یکشنبه 3 شهريور 1398 - 23 ذي الحجه 1440 - 25 آگوست 2019
صفحه اصلي/مقالات


 
 


 










 


 












خروجي RSS

فقه جواهری جوابگوی امروز است/ باید کتاب‌های حوزه را به‌روز کنیم

حجت الاسلام رفيعي در گفتگو با مهر:

فقه جواهري جوابگوي امروز است/ بايد کتاب‌هاي حوزه را به‌روز کنيم

مدير حوزه علميه شهيد صدوقي گفت: اگر ما مي‌گوئيم فقه جواهري و اجتهاد جوابگوي امروز است يعني يک متد است که اقتصاد، سياست و روانشناسي و... بايد بيايد در يک متد و به توليد و بهره برداري برسد.

خبرگزاري مهر، گروه دين و انديشه: تقابل دو مفهوم حوزه انقلابي و حوزه سکولار که آغاز آن به سال‌هاي مبارزه عليه رژيم طاغوت بازمي‌گردد اکنون وارد مرحله‌اي جديد شده و ديگر در حوزه تئوري و نظريه‌پردازي محدود نيست. اختلاف قرائت‌ها درباره اين دو مفهوم بسيار است و برخي دست‌هاي بيگانه را در سوق دادن نهادهاي مذهبي به سمت سکولاريزه شدن دخيل مي‌دانند. در اين رابطه به سراغ يکي از مديران نمونه حوزه علميه در قم رفتيم تا از تأثيرات اين دو رويکرد در عرصه عمل و جهت‌گيري طلاب در اين باره بيشتر مطلع شويم.

حجت الاسلام حسين رفيعي متولد ۱۳۵۶ در اهواز است. وي تحصيلات حوزوي خود را پس از اخذ مدرک ديپلم و از مدرسه امام خميني (ره) اهواز که توليت آن با آيت‌الله موسوي جزايري بود آغاز کرد. او درس ۱۰ ساله سطوح حوزه را در ۵ سال سپري کرد و طي تحصيل، همزمان به تدريس هم مي‌پرداخت.

رفيعي در سال ۱۳۸۰ و در سن ۲۴ سالگي به عنوان مدير مدرسه علميه طلاب نخبه اهواز با نام مدرسه ولي‌عصر (عج) انتخاب شد. وي در همين سال در درس خارج فقه و اصول آيت الله موسوي جزايري نيز شرکت کرد.

در همين سال‌ها او هم امامت جماعت دانشگاه آزاد اهواز را بر عهده داشت و هم در اين دانشگاه تدريس مي‌کرد و در کنار کرسي درس و محراب نماز، جلسات مباحثاتي بسياري براي دانشجويان برگزار کرده و به بصيرت افزايي در فضاي دانشگاه اهميت ويژه‌اي مي‌داد. از سويي در همين دوران از اهميت فعاليت در مسجد و پايگاه بسيج غافل نبود و به عنوان فرمانده پايگاه نمونه سپاه نيز انتخاب شد.

وي پس از عزيمت به قم در دروس خارج آيات عظام مؤمن، بهجت و سبحاني شرکت کرد و در مباحث اخلاقي نيز چند سالي را در محضر آيت الله عزيز خوشوقت گذراند. او چند رساله فقهي براي اساتيد خود به رشته تحرير درآورد که مورد تمجيد و تقدير علما خصوصاً آيت الله سبحاني قرار گرفت و وي از رساله «صلاة المسافر» حجت‌الاسلام رفيعي با تقريظي تقدير کرد.

رفيعي مشاوره و تدريس سطوح عالي را در مدارس حقاني، علوي و صاحب الأمر و همچنين مؤسسه فقهي عسکريه قم ادامه داد.

حجت الاسلام رفيعي اساس شکل‌گيري شخصيت خود را متأثر از مسجد و کار فرهنگي در مساجد مي‌داند. در اين بين مطالعه آثار شهيد مطهري محور اين شکل‌گيري شخصيتي بوده و به گفته وي هميشه کسي که بتواند متفکر باشد و در جامعه نقش هم داشته باشد براي او يک الگو به شمار مي‌رفت؛ براي آشنايي بيشتر با شخصيت حجت الاسلام رفيعي و شناخت بيشتر از روند فعاليت‌هاي مدرسه و مجموعه‌هاي تحت مديريتش گفت وگويي با وي ترتيب داديم که در ادامه مي‌خوانيد؛

*مقداري در مورد خودتان توضيح دهيد و بفرمائيد سرچشمه شکل گيري اين نوع روحيات شما چه بود؟

سال ۱۳۷۱ که بنده پايه اول دبيرستان بودم سه سال از رهبري مقام معظم رهبري مي‌گذشت. به طور کلي مي‌توان گفت با رهنمودهاي ايشان و نکاتي که بيان مي‌کردند سعي داشتم آنها را در خودم پياده کنم و اين برايم مسرت بخش بود که که در آن سن و سال صحبت‌هاي مقام معظم رهبري را دنبال مي‌کردم و به رشته تحرير در مي‌آوردم؛ سخنان ايشان در کنار صحبت‌هاي آيت الله مشکيني، آيت الله جوادي و آيت الله يزدي، علامه مصباح يزدي و ساير علما و مراجع تقليد براي من بسيار با اهميت بود.

در آن زمان هم مسئول کار فرهنگي در مسجد بودم و هم مسئول فرهنگي گردان عاشورا و از سوي ديگر به عنوان فرمانده نمونه پايگاه سپاه معرفي شده بودم؛ در سال ۱۳۷۹ شروع به تدريس کردم تا اين الگوي جمع سالم ميان درس و فعاليت را گسترش دهم و اين از همان موقع اين براي من يک مسئله مهم قلمداد مي‌شد.

در آن زمان يک سري طلبه‌ها را مي‌ديدم که اعتقاد بر اين داشتند که نبايد کار کنيم اما در مقابل طلاب ديگري اذعان داشتند که ما آمديم فقط کار کنيم؛ لذا من هميشه سعي ام بر اين بود که اين دو را جمع کنم.

هميشه اين تفاوت‌ها و تقابل‌ها ميان فعاليت و اثرگذاري در جامعه و از طرفي با سواد بودن و اهل درس بودن براي ما يک مسئله مهمي بود که چگونه اين تقابل‌ها را از ميان برداريم.

واقعيت امر اين است که تا اين راه بخواهد براي من ملکه شود گاهي دچار افراط و تفريط هم شدم، گاهي اوقات در درس افراط مي‌کردم گاهي در تدريس تا در نهايت به يک تعادل و توازن در اين مسئله مهم رسيدم و در اين زمان به يک ملکه‌اي مي‌رسيدم که بتوانم در مورد اين مسائل تدبير کنم.

ما در فضاي مسجد اردوي شهيد مطهري داشتيم، بچه‌ها را از اهواز ۲۵ روز به مشهد و کرج مي‌آورديم، در دوره شهيد مطهري کتب شهيد مطهري را سطح‌بندي کرده بوديم و مباحثه مي‌کرديم؛ دغدغه ما اين بود آنها در خانواده و مدرسه اثرگذار شوند و هرکجا که به شبهه‌اي مي‌خوردند مرجعي بنام مسجد براي پاسخگويي به سوالات فکري، اخلاقي، سياسي وجود داشته باشد.

*مقداري درباره مدرسه شهيد صدوقي و حضورتان در اين مدرسه علميه توضيح دهيد؛

من به همراه مرحوم حجت الاسلام و المسلمين کرامت و با تأييد آيت الله خوشوقت وارد مدرسه شهيد صدوقي شدم.

در سال ۱۳۸۸ به مدرسه آمدم که آن سال هم مواجه شد با فتنه و مدرسه ما در دفاع از عرصه ولايت و کشور شور خاصي داشت. حتي در خاطرم هست که در مسئله آقاي صانعي از اولين مدارسي بوديم که براي برخورد با ايشان از جامعه مدرسين مطالبه کرديم.

يکي از اختصاصات مدرسه ما اين است که چون ما هدف و گام‌هاي‌مان براي کادرسازي انقلاب است و مقام معظم رهبري يکي از نکاتي که نسبت به حوزه مي‌گويند اين است که دوره تحصيل را کوتاه کنيد، لذا هر سال حدود ۵۰ روز طلاب را به مشهد مي‌بريم و در آنجا دوره علمي، مباحث معرفتي و پژوهشي برگزار مي‌کنيم؛ طلاب در آنجا درس مي‌خوانند و اگر طلبه‌اي خوش استعداد باشد درس ۶ سال را در ۴ سال تمام مي‌کند و در بدترين حالت به ۵ سال مي‌انجامد و حداقل يکسال به عمر طلبگي آن اضافه مي‌شود.

همچنين ما منشوري را تدوين کرديم. به عنوان منشور «تربيت طلبه عصر انقلاب» که براساس فرامين مقام معظم رهبري و دغدغه‌هاي ايشان درحوزه است. مبنايي است بر سياست گذاري و هدف گذاري و برنامه مشخص و مدوني است از ابتدا تا اجتهاد براي طلبه که آن را با يک نظام جامعي تدوين کرديم.

طلبه مستعد نبايد وقتش تلف شود و بايد برنامه مدون و مشخصي داشته باشد و ساير ابعاد طلبگي را پوشش دهد اين مسئله، يک ضرورتي را براي ما به عنوان وظيفه اقتضا کرد که يک سند و منشوري به عنوان منشور تربيت طلبه عصر انقلاب تحت عنوان وارثين تدوين کنيم

بر اساس ارتباطي که با اساتيد و طلبه‌ها داشتيم خصوصاً طلبه‌هاي نخبه اين مسئله را مطرح کرديم که چگونه مي‌توانيم بين راه بلند مدت حوزه و اثرگذاري در جامعه رابطه‌اي ايجاد کرد؛ همچنين حضرت امام خامنه اي انتظاراتي از حوزه عصر انقلاب دارند که هنوز برآورده نشده است و طلبه امروز ما با اين مطالبات آشنا شده و نياز جامعه را مي بيند و از طرفي سنوات حوزه يک سنوات طولاني مدت و دوره بلند مدت است؛ طلبه مستعد نبايد وقتش تلف شود و بايد برنامه مدون و مشخصي داشته باشد و ساير ابعاد طلبگي را پوشش دهد اين مسئله، يک ضرورتي را براي ما به عنوان وظيفه اقتضا کرد که يک سند و منشوري به عنوان منشور تربيت طلبه عصر انقلاب تحت عنوان وارثين تدوين کنيم. اين در واقع يک برنامه همه جانبه است که از بدو ورود به حوزه تا اجتهاد آن را برنامه ريزي کرديم و در حال حاضر در حوزه شهيد صدوقي اجرا کرديم.

اين سند را از ۱۲ سال تا ۱۵ سال تدوين کردند و فارغ التحصيلي که سطح چهار حوزه يعني دکترا و سطح سه، فوق ليسانس و سطح دو، ليسانس و سطح يک را که فوق ديپلم است در دو مدرسه شهيدصدوقي و مدرسه فقهي علي بن موسي الرضا (طلبه مدرسه شهيد صدوقي از پايه يک تا شش و مدرسه فقهي علي بن موسي الرضا سطح عالي و خارج را دنبال مي‌کند) مي‌گذراند يعني کل اين ۱۵ سال در اين دو مدرسه که تحت نظر حوزه است طي مي‌شود.

آيت الله يزدي مطالب گزارش ما را ديدند و دستور دادند مرکز علمي چاپ کند و در اختيار همه مدارس قرار دهند. آيت الله اعرافي هم نسبت به اجرا و مطالب کاملاً تأييد کردند و مطالب بسيار خوبي در حاشيه اين منشور نگارش کردند. البته اين منشور به وسيله بنده به رؤيت مقام معظم رهبري نيز رسيد و ايشان تشکر کردند.

فعاليت ديگر مدرسه شهيد صدوقي اين است که دوره مهارت تبليغي براي تبليغ در دانشگاه و مدارس و آموزش و پرورش آموزش داده مي‌شود و به همه اين موارد با عنوان مدرک رسمي مرکز مهارت‌هاي حوزه سراسري کشور به طلبه ارائه داده مي‌شود که در منشور هم قيد شده است و زماني که دوره مديريت را طي مي‌کند مدرک رسمي دوره مديريت به آنها داده مي‌شود.

همچنين طلبه‌هايي که طرح کتب شهيد مطهري را گذراندند، مدرک مي‌گيرند و مي‌توانند بعد از گذراندن اين دوره مربي و استاد باشند، به روش مطالعه، روش مباحثه، روش مقاله و روش کلاس داري در اين حوزه‌ها مدرک به طلبه داده مي‌شود و يک بخشي در حوزه مخصوص نخبگان است که روي اين افراد سرمايه گذاري مي‌کنيم که در آينده استاد مشاور علمي و مدرس علمي با گذراندن اين دوره‌ها باشند.

*از فعاليت‌ها گفتيد، مقداري درباره ثمرات و خروجي‌هاي مدرسه هم توضيح بفرمائيد.

ابتدا اين نکته را بگويم آقاي فرخ فال و اعرافي زماني که مدير عامل حوزه علميه استان قم بودند در جشنواره علمي پژوهشي شيخ انصاري که در مدرسه برگزار شد، آمده بودند يک جمله‌اي درباره مدرسه گفتند که «اين مدرسه گل سر سبد مدارس قم» است.

مي‌شود بين درس و کار جمع سالم کرد؛ البته ما از کساني که در واقع فقط کار علمي انجام دادند و منزوي بودند، تجربه خوبي نداريم؛ يا آنها که فقط کار اجرايي کردند و کار علمي نکردند؛ بعضي از آقايان مردود شدند و کارنامه آنها موفقيت‌آميز نبوده است.

ما اين خط را مي‌خواهيم که اين طلبه در هرجايي از نظام قرار گرفت بتواند مؤثر واقع شود و واقعاً کمک حال نظام و انقلاب در مسير رشد و تکامل باشد تا شرمنده امام و رهبر معظم انقلاب نشويم؛ مقام معظم رهبري حجت را بر همه تمام کرده است؛ براي مثال مي‌بينيم که ايشان از ساعت ۵ يا ۶ صبح تا ۱۰ شب مشغول کار هستند، مطالعه‌شان از جوانان بيشتر است لذا ما بايد ياد بگيريم و باري را از روي دوش نظام برداريم.

طلبه‌هاي حوزه استادهاي سطح يک و استاد مشاورهاي سطح عالي و مدير گروه شدند و بعضي‌ها وارد فضاي کار اجتماعي و فرهنگي شدند و امام جماعت هستند. در شيراز افرادي را داريم که امام جماعت هستند و در دانشگاه هم تدريس مي‌کنند؛ در کرمانشاه هم يک مؤسسه جامعي راه اندازي کرده و اين مؤسسه در حال حاضر تعداد زيادي دانش آموز دارد و با ما يک شبکه ارتباطي دارند.

تعداد زيادي سرمربي مساجد در قم و شهرستان‌هاي ديگر از دانشجوهاي اين حوزه هستند، محور يکسري کارهاي پرورشي-فرهنگي از قبيل پرورش مربي در طرح صالحين و طرح مساجد در اين منطقه شکل مي‌گيرد.

برخي طلبه‌هاي ما زماني که به شهرستان‌هاي خود بر مي‌گردند مؤثر هستند و براي نوجوانان کتاب‌هاي شهيد مطهري و مباحث اخلاقي و کلامي را مطرح مي‌کنند و با تيزهوشان منطقه بحث‌هاي کلامي را کار مي‌کنند و گزارش اين موارد را به حوزه مي‌دهند.

همچنين تبليغ و تهذيب مدرسه ما جز تهذيب‌هاي عالي قم است. در پژوهش سوم کشوري و در مقالات علمي دوم کشوري شديم و بسيج ما بسيج نمونه شد؛ مسئول نماينده ولي فقيه در سپاه از دوستان ما تقدير کردند و در بعد علمي ارتقا رتبه داشتيم؛ نفر اول ادبيات کنکور استان قم نيز طلبه‌هاي حوزه صدوقي بود. نفر اول مرکز تخصصي فقه و اصول پژوهشي و آموزشي هم به همين ترتيب بوده است.

*حضرت امام فرمودند فقه تئوري از گهواره تا گور است و اينکه اسلام براي تمام ابعاد زندگي بشر است و براي رسيدن به تمدن نوين در حوزه توليد علم روانشناسي اسلامي، جامعه شناسي اسلامي و سياست اسلامي نياز به کار داريم. اينکه مدرسه شهيد صدوقي بخواهد در اين راستا کار کند و به سنت‌هاي حوزه و فقه جواهري پايبند باشد چگونه است و براي جمع بين اين دو مورد، حوزه چه برنامه‌هايي دارد؟

مرحوم آيت الله مطهري درکتاب اسلام و مقتضيات زمان مي‌گويد: ما يک سري قوانين مداري و يک سري قوانين منزلي داريم ما بايد بين قانون مداري حوزه و قانون منزلي حوزه تفکيک قائل شويم. قانون مداري، قانون ثابت لا يتغير است، قانون منزلي تابع محيط، شرايط زماني و مکاني و شرايط اجتماعي سياسي و امنيتي است که دستخوش تغييرات است ما قوانيني در صدر اسلام داشتيم که شاهد هستيم در اين موارد سبک زندگي و حکومت داري تغيير کرده در حال حاضر شيوه حکومت داري با هم متفاوت است؛ اين تفاوت در قانون‌هاي منزلي هستند در اين منزل اقتضائاتي وجود داشت و در اين منزل يک اقتضائات ديگري است مثل صلح امام حسن و قيام سيد الشهدا (ع) يک امام بايد صلح مي‌کرد و ديگري بايد قيام مي‌کرد هر دو نفر امام هستند و اقتضائات جامعه و شرايط هر کدام با شکل ديگري فرق مي‌کند.

اگر ما مي‌گوئيم فقه جواهري و اجتهاد جوابگوي امروز است يعني يک متد است مانند کارخانه‌اي که مواد خام مي‌دهيم و توليد مي‌شود اجتهاد هم به همين صورت است يک متدي است که بر يک سري علوم در حوزه کار مي‌شود که اين کارخانه کامل شود، اقتصاد، سياست و روانشناسي همه اينها بايد بيايد در يک متد و به توليد و بهره برداري برسد

در حوزه يک سري قانون‌هاي ثابت داريم و يک سري قانون‌هاي متغير که مواقع حساس ما در مورد قانون‌هاي متغير است. طلبه بايد اهل تلاش‌هاي معنوي، فکري و مباحثه باشد اينها از موارد قانون‌هاي ثابت حوزه است و نبايد تغيير کند اگر ما مي‌گوئيم فقه جواهري و اجتهاد جوابگوي امروز است يعني يک متد است مانند کارخانه‌اي که مواد خام مي‌دهيم و توليد مي‌شود اجتهاد هم به همين صورت است يک متدي است که بر يک سري علوم در حوزه کار مي‌شود که اين کارخانه کامل شود، اقتصاد، سياست و روانشناسي همه اينها بايد بيايد در يک متد و به توليد و بهره برداري برسد.

بعضي‌ها مي‌گويند لمعه و يا شرايع بخوانيد و هر کدام مزايايي دارد ولي اصل کار اين است که طلبه بايد شيوه اجتهاد به دست بياورد، اين قانون ثابت است. حالا اين کتاب يا آن کتاب سلايق مختلف است و اشکالي هم ندارد.

*نظريه اسلام در رابطه با روانشناسي، تربيت، سياست و حقوق چيست؟

رهگذر رسيدن به مسئله علوم انساني و همچنين رسيدن به سلوک معنوي اجتهاد است. در واقع اجتهاد سنتي از فقه اهل بيت به دست مي‌آيد اگر آن به دست نيايد نمي‌توانيم وارد عرصه کار در جامعه شويم اگر بخواهيم توليد کنيم شرط لازم همين مورد است و در اجتهاد عنصر مکان و زمان بسيار مؤثر است و نمي‌توانيم به عنصر مکان و زمان بي تفاوت باشيم و بايد آگاهي‌مان از مقتضيات جامعه بالا باشد نسبت به نيازهاي جامعه و شرايط جامعه، تا بتوانيم با اين متد مسئله را حل کنيم.

اگر مي‌گوئيد علوم انساني رهگذرش اين است ما بايد بفهميم انسان در مکتب اسلام چيست و انسان را چگونه تعريف کرده است؛ مسئله حق و تکليف، حقوق فردي و اجتماعي و سياسي اينجا مطرح مي‌شود.

و ما اعتقاد داريم طلبه تا به اين مرحله اجتهاد نرسد وارد شدن در حوزه علوم انساني امکان پذير نيست و بايد ملکه استنباط به دست بيايد براي اينکه وارد مرحله علوم انساني شود و بتواند به مرحله توليد برسد.

در حال حاضر فقه ما سياست و حکومت را شامل مي‌شود، ما بايد بتوانيم کار سنتي را با معاصر جمع کنيم و با هم منافات ندارد راه برون رفت از نيازهاي معاصر سنت است؛ با کار سنتي مي‌توانيم از نيازهاي مادي بيرون برويم، شناخت نيازهاي معاصر ما سنت است.

*نظر شما راجع به کشمکش ميان جريان سنتي و تحول‌گرا چيست؟

نکته قابل توجه اين است که طلبه‌ها به اندازه‌اي که در مشاوره‌ها شرکت مي‌کنند رشد مي‌کنند و نوعاً طلبه‌هاي مؤثر از دل اين مشاوره‌ها رشد مي‌کنند. ما سر شاخه‌اي ايستاديم که ريشه اين شاخه قُدماي حوزه هستند و نمي‌توانيم رابطه خودمان با ماسبق را قطع کنيم؛ ما اگر بخواهيم مولد شويم بايد ماسبق را خوب بفهميم تا آينده را خوب رقم بزنيم و نمي‌توانيم نسبت به کتب اصيل حوزه مثل رسائل و مکاسب، بي تفاوت باشيم ما بايد محتوا را داشته باشيم تا با ادبيات روز بيان کنيم، مانند کاري که آقاي مرحوم مشکيني در الرسائل جديده کرد.

ما بايد کتاب‌ها را به روز رساني کنيم، يکي از آفت‌هايي که دامن‌گير طلبه‌ها مي‌شود اجتهاد آسان است؛ اجتهاد به اين راحتي به دست نمي‌آيد.

*رابطه طلاب مدرسه شما با توده مردم به چه شکل است؟

ارتباط و پيوند با مردم به اين شکل است يک سري اردوهاي جهادي راه اندازي کرديم و به مناسبت‌هاي مختلف مثلاً در زلزله‌ي کرمانشاه طلبه‌هاي ما جمع آوري هدايا و نذورات و کمک‌ها را بر عهده داشتند و براي کرمانشاه فرستاديم و همچنين آقاي حجت الاسلام پورهواشمي که از طلبه‌هاي اين مدرسه هستند نماينده آيت الله اعرافي شدند و پانصد تا طلبه را با حکم آيت الله اعرافي از قم جمع آوري کردند و براي خدمات و کمک به محرومين به کرمانشاه اعزام کردند.

طلبه‌هاي ما به روستاهايي رفتند که آن مناطق با روحاني ديني ارتباط نداشته و حتي محل خواب نداشتند؛ آنها با روحيه جهادي و انقلابي بدون حمايت به اين مناطق مي‌روند بدون اينکه انتظار و چشم داشتي داشته باشند و از سوي ديگر نيز گروه‌هاي تبليغي و جهادي براي کارهاي خدمت رساني به مردم به مناطق اعزام مي‌شوند.

از ديگر برنامه‌ها اين بود که طلبه‌هايي که زمينه کار تبليغي در جهان اسلام و حتي غرب و اروپا دارند و مي‌توانند مؤثر واقع شوند را شناسايي کنيم و لذا يک گروه ۱۵ نفره را راه اندازي کرديم و يک سري دوره‌هاي زبان انگليسي و زبان عربي راه اندازي کرديم و در حال حاضر نيز يک تيم طلبه را به برزيل اعزام کرديم که مؤثر واقع شدند و يک عده‌اي را مسلمان کردند. بعضي از طلبه‌ها هم به کشورهاي عربي اعزام مي‌شوند و به زبان عربي منبر مي‌روند.

بعضي از طلبه‌ها هم مؤلف کتاب هستند و بحث سياسي و انتخاب اصلح از ديدگاه امام (ره) با نظارتي که از دفتر رهبر انقلاب مي‌شد به عنوان يک کتاب نوشتند و همچنين چاپ مقالات علمي در فصلنامه‌هاي تخصصي از فعاليت‌هاي علمي طلبه‌ها مي‌باشد.

تعداد بازديد:118 آخرين تغييرات:98/03/08
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر