چهارشنبه 27 شهريور 1398 - 18 محرم 1441 - 18 سپتامبر 2019
صفحه اصلي/دين و انديشه


 
 


 










 


 












خروجي RSS

مسلمانان چگونه می توانند مشعل‌دار علم، تمدن، اخلاق و آزادی باشند؟

ماه بندگي-۸؛

مسلمانان چگونه مي توانند مشعل‌دار علم، تمدن، اخلاق و آزادي باشند؟

آيا مسلمانان مي‌توانند در عصر حاضر نيز مشعل‌دار علم، تمدّن، اخلاق و آزادي باشند و بشريت را از اين سقوط عجيب و خطرناک و فقر معنوي و بي‌تقوايي نجات بخشند؟

به گزارش خبرنگار مهر، متن زير برشي از کتاب «عالي‌ترين مکتب تربيت و اخلاق يا ماه مبارک رمضان» اثر آيت‌الله صافي گلپايگاني است که در ادامه مي‌خوانيد؛

اشاره

لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ

از اين جمله شريف قرآني استفاده مي‌شود که تعاليم، تکاليف، اوامر، نواهي و ارشادات الهي، متضمّن خير و صلاح فرد و جامعه، و سازنده نظام و اجتماع هر چه صالح‌تر است.

خداوند خواسته است که امّت اسلام، خاتمه امم و امّت نمونه و امّت وسط و حامل و حامي دعوت او به عدل و ميزان و توحيد خالص و پرهيزکاري باشد.

از باب نمونه در تشريع روزه اين مقاصد و فوايد، منظور و اين رسالت و صلاحيت پي‌ريزي شده است. و اگر کمي فرصت و ضعف استعداد علمي به ما اجازه ندهد که از حکمت‌هاي تمام احکام و تعاليم شرعيه سخن به ميان آوريم و فرصت آن را هم نداشته باشيم که در تفصيلات و شرح مصالح و فوايد روزه مطالعات لازمه را بنماييم، اين مقدار را فرصت داريم که در جمله کريمه: «لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ» که در آن خداوند در پايان، حکم به وجوب روزه فرموده است، تأمّل و دقّت کنيم.

جمله‌اي که از آن فضيلت تقوا و نقش آن در سازندگي شخصيت مسلمان معلوم مي‌شود.

جمله‌اي که در اين جا خدا در مقام بيان حکمت روزه به آن اکتفا فرمود، بيان‌گر آن است که محصول و ميوه روزه، خودداري از مفطرات و ترک التذاذ و کام‌گيري‌هاي نفساني و تقوا و پرهيزکاري است.

متّقي و پرهيزکار، کسي است که از گناه اجتناب مي‌کند، و اوامر و نواهي خدا را اطاعت مي‌نمايد، و به آنچه خلاف شرف و فضيلت است، نزديک نمي‌شود. تقوا مشتق از وقايه است و آن چيزي است که در برابر صدمات و ضربات مادّي و معنوي حايل و حاجب و سپر قرار داده مي‌شود. روزه داري ماه رمضان و نگاهداري اين رژيم شرعي سبب حصول تقوا و تکميل آن مي‌گردد.

در روزه صبر و مراقبت، مخالفت با عادات، جهاد با شهوات و موارد ديگر از اين قبيل، وجود دارد که هر کدام آدمي را به صفت تقوا آراسته مي‌سازد.

بديهي است مفهوم تقوا و اين ثمره گران‌بهاي روزه، محدود به دايره عبادات يا محرّمات نيست؛ بلکه تقوا مفهوم وسيع و شاملي است که شعاع آن تمام نواحي وجود شخص را نوراني و نسبت به تمام تکاليف شرعيه از عبادات، معاملات، اجتماعيات، سياسيات و آنچه در سازندگي شخصيت اسلامي مؤثّر است، او را عهده دار و مراقب مي‌سازد؛ و باعث مي‌شود که شخص از شاه‌راه شريعت محمديه صلّي‌الله عليه وآله وسلّم قدم بيرون ننهد و امانتي را که به اقرار شهادتين و ايمان به معني «رَضِيتُ بِاللهِ رَبٍّا وَبِمُحَمَّدٍ نَبِيّاً وَبِالاسلامِ دِيناً وَبِالْقُرآنِ کِتاباً وَبِالکعَبَةِ قِبلةً وَبِاميرِالمُؤمِنِينِ وَاوْلادِه الطَّاهِرِينَ ائِمَّةُ» عهده‌دار حمل آن شده، حفظ نمايد، و در آن خيانت نکند؛ و از اين جا پاسخ يک پرسش روشن مي‌شود.

پرسش اين است که:

آيا اسلام مي‌تواند در اين زمان هم مسلمانان را به حرکت و ترقّي راهنمايي کند؟ و آيا اسلام در تحريک مسلمانان، قدرت گذشته را دارد؟

آيا مسلمانان اگر در امور خود از تعاليم اسلام الهام بگيرند و تکاليف شرعيه را سر مشق خود قرار دهند، مي‌توانند در عصر حاضر نيز مشعل‌دار علم، تمدّن، اخلاق و آزادي باشند و بشريت را از اين سقوط عجيب و خطرناک و فقر معنوي و بي‌تقوايي نجات بخشند؟

جواب اين است که: يقيناً مي‌توانند.

قطعاً اسلام استعداد اين تحريک را دارا است؛ و هيچ تفاوتي در جهت صلاحيت اسلام بين امروز و ديروز نيست و همان‌طوري که ديروز عالي‌ترين تعاليم و برنامه‌ها، تعاليم اسلام بود، امروز و فردا و آينده تا هر زمان و هر عصر عالي‌ترين تعاليم، تعليمات اسلام است.

روزه اسلام، همان‌طور که در سال دوّم هجرت (سال فرض روزه) سبب رسوخ صفت تقوا و پرهيزکاري و اعتياد به حفظ رژيم معنوي و واجد فوايد صحّي و روحي و اجتماعي بود، امروز نيز چنين است و هيچ تفاوتي پيدا نکرده، بلکه فوايد آن آشکارتر و در بعضي قسمت‌ها بيشتر شده است.

عقيده توحيد و يگانه پرستي که اساس تعاليم و هسته مرکزي دستورات و هدايت اين دين حنيف است، همان‌طور که در گذشته سبب اتّحاد، اتّفاق، برداشتن فاصله‌ها و الغاي امتيازات موهوم و بشرپرستي بود، امروز نيز چنين است؛ و يگانه راه علاج اين همه بيماري‌هاي اجتماعي و استعباد خلق‌الله، فقط عقيده توحيد اسلام است.

تفاوتي که ما با آنان داريم و خصلتي که آن‌ها را صاحب آن همه افتخار و عزّت و سر بلندي ساخت، و فقدان آن ما را گرفتار اين همه عيوب و نواقص اجتماعي، اخلاقي، سياسي و زبوني و ضعف قرار داده، التزام آن‌ها به احکام و تعاليم اسلام بود. آنان گفتن شهادتين را سپردن سند محکم براي عمل به لوازم و آثار آن دانسته و تخلّف از مقرّرات و شرايط اين سند را آسان نمي‌شمردند؛ در حالي که ما مثل اين است که با گفتن شهادتين، وظيفه و تکليفي را- که از اين اقرار به عهده ما مي‌آيد- احساس نمي‌کنيم.

آن‌ها معني شهادتين را باور کرده و دستورات قرآن را ضامن سعادت دنيا و آخرت و سرپيچي و تخلّف از آن را عين بدبختي، ضرر، خسارت و بلکه هلاکت مي‌دانستند و همان‌گونه که ما از سمّ کشنده اجتناب مي‌کنيم، آنان از محرّمات پرهيز مي‌کردند، و همان‌طور که ما براي منافع و مقامات دنيوي مي‌کوشيم و هر رنج و زحمتي را در راه دستيابي به آن تحمّل مي‌کنيم، آنان در اداي واجبات کوشا، و رضاي خدا را با بذل مال و جان خريدار بودند. آن‌ها به سخنان پيغمبر صلّي‌الله عليه و آله و سلّم و رسالت آن حضرت، چنان ايماني داشتند که اطاعت از اوامر او را عين رستگاري دانسته و سستي و مسامحه را کنار گذاشته بودند.

قرآن را براي عمل، و سخنان پيغمبر اکرم صلّي‌الله عليه و آله و سلّم را براي پيروي فرا مي‌گرفتند، و عقيده داشتند که قرآن فقط براي خواندن و نوشتن نازل نشده و احاديث فقط براي اين که در سينه محدّثين و صفحات کتب ثبت و ضبط شود، وارد نگشته است.

يگانه يا مهم‌ترين موردي که اجتماع اسلامي را از اجتماع جاهلي جدا مي‌ساخت، التزام مسلمانان به عمل بود و اين يکي از مهم‌ترين عللي بود که مشرکان را به آن جنگ‌ها وادار کرد.

مشرکان دريافتند که اسلام به لفظ اکتفا نمي‌کند و پس از شهادتين، نوبت انجام فرايض، اطاعت و پيروي از خدا و رسول و ترک اخلاق ذميمه و کردارهاي نکوهيده است؛ از اين جهت از تلفّظ اين دو کلمه طيبه که متضمّن خير و سعادت دنيا و آخرت است، خودداري داشتند و اگر مثل زمان ما اسلام از مسلماني جدا بود و از آن گفتار، کرداري نمي‌خواستند شايد صلحي بين مسلمانان و مشرکان برقرار مي‌شد و غزوه بدر، احد، احزاب و … پيش نمي‌آمد.

اگر اسلام رضايت مي‌داد که آنان به زبان، شهادت به توحيد دهند، ولي عملاً بت‌ها را بپرستند و دختران را زنده به گور کرده و زنا، قمار، مي‌گساري، ربا، خون‌ريزي، سرقت، ستم‌گري و ساير معاصي را مرتکب شوند و نماز، روزه، زکات، حج و ديگر فرايض اسلام را ترک نمايند، ميان کفر و شرک و توحيد و جامعه اسلامي و اجتماع جاهليت، اين همه فاصله نمي‌افتاد.

امّا اقرار به زبان کافي نبود و علاوه بر گفتن شهادتين، به طور جدّي و مؤکّد موظّف بودند که به احکام شرعيه عمل کنند و عضويت در اجتماع اسلامي، بدون التزام به رعايت احکام- اگر چه به ظاهر باشد- امکان نداشت.

اسلام با اعمال و روش دوره جاهليت، با بت پرستي و کفر، با فحشاء و منکرات، با روابط نا مشروع زن و مرد، با بي‌حجابي و بي‌عفّتي، با بي‌عدالتي، با دروغ و خيانت، با زورگويي و استبداد زمامداران، مبارزه را آغاز کرد و اين اعمال در جامعه مسلمانان آن روز، با اسلام و تسليم مغاير بود؛ از اين رو، به مجرّد اين که در هر موضوع آيه‌اي نازل، و دستوري صادر مي‌شد، فوراً اجرا مي‌گرديد.

وقتي آيه حرمت خمر نازل شد، خم‌هاي شراب را روي زمين ريختند و شراب سازي و مي‌فروشي ممنوع شد.

وقتي حرمت ربا اعلام شد، ربا خواري متروک و قرض الحسنه رايج گرديد. هنگامي که آيه وجوب روزه ماه رمضان نازل شد، همه با شور و شعف به اطاعت فرمان خدا کمر بستند. و چون آيه حجاب نازل گرديد، حتّي يک زن مسلمان نيز بي‌حجاب نماند. هنگامي که فرمان جهاد مي‌رسيد، شهادت را رستگاري و سعادت مي‌شمردند و اگر به آن نائل نمي‌شدند، ناراحت مي‌گشتند.

آنان با آن که در آغاز تشريع اين تکاليف، به آن انس نداشتند، چون شهادتين را براي عمل، به زبان مي‌آوردند و به اين گواهي خود احترام نهاده و خود را متعهّد مي‌شمردند، فوراً اجرا مي‌کردند.

امّا گويا ما شهادتين را براي عمل، به زبان جاري نمي‌کنيم و خود را در برابر اين گواهي بزرگ و پر از خير و برکت متعهد و ملتزم نمي‌دانيم.

بلندگوي مساجد، راديوهاي شهرها و کشورهاي مسلمان نشين در اوقات نماز، نواي خوش اذان سر داده و به توحيد و رسالت، شهادت مي‌دهند؛ امّا مجامع، محافل، کوچه‌ها، خيابان‌ها، بازارها و مدارس، عملاً اين شهادت را نمي‌دهند.

تعداد بازديد:124 آخرين تغييرات:98/02/24
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر