چهارشنبه 29 خرداد 1398 - 15 شوال 1440 - 19 ژوئن 2019
صفحه اصلي/مقالات


 
 


 










 


 












خروجي RSS

دو ولادت برای امام حسین(ع)/ سیدالشهدا معلم آزادگی تاریخ است

به مناسبت سوم شعبان؛

دو ولادت براي امام حسين(ع)/ سيدالشهدا معلم آزادگي تاريخ است

ابن ابي الحديد مي گويد سيد آزادگان و معلم آزادگي در تاريخ امام حسين(ع) است. او کسي است که به همه مردم درس غيرت و عزت داد و مرگ در زير سايه شمشير را به زندگي با ذلت ترجيح داد.

خبرگزاري مهر، گروه دين و انديشه: بزرگداشت اعياد و مناسبت‌هاي مذهبي در روايات و منابع ديني ما مورد تاکيد قرار گرفته است. در روايتي امام صادق (ع) شيعيان را اضافه گِل اهل بيت مي‌خواند. امام صادق (ع) در اين مورد مي‌فرمايد «شيعتنا جز منا، خلقوا من فضل طينتنا، يسوءهم ما يسوءنا، ويسرهم ما يسرنا» يعني شيعيان ما از ما هستند و از فزوني طينت ما آفريده شده اند ناراحتي ما آنان را اندوهگين مي‌سازد و شادماني ما آنان را شادمان مي‌سازد.

شهيد سيدمحمد باقر صدر در يادداشتي در مجله «الأضواء» به مناسبت ولادت امام حسين (ع) مي‌نويسد: «انديشه ديني و رهبري، بنيان اساسي وجود يک امت و تعيين ابعاد مکاني و زماني آن است. عامل رهبري در قهرمانان دين، کساني چون حسين عليه السلام و ديگر شاگردان‏ رهبر اعظم، رسول خدا صلي الله عليه وآله نمايان مي‌‏شود؛ کساني که بنيان بشري امت را تأسيس، راهش را روشن و معين و انديشه را مجسم کردند و پشتوانه‏‌اي از آرمان و ايثار را برايش فراهم نمودند. حال که امت با ولادت انديشه آرماني و رهبري که آن انديشه را به ظهور مي‌‏رساند، متولد مي‏‌شود؛ پس طبيعي است که امت اسلامي روزي مانند اين روز مبارک را جشن بگيرد؛ چراکه ولادت حسين و پدر حسين عليهما السلام به نوعي به معناي ولادت خود امت است.

اگر روز مبعث روز ولادت انديشه‌‏اي آسماني است که در دين بزرگ اسلام ظهور يافته، پس اين ايام مبارک ولادت [معصومين عليهم السلام‏] روزهايي است که رهبران فرخنده دين را به آن عطا و بدين‏وسيله بنيان اساسي وجود امت را تکميل کرده است و از پي آن، انديشه با رهبري پيوند خورده و در نتيجه، امتي به وجود آمده که بهترين امتي است که براي مردم پديدار شده است.

بنابراين، بزرگداشت حسين عليه‌السلام در روز ولادت يا شهادت يا در ايام حماسه بزرگ زندگي او، براي ما تنها يادآوري يک گذشته باشکوه نيست، بلکه اين مناسبت‏‌ها بيانگر جزئي از بنيان اساسي وجود يک امت است؛ از اين‌رو وقتي امت اسلام در مناسبت‏‌هاي مربوط به امام حسين و امام علي عليهم‌السلام و ديگر مناسبت‏‌هاي اسلامي، به برپايي آيين‏‌هاي اسلامي مي‏‌پردازد، در واقع وجود خودش را به‌عنوان يک امت تحکيم مي‏‌کند و توجهش را به عناصر اساسي اين وجود بيشتر مي‌‏نمايد.»

لذا بزرگداشت ولادت اهل بيت (ع) برخلاف ديدگاه وهابيت نه تنها بدعت نيست بلکه باعث تحکيم امت اسلامي و توجه به بنيان‌هاي اساسي امت اسلامي مي‌شود. به همين بهانه به مناسبت سوم شعبان و سالروز ولادت امام حسين (ع) با دوتن از کارشناسان ديني به گفتگو نشستيم.

حجت الاسلام محمد جعفر مروّجي طبسي، استاد حوزه و دانشگاه در مورد رويداد ولادت حضرت سيدالشهدا (ع) و همچنين نقاط مهم و مورد نظر در باب مناقب وجودي ايشان، در روايات معصومين (ع) گفت: بنا بر روايات وارده، ميلاد مبارک حضرت سيدالشهدا (ع)، مقارن با سوم شعبان المعظم سال چهارم هجري، در شهر مقدس مدينه به وقوع پيوسته است. کنيه مبارک ايشان اباعبدالله و مادر گرامي ايشان حضرت صديقه طاهره (س) هستند. بنا به روايات و منابع، درهنگام تولد حضرت سيدالشهدا (ع)، نبي مکرم اسلام (ص) چگونگي و نحوه شهادت ايشان را بيان مي‌دارند و به همين سبب و بنا به توصيه حضرت روح الامين (ع)، نام مبارک حسين (ع) را براي ايشان برمي گزينند.

وي ادامه داد: از مهمترين رويدادهاي مربوط به دوران کودکي حضرت سيدالشهدا (ع)، مي‌توان به نزول آيه شريفه مباهله در باب وجودي ايشان اشاره داشت. قرآن کريم در اين باب مي‌فرمايد: «مَنْ حَاجَّکَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکُمْ»؛ در روايات وارد است که در زمان مباهله، حضرت رسول اکرم (ص)، دست مبارک حسنين (ع) را گرفتند و جهت رويارويي با مسيحيان نجران، از منزل خارج شدند. اين جايگاه رفيع هم در لسان راويان حديث شيعي تبيين شده است و هم در کُتب اهل سنت منعکس است.

امام حسين بحق، ادامه دهنده راه و مسلک رسالت نبي خاتم (ص) است. از اين جهت است که در منابع روايي آمده است: «الاسلام محمدي الوجود حسيني البقاء»

وي افزود: باز در همين باب از لسان مبارک حضرت رسول (ص) در باب وجود حضرت سيدالشهدا (ع) مروي است که ايشان فرمودند: «حُسَيْنٌ مِنِّي وَ أَنَا مِنْ حُسَيْنٍ»؛ اين حديث شريف را مي‌توان از جهات مختلف مورد بررسي و تحليل قرار داد.

مروجي طبسي گفت: يک جنبه اين حديث اين است که سيدالشهدا (ع) فرزند دختر پيامبر (ص) است وبه همين سبب، به نبي مکرم (ص) متصل هستند، اما؛ جنبه مهم ديگر اين حديث اين است که، حسين (ع) از مرام و منش نبي اکرم (ص) است. تنها توجيه اين بيان اين است که استمرار دهنده روش و بينش نبي اکرم (ص) بر مي‌گردد به قيام و نهضت سيدالشهدا (ع). در واقع هم اوست که بحق، ادامه دهنده راه و مسلک رسالت نبي خاتم (ص) است. از اين جهت است که در منابع روايي آمده است: «الاسلام محمدي الوجود حسيني البقاء».

وي افزود: در رابطه با وجود مقدس ائمه معصوم (ع) مي‌بايست دقت داشت که اساساً؛ اگر امروزه در سراسر جهان، نام و نشاني از اسلام و قرآن کريم پابرجا مانده است، فقط و تنها فقط، مرهون مجاهدت‌ها و جانفشاني ها و فداکاري‌هاي اين بزرگواران و بخصوص وجود مبارک سيدالشهدا (ع) است. امروزه اگر در جهان نامي از دودمان خبيث و ملعون بني امّيه نمانده است، تنها بر اثر فداکاري‌ها و قيام سالارشهيدان است.

وي ادامه داد: اين خون پاک و مطهر دُردانه صديقه طاهره (س) بود که طومار اين خاندان ياغي و گردنکش را درهم پيچيد و اين شجره ملعونه را به زباله دان تاريخ انداخت. جناب ابوعبدالله ياقوت حموي رومي بغدادي؛ متوفي سال ۶۱۲ در کتاب «معجم البلدان» جلد سوم، در روايتي بيان مي‌دارد: «لُعِن علي بن أبي طالب رضي الله عنه؛ علي منابر الشرق والغرب ولم يعلن علي منبرها إلا مرة وهو يُلعَن علي مَنابر الحرمين في مکة والمدينة»؛ يعني حضرت امير (ع) در منبرهاي شرق و غرب بلاد اسلام و علي الخصوص در حرمين شريفين، مورد لعن و نفرين قرار مي‌گرفتند و بدون ترديد مؤسس اين رويه نامبارک شخصي نبود جز معاويه بن ابي سفيان. در همين باب اِبن حَجَر عَسقلاني، مي‌نويسد: اين لعن و دشنام حدود شصت سال ادامه داشت. اين مطلب يعني اينکه پيوسته رويه و مسلک بني امّيه، طرد و مطرود نگه داشتن ياد و خاطره اهل بيت (ع) در ذهن و خاطر مردم مي بوده و جانفشاني و روشنگري حضرت سيدالشهدا (ع) مي‌بود که اين رويه را منقطع کرد.

وي در پاسخ به اين سوال که سيدالشهدا (ع) چگونه توانست چهره فاسد و دروغين حکّام ظالم را برملا نمايد، گفت: سوال اساسي در اين باب شايد اين باشد که چه کسي توانست در برابر اين هتاکي‌ها و بي احترامي‌ها بايستد. به واقع پاسخ اين سوال امري نيست جز قيام حضرت سيدالشهدا (ع) و ايستادگي ايشان در برابر طاغوتيان و عصيانگران بني اميّه. در اندک زماني بعد از وقوع حادثه عاشورا و شهادت سالار شهيدان (ع)، دودمان قدرقدرت بني اميّه که خود را قدرت بلامنازع جهان اسلام مي‌پنداشتند، متلاشي شد و چيزي جز خاطره ننگين از اين خاندان سفّاک، در تاريخ بر جاي نماند.

در باب نهضت سيدالشهدا (ع) اين نکته را بايد بيان کرد که اگر اين قيام صورت نمي‌گرفت، به تحقيق تا مدت‌هاي مديد، حاکميت فاسد بني امّيه ادامه پيدا مي‌کرد و اين رويه نامطلوب، تمام ارکان فکري و نظري اسلامي را نابود مي‌کرد

مروجي طبسي گفت: در باب نهضت سيدالشهدا (ع) اين نکته را بايد بيان کرد که اگر اين قيام صورت نمي‌گرفت، به تحقيق تا مدت‌هاي مديد، حاکميت فاسد بني امّيه ادامه پيدا مي‌کرد و اين رويه نامطلوب، تمام ارکان فکري و نظري اسلامي را نابود مي‌کرد به عبارتي دقيق‌تر و روشن‌تر؛ اين خون سيدالشهدا (ع) بود که ميان اسلام اَموي و دموي و اسلام نبوي و علوي تفکيک ايجاد کرد. اگر در آن دوران و مردمان آن زمان، ميلياردها ميليارد، درهم و دينار هزينه مي‌کردند تا نظام بني امّيه را ساقط نمايند نمي‌توانستند همچون قيام سيدالشهدا (ع) ارکان حاکميت بني اميّه را متزلزل نمايند. در باب نهضت سيدالشهدا (ع) اين نکته را نيز مي‌بايست بيان کرد که اگر اين قيام صورت نمي‌گرفت، به تحقيق تا مدت‌هاي مديد، حاکميت فاسد بني امّيه ادامه پيدا مي‌کرد و اين رويه نامطلوب، تمام ارکان فکري و نظري اسلامي را نابود مي‌کرد.

وي ادامه داد: در تاريخ آمده است که يزيد، فاسق ترين و سفّاک ترين حاکم بني امّيه بوده است که از هيچ فسق و معصيتي رويگردان نبوده است. در شدت خباثت او آمده است که او با اشعاري که مي‌خواند در واقع اصل نبوت و رسالت را زير سوال مي‌برد و اساساً نزول وحي را قبول نداشت.

وي افزود: اين جرثومه فساد مي‌گفت: «لَعِبَتْ هاشِمُ بِالْمُلْکِ فَلاَ خَبَرٌ جاءَ وَ لاَ وَحْيٌ نَزَلْ». يعني، اولاد هاشم؛ براي جاه و مقام قيام کردند و نه خبري از سوي خداوند آمده است و نه وحي اي بر پيامبر (ص) نازل شده است. او ريختن خون سيدالشهدا (ع) را به تلافي خون‌هاي ريخته شده مشرکين در جنگ بدر مطرح مي‌کرد و مي‌گفت: «يوم بيوم بدر» يعني اين روز، در ازاي روز جنگ بدر بر خاندان رسول اکرم (ص) تحميل شد.

وي گفت: به واقع؛ بهترين معنايي که در باب نهضت عظيم سيدالشهدا (ع) مي‌توان بيان داشت همين بيان حضرت امام خميني (ره) است که فرمودند: «اين محرم است که اسلام را زنده نگه داشته است». به حق؛ اگر قيام سيدالشهدا (ع) در سال ۶۱ هجري صورت نمي‌گرفت؛ چه بسا با رويه الحادي اي که بني امّيه دنبال مي‌کرد، ديگر نام و نشاني از اسلام باقي نمي‌ماند. ما شيعيان مي‌بايست بدانيم که همگي، مديون آن خون پاک و مطهر هستيم.

مروجي طبسي افزود: اگر اين مطالب در مجامع اسلامي مکرر و پيوسته بيان مي‌شد، قطعاً امروزه با هنجارشکنان و ددمنشان وهابي رو به رو نبوديم. مطرح نشدن اين مباني اصولي، جريان‌هاي تکفيري را اسيرِ وسوسه‌هاي ايادي کُفر کرده است و اين طور برداشت مي‌کنند که عناد و دشمني با اهل بيت (ع) باعث سعادت و پاداش الهي آنها مي‌گردد. اين عده؛ علناً از يزيد ملعون حمايت مي‌کنند و دشمنان اهل بيت (ع) را محق برمي شمارند.

وي در پايان گفت: اين القائات نادرست از صدراسلام وجود داشته و تنها تنوير و ترويج انديشه ائمه هدي (ع) است که مي‌تواند دغدغه مندان دين را، به سرمنزل سعادت و سلامت رهنمون سازد. نسل آينده به شدت نيازمند اين روشنگري‌ها و حقايق تاريخي هستند. ما موظفيم نقاب از چهره اين مدعّيان دروغين برداريم و مي‌بايست پي جويي اين معارف ناب، سرلوحه تمامي ارکان‌هاي اجرايي و آموزشي کشور قرار گيرد.

حجت الاسلام حسيني قمي نيز با بيان اينکه در سوم ماه شعبان دو ولادت براي سيدالشهدا نقل شده است، گفت: اين دو ولادت يکي در سال چهارم هجرت، ولادت از مادري گرانقدر مثل حضرت صديقه (س) و ولادت دوم در سال شصتم از هجرت، ورود حضرت به مکه در سوم شعبان است که آغاز نهضت و قيام سيدالشهدا است.

وي ادامه داد: روايتي از حضرت مسيح داريم که ملاصدرا در شرح اصول کافي اين روايت را نقل کرده است «لن يَلِجَ مَلَکُوتَ السّمآء مَن لَم يُولَد مَرَّتَينِ» کسي که دو ولادت نداشته باشد در ملکوت آسمان‌ها راه پيدا نمي‌کند. همه ما انسان‌ها بايد دو ولادت داشته باشيم. سيدالشهدا اين دو ولادت را داشت و هر دو هم در سوم شعبان بود.

اين کارشناس ديني گفت: امام حسين چند روز مانده به پايان ماه رجب به صورت شبانه از مدينه بيرون آمدند و سوم شعبان به مکه رسيدند. تمام ماه شعبان و رمضان و شوال و ذيقعده را در مکه سپري کردند و هشتم ذيحجه بعد از خطبه‌اي تاريخي از مکه به سمت کربلا حرکت مي‌کنند.

وي با بيان اين سوال که چرا امام حسين از مدينه خارج شدند؟ گفت: در تحليل‌ها اينگونه مي‌گويند که امام حسين نمي‌خواست با يزيد بيعت کند چراکه والي مدينه از امام بيعت با يزيد را طلب کرده بود. قطعاً علت اصلي حرکت امام حسين (ع) اين مسئله نبوده است چون امام مي‌توانست از مدينه بيرون بيايد و همانطور که برخي پيشنهاد کرده بودند به نقطه دوردستي رود که دست يزديان به امام نرسد.

حسيني قمي ادامه داد: گاهي جواب دومي داده مي‌شود و گفته مي‌شود علت حرکت امام اين بود که کوفيان از امام درخواست کرده بودند و امام مي‌خواست دعوت کوفيان را بي پاسخ نگذارد. اين عامل نيز عامل صحيح و اصلي نيست چراکه اگر مسئله دعوت کوفيان مطرح بود چرا حضرت پس از شهادت حضرت مسلم (ع) که معلوم شد کوفان بيت شکني کردند به راه خود ادامه دادند؟

عامل اساسي در قيام سيدالشهدا اين است که ما در زيارتنامه حضرت مي‌خوانيم «أَشْهَدُ أَنَّکَ قَدْ أَقَمْتَ الصَّلَاةَ وَ آتَيْتَ الزَّکَاةَ وَ أَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَيْتَ عَنِ الْمُنْکَر»

وي افزود: عامل اساسي در قيام سيدالشهدا اين است که ما در زيارتنامه حضرت مي‌خوانيم «أَشْهَدُ أَنَّکَ قَدْ أَقَمْتَ الصَّلَاةَ وَ آتَيْتَ الزَّکَاةَ وَ أَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَيْتَ عَنِ الْمُنْکَر» لذا اين عبارت عامل مهمي است که امام حسين دليل حرکت خود مي‌خواند. چه منکري بود که امام بايد جان خود را فدا کند؟ چه منکري بالاتر از حکومت اموي و خلافت يزيد؟

حسيني قمي گفت: اگر حرکت امام بر اساس امر به معروف و نهي از منکر بود آيا امام در اين هدف به پيروزي رسيد يا نه؟ آيه‌اي سوره غافر مي‌فرمايد «إِنَّا لَنَنصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ يَقُومُ الْأَشْهَادُ» يعني ما پيامبران و مؤمنان را ياري مي‌کنيم، هم در دنيا و هم در قيامت.

وي ادامه داد: سوالي که مطرح است اين است که آيا اين وعده الهي تحقق پيدا کرد؟ آيا انبيا و مؤمنين در دنيا پيروز شدند؟

اين کارشناس ديني گفت: يکي از مفسرين اهل سنت به نام سيد قطب در کتاب «في ظلال القرآن» جواب زيبايي با تحليل قيام امام حسين دارد که در جواب به اين سوال است. او با اشاره به اين آيه فوق مي‌گويد اينهمه انبيا را کشتند و شکنجه کردند در کجا پيامبران پيروز شدند؟ آيا ابراهيم را که در آتش انداختند پيروز نشد؟

سيدقطب مي‌گويد «فَما مِنْ شَهِيد فِي الاَرْضِ تَهْتَزُّ لَهُ الْجَوانِحُ بِالْحُبِّ وَالْعَطْفِ» هر کس خونش بر زمين ريخته شد دل‌هاي همه مردم عالم از سر محبت و عاطفه براي آن شيد به لرزه مي‌آيد، آيا آن پيروزي نيست؟

وي ادامه داد: او عبارتي در مورد سيدالشهدا دارد که مي‌گويد «فَما مِنْ شَهِيد فِي الاَرْضِ تَهْتَزُّ لَهُ الْجَوانِحُ بِالْحُبِّ وَالْعَطْفِ» هر کس خونش بر زمين ريخته شد دل‌هاي همه مردم عالم از سر محبت و عاطفه براي آن شهيد به لرزه مي‌آيد، آيا آن پيروزي نيست؟ «وَ تَجِيشُ بِالْغَيْرَهِ وَ الْفِداءِ» هر شهيدي که خونش بر زمين مي‌ريزد غيرت و فداکاري‌ها را به جوش مي‌آورد، اين پيروزي نيست؟ «کَالْحُسَيْنِ رِضْوانُ اللهِ عَلَيْهِ يَسْتَوِي فِي هذا الْمُتَشَيِّعُونَ وَ غَيْرُ الْمُتَشَيِّعِينَ مِنَ الْمُسْلِمِينَ وَ کَثِير مِنْ غَيْرِ الْمُسْلِمِينَ» اين مفسر اهل سنت مي‌گويد آيا حسين پيروز نشد؟ در پيروزي سيدالشهدا و دريافت پيام حضرت، فقط شيعه‌ها نيستند بلکه شيعيان و غير شيعيان و نه فقط مسلمانان بسياري از غير مسلمانان پيام پيروزي و ايستادگي و جوانمردي و مردانگي را از امام حسين گرفتند. لذا امام حسين هم در دنيا و هم در قيامت پيروز شد. سيد قطب مي‌گويد چه بسا کساني که اگر هزار سال عمر مي‌کردند نمي‌توانستند پيام خود را جاودانه کنند اما با شهادت پيام جاودانه مي‌شود.

وي افزود: برخي دو اشتباه در پيروزي مي‌کنند اول اينکه گمان مي‌کنند پيروزي در زمان محدودي بايد به نتيجه برسد. دومين اشتباه اين است که برخي تصور مي‌کنند پيروزي فقط در غلبه ظاهري خلاصه مي‌شود در حالي که پيروزي در عقيده و طرز تفکر هم مطرح است. آيا اگر کساني فکرشان را جاودانه کردند پيروز نيستند؟ در کشورهاي مختلف براي سيدالشهدا عرض ارادت مي‌شود امام جمعه لندن مي‌گفت بيش از صد مجلس در لندن به زبان‌هاي مختلف برگزار مي‌شود و اين دليلي بر جاودانه شدن آن حضرت است.

وي گفت: ابن ابي الحديد مي‌گويد «سيد أهل الإباء الذي علم الناس الحمية و الموت تحت ظلال السيوف اختيارا له علي الدنية» يعني سيد آزادگان معلم آزادگي در تاريخ امام حسين است. او کسي است که به همه مردم درس غيرت و عزت داد و مرگ در زير سايه شمشير را به زندگي با ذلت ترجيح داد.

ابن ابي الحديد مي‌گويد «سيد أهل الإباء الذي علم الناس الحمية و الموت تحت ظلال السيوف اختيارا له علي الدنية» يعني سيد آزادگان معلم آزادگي در تاريخ امام حسين است. او کسي است که به همه مردم درس غيرت و عزت داد و مرگ در زير سايه شمشير را به زندگي با ذلت ترجيح داد

حجت الاسلام حسيني قمي با طرح اين سوال که ما امروز چه تکليفي داريم؟ گفت: امر به معروف و نهي از منکر دو واجب فراموش شده است. امام باقر فرمودند «يَکون في آخِرِ الزَّمانِ قَومٌ يُتبَعُ فيهِم قَومٌ مُراؤونَ يَتَقَرَّأونَ و يَتَنَسَّکونَ حُدَثاءُ سُفَهاءُ لا يُوجِبونَ أمرا بِمَعروفٍ و لا نَهيا عَن مُنکَرٍ إلاّ إذا أمِنوا الضَّرَرَ، يَطلُبونَ لأِنفُسِهِمُ الرُّخَصَ و المَعاذيرَ» يعني در آخر الزمان مردمي آيند که در ميان آنان عدّه اي رياکار و مدّعي قرآن داني و عبادت گزاري پيرويشان کنند و ناپخته و سبک سرند، آنان امر به معروف و نهي از منکر را فقط زماني واجب مي‌دانند که گزندي به آنها نرسد و براي خود عذرها و بهانه‌ها مي‌تراشند.

وي در پايان اظهار داشت: خداوند به شعيب وحي کرد من صدهزار نفر از قوم تو را گرفتار عذاب مي‌کنم که چهل هزار نفر آنها انسان‌هاي بدي هستند و مستحق عذاب اند اما شصت هزار نفر هم از خوبان عذاب مي‌شود. شعيب از خدا سوال خوبان چرا عذاب شوند؟ خطاب شد چون با اهل معصيت مدارا کردند و بر آن سکوت کردند. لذا ولادت دوم امام حسين که در ابتدا اشاره کردم بر اساس امر به معروف و نهي از منکر بود.

تعداد بازديد:76 آخرين تغييرات:98/01/20
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر