چهارشنبه 27 شهريور 1398 - 18 محرم 1441 - 18 سپتامبر 2019
صفحه اصلي/دين و انديشه


 
 


 










 


 












خروجي RSS

محیط زیست جزئی از حقوق عامه است/ تخریب محیط زیست؛ مصداق بارز ظلم

حجت الاسلام سيد مهدي طباطبايي:

محيط زيست جزئي از حقوق عامه است/ تخريب محيط زيست؛ مصداق بارز ظلم

حجت الاسلام سيد مهدي طباطبايي گفت: محيط زيست به عنوان ميراث مردم جزء مهمي از حقوق عامه به شمار مي‌رود و داراي ضمانت اجراي قانوني و شرعي است.

به گزارش خبرنگار مهر، محيط زيست به معناي آنچه انسان براي زندگي خود در روي زمين به آن نياز دارد در فقه شيعه بسيار حائز اهميت است. طبيعت به عنوان يکي از مهم‌ترين عوامل موثر در زندگي آدميان و ارتباط تنگاتنگش نقش بسيار اساسي دارد. وجود آيات و روايات زياد در اين زمينه بيان‌گر اهميت اين موضوع در شرع اسلام مي‌باشد. حدود قاعده فقهي در رابطه با محيط زيست در اسلام مشخص کننده احکام و حدود استفاده بشر به عنوان خليفه خداوند متعال در زمين مي‌باشد. در اين زمينه با حجت الاسلام سيد مهدي طباطبايي، مدرس حوزه علميه و مسئول موسسه فرهنگي بحر العلوم به گفتگو نشستيم.

حجت الاسلام طباطبايي گفت: ملائک پس از خلقت انسان از خداوند متعال چنين مي‌پرسند که أتجعل فيها من يفسد فيها و يفسک الدماء. فساد به معناي تباهي است و اين تباهي در دو بعد تباهي زمين و منابع طبيعي آن و تباهي انسان بر روي زمين معنا مي‌شود که نشانگر اهميت موضوع از جانب خداوند متعال است که منجر به پرسش ملائکه هم شده است.

وي ادامه داد: در آيات قرآن کريم موارد زيادي در رابطه با محيط زيست و حيوانات به عنوان عوامل اصلي در زندگي انسان وجود دارد. از جمله اينکه در جايي حيوانات نيز گروه‌هايي نظير انسان‌ها معرفي شده‌اند که حق حيات و زيستن بر روي زمين را دارند. جالب‌تر آنکه در داستان حضرت نوح (ع) اولين دستوري که خداوند متعال صادر مي‌کنند بردن حيوانات است. محيط زيست به عنوان ميراث آيندگان از نسل بشر همواره مورد توجه خاص شارع بوده و ارتباط تنگاتنگي با زندگي عامه بشر دارد؛ تا آنجا که در گذشته امرار معاش مردم از طريق فوايدي بوده است که از طريق محيط زيست پيرامون خود به دست مي‌آوردند.

تخريب محيط زيست به عنوان ميراث آيندگان از مصاديق بارز ظلم در اسلام است و مطابق نظر اکثريت فقها حرام است. حرمت تخريب محيط زيست در شرع از جمله مهم‌ترين قواعدي است که يک انسان دين‌دار با آن مواجه است و بديهي است عدم رعايت آن يعني عدم رعايت احکام شرعي دين و عدم التزام به دستورات الهي

وي افزود: تخريب محيط زيست به عنوان ميراث آيندگان از مصاديق بارز ظلم در اسلام است و مطابق نظر اکثريت فقها حرام است. حرمت تخريب محيط زيست در شرع از جمله مهم‌ترين قواعدي است که يک انسان دين‌دار با آن مواجه است و بديهي است عدم رعايت آن يعني عدم رعايت احکام شرعي دين و عدم التزام به دستورات الهي.

طباطبايي اظهار داشت: بحث شکار و صيد بي رويه حيوانات و تخريب محيط زيست داراي سبقه شرعي نيز هست؛ در قديم يکي از مهم‌ترين راه‌هاي امرار معاش مردم از طريق بهره‌وري آن هم تا سرحد نياز از طبيعت بوده است که امري معقول و پسنديده به شمار مي‌آيد. اما امروزه با پيشرفت جوامع و تسيهل راه‌هاي رفع نياز، استفاده از محيط زيست با معيشت مردم ارتباطي ندارد و مردم در جوامع پيشرفته به سادگي قادر به رفع نيازهايشان مي‌باشند. با توجه به اين امر واضح است که شکارهاي امروزي به قصد رفع نياز نبوده و از مصاديق بارز شکار لهوي است و به گفته فقها حرام است! حتي در احکام شرعي اين امر مورد توجه قرار گرفته است که فردي که به قصد شکار لهوي سفر مي‌کند به علت حرمت عمل شکار سفرش از جمله سفرهاي حرام بوده و نمازش کامل است.

وي ادامه داد: شکارهاي بي رويه نسبت به حيوانات و به ويژه پرندگان مهاجر در مناظق شمالي کشور، فريدون‌کنار و خوزستان و مناطق ديگر با توجه به قواعد فقهي حرام قطعي الهي است. مضاف بر اينکه در اين مناطق عمل متخلفين از ماهيت شکار فراتر رفته و شکل قتل عام به خود گرفته است. اين عمل حرام در سه بعد منجر به ظلم مي‌شود؛ ظلم به مردم، ظلم به کشور و ظلم به دين. محيط زيست به عنوان ميراث مردم جزء مهمي از حقوق عامه به شمار مي‌رود و داراي ضمانت اجراي قانوني و شرعي است که متاسفانه در اين مناطق با تضييع حقوق عامه مردم علاوه بر ظلم به نسل حاضر خسارات جبران ناپذيري به آيندگان وارد مي‌سازد.

محيط زيست به عنوان ميراث مردم جزء مهمي از حقوق عامه به شمار مي‌رود و داراي ضمانت اجراي قانوني و شرعي است که متاسفانه در اين مناطق با تضييع حقوق عامه مردم علاوه بر ظلم به نسل حاضر خسارات جبران ناپذيري به آيندگان وارد مي‌سازد

وي افزود: بنابر آمارهاي رسمي ايران به عنوان اولين و يا دومين کشور در قتل عام پرندگان مهاجر، که جزو ثروت‌هاي همه انسان‌هاي حاضر بر روي کره زمين به شمار مي‌آيد، مي‌باشد و اين امر ضررهاي بين المللي زيادي را براي کشور به بار آورده و موجب بدنامي ايران در عرصه‌هاي بين المللي شده است.

طباطبايي گفت: مطابق با دستورات اساسي دين اسلام مسلمانان انسان‌هايي مهربان با قلب‌هايي رئوف شناخته مي‌شوند؛ حال شما قضاوت کنيد که آيا اين چنين کارهايي با روح مهربان و قلب رئوف يک مسلمان سازگار مي‌باشد؟ اصلاً چنين فردي مسلمان است؟ اين اعمال موجب تخريب چهره مسلمانان در عرصه‌هاي مختلف جهاني و موجب وهن دين مي‌شود که اين امر علاوه تضعيف جمهوري اسلامي ايران به عنوان مهم‌ترين پايگاه اسلام در جهان موجب ايجاد فضاي منفي عليه اصل دين مي‌گردد.

وي اظهار داشت: با توجه به مطالب بيان شده بر کسي پوشيده نيست که بر اساس قواعد فقهي دين اسلام تخريب محيط زيست، شکارهاي بي رويه حيوانات و تخريب جنگل‌ها و.... حرام بوده و مرتکب علاوه بر ضمانت اجراي قانوني مستوجب عقوبت الهي خواهد بود. اما چرا با توجه به اين امر و صراحت دين در حرمت صيد و شکار باز هم شاهد اعمال شنيعي از اين دست هستيم؟

حجت الاسلام طباطبايي افزود: متاسفانه با بررسي شرايط و اتفاقات تنها دليل اين امر مسائل سياسي مي‌باشند؛ کانديداهاي نمايندگي مجلس شوراي اسلامي براي جلب اعتماد مردم يک منطقه و افزايش ميزان آراء خود از خواسته نابجاي عده‌اي سودجو و شکم پرست حمايت مي‌کنند و شرايط را براي انجام فعاليت‌هاي غير قانوني و حرام مخرب محيط زيست فراهم مي‌سازند. غافل از اينکه از مهم‌ترين نتايج منفي عمل آنها اين است که در مناطقي نظير فريدون‌کنار شاهد جناياتي هستيم که در هيچ جاي کره زمين سابقه ندارد؛ شکستن بال و پاي پرندگان پيش از ذبح، خوراندن دانه‌هاي سمي پيش از صيد، فروش پرنده‌هاي حرام گوشت و برپايي بازارهاي فروش شکارهاي غيرمجاز و حرام در ملأ عام از جمله اين نتايج هستند.

وي ادامه داد: چنين فردي که براي رسيدن به اهداف سياسي خود حاضر است مرتکب فعل حرام شده و حتي شرايط را براي ارتکاب فعل حرام فراهم سازد يقيناً از دايره دين‌داران خارج است و اين يعني صلاحيت لازم براي حضور در مجلس به عنوان محلي براي احقاق حقوق عامه مردم را ندارد! اين افراد با اعمالشان مستقيم در برابر حکم شرعي و مرجعيت ايستاده‌اند! و هم‌چنين شوراي محترم نگهبان درصورت تاييد صلاحيت اين افراد قطعاً خلاف شرع مقدس اسلام عمل کرده‌اند؛ چرا که يقيناً اين افراد التزام عملي به اسلام ندارند!

وي افزود: نفوذ افراد سودجو از مجراي سياست در اين حوزه‌ها با بهانه‌هاي واهي نظير اينکه جناب آقاي دکتر کلانتري به عنوان رئيس مهم‌ترين دستگاه اجرايي با استناد به اينکه در مناطق کوهستاني ما قوچ‌هايي با سن‌هاي نسبتاً بالا آب زيادي مصرف مي‌کنند و اين امر موجب بروز مشکلاتي در زمينه آب مي‌شود مجوز شکار اين حيوانات مظلوم را صادر مي‌کنند!

طباطبايي گفت: در شرع مقدس اسلام عملي که حرام است حتي به ميزان کم هم نبايد انجام شود و به هر ميزان که باشد موجب عقاب است. اما سياست‌مداران و سودجويان سعي در عادي سازي اين اعمال غيرانساني در سطوح مختلف با بهانه‌هاي مختلف نظير ارز آوري و يا مصرف زياد آب! دارند.

بالاترين فساد انسان، فساد در محيط زيست است؛ چرا که به عنوان مثال فساد مالي با بازپرداخت مبالغي که به هر نحوي بدست آمده‌اند قابل جبران است اما فساد در محيط زيست، به هيچ عنوان قابل جبران نيستند و با هيچ چيزي نمي‌توان ضرر به بار آمده را جبران کرد

وي ادامه داد: در قرآن کريم سوره مبارکه بقره آيه‌اي داريم که مي‌فرمايد: إِذَا قِيلَ لَهُمْ لَا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ قَالُوا إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ، أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَٰکِن لَّا يَشْعُرُونَ، داستان اين آقايان داستان اين آيه شريفه است که هنگامي که به آن‌ها گفته مي‌شود تباهي نکنيد مي‌گويند ما اصلاح کننده‌ايم؛ در صورتي که در حقيقت آن‌ها مفسدند و به آن واقف نيستند! چگونه ارز آوري مي‌تواند توجيه کننده حرمت تخريب محيط زيست و ايجاد اختلال در عرصه‌هاي مختلف آن باشد؟ چگونه توسعه و ارز آوري مي‌تواند مجوز تخريب ميراث آيندگان از نسل بشر را صادر کند؟ چگونه بنا نهادن سنت سيئه تخريب محيط زيست و شکار لهوي آن هم از مجاري قانوني با قواعد اسلامي که بيان کننده حرمت تخريب و اختلال محيط زيست هستند قابل جمع است؟ و چگونه چنين افرادي خود را در دايره متدينين مي‌دانند!؟

طباطبايي گفت: آنچه مشخص است سازمان محيط زيست به عنوان مهم‌ترين بازيگر عرصه‌هاي حفاظت از محيط زيست در صورتيکه به وظايف قانوني و شرعي خود در قبال محيط زيست بدون در نظر گرفتن مسائل سياسي عمل کند و تمام قد جلوي چنين اقداماتي بايستد نه تنها به وظيفه شرعي خود عمل کرده موجب تصحيح فضاي نادرست در عرصه‌هاي بين المللي نسبت به اسلام شده است.

وي در پايان گفت: قوه قضائيه نيز با برخورد قاطع با متخلفين در حوزه‌هاي مختلف بدون در نظر گرفتن زد و بندها و سفارشات سياسي مي‌تواند نقش حياتي و تعيين کننده‌اي داشته باشد. در آخر هم بايد عرض کنم بالاترين فساد انسان، فساد در محيط زيست است؛ چرا که به عنوان مثال فساد مالي با بازپرداخت مبالغي که به هر نحوي بدست آمده‌اند قابل جبران است اما فساد در محيط زيست، نظير تخريب تالاب مره در استان قم به منظور توسعه شهرسازي و تسهيل مسير تردد براي انسان و يا اعمالي که منجر به رخداد فجايع اخير در رابطه با سيل شده است و يا استخراج بي رويه آب‌هاي سفره‌هاي زير زميني و … به هيچ عنوان قابل جبران نيستند و با هيچ چيزي نمي‌توان ضرر به بار آمده را جبران کرد.

تعداد بازديد:115 آخرين تغييرات:98/04/22
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر