پنج شنبه 19 تير 1399 - 17 ذي القعده 1441 - 9 ژولاي 2020
صفحه اصلي/مقالات

پی بردن به ضرورت رجوع به قرآن مهم‌ترین مسئله امروز ماست

مدير مجمع مدارس دانشجويي قرآن در گفتگو با مهر:

پي بردن به ضرورت رجوع به قرآن مهم‌ترين مسئله امروز ماست

مدير مجمع مدارس دانشجويي قرآن و عترت گفت: رجوع به قرآن مهم‌ترين کاري است که همه بايد بکنند و بحث توليد علم و ديگر مباحث فرع بر آن است. همه بايد خود را نيازمند به قرآن بدانند.

به گزارش خبرنگار مهر، يکي از مباحث مهم اين روزها در فضاي نخبگان کشور بحث توليد علم ديني است. دلايل و ضرورت رجوع به قرآن، روش شناسي صحيح توليد علم ديني و … از مسائل مطرح در اين موضوع است که در گفتگو با «احمدرضا اخوت» مدير مجمع مدارس دانشجويي قرآن و عترت به ابعاد و زواياي اين بحث پرداختيم. در ادامه مشروح اين گفتگو را مي‌خوانيد؛

* اين روزها بحث توليد علوم انساني بر مبناي قرآن و علوم انساني اسلامي خيلي رايج است. اولين و مهم‌ترين نکته در باب توليد علم بر مبناي قرآن که در شرايط کنوني بايد به آن توجه کرد را چه مي‌دانيد؟

اولين نکته‌اي که خيلي مهم است اين است که ما به اين ضرورت پي ببريم که بايستي براي علوم انساني به ويژه علومي که هدايت انسان‌ها را به عهده دارد از جمله روانشناسي که مي‌تواند موجب هدايت يا گمراهي انسان شود به قرآن مراجعه کنيم

اولين نکته‌اي که خيلي مهم است اين است که ما به اين ضرورت پي ببريم که بايستي براي علوم انساني به ويژه علومي که هدايت انسان‌ها را به عهده دارد از جمله روانشناسي که مي‌تواند موجب هدايت يا گمراهي انسان شود به قرآن مراجعه کنيم. اين را به عنوان يک اصل و مبنا بپذيريم و بعد در مورد بقيه موضوعات مثل چگونگي آن صحبت کنيم. چون به نظر مي‌رسد هنوز اين اصل مورد وفاق انديشمندان يا نيست و يا مورد بي توجهي است. اگر اين اصل پذيرفته شده باشد که در علومي که به نوعي به هدايت انسان منجر مي‌شود بايد به قرآن مراجعه کنيم و اگر به اين بايد رسيديم بعد از آن مي‌توان در مورد روش‌ها صحبت کرد و بهترين روش را اخذ مي‌کنيم و فعاليت‌هايمان را در جهت چگونگي آن معطوف مي‌کنيم. اما وقتي روي خود اين اصل هنوز وفاقي نيست يا اثبات نشده و عمده افراد معتقد به اين نيستند صحبت کردن از مراحل بعدي کار مثل روش شناسي و … بيهوده است. به دليل اينکه اصل آن ثابت نشده پس نمي‌توان در مورد روش‌هاي فهم قرآن و چگونگي استفاده از آن براي توليد علم صحبت کرد. در اين جريان افراد نقطه نظرات مختلفي دارند. به نظرم اول بايد اين گفتمان واضح شود تا وارد بقيه بحث شويم.

*براي جا انداختن ضرورت اين نکته چه مؤلفه‌هايي به نظر شما مهم‌تر است که بايد گفته شود؟

خيلي‌ها قرآن را به عنوان کتابي مربوط به ۱۴۰۰ سال پيش مي‌دانند. برخي قرآن را براي اين امر کافي نمي‌دانند يا عقل را بر قرآن رجحان مي‌دهند يا مطالبي که در مورد مسائل مختلف در قرآن بحث شده را احکامي مي‌دانند و اين گونه صحبت مي‌کنند که دلالت‌هايي که در قرآن آمده دلالت‌هاي واضح يا حجيت‌داري نيست. به هر حال هر کدام از اين افراد نظراتي پيدا مي‌کنند و تقريباً مي‌توان گفت به جز تعداد کمي، اکثراً اعتقادشان بر اين نيست که قرآن کتابي است که در علوم هدايت بايد منبع ما قرار گيرد. در واقع اول بايد آدم‌ها خودشان و فکرشان را طيف‌بندي کنند که جزو کدام يک از اين گروه‌ها هستند.

اگر جزو کساني بودند که اعتقاد راسخ به اين داشتند که قرآن بايد در علوم هدايتي مطالعه شود و تبيان امور هدايتي براي انسان است و خودش دلالت کافي و وافي دارد، حالا بايد به سراغ صحبت کردن پيرامون روش فهم قرآن بيايم. اما اگر نه بايد بايستيم و در مورد اين مذاکره کنيم. وقتي اين را اثبات نکنيم مخاطب ما بي جهت به روش ايراد مي‌گيرد در صورتي که مشکل او در روش نيست. انسان‌ها وقتي درباره چيزي متقاعد شوند خودشان راهش را پيدا مي‌کنند اما اگر متقاعد نشوند اگر هزاران دليل هم برايشان بياوريم قانع نمي‌شوند. اين اولين بحثي است که بايد در اين حوزه درباره آن به نتيجه برسيم و بين کساني که اين فکر مشترک را دارند در مورد روش‌ها بحث کنيم. وگرنه کسي که اين فکر را قبول ندارد با او راجع به چيز ديگري بايد بحث کرد.

*چه دليل منطقي و عقلاني اي وجود دارد که قرآن کتاب هدايت است و بايد در علوم انساني و علومي که مربوط به هدايت انسان است مبنا باشد؟

دليل منطقي آن اولاً ادعاي خود قرآن است و بعد روايات مکرري که از طرف پيامبر و اهل بيت در مورد قرآن مطرح شده که فراوان است. خود قرآن که در حد تواتر است و روايات هم همين طور و اگر کسي بخواهد فراوان است.

*بعد از پذيرش لزوم رجوع به قرآن به مبحث روش شناسي مي رسيم. اصول اصلي روش‌شناسي توليد علم بر مبناي قرآن از نظر شما چيست؟

طبيعتاً وقتي مي‌خواهيد از يک متن استفاده کنيد شناخت کليات متن و خصوصيات آن متن اولين گام استفاده از آن است. اين مي‌شود شناخت کتاب و تنزيل کتاب يعني چگونگي نازل شدن کتاب و قوانين کتاب که اول بايد واضح و بعد استخراج شود. اين که خداوند در حوزه تنزيل کتاب چه حقايقي را به انسان عرضه داشته بايد استخراج شود. به نظر مي‌رسد که سوره‌هايي که با حروف مقطعه شروع شده‌اند، اينها در تدوين اين موضوع مخاطب را ياري مي‌کند. در اين آيات قرآن و کتاب، خودش را معرفي کرده به عنوان اين که چه متني است و چگونه مي‌شود از آن استفاده کرد و فرهنگ عمومي حاکم بر آيات و منطق کلي آن به چه صورت است.

نکته دومي که بايد در حوزه روش مورد توجه قرار گيرد شيوه‌هاي احکام به تفصيل کتاب و نتايجي که براي مخاطب خود دارد يکي از مهمترين موضوعات است. کسي که مي‌خواهد به قرآن رجوع کند بايد ببيند که خدا چه چيزي را از محکم‌ترين و بنيادي‌ترين حالت به تفصيلي‌ترين بستر نازل مي‌کند و همچنين چگونه کسي را که در زندگي دنيايي است از اين بستر تکثرات و تفصيلات به آن احکام‌هاي اصلي خودش که به مباحث توحيدي باز مي‌گردد، هدايت مي‌کند که به آن روش احکام به تفصيل و تفصيل به احکام مي‌گوئيم. احکام به تفصيل به تعبيري ديگر يعني حقايق احکامي را چگونه در نازل‌ترين حالت خودش تبيين کرده و چگونه انسان را در بسترهاي متکثر و مواجهه با آن حقايق تفصيل شده به حقايق احکامي ارجاع مي‌دهد.

نکته سوم بحث مفهوم و مصداق است. يعني ببينيم مفهوم چگونه کشف مي‌شود و چگونه مصداق يابي مي‌شود و هر مصداقي چگونه مي‌تواند به مفاهيم اصلي بازگردانده شود. پس سومين کاري که بايد در اين حوزه کرد مفهوم به مصداق و مصداق به مفهوم نام دارد.

چهارمين کار اين است که از موضوع يعني چيزي که خدا وضع کرده به مسأله و نيازهاي انسان ارجاع داده شود. در اين جريان اصلي، خواندن آيات، فهم آيات، کلمات و لوازم کلمات و آيات، بستر شناسي و فضاي نزول سوره و آيه، تاريخ نزول آن، شأن نزول و شيوه استخراج گزاره جزو مسائل فرعي است که کسي که وارد اين حوزه مي‌شود بايد اينها را بلد باشد. اين فقط مربوط به متن قرآن نيست بلکه هر متن ديگري را هم که انسان مي‌خواهد بفهمد و متعهد به آن باشد بايد به ظاهر آن متوسل شود و بعد در کلمه وارد شود و فضاي نزول و شأن نزول آن را در نظر بگيرد تا بتواند گزاره‌هاي اصلي را دريابد.

*به تفصيل اين ۴ مرحله در مجموعه ۱۰ جلدي «تدبر در قرآن» پرداختهايد؟

بله. اين مجموعه کتاب توسط انتشارات قرآن و حديث مستقر در دانشگاه تهران و زير نظر مدرسه دانشجويي قرآن و عترت دانشگاه تهران منتشر شد و قابل استفاده است.

*قرآن آخرين معجزه پيامبران و از نوع انديشه است. اگر بتوانيم از قرآن براي حل مشکلات جامعه توليد نظريه کنيم معجزه بودن اين انديشه نسبت به انديشه‌هاي ديگر که صرفاً از ذهن بشر توليد شده بايد خودش را نشان دهد. براي اين که معجزه بودن اين انديشه خودش را نشان دهد چه بايد کرد؟ آيا فقط بحث روش را پاي بند باشيم کافيست يا بايد به نکات ديگري توجه کنيم؟

رجوع به قرآن مهم‌ترين کاري است که همه بايد بکنند و بحث توليد علم و ديگر مباحث فرع بر آن است. همه بايد خود را نيازمند به قرآن بدانند و فرقي هم نمي‌کند زن و مرد و پير و جوان و بايد سعي کنند زندگي شأن را با قرآن تطبيق دهند

رجوع به قرآن مهم‌ترين کاري است که همه بايد بکنند و بحث توليد علم و ديگر مباحث فرع بر آن است. همه بايد خود را نيازمند به قرآن بدانند و فرقي هم نمي‌کند زن و مرد و پير و جوان و بايد سعي کنند زندگي شأن را با قرآن تطبيق دهند. حالا مثلاً يک نفر عالم است و روي مثلاً علم روانشناسي کار مي‌کند وقتي رجوع به قرآن مي‌کند مسائل علمي را در مي‌آورد و يکي هم در سطح پايين‌تر است و زندگي معمولي مي‌کند او هم مي‌تواند براي زندگي خودش از قرآن حقايقي را در آورد.

رجوع به قرآن براي افراد خاص يا فضايي خاص نيست و هر که اسمش مسلمان است بايد تشنه اسلام و خداوند باشد و تسليم اوامر و نواهي خدا باشد. بايد حرف خدا را بشنود تا بتواند آن را بفهمد. انحصار اين مسأله در مسائل پژوهشي و محيط‌هاي خاص خودش يکي از اشکالاتي است که ممکن است جامعه را دور کند. اين وظيفه همه ما مسلمانان است که در هر شأن و لباسي هستيم از قرآن استفاده کنيم و آن را منحصر به حوزه خاصي نکنيم. قرآن کلامي است که براي هر کاري انسان را راهنمايي مي‌کند و چراغ راهنما است.

*خيلي‌ها به قرآن رجوع مي‌کنند و سعي مي‌کنند خروجي علمي هم از آن داشته باشند اما گاهي آن خروجي که مي‌بينيم خيلي مشخص کننده عظمت اين انديشه نيست. گاهي در همين افراد معمولي که به قرآن رجوع مي‌کنند گويي بهتر آن را مي‌فهمند و از آن استفاده مي‌کنند نسبت به کساني که با يک رويکرد علمي و پژوهشي قرار است مثلاً يک مقاله يا کتاب يا نظريه توليد کنند. نسبت به اين آسيب شناسي مي‌توان داشت که مشکل از کجاست؟

بايد اجازه دهيم اين نوع کارهاي علمي انجام بگيرد تا به تدريج افراد دست شأن بيايد. اصل قرآن و رجوع به قرآن و همان مباحث اوليه که قبلاً گفتم را ترويج کنيم. آدم‌ها وقتي بفهمند يک گنجي وجود دارد به طور طبيعي دنبال راهش هم مي‌گردند. به نظرم خيلي به اين مسأله که برخي کارها ممکن است، ضعيف باشد يا نباشد نبايد توجه کنيم. بلکه به تدريج قضيه درست مي‌شود.

تعداد بازديد:324 آخرين تغييرات:98/01/17
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر