چهارشنبه 27 شهريور 1398 - 18 محرم 1441 - 18 سپتامبر 2019
صفحه اصلي/سياسي و اقتصادي


 
 


 










 


 












خروجي RSS

آیا مردم ایران بدمصرف هستند؟/ آنچه آمار درباره ادعای وزیر می گوید

مهر گزارش مي‌دهد

آيا مردم ايران بدمصرف هستند؟/ آنچه آمار درباره ادعاي وزير مي گويد

خلاف باور معمول، مصرف بالاي انرژي در ايران الزاماً ناشي از بدمصرفي مردم نيست و ميزان مصرف در کشورهايي که شرايطي مشابه ايران دارند، نزديک به ميزان مصرف در کشورمان است.

به گزارش خبرنگار مهر، اخيراً رضا اردکانيان، وزير نيرو، طي مصاحبه‌اي عنوان کرده بود «علت اينکه تحريم شديم همين بد عادتي در مصرف است. تحريم کنندگان فهميده‌اند نقطه ضعف ما، مصرف است. ما جامعه‌اي مصرفي هستيم؛ چرا چين اينگونه تحريم نمي‌شود؟ چون با يک وعده غذا هم رفع گرسنگي مي‌کنند».

متعاقب انتشار اين اظهارات موجي از تحليل‌ها به راه افتاد. گروه زيادي به وزير حمله و لحن بد او را نقد کردند. بيت‌الغزل سخنان اين دسته از افراد، مصرف بالاي انرژي در کشور است.

سوال اين است که آيا واقعاً مردم ايران در مصرف انرژي تا آن اندازه که در رسانه‌ها بيان مي‌شود بي‌مبالات هستند؟

مردم دنيا چقدر انرژي مصرف مي‌کنند؟

مهدي نظري، کارشناس حوزه آب و انرژي در گفتگو با خبرنگار مهر درباره الگوي استاندارد مصارف خانگي با اشاره به اينکه معمولاً مصارف نهايي انرژي به چند بخش شامل صنعت، حمل و نقل، خانگي، کشاورزي و غيره تقسيم مي‌شود، گفت: آمار رسمي نشان مي‌دهد سرانه مصرف نهايي انرژي ايران در بخش‌هاي «کشاورزي»، «خانگي، تجاري و عمومي»، «حمل و نقل» و «صنعت» به ترتيب ٣.٤ (سه و چهار دهم)، ۲ (دو)، ١.٦ (يک و شش دهم) و١.٤ (يک و چهار دهم) برابر متوسط جهاني است. آژانس بين‌المللي انرژي مي‌گويد سهم «بخش خانگي» (شامل روشنايي، سرمايش، گرمايش و غيره) از کل تقاضاي انرژي، در جهان ۲۲ درصد و در ايران ۲۹ درصد است.

وي با تاکيد بر اينکه آمارهاي داخلي نيز عدد اعلامي آژانس بين المللي انرژي را تأييد مي‌کند، تصريح کرد: بطور ميانگين سرانه مصرف انرژي در بخش خانگي، در جهان حدود ۲ بشکه معادل نفت خام است، اين عدد در ايران ٤.٩٨ (چهار و نود هشت صدم) يعني حدود دو و نيم برابر متوسط جهان برآورد مي‌شود که تقريباً شامل تبديل مصارف گاز (۷۸ درصد)، برق (۱۲ درصد) و فراورده‌هاي نفتي (۱۰ درصد) به بشکه معادل نفت خام است. («بشکه معادل نفت خام» ترجمه‌اي از barrel of oil equivalent است که يک يکاي انرژي است و ساير واحدها مثل وات براي برق يا مترمکعب براي گاز، با ضرايبي به آن تبديل مي‌شود).

آيا مردم ايران بدمصرف هستند؟

آمار بالا مي‌گويد که ميانگين مصرف انرژي در ايران بالاتر از ميانگين جهاني است. اما آيا دليل اصلي مصرف نسبتاً بالاي انرژي در خانه‌هاي ايرانيان، فرهنگ نادرست مصرفي مردم است؟

آمار و مستنداتي وجود دارد که نشان مي‌دهد دليل اختلاف بين ميانگين جهاني و ميانگين مصرف انرژي ايرانيان، صرفاً به بدمصرفي مردم منحصر نيست و مجموعه‌اي از ساير عوامل نيز در آن دخالت دارد

نظري در پاسخ به اين سوال، با بيان اينکه همواره باور معمول اين بوده است که اختلاف بين ميانگين جهاني و ميانگين مصرف انرژي در ايران ناشي از «بدمصرفي مردم» است، افزود: اگر فرض کنيم که اختلاف بين ميانگين جهاني و ميانگين مصرف انرژي در ايران ناشي از «بدمصرفي مردم» است، مي‌توان و بايد با اقدامات و برنامه‌هاي آموزشي و آگاه‌ساز، مصرف انرژي در بخش خانگي را کاهش داد.

اما آمار و مستنداتي وجود دارد که نشان مي‌دهد دليل اختلاف بين ميانگين جهاني و ميانگين مصرف انرژي ايرانيان، صرفاً به بدمصرفي مردم منحصر نيست و مجموعه‌اي از ساير عوامل نيز در آن دخالت دارد. اين عوامل را بايد شناخت و با فهم درست از مسأله، راهکارهايي را براي اصلاح مصرف دنبال کرد که امکان تحقق داشته باشد.

نظري مي‌گويد: يکي از مهمترين عوامل غير از بدمصرفي مردم که در بالابودن ميانگين مصرف مؤثر است، «پوشش شبکه برق» و «دسترسي مردم جهان به سوخت‌هاي غيرجامد» است. بر اساس آمار موجود، ۱۴ درصد از مردم جهان به برق دسترسي ندارند. در واقع بيش از يک ميليارد نفر از مردم جهان از برق برخوردار نيستند. همچنين حدود ۴۱ درصد از مردم جهان فاقد دسترسي به سوخت‌هاي غيرجامد (مثل نفت و گاز) هستند.

چه عواملي منجر به مصرف بيشتر مي‌شود؟

نظري مي‌گويد: به طور طبيعي در شرايط برابر، در نقاطي که دسترسي به برق و منابع فسيلي وجود ندارد، مصارف انرژي کمتر است. بررسي‌هاي دقيق نشان مي‌دهد در حالي که ميانگين سرانه مصرف انرژي در بخش خانگي در جهان حدود ۲ بشکه معادل نفت خام است، در ۴۵ کشوري که دسترسي مردم در آنها به شبکه برق و سوخت‌هاي غيرجامد مشابه يا بهتر از ايران است، اين عدد به بيش از ٤.١ (چهار و يک دهم) بشکه معادل نفت خام مي‌رسد که در مقايسه با ايران چندان کمتر نيست.

کشورهايي که از نظر «دسترسي به برق و سوخت‌هاي غيرجامد»، «شرايط اقليمي» و «استانداردهاي مناسب زندگي» وضعيتي مشابه ايران دارند، ميزان مصرف انرژي آنها نيز مشابه ايران است‌

نظري شرايط آب و هوايي را از ديگر علل مؤثر در ميزان مصرف معرفي مي‌کند و توضيح مي‌دهد: يکي از مباحث مهم در مطالعات اقليمي به ويژه ساختمان و محيط مسکوني، مساله گرم کردن آن‌ها در فصل سرد و سرد کردن در دوره‌هاي گرم سال براي رسيدن به حدود آسايش گرمايي انسان است. طبيعتاً رفع نيازهاي گرمايشي و سرمايشي با صرف انرژي ميسر مي‌شود. بررسي‌ها نشان مي‌دهد تنها کمتر از ۲۰ درصد از کشورهاي جهان به لحاظ مجموع نيازهاي گرمايشي و سرمايشي، وضعيت نامساعدتري نسبت به ايران دارند. بنابراين در کنار ساير عوامل، مصرف بيشتر انرژي در بخش خانگي در ايران نسبت به ميانگين جهاني، متأثر از نياز بيشتر است.

وي تاکيد کرد: در شرايطي که ميانگين سرانه مصرف انرژي در بخش خانگي در جهان حدود ۲ بشکه معادل نفت خام است، در ۲۷ کشوري که معادل يا بيش از ايران نياز گرمايشي و سرمايشي دارند، اين عدد به بيش از ۴/۴ (چهار و چهار دهم) بشکه معادل نفت خام مي‌رسد که در مقايسه با ايران چندان کمتر نيست.

نظري عامل ديگري که مصرف انرژي ايراني‌ها را متأثر مي‌کند را سطح استانداردهاي زندگي مي‌داند و مي‌گويد: رابطه بين توليد ناخالص داخلي و شدت انرژي همواره مورد توجه پژوهشگران بوده است. نتايج نشان مي‌دهد که يک رابطه عليت دوطرفه بين توليد ناخالص داخلي و شدت انرژي وجود دارد. به طور معمول در کشورهاي برخوردار از سطح بالاتري از استانداردهاي زندگي، مصرف انرژي بيشتر است. سرانه توليد ناخالص داخلي يکي از عناصري است که تصويري از کيفيت نسبي زندگي در کشورها ارائه مي‌کند.

به گفته اين کارشناس حوزه آب و انرژي، در فهرست ۱۸۵ کشور جهان، سرانه توليد ناخالص داخلي بر مبناي برابري قدرت خريد در ايران از ۱۲۴ کشور بيشتر است. در بررسي وضعيت ۱۲۰ کشور جهان مشخص شد که در ۶۸ کشوري که در آنها سرانه توليد ناخالص داخلي براساس برابري قدرت خريد کمتر از ايران است، ميانگين سرانه مصرف انرژي در بخش خانگي حدود ١.٥ (يک ونيم) بشکه معادل نفت خام و در ۵۲ کشوري که نسبت به ايران در جايگاه بالاتري قرار دارند، حدود ٤.٢ (چهار و دو دهم) بشکه معادل نفت خام است که اين عدد در مقايسه با سرانه مصرف انرژي در بخش خانگي در ايران که برابر ٤.٩٨ (چهار و نود و هشت صدم) بشکه معادل نفت خام است، چندان کمتر نيست.

سه دليل براي توضيح مصرف بالا

به گزارش خبرنگار مهر، براساس آنچه گفته شد، مي‌توان نتيجه گرفت بر خلاف باور معمول، مصرف بالاي انرژي در ايران الزاماً ناشي از بدمصرفي مردم نيست و ميزان مصرف در کشورهايي که شرايطي مشابه ايران دارند، نزديک به ميزان مصرف در ايران است.

اگرچه مصرف انرژي در خانه‌هاي ايرانيان بيش از نياز و حد معمول است اما در نظر داشتن عوامل تأثيرگذار شامل «دسترسي بهتر به برق و سوخت»، «نياز بيشتر به انرژي براي تأمين گرمايش و سرمايش» و «سطح مناسب استانداردهاي زندگي» در ايران در مقايسه با جهان نشان مي‌دهد مردم ايران تا آن اندازه که در رسانه‌هاي داخلي منعکس مي‌شود بي‌مبالات نيستند و گزاره‌هايي که در خصوص بدمصرفي مردم بيان مي‌شود اغراق‌آميز و همراه بزرگنمايي است.

براي فهم بهتر موضوع، نظري وضعيت ايران را با سه گروه از کشورها به شرح زير مقايسه مي‌کند:

گروه اول: کشورهايي که در مقايسه با ايران در آنها «دسترسي به برق و سوخت‌هاي غيرجامد» بهتر و «نياز به انرژي براي تأمين گرمايش و سرمايش» بيشتر است.
گروه دوم: کشورهايي که در مقايسه با ايران در آنها «نياز به انرژي براي تأمين گرمايش و سرمايش» بيشتر و «سرانه توليد ناخالص داخلي براساس برابري قدرت خريد» بالاتر است.
گروه سوم: کشورهايي که در مقايسه با ايران در آنها هم «دسترسي به برق و سوخت‌هاي غيرجامد» بهتر، هم «نياز به انرژي براي تأمين گرمايش و سرمايش» بيشتر و هم «سرانه توليد ناخالص داخلي براساس برابري قدرت خريد» بالاتر است.

مصرف ٢.٥ برابري انرژي در ايران

در شرايطي که سرانه مصرف انرژي در بخش خانگي در ايران، ٢.٥ (دو و نيم) برابر متوسط جهاني است، بررسي‌هاي آماري و دقيق نشان مي‌دهد متوسط اين عدد در کشورهاي گروه اول، دوم و سوم به ترتيب ۶، ۲ و ۸ درصد بيشتر از ايران است.

جدول زير جزئيات دقيق اين محاسبات را نشان مي‌دهد.

کشورهاي الف: آرژانتين، آلمان، اتريش، اردن، اروگوئه، اسپانيا، استراليا، امارات متحده عربي، آمريکا، ايتاليا، ايسلند، بحرين، بريتانا، بلاروس، بلژيک، پرتغال، ترکمنستان، ترينيداد و توباگو، تونس، ايرلند، جمهوري چک، دانمارک، روسيه، ژاپن، سنگاپور، سوريه، سوئد، سوئيس، عراق، فرانسه، فنلان، قبرس، قطر، کانادا، کويت، لوکزامبورگ، لهستان، ليختن اشتاين، مالت، مجارستان، مصر، نروژ، نيوزيلند و هلند

کشورهاي ب: آذربايجان، آلمان، اتريش، ارمنستان، ازبکستان، استوني، اسلواکي، اسلووني، اوکراين، بلاروس، تاجيکستان، ترکمنستان جمهوري چک، روسيه، روماني، سوئد، سوئيس، فنلاند، قرقيزستان، قزاقستان، کانادا، گرجستان، لتوني، لهستان، ليختن اشتاين، مغولستان و نروژ

کشورهاي ج: آلمان، اتريش، اروگوئه، اسپانيا، استراليا، استوني، اسلواکي، اسلووني، امارات متحده عربي، آمريکا، ايتاليا، ايسلند، بحرين، بريتانيا، بلژيک، پاناما، پرتغال، ترکيه، ترينيداد و توباگو، جمهوري ايرلند، جمهوري چک، دانمارک، روسيه، روماني، ژاپن، سنگاپور، سوئد، سوئيس، شيلي، عربستان، عمان، فرانسه، فنلاند، قبرس، قزاقستان، قطر، کانادا، کرواسي، کره جنوبي، کويت، لتوني، لوکزامبورگ، لهستان، لختن اشتاين، مالت، مالزي، مجارستان، نروژ، نيوزيلند، هلند و يونان

به گزارش خبرنگار مهر، به هر حال مصرف انرژي در کشور ما وضعيت مطلوبي ندارد و سرانه مصرف نهايي انرژي ايران در همه بخش‌ها بيش از متوسط جهاني است؛ اما بررسي دقيق شرايط ايران در مقايسه با ساير کشورها حاکي از آن است که انعکاس اين واقعيت در رسانه‌ها بيشتر به يک سرپوش براي ناتواني برخي مسئولين و سوءفهم و سوءتدبير آنها در حل مسائل کشور تبديل شده است.

وزير نيرو در توضيحات تکميلي که چند روز بعد از اظهارات جنجالي‌اش منتشر شد، با اصلاح لحن و ادبيات قبلي، اذعان کرد: «بديهي است مردم تنها مقصر بدمصرفي نيستند. ساختارهاي صنعتي، شهرسازي، کشاورزي و آب و انرژي ما به اندازه کافي کارآمد نيست» و در ادامه نوشت: «اما به واقع اخلاق و عادات رفتاري نادرست ما هم در بدمصرفي سهيم است» که سخن نادرستي نيست.

طبق نظرات کارشناسان تلاش براي کاهش مصرف انرژي در کشور با تمرکز بر بخش خانگي بدون درک صحيح از دلايل و زمينه‌هاي آن و همچنين غفلت از ساير مصارف انرژي در کشور رويه نادرستي بوده که سال‌ها دنبال شده و بايد تغيير کند. البته نمي‌توان و نبايد سهم و نقش مردم در حل نارسايي‌ها و معضلات را کتمان کرد، اما پرتاب توپ به زمين مردم، کليشه‌اي است که بايد کنار گذاشته شود.

تعداد بازديد:66 آخرين تغييرات:98/03/26
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر