چهارشنبه 29 آبان 1398 - 22 ربيع الاول 1441 - 20 نوامبر 2019
صفحه اصلي/دين و انديشه

تفکر، همیشه تاریخ‌مند و معاصر است/ به آینده فکری ایران امیدوارم

محمد منصور هاشمي:

تفکر، هميشه تاريخ‌مند و معاصر است/ به آينده فکري ايران اميدوارم

محمدمنصور هاشمي، نويسنده و پژوهشگر فلسفه گفت: تفکر هميشه معاصر است و ما تفکر غيرمعاصر نداريم، علاوه بر اين، تفکر هميشه تاريخ‌مند است و ما تفکر بيرون از تاريخ نداريم.

به گزارش خبرنگار مهر، اولين نشست از سلسله نشست‌هاي وضعيت تفکر در ايران معاصر، به همت گروه فلسفه خانه‌ انديشمندان علوم انساني، عصر روز گذشته با سخنراني محمدمنصور هاشمي نويسنده و پژوهشگر معاصر ايران در سالن حافظ خانه انديشمندان علوم انساني برگزار شد.

در ابتداي اين نشست، مالک شجاعي که اجرا و مديريت برنامه را بر عهده داشت، گفت: اين نشست اولين نشست از سلسله نشست‌هاي وضعيت تفکر در ايران معاصر است که سؤال محوري ما در اين جلسه از آقاي هاشمي اين است که با توجه به تجارب زيسته‌شان، چه جريان‌هاي فکري را مي‌بينند و چقدر اين انديشه‌ها، به انسان معاصر ايراني مرتبط است؟ بررسي جريان‌هاي قالب در جامعه معاصر ايران، از ديگر محورهاي قابل بحث در اين جلسه است.

چرا بايد راجع به وضعيت تفکر معاصر در ايران صحبت کنيم؟

در ادامه هاشمي با دسته‌بندي سخنان خود در هفت بخش اظهار داشت: بنده در اين سخنراني درباره هفت بخش صحبت مي‌کنم؛ چرا بايد راجع به وضعيت تفکر معاصر در ايران صحبت کنيم، اين تفکر از کجا شروع مي‌شود، تجديد مطلع تفکر معاصر ايران در مواجهه با غرب، انقلاب اسلامي به عنوان پديده‌اي مؤثر در عالم تفکر، نسل پساانقلاب، مشکلات فعلي تفکر در ايران و دستاوردها، اميدواري‌ها و چشم‌اندازها.

وي افزود: بنده وقتي کارم را شروع کردم، خيلي‌ها به من مي‌گفتند که چرا راجع به فليسوفان و فلسفه‌هاي غيرايراني کار نمي‌کنيد؟ به عقيده من تفکر هميشه معاصر است و ما تفکر غيرمعاصر نداريم. حتي کسي که درباره فلسفه يونان هم مي‌نويسد، يعني فلسفه يونان را به عصر معاصر آورده است. علاوه بر اين، تفکر هميشه تاريخ‌مند است و ما تفکر بيرون از تاريخ نداريم. ضمن اينکه تفکر همواره سياسي (منظور از سياست در اينجا مدنيت است) است بنابراين اگر قرار است فيلسوفي کنيم، راهي نداريم جز اينکه تصوري از اطلس انديشه در همان‌جا و همان‌لحظه را داشته باشيم. من هميشه سعي کردم اطلس انديشه‌اي را براي خودم ترسيم کنم. من فقط مسئله خودم را مي‌نويسم چون وقتي مي‌نويسم، بهتر مي‌فهمم. علاوه بر اين، مي‌خواستم تکليف خود را با معاصران نسل قبلي مشخص کنم.

هاشمي ادامه داد: خيلي‌ها مي‌گويند در ايران تفکر معاصر نداريم ولي به نظر من، اتفاقاً ما تفکر داريم و بين کشورهاي اسلامي هم جزو زنده‌ترين کشورها در حوزه توليد تفکر معاصر هستيم. در ايران همواره فکر فلسفي وجود داشته است. حتي بعد از اسلام هم ايران يکي از پايگاه‌هاي مهم تفکر است بنابراين اهميت ايران در تمدن و تفکر اسلامي، قابل نفي نيست. زبان فارسي همواره زبان تفکر بوده و همچنان هم است. بنابراين سنت آموزش و تفکر فلسفي در ايران هرگز از بين نمي‌رود.

تفکر جديد ايران با سيد احمد فرديد شکل مي‌گيرد

نويسنده کتاب «درباره دين» اضافه کرد: در دوره قاجار، ايران با تمدن غرب مواجه مي‌شود و مواجهه سنگين و هزينه‌بري هم بوده است اما از همين‌جا مسير تفکر جديد ايرانيان آغاز مي‌شود. منورالفکرهاي قاجاري همه حرفشان اين است که ما عقب‌افتاده هستيم اما دنبال علت واقعي عقب‌افتادگي نمي‌گشتند. آنها فقط شروع به طرح سؤال و مسئله مي‌کنند اما نتيجه و جواب سؤالات هم چيز خاصي نيست و ما جواب خاصي نمي‌بينيم بنابراين مي‌بينيم که در اين دوره از تاريخ تفکر، اتفاق خاصي نيفتاده است. شرايط از منورالفکري قاجار به روشنفکري دوره پهلوي مي‌رسد. در زمان قاجار منورالفکرها بيشتر دنبال علت عقب‌افتادگي هستند اما روشنفکران بيشتر به دنبال شناخت غرب هستند مثل فروغي که کتاب مهم «سير حکمت در اروپا» هم نوشت. او گزارشگر بسيار خوبي است و تلاشش را نسبت به زمان خودش کرده ولي ما نظريه‌پردازي در آثارش نمي‌بينيم بنابراين سنت تفکر در ايران يک مسئله ريشه‌دار است.

اين پژوهشگر انديشه در ادامه به دسته‌بندي دو گروه متفکر در ايران اشاره کرد و گفت: ما دو دسته متفکر در ايران داريم؛ هويت‌انديشان و دين‌انديشان. هويت‌انديشان به دنبال اين هستند که وضع تاريخي ما در قبال غرب و دنياي تجدد چيست بنابراين مسئله‌شان بيشتر فلسفي است اما دين‌انديشان به دنبال اين هستند که وضعيت دين در دنياي جديد چيست بنابراين مسئله‌شان بيشتر کلامي است. هر دو شکل تفکر هم که اشاره کردم در ايران مسبوق به سابقه است ولي به عقيده من، تفکر جديد ايران با سيد احمد فرديد شکل مي‌گيرد البته سيد جمال‌الدين اسدآبادي هم به موضوع وضع دين در دنياي جديد مي‌پردازد و ايده وحدت اسلامي را در مقابل جهان جديد مطرح مي‌کند اما احمد فرديد اولين فيلسوف معاصر است که نه به دليل فضايل اخلاقي‌اش بلکه به اين دليل که درباره وضعيت تاريخي ما مفهوم‌سازي کرده، مهم است. او از انواع غرب‌زدگي مثل غرب‌زدگي سلبي و ايجابي، غرب‌زدگي مرکب و بسيط، غرب‌زدگي مضاعف و غيرمضاعف و ... حرف مي‌زند بنابراين فرديد با ورود مفهوم غرب‌زدگي به تفکر ايران معاصر، درک تاريخ‌مندي بر زمانه وارد مي‌کند. اين تفکر هويت‌انديشانه در سال‌هاي بعد با نظريات افرادي مثل داريوش آشوري، داريوش شايگان، رضا داوري اردکاني و ... ادامه پيدا مي‌کند اما در گروه دين‌انديشان که مهمترين آنها علي شريعتي است، قرائت جديدي از انديشه ديني ارائه مي‌شود. به نظر من، کار شريعتي به نوعي فرو کاستن انديشه ديني به مارکسيست شرقي است. در چنين شرايطي شريعتي يک ايدئولوگ مي‌شود.

مترجم متفکر نيست

نويسنده کتاب «انديشه‌هايي براي اکنون» افزود: پس از انقلاب، دو گونه تفکر قالب شد؛ تفکر بعد از انقلاب و تفکر نسل بعد از انقلاب. در گروه تفکر بعد از انقلاب، نوعي گفتمان روشنفکري ديني شکل گرفت مثل گفتماني که دکتر سروش، مجتهد شبستري و ... مطرح کردند و گفتمان قالب شد. حدود ۲۰ سال بعد از انقلاب هم نسل گفتمان هويت‌انديش پيدا مي‌شود و روشنفکري ديني، ديگر گفتمان قالب نيست مثل داريوش شايگان و داريوش آشوري که اشاره کردم اما در اين ميان، ما متفکري به نام سيد حسين نصر داريم که به عقيده من، متفکر اصيل ايراني نيست و يک متفکر جريان سنت‌گرا که يک جريان ضد مدرن در دنياي مدرنيته است، محسوب مي‌شود. داوري اردکاني هم در سال‌هاي اول انقلاب آثار ماندگاري خلق نکرد اما دو دهه بعد از انقلاب، به بيان مسائل جديد با رويکرد جديد مي‌پردازد که معتقد است ما به توسعه نياز داريم. سيد جواد طباطبايي هم کسي است که انديشه سياسي (سياسي به معني مدني) را وارد تفکر معاصر ايران مي‌کند.

هاشمي تصريح کرد: اما متفکران نسل بعد انقلاب، افرادي هستند که با متفکران نسل تفکر بعد انقلاب فرق دارند؛ آنها متفکراني در رده سني ۴۰ سال هستند که چون اين رفتار در کشور ما شايع است که با چنين افرادي، به چشم اينکه هنوز جوان و بچه هستند، رفتار مي‌شود و خوب ديده نمي‌شوند نه تنها در حوزه انديشه بلکه در همه حوزه ها همينطور است. اين در حالي است که ما نبايد فراموش کنيم متفکران بزرگي که امروز مي‌شناسيم مثل سروش و داوري در ابتداي انقلاب يا قبل انقلاب در همين سن و سال‌ها بودند. لحن متفکران اين نسل برخلاف نسل قبلي، لحن دانايي کل نيست. علاوه بر اين، يکسري مرزها و تفکيک‌ها براي اينها کمرنگ شده مثل مرزبندي فلسفه اسلامي ـ غربي، فلسفه تحليلي ـ قاره‌اي، فلسفه ديني ـ غيرديني و ... بنده بنا به آشنايي‌ها که داشتم، سه نفر از نمايندگان اين نسل را انتخاب کردم که هر کدام به يک‌ گونه مي‌انديشند؛ فاطمه صادقي، سروش دباغ و خودم. فاطمه صادقي تفکر چپ دارد و نماينده صداي جديدي بخصوص به عنوان يک زن است. سروش دباغ هم در ادامه سنت روشنفکري ديني پدرش کار مي‌کند ولي به فلسفه افرادي مثل داريوش شايگان هم علاقه دارد. من هم که به نوعي در گروه هويت‌انديشان قرار مي‌گيرم. دليل اينکه خودم را انتخاب کردم، اين بود که گزينه ديگري به ذهنم نرسيد. خوشحال مي‌شوم اگر شما کسي جز من به ذهنتان رسيد، بگوييد که جايگزين نام خودم کنم. هر سه نفر ما راجع به دين نوشتيم چون نمي‌توانيم ننويسيم اما ويژگي‌هاي اين نسل يعني نسل متفکر پساانقلاب عبارت است از؛ گفتگو با نسل قبلي، توجه به مسائلي که در اقليت بوده و هميشه به تعويق مي‌افتاده و ديگر اينکه هويت و دين براي ما يکي شده و تفکيک اين دو برايمان امکان‌پذير نيست.

وي در ادامه سخنانش به مشکلات فعلي تفکر در ايران پرداخت و گفت: وضعيت تفکر ما در ايران، مشکلاتي دارد از جمله مشکل ترجمه تفکر. ما بايد توجه داشته باشيم که مترجم متفکر نيست بلکه متفکر کسي است که خودش تفکر دارد. مشکل ديگرمان، مشکل ترجمه‌زدگي است. ترجمه‌زدگي قدرت تشخيص را از ما مي‌گيرد بنابراين ما ديگر شاهد چيز تازه‌اي نيستيم. نظام دانشگاهي و پژوهشي بيمار و حتي رو به موت ما هم مشکل ديگري است. دانشگاهي که به جاي توليد فيلسوف و متفکر، کارمند فلسفه توليد مي‌کند. همچنين مشکل نهايي، سياست‌زدگي به همراه غرب‌زدگي است که موجب نوعي تفکرزدايي مي‌شود.

هاشمي در پايان با ابراز اميدواري نسبت به آينده ايران در عرصه تفکر و فرهنگ خاطرنشان کرد: ايران در بين کشورهاي اسلامي، همچنان در حال توليد فکر است. اگر سينماي امروز ايران، سينماي جهاني است و در دنيا ديده مي‌شود، به دليل اين است که فرهنگ ايران هنوز زنده است. ايران نسبت به ساير کشورها، يک صداي خاص و متشخص است و اين‌گونه هم خواهد ماند. ايران هيچ‌وقت شبيه کشورهاي داعش و امثال آن نمي‌شود چون به تحليل، بحث و فکر کردن عادت دارد.

تعداد بازديد:112 آخرين تغييرات:98/05/13
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر