چهارشنبه 29 خرداد 1398 - 15 شوال 1440 - 19 ژوئن 2019
صفحه اصلي/مقالات


 
 


 










 


 












خروجي RSS

غبطه همه شهدا به مقام حضرت ابالفضل(ع)/ خصائص قمر بنی هاشم

به مناسبت ولادت حضرت عباس(ع)؛

غبطه همه شهدا به مقام حضرت ابالفضل(ع)/ خصائص قمر بني هاشم

براي حضرت عباس(ع) در روز قيامت مقاماتي است که همه شهيدان عالم وجود در روز قيامت آرزو مي کنند که اي کاش مقام حضرت عباس(ع) را داشتند.

خبرگزاري مهر، گروه دين و انديشه: چهارم شعبان روز ولادت حضرت قمر بني هاشم (ع) است که به اين بهانه با دو تن از کارشناسان تاريخ به گفتگو نشستيم. صفات حضرت عباس (ع) در روايات و رشادت‌هاي آن بزرگوار محور گفتگوي ما با محمدحسين رجبي دواني و حجت الاسلام مهدي شريف است.

محمدحسين رجبي دواني، کارشناس تاريخ اسلام با بيان اينکه از زندگي حضرت ابوالفضل (ع) تا قبل از حادثه کربلا اطلاعات چنداني در دسترس نيست به خبرنگار مهر گفت: «تا قبل از کربلا و روايت‌هاي مربوط به شهادت اطلاعات دقيقي از طول زندگي حضرت عباس (ع) وجود ندارد. فقط آنچه از اين حضرت بر جاي مانده اين است که همسر ايشان، دختر عبدالله ابن عباس بود؛ اما اينکه زندگي ايشان چگونه مي‌گذشت و چه اموراتي داشتند اطلاعات دقيقي وجود ندارد. حتي درباره تعداد فرزندان حضرت ابوالفضل (ع) نيز اختلاف نظر وجود دارد.»

چرا اطلاعات دقيقي از سردار بزرگ عاشورا در دست نيست؟

رجبي دواني يکي از دلايلي که موجب شده اطلاعات دقيقي از زندگي آن حضرت باقي نماند را به خاطر فشار و تعقيبي که شيعه و پيروان اهل بيت (ع) دچار آن بودند دانست و گفت: «متاسفانه به سبب آنکه هميشه شيعه و پيروان اهل بيت (ع) در فشار، تعقيب و تقيه بودند؛ نتوانستند نکاتي ارزشمند از زواياي مختلف شخصيت‌هاي بزرگ خود ثبت و ضبط کنند و آنها را به يادگار بگذارند. از جمله درباره سردار بزرگ عاشورا و شخصيت عظيم حضرت ابوالفضل (ع).»

وي افزود: «درباره وجود مقدس ايشان جز موارد اندکي که به کليات اشاره دارد اطلاعي در دست نداريم. مگر در ارتباط با واقعه جانسوز کربلا و نقش عظيم و مؤثر آن حضرت در ياري و فداکاري نسبت به امام حسين (ع).»

شخصيت حضرت عباس (ع)؛ مجموعه‌اي از تمام فضيلت‌ها

اين کارشناس تاريخ اسلام با بيان اينکه حضرت عباس (ع) از نظر علم، عمل، اخلاق و ايمان شخصيت برجسته اي داشتند، گفت: «شخصيت حضرت عباس (ع)؛ مجموعه‌اي از تمام فضيلت‌ها را در برمي گيرد. از نظر علم، عمل، اخلاق و ايمان آن حضرت شخصيت برجسته اي بودند و مي‌دانيم که کنيه آن حضرت «ابوالفضل» است. هرچند عده‌اي گفته اند ايشان فرزندي به نام فضل داشته که به نام او آن حضرت را ابوالفضل خوانده اند؛ اما اگر فرزندي به اين نام نداشته باشد اين کنيه بسيار با مسمايي است که تمام فضيلت‌ها را در خود گردآورده است.»

عابد و زاهد بودن؛ ويژگي بارز حضرت عباس (ع)

رجبي دواني، عابد و زاهد بودن حضرت عباس (ع) را از ديگر ويژگي‌هاي بارز ايشان دانست و گفت: «آن حضرت بسيار عابد و زاهد بود. اگر چه دست پرورده سه معصوم عظيم الشأن اميرالمومنين، امام حسن (ع) و امام حسين (ع) بوده با اين حال عنايت ويژه الهي نيز با آن حضرت بوده و به همين منظور عالم برجسته اي بار آمدند و در کنار علم بسيار؛ به عبادت فراون نيز مشغول بودند. لذا گفته شده که پيشاني حضرت عباس (ع) در اثر کثرت سجده و عبادت‌هاي فراوان اثر سجده‌ها را در خود داشته است.»

معرفت و شناخت اباالفضل العباس (ع) نسبت به امام زمان خود

مطيع کامل اوامر امام علي (ع) بودن، خصيصه ديگر آن بزرگوار است که رجبي دواني به آن اشاره نموده و افزود: «نکته ديگر که درباره حضرت عباس (ع) لازم است گفته شود احترام فوق العاده آن حضرت به بزرگان خود مانند پدر و برادران خويش است. به خوبي ديده مي‌شود که اين حضرت مطيع کامل اوامر امام علي (ع) بودند. درباره يکي از فرزندان اميرالمومنين علي (ع) داريم که در جنگ صفين به نوعي گلايه‌اي دارد از پدر بزرگوار خود که چرا امام حسن (ع) و امام حسين (ع) را کنار خود نگاه داشته و به ميدان رزم نمي‌فرستند، اما من که برادر آنها هستم را چند بار به کام مرگ فرستادند. چنين مواردي که نشان ترديد باشد در اعتقاد و باور حضرت عباس (ع) نسبت به فرامين پدر بزرگوارش يا دو امام بزرگ بر او باشد را هرگز نمي‌بينيم. آن بزرگوار چنان يقين و اعتقاد کامل به امر امامت پدر و برادران بزرگوارش داشته که ذوب در ولايت آن امامان عظيم الشان بودند و اين مسئله را در قيام حضرت سيدالشهدا (ع) و ايثار، جانبازي و اطاعت کامل حضرت عباس (ع) به شکل تکامل يافته اش مي‌بينيم که نشان از معرفت و شناخت کامل آن حضرت به امام زمانش دارد.»

حضرت عباس (ع)، گره گشاي مشکلات

يکي از القاب حضرت ابوالفضل (ع) باب الجوائج است، رجبي دواني در اين خصوص گفت: «مي دانيم که لقب معروف حضرت عباس (ع) باب الحوائج است. يعني کسي که به سبب جايگاهش نزد خداوند مي‌توان با توسل به او گره‌ها از مشکلات را باز کرد. به تعبير ديگر حضرت عباس (ع) کرامات فراوان دارد. طبيعي است که يک چنين جايگاهي صرفاً به خاطر جانبازي بزرگ حضرت عباس (ع) در کربلا حاصل نشده است. چرا که خيلي افراد ديگري در کربلا بودند که براي امامشان جانفشاني و ايثار کردند. از جمله سه برادر ديگر حضرت عباس (ع)؛ اما اينکه حضرت چنين جايگاه ويژه اي يافته است به سبب دارا بودن خصايص و فضيلت‌هايش در دوران زندگي بوده است.»

اين کارشناس تاريخ اسلام افزود: «قطعاً حضرت ابوالفضل (ع) در دوران زندگي خود مانند پدر خويش به گره گشايي در کار ديگران و رفع مشکلات و حوائج مردم مي پرداخته است که خداوند براي آن حضرت اين وجه عظيم را پس از شهادتش تا دنيا دنياست قائل شده که هر کس دست نياز به سوي درگاه الهي با وسيله قرار دادن حضرت عباس (ع) دراز کند نااميد باز نخواهدگشت.»

حضرت ابوالفضل (ع)؛ بنده شايسته خداوند

رجبي دواني با اشاره به لقبي که امام صادق (ع) با عنوان عبدصالح يعني بنده شايسته خداوند به حضرت ابوالفضل مي‌دهند، گفت: «حضرت عباس (ع) به سبب عظمت شخصيت و زندگي سالم و الهي که مورد نظر و خرسندي ذات اقدس الهي است به چنان جايگاهي مي‌رسد که در زيارت ماثوره از امام صادق (ع) آن حضرت را عبد صالح خداوند مي‌خوانند. امام صادق (ع) در آغاز زيارت حضرت عباس (ع) او را اين چنين مورد خطاب قرار مي‌دهند: «السلام عليک ايها العبد الصالح» سلام بر تو اي بنده شايسته خدا. مي‌دانيم بالاترين مقام براي اولياي الهي آن است که به مقام عبوديت و بندگي خدا نائل شوند. حضرت عباس (ع) نيز از زبان امام معصوم و حجت بزرگ خداوند؛ عبدصالح تلقي شدند. اين موضوع نشان دهنده اين است که حضرت عباس (ع) در تمام دوران زندگي خود به گونه‌اي عمل کرده است که از منظر امام؛ او فردي است شايسته مقامي که انبيا و اولياي برجسته الهي براي او قائل شدند.»

جانم به فدايت اي برادر...

حجت الاسلام مهدي شريف، کارشناس امور مذهبي در مورد رواياتي که از ائمه معصومين در مورد حضرت عباس (ع) آمده است گفت: در مورد وجود مبارک حضرت عباس روايات متعددي وجود دارد که بررسي آنها به فهم مقام قمر بني هاشم (ع) کمک مي‌کند. روز تاسوعا روزي است که سيدالشهدا در کربلا محاصره شد و برخي مورخين آورده اند که دشمن شيپور جنگ را نواخت و قصد داشت به خيام امام حسين حمله کند. در اينجا امام، حضرت ابالفضل (ع) را جلو فرستاد و فرمود «اِرْکَبْ بِنَفْسي اَنْتَ يا اَخي حَتَّي تَلْقاهُمْ» يعني جانِ من فداي تو. حجت خدا اين تعبير را درباره کسي به کار مي‌رود که در اوج مقام و يگانگي و هم فکري با خودش باشد و آن شخصيت کسي جز قمر بني هاشم نيست.

وي افزود: همين قدر مي‌توان گفت که عباس (ع) اين قابليت را يافته است که حجت خدا به او اين حرف را بزند. لذا او به مقاماتي از عصمت راه پيدا کرده و تالي تلو معصوم است.

بينش عميق و ايمان راسخ ويژگي حضرت عباس (ع)

اين کارشناس ديني ادامه داد: امام صادق (ع) نيز روايتي در مورد حضرت عباس (ع) دارند که مي‌فرمايند «کانَ عَمُّنَا العَبّاسُ بنُ عَلِيٍّ نافِذَ البَصيرَةِ صُلبَ الإيمانِ جاهَدَ مَعَ أبي عَبدِاللّهِ و أبلي بَلاءً حَسَنا و مَضي شَهيدَا». اين روايت در کتب مختلف روايي ما وجود دارد به اين معنا که عموي ما، عبّاس، داراي بينشي ژرف و ايماني راسخ بود؛ همراه با امام حسين (ع) جهاد کرد و نيک آزمايش داد و به شهادت رسيد.

حجت الاسلام شريف گفت: لذا قمر بني هاشم بصيرتي نافذ و ايماني مستحکم داشت. ما بايد ايمان را دسته بندي کنيم. طبق تعبير قرآن عده‌اي تنها مسلمان هستند، عده‌اي وارد حريم ايمان شده اند ولي عده‌اي حقيقتاً مومن اند و ايمان آنها پايدار است. اتصال برخي به مقام شامخ امامت و ولايت به نحوي است که طوفان‌هاي حوادث نمي‌تواند آنها را تکان دهد.

وي افزود: امام صادق (ع) در مورد ايمان حضرت عباس (ع) تعبير «صلب الايمان» به معني ايمان محکم و راسخ را به کار برده اند. وقتي قمر بني هاشم روز عاشورا به ميدان رفت و وقتي دست راستش را قطع کردند رجز خواند که «والله اِن قَطعتم يَميني اني احامي ابداً عَن ديني.» به خدا قسم اگر دست مرا قطع کنيد من از حمايت دين خود دست بر نمي‌دارم.

امان نامه براي حضرت عباس (ع)

اين کارشناس ديني ادامه داد: شمر ابن ذي الجوشن به خاطر يک قرابت و خويشاوندي دوري که با خاندان مادر قمر بني هاشم داشت و هر دو از قبيله بني کلاب بودند، براي عباس (ع) امان نامه مي‌آورد. حضرت نه تنها امان نامه را نمي‌پذيرد بلکه برخورد بسيار تندي با شمر مي‌کند. در نگاه اول حتي حاضر نمي‌شود که با آنها هم کلام شود و وقتي امام مسلمين به او فرمود که جواب شمر را بدهد حضرت با آن ملعون روبرو شود و امان نامه او را رد مي‌کند.

عباس (ع) در بلاها و ابتلائات سربلند شد

وي گفت: امام صادق (ع) در ادامه روايتي که عرض کردم مي‌فرمايد «أبلي بَلاءً حَسَنا» يعني قمر بني هاشم يک بلاکش بزرگ روزگار بود. در روايات و در قرآن به موضوع ابتلاء اشاره شده که کساني در مسير ولايت و توحيد قرار مي‌گيرند از همه طرف بلا به سمت آنها سرازير مي‌شود. مؤمن هيچ گاه نبايد دچار رفاه زدگي شود و همواره خدا او را در ابتلائات آزمايش مي‌کند تا علو درجه به او بدهد. تعبير قرآن اين است که در اين صورت فرد به مقام صابرين مي‌رسد و لذا اجر به غير حساب به او عطا مي‌شود.

وي ادامه داد: لذا امام صادق مي‌فرمايد عباس (ع) به زيبايي از پس اين ابتلائات و امتحانات بر آمد و در پايان به مقامي رسيد که «مضي شهيدا» يعني به مقام شهادت رسيد. در روايت داريم که جايگاهي نزد خدا وجود دارد که فقط با شهادت حاصل مي‌شود.

شريف گفت: تعبير ديگري در روايات داريم که «ان العباسي العلي ذق العلم ذقا» لذا وجود مبارک حضرت عباس (ع) به عنوان يک عالم تمام عيار معرفي شده است. کسي که علم را همانطور که پرنده به اولاد خود غذا مي‌خوراند از اميرالمومنين (ع) گرفته است. فرمود اگر کسي عالم به زمان خود باشد هيچ شبهه‌اي نمي‌تواند او را از مسير خود خارج کند. لذا از خاندان عصمت (ع) در مورد حضرت عباس (ع) نقل شده است که فرموده اند: زق العلم زقا، يعني همان طور که پرنده به جوجه خود مستقيماً غذا مي‌دهد، اهل بيت (ع) نيز مستقيماً به آن حضرت علوم و اسرار را آموختند.

وي گفت: علامه محقق، شيخ عبدالله ممقاني، در کتاب نفيس تنقيح المقال، در مورد مقام علمي و معنوي ايشان گفته است آن جناب از فرزندان فقيه و دانشمندان ائمه (ع) و شخصيتي عادل، مورد اعتماد، با تقوا و پاک بود.

شهدا به مقام عباس (ع) غبطه مي‌خورند

وي ادامه داد: مرحوم صدوق به اسناد خود روايت کرده که: حضرت علي بن الحسين (ع) به عبيدالله فرزند ابوالفضل (ع) نگاهي کرد، اشک چشمانش را گرفت و فرمود: روزي بر رسول خدا (ص) سخت‌تر از احد نبود که عمويش حمزه درآن شهيد شد، وبعد از آن موته بود که عموزاده اش جعفربن ابيطالب شهيد شد. سپس فرمود: لکن روزي چون روز حسين (ع) نبود، سي هزار مرد که گمان مي‌کردند ازاين امتند دور او را گرفتند و هرکدام با کشتن او به خدا تقرّب مي جستند، و او خداوند را به آنها يادآوري مي‌نمود، ولي پند نمي‌گرفتند تا او را به ستم وظلم و عدوان کشتند.

وي گفت: لذا با توجه به اين مقامات حضرت عباس (ع) و پايداري ايشان، مي‌بينيم که امام سجاد (ع) در ادامه مي‌فرمايند «انَّ لِلعَبّاسِ عِندَ اللّهِ مَنزِلَةٌ يَغبِطُهُ بِها جَميعُ الشُّهداءِ يَومَ القيامَةِ» يعني براي حضرت عباس (ع) در روز قيامت مقاماتي است که همه شهدا به آن غبطه مي‌خورند. همه شهيدان عالم وجود در روز قيامت آرزو مي‌کنند که اي کاش مقام حضرت عباس (ع) را داشتند.

اين کارشناس ديني گفت: در زيارتنامه اي که در لسان امام صادق (ع) در مورد حضرت عباس (ع) آمده است عبارات بسيار ويژه اي يافت مي‌شود. سه امامزاده وجود دارند که از سوي معصوم براي آنها زيارتنامه بيان شده، يکي حضرت معصومه (س)، ديگري حضرت علي اکبر (ع) و در نهايت قمر بني هاشم (ع) است. اين نيز نشان دهنده جايگاه بسيار ويژه حضرت عباس (ع) نزد اهل بيت است.

وي تصريح کرد: عبارت «سَلامُ اللّه وَ سَلامُ مَلائِکتِهِ المُقرَّبِينَ وأنبِيائِهِ المُرْسَلِينَ وَ عِبَادِهِ الصّالِحينَ وَجَمِيعِ الشُّهداءِ والصِّدِّيقِينَ (وَ) الزّاکياتُ الطَّيبَاتُ فِيما تَغتَدِي وَتَرُوحُ عَلَيک يابْنَ أمِيرِالمُؤمِنِينَ» که در زيارتنامه آن حضرت آمده است، امام صادق (ع) سلام همه انبيا و شهدا و… به قمر بني هاشم عرضه مي‌دارد.

شريف گفت: اميرالمومنين و بقيه ائمه ما فرزندان ديگري نيز داشتند اما چه باعث مي‌شود ابالفضل العباس (ع) به اين مقام برسد؟

مقامات حضرت عباس (ع) منحصر در ادب نيست

وي افزود: اين مقام قمر بني هاشم صرفاً به دليل ادب آن حضرت نسبت به ائمه نبوده است. کسي که در خانه اهل بيت بزرگ شود طبيعي است که مؤدب باشد. ابالفضل العباس معلم ادب عالم وجود است ولي نبايد مقامات آن حضرت را منحصر در ادب ايشان کرد.

با شهادت عباس ابن علي (ع) حرمت اسلام شکسته شد

وي ادامه داد: در زيارتنامه ايشان آمده است کساني که تو را کشتند «وَانْتَهَکتْ حُرْمَةَ الاْسلامِ» حرمت اسلام را از بين بردند. امام صادق (ع) در اين امر مبالغه نمي‌کند و حضرت عباس (ع) به عنوان يکي از نمادهاي اسلام در جامعه آن روز مطرح بوده و وقتي او را به شهادت رساندند حرمت اسلام را از بين بردند.

اين کارشناس ديني گفت: در عبارت ديگري از زيارتنامه حضرت عباس (ع) آمده است «َمَعَکمْ مَعَکمْ لا مَعَ عَدُوِّکم» يعني زائر آن حضرت اعلام مي‌کند که اهل همراهي با ايشان است و اين همراه نمودن خود با قمر بني هاشم موضوعيت دارد.

اطاعت؛ رمز عبد صالح شدن قمر بني هاشم (ع)

وي ادامه داد: شاخصه اينکه ابالفضل عباس عبد صالح خدا شد، قابل توجه است. رواياتي در بحث مقام انبيا داريم که وقتي اهل بيت سلسله مراتب ابراهيم (ع) را بيان مي‌کنند اول به مقام عبوديت اشاره مي‌کنند. عبوديت مافوق مقام نبوت در درگاه خداست. چه شد که ابالفضل به اين مقام رسيد؟ به اين خاطر که «الْمُطِيعُ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ» آن حضرت اهل اطاعت پذيري بود و هيچ گاه روي حرف حجت خدا حرف جديدي مطرح نکرده و خواسته خود را در محضر امام مطرح نکرده لذا به اين مقام رسيده است. در قرآن و روايات هم داريم که اگر کسي بخواهد به مقام عبوديت برسد سوره نساء آيه ۶۹، «و مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِکَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِکَ رَفيقاً» اگر کسي اهل اطاعت از پيامبر و اهل بيت باشد در بهشت همنشين انبيا و اوليا و صالحين و… خواهد بود.

ابالفضل (ع) خواسته امام را بر خواسته خود مقدم کرد

حجت الاسلام شريف گفت: حضرت عباس شخصيتي است که خواسته‌هاي شخصي خود به خاطر کسب رضايت خدا و اهل بيت گذشته است. همه منافع و ايده آل هاي شخصي خود را کنار گذاشته است. جامعه متدين ما اگر قمر بني هاشم را الگوي خود قرار داده باشند بايد خواسته‌هاي خود را مطابق خواسته‌هاي اهل بيت قرار دهند و دست از خواهش‌هاي نفساني بردارند. ريشه بسياري از گرفتاري‌هاي ما در جامعه در ابعاد مختلف بخاطر پيروي عده‌اي از خواهش‌هاي نفساني است که حاضر نيستند خواست خدا را در کار خود اعمال کنند.

وي در پايان تصريح کرد: لذا بايد مثل حضرت عباس از خواسته‌هاي شخصي دست کشيد و مطيع امر مولا بود. انسان بايد قبل از انجام هر کاري به اين مسئله فکر کند که امام او را مي بيند و «عين الله الناظره» است. انساني که امام را حاضر ببيند، رفتار خود را مطابق خواست او تنظيم مي‌کند.

تعداد بازديد:92 آخرين تغييرات:98/01/21
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر