاسخ به کساني که شبهه کودکي امام جواد را مطرح مي‌کردند، به آياتي از قرآن درباره نبوت حضرت يحيي در کودکي و سخن گفتن حضرت عيسي در گهواره استناد مي‌شد. خود حضرت نيز در پاسخ به کساني که مسئله سن او را مطرح مي‌کردند، به جانشيني حضرت سليمان به جاي حضرت داود، در کودکي اشاره مي‌کرد و مي‌فرمود: هنگامي که حضرت سليمان کودکي بيش نبود و گوسفندان را به چرا مي‌برد، حضرت داود او را جانشين خود کرد اما علماي بني‌اسرائيل آن را انکار مي‌کردند.

آيت الله ميرباقري نيز در مورد امامت جوادالائمه در سنين کودکي مي‌گويد: امامت يک منصب الهي است که خدا مي‌دهد و آن حقيقت، روح امامت است، مثل روحي که خداوند در آدم مي‌دمد و مي‌فرمايد: بر او سجده کنيد. اين گِل، حجاب است. امام وقتي در عالم دنيا مي‌آيد، اين بدن نبايد براي ما حجاب بشود. وقتي آن روح منتقل به امام شد امام بالفعل است: مي‌خواهد بر حسب ظاهر، صغير باشد يا کبير، تفاوتي نمي‌کند و اين فقط صحنه امتحان ماست. امام، همان امام است و همه قواي امامت را دارد و وقتي جبرئيل و روح در شب قدر مي‌آيند در محضر همين امام مي‌آيند. همانطور که آنها تواضع مي‌کنند و پرچمداران عالم ملکوت تدبير خودشان را با امام هماهنگ مي‌کنند و مأموريت‌هاي بزرگشان را بي‌چون‌وچرا با امام تنظيم مي‌کنند؛ يعني امتحاني که دادند برقرار است، ما هم بايد نسبت به امام همين رابطه را داشته باشيم.

وي ادامه مي‌دهد: اين يکي از مراحل امتحان سنگين جامعه شيعه بود که خداوند متعال همانطور که ملائکه را امتحان کرد اين بار جامعه مومنين را امتحان کرد. يعني امامشان را در قالب جسمي که به حسب ظاهر خردسال است، قرار داد. اين امتحان سنگيني بود. اتفاقاً يکي از ادواري که در آن انشعاب جدي در جامعه تشيع رخ نداد، دوره امام جواد (ع) است. يعني جامعه تشيع اين امتحان را خيلي خوب داده‌اند و خيلي خوب‌تر امام، اين امامت را بروز دادند. يعني اين‌جور نبود که اين عالمان بزرگ، مقلد باشند، و واقعاً امامت در امام تجلي کرد و آنچه ما در باب امام مي‌گوييم در ايشان بروز پيدا کرد. ايشان به حسب ظاهر خردسال بودند (در سن نُه‌سالگي) ولي شئون امامت در امام جواد (ع) در نُه‌سالگي محقق شد. يعني همان شئون امامتي که در ۶۳ سالگي در وجود اميرالمومنين (ع) و در ۶۵ سالگي در امام صادق (ع) بود، همان شئون امامت، در سن نُه‌سالگي در امام جواد (ع) بود.

حضرت به گونه‌اي جامعه شيعه را اداره کردند که انشعاب در دوره ايشان اتفاق نيفتاد و بعد از ايشان هم انشعابات، بسيار محدود هستند

وي معتقد است: شيعه امتحان داد و خود امام هم مظهر تثبيت آن اعتقادات اماميه شدند. حضرت به گونه‌اي جامعه شيعه را اداره کردند که انشعاب در دوره ايشان اتفاق نيفتاد و بعد از ايشان هم انشعابات، بسيار محدود هستند. امام رضا (ع) مي‌فرمايد: خداوند فرزندي به برکت جوادالائمه (ع) به شيعه نداده است و اين در باب حضرت، خيلي نکته لطيفي است. و همين هم کافي است که کسي در قالب امام نُه‌ساله، امامت کرده است. اين‌طور نبود که پادشاه بازنشسته باشد و بعد نايب‌السلطنه کشور را اداره کند. واقعاً ايشان شيعه را رهبري کردند و در سن نُه‌سالگي به‌گونه‌اي رهبري کردند که اين افرادِ عظيمِ متراکمِ در حال درگيري با دستگاه بنيالعباس، واقعاً مديريت شدند و امامت امام را لمس کردند و با امامت امام به‌سوي جلو حرکت کردند.

وي ادامه مي‌دهد: در پي نشر و احياي معارف ناب [اهل بيت عليهم‌السلام در دوره امام رضا عليه‌السلام] جامعه شيعه اين قابليت را پيدا کرد تا براي اولين بار به امام خردسال امتحان شود و از اين آزمايش سخت، سربلند بيرون آيد. شيعه در زمان امام رضا عليه السلام آن قدر بالغ شده بود که پس از ايشان، انشعاب جدي ديگري در ميان شيعيان پديدار نشد؛ در حالي که سه تن از امامان پس از ايشان _ امام جواد، امام هادي و امام عصر عليهم السلام _ از نظر سن، خردسال بودند.

وي مي‌گويد: چنين فهمي، تصادفي نيست؛ بلکه از رشد جامعه شيعه در درک عميق‌تري از معناي امامت و ظرفيت بالاتري از تحمل ولايت حکايت دارد. اين بلوغ، محصول تصرفات و معارفي است که امام رضا (ع) ضمن هجرت خودشان از مدينه به مرو، در اختيار جامعه‌ي شيعه قرار دادند و ظرفيت شيعيان را تا حد اطاعت از امام خردسال ارتقا بخشيدند. عجيب‌تر اينکه، کساني در برابر امامت امام جواد عليه السلام تسليم شده بودند که از علماي بزرگ شيعه محسوب مي‌شدند و شاگردي امام صادق عليه‌السلام را تجربه کرده بودند.

تعداد بازديد:84 آخرين تغييرات:97/12/26
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر