یکشنبه 30 تير 1398 - 18 ذي القعده 1440 - 21 ژولاي 2019
صفحه اصلي/دين و انديشه


 
 


 










 


 












خروجي RSS

تو بهشت و جهنم خویشی/ ایمان؛ شاهراه معنابخشی به زیست انسان

يک استاد حوزه در گفتگو با مهر:

تو بهشت و جهنم خويشي/ ايمان؛ شاهراه معنابخشي به زيست انسان

حجت الاسلام کمال آبادي، استاد حوزه علميه گفت: انسان بهشتي از هم اکنون متنعم است چراکه به زندگي اش از طريق ايمان واقعي معنا بخشيده است.

خبرگزاري مهر، گروه دين و انديشه_فاطمه فرامرزي: بسيار شنيده‌ايم که دوري از معنويت و فراموش کردن وجودي بالاتر از ابعاد مادي اين دنيا سبب شده تا انسان‌ها از معناي زندگي واقعي خود فاصله گرفته و درگير با شرايط تکراري شوند که سرانجام برايشان هيچ سودي از جنبه معنوي به همراه ندارد و اين مساله تأثير مخربي بر زندگي شأن بر جاي مي‌گذارد. شايد مهمترين علت اين اثرگذاري منفي اين باشد که اساسِ هر انساني متأثر از روحيات و معنوياتي است که در سير زندگي کسب مي‌کند و هرچه قدر از اين ابعاد دور شود طبيعتاً زندگي برايش بي معني تر و بغرنج‌تر خواهد شد.

با توجه به اهميت اين مساله گفت وگويي با حجت الاسلام «سيد مرتضي حسيني کمال آبادي» استاد سطوح عالي حوزه علميه قم و رئيس پژوهشکده اديب فقيه جواهري داشته‌ايم. وي ابعاد مختلفي را از نگاه پيامبر اکرم (ص) و اهل بيت (ع) نسبت به مساله زندگي با خبرنگار مهر در ميان گذاشته است که در ادامه حاصل آن را مي‌خوانيد؛

*با توجه به اينکه امروز سخن از کيفيت و سبک زندگي مطرح است و طي اين سال‌ها برنامه‌هاي گوناگوني در نقاط مختلف جهان براي ارتقاي درجه کيفي زندگي انسان ارائه شده و بسياري کوشيده‌اند که خوشبختي انسان را در گرو درک بهتر او از مسائل مادي تعريف کنند، مي‌خواهيم اشاره‌اي داشته باشيد به مساله زندگي و آنچه که در دين اسلام به مفهوم و مراد معناداري زندگي مطرح شده است، اساساً پيامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع) نسبت به اين مساله چه ديدگاهي دارند؟ به بيان ديگر نسخه اسلام براي درک بهتر زندگي چيست؟

از ديدگاه اهل بيت (ع) زندگي وقتي معنا پيدا مي‌کند که چيستي آن از نظر علمي دانسته شود و در مرحله بعد بر اين شناخت، ترتيب اثر داده شود تا سعادت در متن زندگي جوانه زند و رشد کند.

به تعبير شيواي اميرمومنان علي (ع) «رَحِمَ الله امْرَاً عَرِفَ مِنْ اَيْنَ و في اَيْنَ وَ اِلي اَيْنَ» (خداوند رحمت کند انساني را که بداند از کجا آمده؛ در کجا هست؛ و به کجا مي‌رود)؛ اين همان مرحله اول شناخت است و در اين مرحله است که انسان در مي‌يابد که او در در يک فرآيند در حالت زيست است و سابقه و لاحقه دارد، در اينجاست که زندگي و چيدمان آن معنا ديگري پيدا مي‌کند، او در مي بايد که بايد نصيب خود را از زيست خود در اين دنيا ببرد و نبايد نصيب خود را فراموش کند به تعبير قرآن کريم «وَلَا تَنْسَ نَصِيبَکَ مِنَ الدُّنْيَا» اما محتواي اين نصيب و بهره، منافع خود را فقط ديدن و فروغلطيدن در لذت‌هاي زودگذر دنيا نيست بلکه در ديدگاه اهل بيت (ع) به خوبي روشن است که نصيب انسان از اين دنيا، بهره آخرت برداشتن است، در اين ديدگاه –بر خلاف آنچه مرسوم است- سراي آخرت در آينده محقق نخواهد شد و انسان مانند فردي نيست که در خانه غذا و خوراک بر مي‌دارد براي رفتن به مسافرت، بلکه آخرت باطن همين دنيا است که الان به دست ما ساخته مي‌شود و از اين باطنِ دنيا که الان موجود است، پرده برداشته مي‌شود و انسان حقيقت زندگيي را که به دست خود رقم زده است، خواهد ديد.

از ديدگاه اهل بيت (ع) زندگي وقتي معنا پيدا مي‌کند که چيستي آن از نظر علمي دانسته شود و در مرحله بعد بر اين شناخت، ترتيب اثر داده شود تا سعادت در متن زندگي جوانه زند و رشد کند

در ديدگاه اهل بيت (ع) انسان در حيات فردي و اجتماعي خود بايد سعادت را رقم بزند و از مزاياي آن بهره ببرد، انسان بهشتي از هم اکنون متنعم است چنانکه در وقتي از آن باطن پرده برگرفته مي‌شود، خواهند گفت: «قَالُوا هَذَا الَّذِي رُزِقْنَا مِنْ قَبْلُ وَأُتُوا بِهِ مُتَشَابِهًا» اين همان است که پيش از اين [نيز] روزي ما بوده و مانند آن [نعمتها] به ايشان داده شود (سوره بقره، آيه ۲۵).

به يک معنا جوانه‌هاي سعادت که در متن يک زندگي رقم مي‌خورد، شکوفه‌ها و ميوه‌هاي بهشتي مي‌دهد و اهل آن زندگي از آن متنعم هستند. نعمت آرامش و آسودگي روان در زندگي که انسان سعادتمند در دنيا از آن بهره مند است، در قيامت نيز خود را نشان مي‌دهد و قطعاً او با اين نعمت انسي ديرين دارد. نعمت کينه و دشمني و سو ظن چنانکه در دنيا فرد را آزار مي‌داد در قيامت نيز او را آزار مي‌دهد، در اينجا است که براساس آموزه‌هاي اسلام مي‌توان گفت «تو بهشت و جهنم خويشي».

در زندگي‌اي که ظاهر و باطن، پيشينه و آينده دارد، سه ضلع مهم به شرح ذيل وجود دارد:

۱. ايمان به غيب

۲. ارتباط با خداوند متعال

۳. شفقت با مردم

زندگي از منظر قرآن و اهل بيت (ع) اين سه ضلع بنيادين را دارد و به گمان بنده تمام آموزه‌هاي قرآن کريم به اين سه عنصر در چيدمان زندگي بر مي‌گردد و در آيات آغازين سوره مبارکه بقره در وصف متقين فرمود: «الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ». اين سه عنصر حامل تمامي مفاهيمي است که يک زندگي سعادتمند مي‌خواهد، البته به گونه ساده و بسيط نبايد با اين سه عنصر برخورد کرد بلکه ژرفايي عميق دارد و هر گونه گرفتاري در زندگي، که آن را بي معني مي‌کند نيز از عدم رعايت و ارتباط با اين سه عنصر است.

*شغل و کار کردن چه قدر مي‌تواند زندگي را دستخوش مفهوم کند؟

شغل و کار کردن در منظومه زندگي، موتور محرک زندگي است، به منزله حرکت خون در رگ‌ها است. کسي که ايمان به غيب دارد کار کردن خود را بزرگترين عنصر در ساخت سعادت خود مي‌داند، اين شاغل و کاسب حبيب الله، و جليس فقرا است. با کار کردن، استفاده صحيح از فرصت است مي‌تواند و انسان مي‌تواند خود را به زندگي صحيح و همان حيات طيبه برساند و کار نکردن به هر بهانه‌اي عنصري «ضدِ زندگي» شمرده مي‌شود.

در اسلام کارنکردن حتي به بهانه عبادت کردن مورد نکوهش قرار گرفته است و داستان مردي که مديريت خانواده و کار را به خاطر عبادت کردن رها کرده بود و مورد نکوهش شديد پيامبر (ص) قرار گرفت

در اسلام کارنکردن حتي به بهانه عبادت کردن مورد نکوهش قرار گرفته است و داستان مردي که مديريت خانواده و کار را به خاطر عبادت کردن رها کرده بود و مورد نکوهش شديد پيامبر (ص) قرار گرفت و کار کردن پيوسته و سنگين اهل بيت (ع) گوياي جايگاه کار کردن در اسلام است. در قوانين اسلام هر اموري که به کار کردن ضرر برساند، جلوگيري شده است و مثال بارز آن ممنوعيت ربا است، کار بايد درآمدزايي کند، اين کوشش است که زندگي را فايده مند مي‌کند و باعث مي‌شود انسان در اتباط با خالق و خلق سربلند باشد و انساني که پاي روي پاي انداخته رو با پول مي‌خواهد بدون هيچ کوششي به پولي ديگر برسد و به فرهنگ کار و تلاش ضربه بزند، از سوي خداوند به او اعلام جنگ شده است، خداوند حريم کار کردن را آنقدر مهم، امنيتي و استراتژيک مي‌داند که اعلان جنگ به افراد ربا خوار مي‌کند «فأْذَنُوا بِحَرْبٍ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ:، اين کج روي و تعدي از سوي ربا خوار آغاز مي‌گردد ولي با جنگي از سوي خدا و رسول مواجه مي‌شود.

بر اين اساس مراد از کار کردن نيز کار مولّد و متقن است که در سخنان اهل بيت (ع) مورد تاکيد قرار گرفته است. کار کردن خود فرد را، خانواده و خاندان و جامعه را بيمه مي‌کند، کار کردن، به منزله تحرک بدن است، همانطور که بدن بي تحرک مورد هجمه انواع مريضي‌ها قرار مي‌گيرد، انسان بي کار نيز مورد هجمه مريضي‌هاي مهلک قرار مي‌گيرد.

شغل، عنصري بنيادين در معناي زندگي است و انسان‌هاي شاغلي که کار آفريني براي ديگران مي‌کنند نيز از جايگاه والايي پيش خداوند متعال برخوردارند و در مقابل رباخواران که سم مهلک جامعه انساني هستند، کارآفرينان تقويت کننده سلامت يک جامعه هستند، مقام آن را بايد گرامي و پاس داشت.

در اين ديدگاه شغل به صرف کسب در آمد نيست، لذا رسيدن به پول نقطه پايان کار نيست، بلکه نفس کار و سودمندي آن براي جامعه موضوعيت دارد. بد نيست در اينجا به کتابي اشاره کنم که در سال گذشته مورد مطالعه قرار دادم کتابي است به نام «سنگفرش هر خيابان از طلا است»، اين کتاب به قلم «کيم وو چونگ» مدير و مؤسس کمپاني «دوو» است، در اين کتاب ارزش کار کردن و جايگاه و آثار کارآفريني را به خوبي مي‌توان مشاهده کرد، او از نقطه صفر فقر با کار کردن توانست ارزش پول کشور خودش کره را بالا ببرد و کاآفريني هاي بي شمار کند، در اين کتاب به خوبي نشان داده شده است که کار مي‌تواند مظهر جهاد در زندگي، زهد و معنويت باشد و نوع دوستي، فداکاري و غيرت را به جامعه تزريق کند، مطالعه اين کتاب را به مخاطبان گرامي به ويژه جوانان توصيه مي‌کنم.

*پيامبر (ص) و اهل بيت (ع) چه جايگاهي را براي مولفه‌هايي نظير تصميم درست گرفتن و تأثير آن بر زندگي بيان کرده‌اند؟ به هر صورت بخش بزرگي از مشکلات انسان‌ها ناشي از تصميمات نادرستي است که در زندگي مي‌گيرند، آموزه‌هاي دين ما در اين مورد چه مواردي را مطرح کرده است؟

در بخش پيشين کار را موتور محرک زندگي معرفي کرديم، در اين بخش موتور محرک کار را مي‌توان اراده و تصميم گيري و پايداري را موتور محرک کار کردن بر شمرد. اميرمومنان (ع) در بياني بسيار شيوا مي‌فرمايند: بيماري سستي دل خود را با اراده قوي درمان کن (شرح نهج البلاغة ابن ابي الحديد، ج ۱۱، ص ۳۲۸).

اين اراده قوي است که بيماري سستي را از ميان مي‌برد و بسيار از دستورهاي شريعت و قوانين آسماني همين تقويت اراده را به دنبال دارد، پايداري بر نماز صبح و اراده براي کندن پهلو از بستر خواب خود اراده‌اي فولادين مي‌طلبد به تعبير قرآن کريم در سوره مبارکه سجده: «تَتَجَافَي جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفًا وَطَمَعًا وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ» پهلوهايشان از خوابگاه‌ها جدا مي‌گردد [و] پروردگارشان را از روي بيم و طمع مي‌خوانند و از آنچه روزيشان داده‌ايم انفاق مي‌کنند.

سنت الهي روزه داري به ميزان زيادي در تقويت اراده نقش دارد، انساني که انسي ديرين به خوردن و آشاميدن دارد در مقطعي از زمان با اراده خود به امر الهي از اين امر دست بگيرد به تعبير زيباي مولوي در مثنوي معنوي:

چند خوردي چرب و شيرين از طعام؟

امتحان کن چند روزي در صيام

چند شب‌ها خواب را گشتي اسير؟

يک شبي بيدار شو دولت بگير

اين عزم استوار را امام صادق (ع) وقتي عجين مي‌شود با خلوص نيت برترين ره توشه سالک الي الله تعالي بر مي‌شمرد (بحار الانوار، ج ۸۶، ص ۳۲۱۸) اين تصميم گيري است که مرحله دومي که اوايل سخنانم عرض کردم را رقم مي‌زند و باعث مي‌شود ايمان به غيب ارتباط با خداوند و شفقت و مهرباني با مردم در زندگي جاري شود.

تعداد بازديد:40 آخرين تغييرات:98/04/18
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر