سه شنبه 13 خرداد 1399 - 10 شوال 1441 - 2 ژوئن 2020
صفحه اصلي/مقالات

روزه؛ ندای الهی/ پرخوری سبب تیرگی روح، تاریکی دل و کوری بصیرت است

ماه بندگي-۲؛

روزه؛ نداي الهي/ پرخوري سبب تيرگي روح، تاريکي دل و کوري بصيرت است

پرخوري و تن پروري آفات و خطرات زيادي را در پي داشته و سبب تيرگي روح، تاريکي دل و کوري بصيرت است.

به گزارش خبرنگار مهر، متن زير برشي از کتاب «عالي‌ترين مکتب تربيت و اخلاق يا ماه مبارک رمضان» اثر آيت الله صافي گلپايگاني است که در ادامه مي‌خوانيد؛

اشاره

يا ايُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَيْکُمُ الصِّيامُ

مردان و زنان با ايمان! سخن خدا را گوش دهيد.

شما و فقط شما در اين آيات، مشرّف به خطاب خداي جهان شده‌ايد! خدا شما را مي‌خواند؛ شما را ندا مي‌کند.

از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام روايت است که فرمود:

لَذَّةُ مَا فِي النِداءِ ازالَ تَعَبَ العِبَادَةِ وَالعَناء

اين لذّت و احساس افتخار که خدا مؤمنان را ندا کرده و خوانده، زحمت و رنج عبادت را برده است.

ندا

يا ايُّهَا الذينَ آمَنُوا...

اي مؤمنان! اي مسلمانان! اي مرد و زني که به خدا و پيغمبرش ايمان آورده‌ايد!

اي گروندگان!

مخاطب شما هستيد؛ خدا با شما است. به هوش باشيد!

خدا شما را ندا کرده است!

شما بايد به نداي خدا پاسخ بدهيد!

شماييد که دعوت او را اجابت مي‌کنيد!

شماييد که فرمان خدا و حلال، حرام، واجب و هر حکم و دستور اسلام را پذيرفته‌ايد!

شماييد که خدا را ولي تمام امور و صاحب اختيار مطلق و نازل کننده شرايع و جاعل احکام مي‌دانيد؛ و براي او در جعل احکام و امر و نهي و تحريم و تحليل، و وضع نظامات و انشاي قوانين، شريک و انبازي نمي‌شناسيد!

شماييد که به حکم ايمان و عقيده، فقط ملتزم به احکام اسلام و تعاليم قرآن مي‌باشيد؛ و التزام به هر برنامه و روش و هر نظام و قانون و هر ترتيبي را که غير از احکام خدا و بيرون از حدود تعاليم قرآن باشد، باطل و انحراف و گناه مي‌دانيد!

به شما که اسلام را عقيده و کيش و برنامه زندگي، حکومت و ملّيت، قانون اجتماع، صلح و جنگ و همه چيز خود مي‌دانيد و بيرون از حصار و صداي اسلام، به هيچ صدايي پاسخ نمي‌دهيد، و به هيچ دعوت ديگر نگرويده‌ايد!

به شما که از برکت ايمان به خدا، آزادي واقعي يافته و در جامعه انسان‌هاي آزاد- که غير از خدا صاحب اختيار و معبودي ندارند- وارد شده‌ايد!

به شما انسان‌ها که شيريني آزادي اسلام را چشيده و از بند رقيت و اسارت حکّام و صاحب اختياران دروغين، رها شده و از ذلّت استعباد اولياي اديان باطله و حکومت‌هاي مستبده و قوانين موضوعه انديشه‌هاي عليل و مغزهاي ناتوان نجات يافته و به عزّت پرستش خداي يگانه و تعبّد به احکام و التزام به قوانين و فرامين او گرامي و سرافراز شده‌ايد!

خداوند به شما خطاب فرموده است که:

يا ايُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَيْکُمُ الصِّيامُ

اکنون الطاف خداي مهربان را بنگريد.

خدايي که ما و تمام افراد بشر و ساير موجودات کوچک و بزرگ عالم را آفريده است. خدايي که اين همه نعمت در درون و بيرون وجود ما به ما بخشيده است.

دست تربيت تکويني و تشريعي خداوند متعال به سوي همه دراز شده، تا همگان از نقص به سوي کمال ترقّي کنند؛ و مؤمنان و بندگان خاص و خالص خود را در اداي تکاليف و اطاعت و روزه‌داري و رياضت و تربيتي که از آن منظور است، آماده ساخته و به فرمان‌بري تشويق فرموده، تا با نشاط و معرفت و بينش هر چه بيشتر، فرمان او را پذيرفته و محروميت از لذايذ حيواني، خورد و خوراک و نگاهداري اين رژيم الهي بر آنان دشوار نگردد. در آيات ۱۸۳، ۱۸۴ و ۱۸۵ دوّمين سوره قرآن مجيد، به نوزده خطاب و در آيه ۱۸۷ به بيست خطاب، در اين باره مخاطب و مشرّف فرموده است؛ در اين آيات عنايات و الطافي به کار برده است که هم دليل اعجاز بلاغت و هم گواه کمال عنايت به جنبه‌هاي نفسي، رواني و نکات تربيتي است.

تعابير موجود در اين آيات نشانگر آن است که احکام اسلام تنها يک سري قوانين خشک و بي‌روح و برنامه‌هايي براي حفظ و انتظام روابط اجتماعي و سياسي افراد با حکومت نيست؛ که غير از قدرت سرنيزه و ارعاب و بيم از کيفر و مجازات، تضمين اجرايي ديگري نداشته باشد.

اسلام اطاعت و تمکين و احترام در مقابل قانون را با توجّه به تمام مصالح و نواحي باطن و ظاهر وجود انسان، در خود او ايجاد مي‌نمايد؛ و پيش از هر چيز از او مي‌خواهد به خدايي که شارع احکام و قوانين، و پيامبري که آورنده آن‌هاست، از صميم جان گرويده و ايمان آورد.

در احکام اسلام به جنبه‌هاي عقيده و ايمان، عقل و ضمير، عواطف و احساسات، مصلحت و خير، راحتي و آسايش و به توان روحي و جسمي بشر توجّه شده است تا همه، به اجراي آن علاقه‌مند و تخلّف از آن را تخلّف از عقيده و ايمان، هدايت و حکومت، عقل و نداي وجدان، و تخلّف از خير و مصلحت بدانند.

اسلام پايه اجراي قوانين را بر قلب و ايمان بشر گذاشته است؛ چرا که بخش عمده‌اي از احکام و برنامه‌هاي اسلامي را نمي‌توان با اعِمال زور و قدرت انتظامي به مرحله اجرا گذارد؛ زيرا با اتّکاي به قدرت و سلاح مادّي، کنترل بشر به طوري که همواره در راه راست قدم بردارد و از روش صواب منحرف نگردد، امکان‌پذير نبوده و آن چه با قدرت مادّي و نظامي، قابل اجراست از حدود حفظ ظواهر، تجاوز نکرده و در نهايت، زور و قدرت نمي‌تواند عامل اساسي و پايه منحصر به فرد يک اجتماع منظّم، مرتّب و قانوني باشد.

با اين وجود، اسلام از اين موضوع هم چشم نپوشيده و در مورد لزوم وجود قدرت براي پيشبرد اصلاحات و اجراي احکام، غافل نگشته و براي حفظ امنيت و عدالت اجتماعي، احقاق حقوق و دفع تجاوز و بيدادگري، کيفر و مجازات را پيش بيني نموده و اجراي آن را وظيفه صالح‌ترين و قوي‌ترين قوه اجراييه و دفاعيه قرار داده است.

يکي از بهترين نشانه‌ها و شواهد استحکام و کمال صحّت برنامه‌ها و روش تربيتي اسلام براي متعهّد کردن جامعه، احترام به قوانين و احکام در اوضاع جوامع کنوني عالم اسلام است.

با اين که تبليغات گمراه کننده و عوامل انحراف و تضعيف ايمان، و موانع رشد افکار اسلامي بي‌شمار شده و تقريباً در همه جوامع اسلامي، مسلمانان در ترک عمل به احکام دين، آزاد و غير مسؤول هستند، امّا اکثريت آنان هنوز هم با وجود فشارهايي که براي ترک سنن ديني بر آنان وارد مي‌شود، بسياري از احکام و شعائر را حفظ کرده و به آن ملتزم هستند. از باب مثال:

بيشتر مسلمانان نماز خوانده و روزه مي‌گيرند. حج به جاي مي‌آورند؛ عقود و معاملات خود را محترم مي‌شمارند؛ سلام مي‌کنند؛ به نماز جماعت حاضر مي‌شوند؛ زکات و ساير وجوه شرعيه را مي‌پردازند؛ در سال، مبالغ بسياري به مصرف خيرات و احسان و بناي مساجد، مدارس، و بيمارستان‌ها و درمانگاه‌ها، کتابخانه و … مي‌رسانند؛ شراب نمي‌نوشند ؛[۷] زنا نمي‌کنند؛ ربا نخورده و قمار نمي‌کنند، دزدي نکرده و مرتکب ظلم و تجاوز نمي‌شوند؛ مال کسي را غصب نمي‌کنند؛ حقّ ديگري را ضايع نمي‌سازند؛ کم فروشي و تقلّب نمي‌کنند؛ دروغ نمي‌گويند؛ تهمت نمي‌زنند؛ در برابر هم‌نوعان خود به تملّق و چاپلوسي نمي‌پردازند و از راه تقوا و پارسايي و پاکدامني بيرون نمي‌روند.

علّت اين التزام و تمکين به قانون و اطاعت احکام، روش قانونگذاري اسلام است؛ چرا که از مبدأ وحي صادر شده و تمام جوانب و نواحي در آن رعايت شده و از ايمان و عقيده و فطرت، عقل و منطق و احساسات و عواطف صحيح بشر در ايجاد حسّ و گرايش به احترام و تقديس قوانين و احکام، استفاده شده است.

امّا نکات، دقايق، لطايف و تعبيرات بلاغت‌آميز آيات شريفه:

۱. خطاب «يا ايُّها الَّذينَ آمَنُوا»، توجّه به ايمان و عقيده، عمل به مقتضاي ايمان به خدا و پيامبر صلّي‌الله عليه وآله و يادآوري شرافت مؤمن است که به مناسبت مقام ايمان، شايسته خطاب خاصّ الهي شده است.

ايمان به خداي يگانه، شخص را براي اطاعت احکام آماده‌تر ساخته، مصالح و مفاسد واقعي امور و خير و صلاح بندگان را نمايان و روح مؤمن را سرشار از عزّت نفس و بزرگواري و شرافت کرده، و او را از نزديک شدن به کارهاي زشت و سرپيچي از فرمان خدا باز مي‌دارد.

بنده مؤمن و خداشناس، قانون خدا را محترم مي‌شمارد و بيش از هر قانون و قاعده‌اي، قانون خداوند نزد او مورد احترام است.

احکام و قوانيني که ساخته فکر بشري است، جايگزين احکام خدا نمي‌شود و علم، تبليغات و قدرت حکومت نمي‌تواند اين احترام و اعتبار را به او ببخشد.

به عنوان مثال، قواعد بين المللي يا منشور سازمان ملل و نظاير آن، از جمله قوانيني است که تا حدّي حکومت‌ها و برخي از سران ملل تظاهر به احترام آن داشته و خود را طرفدار آن معرفي مي‌کنند؛ امّا آيا حقيقتاً نيز اين گونه است؟ يا اين احترام به جهت ناچاري‌هاي سياسي و در حدود حفظ منافع و مصالح شخصي يا مملکتي است؟! و اگر اين منافع در بين نباشد و يا در خطر افتد به خاطر نفس اين اصول کسي به آن احترام و اعتنا خواهد کرد؟! آيا همان کساني که در مجامع بين المللي عضويت دارند و يا همان‌ها که خود را مؤسّس اين سازمان‌ها مي‌دانند، هنگامي که منافع‌شان اقتضا کند، اين اصول را پايمال نمي‌نمايند؟!

شايد تا کنون ديده و يا شنيده نشده است که در مواقع خطير و حسّاس حق و عدالت از سوي آن مجامع رعايت شده و به نداي وجدان پاسخ داده شود!

فقط ايمان به خدا است که حقّ و قانون را به خودي خود در نظر شخص مقدّس مي‌سازد و از او مي‌خواهد تا همه جا جانب حق را بگيرد و به او مي‌گويد:

وَلا يَجرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قُومٍ عَلي ان لا تَعدِلُوا اعدِلُوا هُوَ اقرَبْ لِلتَّقْوي

و يا:

يا ايُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامِينَ بِالقِسْطِ شُهَدَاءَ للهِ وَلَوْ عَلي انْفُسِکُمْ اوِ الوالِدَينِ وَالاقْرَبينِ

هر کجا عامل ايمان وجود يافت، متن قانون اجرا مي‌شود. افراد مؤمن در برابر قانون خدا حتّي به فلسفه و فايده و حکمت آن نيز توجّه نداشته و فقط ايمان وسيع و محکم‌شان، آنان را مقيد و ملتزم به آداب ديني مي‌نمايد؛ در حالي که از بيش‌تر مصالح و فلسفه احکام اطّلاع ندارند.

از جمله مثال‌ها براي اين موضوع، همين دستور روزه است. يقيناً روزه فوايد صحّي و جسمي دارد و در روايات هم به آن اشاره شده است:

«صوموا تصحّوا»

پزشکان حاذق و مشهور دنيا نيز فوايد بهداشتي و درماني روزه را تصديق کرده‌اند. و راه علاج برخي بيماري‌ها تقريباً منحصر به امساک از غذا است؛ و افراط در تغذيه، سبب ايجاد بسياري از بيماري‌ها مي‌گردد. بسا بيماري‌هايي که روزه درمان آن است و بسا بيماراني که با برنامه روزه داري درمان يافته‌اند.

روزه، از نظر اقتصادي نيز داراي فوايد بوده و از اين جهت روزه را با مصلحت شناخته‌اند.

امّا با تمام اين فوايدي که روزه دارد و بيشتر ما از آن آگاه مي‌باشيم، آيا در سال چند نفر براي اين فوايد و منافع بهداشتي، جسمي و … بدون نظر به اطاعت خدا حاضرند روزه بگيرند، و طي يک ماه، روزانه خوردني‌ها و آشاميدني‌ها و لذايذ جنسي را ترک کنند؟ و يا اگر اين برنامه روزه، از جانب پزشکان بزرگ پيشنهاد مي‌گرديد، چند نفر همه ساله به آن عمل مي‌کردند؟!

بي‌شک، کمتر افرادي حاضر مي‌شدند به اين پيشنهاد عمل نمايند. و آمار عاملان به اين پيشنهاد در برابر آمار کساني که ماه رمضان را فقط براي اين که روزه يک وظيفه شرعي و سبب تقرّب به خدا و کسب ثواب است، روزه مي‌گيرند بسي ناچيز جلوه مي‌کرد!

امّا مسلمانان اعم از مکلّف و غيرمکلّف، معذور و غيرمعذور و حتّي اطفال غيربالغ فقط براي اطاعت خدا در سخت‌ترين شرايط آب و هوايي روزه مي‌گيرند و نزديک به چهارده قرن است که آداب و برنامه‌هاي ماه رمضان، زندگي فردي و اجتماعي مسلمانان را در اين ماه تحت تأثير قرار داده و متّحدالشکل مي‌سازد؛ و اين نمونه‌اي از تأثير عامل ايمان در افراد است.

از اين جا در مي‌يابيم که افتتاح آيه به خطاب: (يا ايُّها الَّذِينَ آمَنُوا …)، تا چه حد اعجازآميز بوده و چه حقايق و معاني بلندي در آن مندرج است.

قرآن، مؤمنان را ندا مي‌دهد و فرمان تشريع روزه را ابلاغ مي‌کند و مؤمنان- که گوش به فرمان خداي‌شان سپرده‌اند- به محض صدور امر الهي براي اطاعت، بدون هيچ درنگ و ترديدي اقدام کرده و روزه مي‌گيرند و به مجرّد رؤيت هلال ماه، خويش را با يک جهش معنوي از قيد عاداتي که داشته‌اند، آزاد مي‌سازند.

۲. جمله: «… کَما کُتِبَ عَلَي الَّذِينَ مِن قَبْلِکُم»،

بيان اين است که روزه تکليفي تازه و بي‌سابقه جهت پرهيز از خوردني‌ها، نوشيدني‌ها، التذاذ جنسي و ساير مفطرات نيست؛ بلکه در اديان و شرايع گذشته نيز فرض و واجب بوده است.

اين بيان، که حاکي از دل جويي خاصّ ربوبي است، احساس زحمت و رنجي را که در ترک مفطرات است کم مي‌کند و از جنبه رواني، روزه دار را نيرومند و با شکيب مي‌سازد.

۳. جمله: «اياماً مَعدودات» نيز، يک لطف و عنايت ديگر است و دل‌جويي از بنده است تا روزه‌دار، با معرفت زحمت روزه را بزرگ و زمان آن را دير سپر نشمارد.

۴. جمله: «… لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ»

اشاره است به فوايد بزرگِ رياضتي، تربيتي، روحاني و معنوي روزه و تأثير آن در تهذيب اخلاق و حصول ملکه پرهيزکاري و تقوا و تسلّط بر غرايز و قواي نيرومند حيواني که از اين لحاظ آن چه از روزه به روزه‌دار مي‌رسد، داراي فوايد و برکاتي است که شرح اهميت و عظمت آن ممکن نيست و شخص سالک و فردي که در مقام اصلاح باطن و تصفيه و تزکيه نفس و رياضت دادن آن به تقوا و پارسايي است، حتماً بايد ماه رمضان را روزه بدارد.

به جرأت مي‌توان گفت: آن گونه که درک ثواب و کسب اخلاق حميده و صفات ملکوتي، تملّک نفس و مجاهده با هوي، تحصيل قوّت اراده و تقرّب به درگاه قادر متعال در اين ماه براي همگان ميسّر است، در هيچ زمان ديگر چنين فرصتي فراهم نيست.

۵. جمله: (شَهرُ رَمَضان …)، بيان فضيلت و برکت ماه مبارکي است که در آن روزه واجب شده است. اين ماه به علّت نزول قرآن مجيد، مبدأ بزرگ‌ترين تحوّلات تاريخ زندگي انسان و آغاز عالي‌ترين نهضت‌هاي ديني و اجتماعي و سرفصل حيات نوين علمي و اخلاقي است. قرآن- که هادي و راهنماي عموم انسان‌ها بوده و آخرينِ تعليمات آسماني و برنامه‌هاي سعادت جاوداني را داراست- در اين ماه نازل گرديده. از اين رو، اين ماه بر تمام ماه‌هاي سال، فضيلت دارد. روزهايش از همه روزها با ارج‌تر و شب‌هايش از همه شب‌ها گرامي‌تر است. اين ماه، يادبود نزول قرآن و سالگرد تاريخ مجد و شرف انسان و اعلام حقوق واقعي و آزادي حقيقي بشر است .[۱۳]

۶. جمله: «فَمَن شَهِدَ مِنکُم …»

تا جمله «… وَلَا يُرِيدُ بِکُمُ العُسر»،

دلالت مي‌کند که در تعاليم اسلام يسر، آساني و سهولت، مراعات شده و دشواري، سخت‌گيري و تحميل بر فطرت و خواسته‌هاي واقعي بشر در آن وجود ندارد.

چنان چه در مباحث آتي، توضيح خواهيم داد، خداوند پيغمبر عالي مقام اسلام صلّي‌الله عليه وآله وسلّم‌را بر شريعتي سهل و آسان برانگيخته است؛ که فرمود:

ما بُعِثْتُ بِالرهبانيَّةِ الشَّاقَّة وَلکنْ بِالحَنَفِيَّةِ السَمحة

۷. نکته ديگر که از آيات شريفه با نظر به عموميت خطابات و توجّه کلّي به همه آن‌ها استفاده مي‌شود، «مساوات همه در تکليف» است. هر کس صاحب هر مقام و هر درجه و هر شغل باشد، بايد روزه بگيرد و از فوايد تربيتي، دنيوي و اخروي آن بهره‌مند شود، و همه ساله در اين مدرسه کمال، رياضت ديده و تربيت گردد و قواي عقلاني و انساني

خود را نيرومند ساخته و بر قواي شيطاني و حيواني مسلّط شود، و دريابد که انسان، فقط اين جسم ظاهر و گوشت و استخوان نيست و قدرت انسان، فقط نيرومندي جسم و شکست حريف زورمند نمي‌باشد.

قدرت واقعي انسان، تسلّط بر نفس، شهوت، غضب و پايداري در برابر مشکلات و صبر و شکيبايي است:

مردي گمان مبر که به پنجه است و زور کتف‌با نفس اگر برآيي، دانم که شاطري

با شير مرديت، سگ ابليس صيد کرداي بي‌هنر بمير که از گربه کمتري

هشدار تا نيفکندت پيروي نفس‌در ورطه‌اي که سود ندارد شناوري

مردان به سعي و رنج به جايي رسيده‌اندتو بي هنر کجا رسي از نَفْس پروري!

پرخوري و تن پروري آفات و خطرات زيادي را در پي داشته و سبب تيرگي روح، تاريکي دل و کوري بصيرت است.

اندرون از طعام خالي دارتا در آن نور معرفت بيني

اگر تربيت جسم- که در عصر ما به آن اهميت فراوان مي‌دهند- مقدمه تربيت روح و پرورش افکار و اخلاق سالم نباشد، هيچ سودي نخواهد داشت.

در هر چيزي بايد اعتدال رعايت گردد؛ تربيت بدن نيز بايد در حدّ اعتدال باشد و همه به آن توجّه کرده و ضعف و ناتواني را از جسم و روح خود دور سازند؛ نه آن که تربيت بدني هم به عنوان يک فن از فنون و پيشه و شغل مطرح گرديده و افراد را از توجّه به روح و وظايفي که در اجتماع دارند باز بدارد!

اسلام دين خدا و دين عقل و منطق است. از اين رو، در مواردي که تربيت و تعليم سربازان و افسران مجاهدِ مدافع از دارالاسلام و وطن مسلمانان و نگهبانان امنيت و انتظامات به اجراي مسابقات بدني- جسمي وابسته باشد و هم چنين در مواردي که سبب تقويت قواي علمي و صنعتي گردد، برپايي آن و اعطاي جايزه در آن را صحيح دانسته است.

به هر حال مکتب «صوم»، کلاس خودسازي و نردبان عروجي است که همه مسلمانان بايد از آن بهره برند.

هم اکنون اي مسلمانان و مؤمنان! به استقبال ماه مبارک رمضان بشتابيد و از رحمت‌هاي واسعه خداوند متعال استفاده بريد.

بکوشيد تا مراسم روزه‌داري اين ماه را- که از شعائر بزرگ اسلام و نمايش وفاداري و استقامت و مساوات و التزام جامعه ما به احکام دين است- با احترام و ادب هر چه بهتر انجام دهيد.

بدبخت آن کسي است که بدون عذر شرعي، از سعادت روزه و برکات آن محروم گردد. و گستاخ، آن شکم‌پرستي است که بدون عذر شرعي (العياذ بالله)، روزه اين ماه را افطار کند؛ يا با داشتن عذر، آشکارا روزه را بخورد، و حکم خداي جهان را خوار شمارد و به عقايد و احساسات صدها ميليون مسلمان نقض ادب و احترام کرده و حرمت اين ماه شريف را رعايت ننمايد.

بدا به حال کسي که ماه رمضان را به گناه و معصيت سر برد و از آمرزش خدا محروم گردد. بکوشيد تا علاوه بر مراسم و آداب ظاهري روزه و خودداري از خوردن و نوشيدن و ترک ساير مفطرات اندام و اعضا، خود را نيز به پرهيز از گناهان عادت داده و فکر و انديشه خود را نيز از افکار پليد و انديشه‌هاي ناپاک و شيطاني، پاک و منزّه سازيد.

بکوشيد تا کار و رفتاري را که با آثار، فوايد و مقاصد معنوي، تربيتي، جسمي و … روزه سازش ندارد، انجام ندهيد.

از غيبت کردن بپرهيزيد؛ دشنام ندهيد؛ بدخويي ننماييد؛ سخنان تند و درشت نگوييد؛ کم حوصله و بي شکيب نباشيد؛ به دنبال بي عفتي نرويد؛ از چشم چراني و نگاه به نامحرم بپرهيزيد؛ با دست و زبان، مردم را نيازاريد؛ حرام نخوريد؛ مفاخره نکنيد؛ به هم بزرگي نفروشيد؛ به زيردستان ترحّم کنيد؛ به سالخوردگان احترام نمائيد؛ صله رحم به جاي آوريد؛ از فقرا و بي‌نوايان دستگيري کنيد؛ از بيماران عيادت و پرستاري نمائيد و حيا و آزرم پيشه سازيد.

در مجالس ديني- اسلامي و نماز جماعت متواضعانه شرکت کنيد و از صفوف نماز جماعت، وحدت و شوکت مسلمانان و بي امتيازي و بي‌قدري اعتبارات و مقامات دنيوي را تماشا کنيد.

ادعيه‌اي را که در اين ماه در اوقات مختلف: سحر، شب و روز وارد شده بخوانيد و نکوتر آن که در مضامين و معاني آموزنده آن تأمّل فرمائيد.

در حالات، اخلاق و روش و رفتاري که داريد، مطالعه و رسيدگي نمائيد. مبادا کار و پيشه شما حرام باشد. به دقّت نهاني‌ها و پنهاني‌هاي روح و ضمير خود را بازرسي کنيد؛ سعي در جبران گذشته را نموده تا پاک و منزّه از ماه بيرون شويد.

در اين ماه از مرگ و عاقبت اين جهان و زندگي مادّي و عوالم بعد از مرگ و قيامت و حشر و نشر و سوال و حساب، بسيار ياد کنيد، و براي مواقفي که در پيش داريم گريه کنيد و اين جملات دعاي ابي‌حمزه را زمزمه کنيد:

ابکِي لِخُروجِ نَفسي، ابکِي لِظُلمَةِ قَبْرِي، ابکِي لِضِيقِ لَحدِي، ابْکِي لِسئوالِ مُنکَرٍ وَنَکِيرٍ ايّاي، ابکِي لِخُرُوجِي مِن قَبري عُرياناً ذليلًا حاملًا ثِقلْي عَلي ظَهرِي...

و پس، توبه نمائيد و به سوي خدا بازگشت کنيد.

مبادا از رحمت خدا مأيوس و نا اميد شويد:

الهي حَقِّقْ رَجائِي وَآَمِنْ خَوفِي فَانَّ کَثْرَةَ ذُنُوبِي لا ارْجُو فِيها الّا عفوک...

هر که هستي و هرحال که داشته باشي و به هر شکل که تا کنون زندگي کرده‌اي اصلاح کار تو آسان است. و آلودگي‌هاي تو با آب توبه و استغفار و گريه در حال مناجات و دعا شسته شده و تو پاک و بي‌آلايش مي‌گردي.

پس، طلب رحمت کن و بگو:

الهِي ارحَمنِي اذَا انقَطَعَت حُجَّتِي وَکَلَّ عَن جَوابِکَ لِسانِي، وَطاشَ عِندَ سُؤالِکَ ايّاي لُبِّي فَيا عَظِيمَ رَجائي لا تُخَيِّبني اذَا اشتَدَّت فَاقَتِي الَيْکَ...

بيا که توشه اين راه، ناله و آه است‌بنال بر در او کو به ناله آگاه است

اگر چه غرق گناهي، از او مشونوميدبيا بيا که هنوزت به سوي او راه است

آري، فقط بايک جهش‌ازعالم‌تاريک شهوات وهواپرستي، دنياطلبي، بي‌رحمي، ستمگري و … به عالم سراسر نور و روشنايي، فضيلت و شرافت، پارسايي و بندگي خدا پرواز کن و هر آن چه در پي هواي نفس رفته و گناه کردي، و خداي يگانه را معصيت نموده‌اي؛ هرچه به شهوت‌راني‌هاي نامشروع آلوده شده‌اي، هرچه از جاده عفاف و پاک‌دامني بيرون رفته‌اي، هر چه تملّق و مدح بي‌جا نموده‌اي، هرچه گردن‌کشانه و متکبّرانه بر روي زمين راه رفتي و به بندگان خدا و زيردستان، ظلم و ستم کرده‌اي، همه را واگذار و به درگاه الهي اشک ندامت بريز، و براي سفر آخرت توشه‌اي برگير:

الهِي وَسَيِّدي وَعِزَّتِکَ وَجَلالِکَ لَئِنْ طالَبتَنِي بِذُنُوبِي لَاطالِبَنَّکَ بِعَفْوِکَ وَلَئِنْ طَالَبتَنِي بِلؤُمي لَاطالِبَنَّکَ بِکَرَمِکَ...

نزد خداوند توّاب، پشيماني عرضه دار و عفو و آمرزش از او بخواه و بگو:

يا قابِلَ التَّوْبِ يا عَظِيمَ المَنِّ اينَ سَترُکَ الجَمِيل اينَ عَفوُکَ الجَلِيل اينَ فَرَجُکَ القَرِيبُ اين غَياثُکَ السَّرِيعُ اينَ رَحْمَتُکَ الواسعةُ...

همواره بنده خدا باش تا آزاد باشي؛ و از نفس امّاره بگريز تا بزرگي يابي.

از گناه بپرهيز و به سوي خداي آمرزنده پوزش پذير قدم بردار. حيف است که عمر و وقت و نعمت‌هايي را که خداي سبحان عطا فرموده، بيهوده تلف نمايي! بيا و طعم بهره روحاني و لذّت بندگي و پرستش خدا و تسلّط بر نفس را تجربه کن!

بر سر اين سفره گسترده ضيافت الهي در اين ماه بنشين و از موائِد آن تناول کن. و خود را در معرض نسيم رحمت الهي قرار ده.

به جاي نغمات موسيقي و اصوات طرب انگيز، به نواي زيباي تلاوت قرآن و مناجات با خدا و دعا، گوش خود را آشنا ساز و در يک عبارت، برادر و خواهر عزيز! در انديشه فردا و پايان کار خويش باش.

تِلْکَ الدَّارُ الآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوّاً فِي الارضِ وَلا فَسَاداً وَالعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ.

تعداد بازديد:219 آخرين تغييرات:98/02/18
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر