دوشنبه 1 مهر 1398 - 23 محرم 1441 - 23 سپتامبر 2019
صفحه اصلي/دين و انديشه


 
 


 










 


 












خروجي RSS

مرحوم آیت‌الله آصف محسنی در برابر زنده بادها و مرده‌باش‌ها

يادداشتي از مهدي مسائلي؛

مرحوم آيت‌الله آصف محسني در برابر زنده بادها و مرده‌باش‌ها

مرحوم آيت‌الله آصف محسني، آرا و نظرات و فعاليت‌هاي علمي پرحاشيه‌اي داشت که موافقان و مخالفان سرسختي برايش به وجود آورده بود و به قول خودش منشأ زنده باد و مرده‌باش براي او شده بود.

خبرگزاري مهر، گروه دين و انديشه-مهدي مسائلي: روز دوشنبه ۱۴ مرداد آيت الله محمد آصف محسني پس از طي دوره بيماري يک‌ساله در سن ۸۴ سالگي درگذشت. ايشان مرجعي پرنفوذ در ميان شيعيان افغانستان بود که افزون بر فعاليت‌هاي حوزوي و ديني، حضوري فعال در عرصه سياست و فرهنگ داشت. وي رئيس شوراي علماي شيعه افغانستان و بنيانگذار حوزه علميه و دانشگاه خاتم النبيين در کابل بود. او همچنين عضو شوراي عالي مجمع جهاني اهل بيت(ع)، رهبر پيشين حزب حرکت اسلامي افغانستان و مؤسس شبکه تلويزيوني تمدن بود.

آيت الله محسني تحصيل‌کرده حوزه علميه نجف بود و از دروس خارج آيات عظام سيد محسن حکيم، سيد ابوالقاسم خويي، شيخ حسين حلي و سيد عبدالاعلي سبزواري استفاده برده بود.

اما وي آرا و نظرات و فعاليت‌هاي علمي پرحاشيه‌اي داشت که موافقان و مخالفان سرسختي برايش به وجود آورده بود و به قول خودش منشأ زنده باد و مرده‌باش براي او شده بود.(تقريب مذاهب از نظر تا عمل، ص۶۱) 
محور اين موافقت‌ها و مخالفت‌ها در فعاليت‌هاي وي دو موضوع بود:

۱. وحدت اسلامي: مرحوم شيخ آصف محسني دغدغه‌ي‌ فراواني نسبت به تقريب مذاهب اسلامي داشت و اقدامات زيادي در اين راستا داشت. تأسيس شوراي اخوت اسلامي افغانستان، انتشار کتابي با عنوان «تقريب مذاهب؛ از نظر تا عمل»، و همچنين راه‌اندازي دانشگاه خاتم النبيين براي تحصيل اهل سنت و شيعيان در کنار هم، بخشي از اين تلاش‌ها بود.

مرحوم محسني مخاطب خويش را تنها شيعيان قرار نداده بود بلکه به تبليغ آموزه‌هاي اهل‌بيت(ع) براي تمام مردم افغانستان اعم شيعه و سني مي‌پرداخت، وي بهترين روش تبليغي را در اين مسير احترام مذهبي و دوري از سخنان توهين‌آميز مي‌دانست. وي در مصاحبه‌اي مي‌گويد:

«همين الآن در کابل، در خيلي موارد مي‌بينيم که سني ها مرا از مردم شيعه بيشتر دوست دارند. مي‌آيند از من سؤال مي‌کنند، وقتي که صحبت مي‌کنيم، گوش مي‌کنند. روز عاشورا، من دو ساعت ايستاده، درباره‌ي امام حسين(ع) صحبت کردم، همين سني‌ها نشسته بودند. آنها اصلا عادت ندارند نيم ساعت بيشتر بنشينند؛ اما آنها نشستند و تا آخر گوش کردند. مکرر به من مي‌گفتند که وقتي تو در تلويزيون صحبت مي‌کني، زن و شوهر به همديگر مي‌گويند بيا رفيقت آمده، از بس که من را دوست دارند، آنها اهل‌سنت هستند.» (تقريب مذاهب از نظر تا عمل، ص۸۱)

‌بديهي است که اقدامات مرحوم محسني در مسير وحدت اسلامي مورد پذيرش بعضي از شيعيان نباشد، خصوصا اين‌که ايشان به شدت با رفتارهاي توهين‌آميز آنها همچون لعن مخالفت مي‌کرد. همچنان‌که ايشان با تندروي‌هايي همچون قمه‌زني و خشونت در عزاداري مخالف بود و عليه آنها موضع مي‌گرفت. همه‌ي اين خصوصيات موجب شده بود جبهه‌اي از متعصبين عليه ايشان ايجاد شود. متأسفانه بعضي بعد از فوت ايشان، با انتشار گزيده‌اي از چنين سخناني که وي براي عموم مسلمانان کشور افغانستان بيان مي‌کرد، سعي در تخريب چهره ايشان دارند.

۲. حديث پژوهي و تهذيب روايات: مرحوم محسني بخشي از عمر علمي خود را صرف تحقيق در دانش رجال و حديث نمود وموفق به تدوين کتاب ارزشمند «معجم الاحاديث المعتبرة» در جمع‌آوري و تبويب روايات معتبرالسند شد. ايشان همچنين در بخشي از اقدامات علمي خود به بررسي اعتبار سند روايات «بحارالانوار» پرداخت‏ که دستاوردهاي آن در کتاب‌هاي «مَشرَعَةُ بحارالانوار» ديده مي‌شود؛ ايشان در ميانۀ بحث‌هاي سندي، به نقد و بررسي متن روايات نيز پرداخته و با صراحت گويي علمي، نکات مهمي را درنقد و تحليل روايات بيان کرده است.

وي در انگيزه مقدمه اين کتاب مي‌گويد:« بسياري از مبلغان و نويسندگان تقليد پيشه را مي‌بيني که منقولات غاليان و مجهولان را از زبان رسول خدا(ص) و اوصياي پاکش نقل مي کنند، به طوري که گويي در ارزش و اعتبار بسان سنت قطعيه يا آيات قرآني هستند، تنها به اين خاطر که آن را در «بحارالانوار»، يا مجموعه حديثي ديگري يافته اند... به همين خاطر اين فقير، اقدام به نگارش اين حاشيه و بناي اين «مشرعه» کرد تا متوسطين از اهل علم بدانند که در "بحار"؛ درياي علامه مجلسي، رضوان اللّه عليه، با اين که بحارالانوار، درياهايي از نور است، آلودگيهايي است که به نوشنده اش آسيب مي زند و مواد نادرستي است که بايد از آن پرهيز کرد و اشياء مشکوکي که توقف را واجب مي کند.»

اما اين فعاليت‌هاي علمي موردپسند بسياري نبود، خصوصا کساني که تحت تأثير گرايش‌هاي اخبارگرايانه بودند. در اينجا نيز بداخلاقي‌هاي فراواني نسبت به ايشان صورت گرفت و بعضي به جاي نقد علمي سخنان ايشان، گزيده‌هاي خاصي از سخنان ايشان را منتشر مي‌کنند، درحالي که با چنين روشي هر عالمي را مي‌توان تخريب کرد.

حقيقت اين‌که علماي شيعه از گذشته تا حال در بسياري از فروعات و جزئيات اعتقادي با هم اختلاف نظر داشته‌اند که بعضي از اين نظرها نيز برخلاف تلقي و تصور عمومي شيعه بوده است. اما نبايد اين نظرات متفاوت را ملازم با فساد عقيده و انحراف دانست. زيرا با اين کار مباحثات و کاوش‌هاي علمي تضعيف مي‌شوند و علما به سمت محافظه‌کاري و پنهان‌کاري علمي سوق داده مي‌شوند. در زمان کنوني در حالي بعضي از بزرگان شيعه همچون شيخ مفيد يا شيخ صدوق مورد ستايش علمي قرار مي‌گيرند که بعضي نظرات آنها مورد تحمل متعصبين مذهبي نيست. همچون نظر شيخ مفيد به عدم شهادت تمام ائمه(ع) و وفات آنها يا اعتقاد شيخ صدوق به سهو و خطا کردن پيامبر(ص) و ائمه(ع).

به هر حال اصل کردن فروع اعتقادي و شدت يافتن عتاب‌هاي جاهلانه مذهبي نسبت به علما به گونه‌اي شده است که حتي بعضي افراد از مراجع نيز طلب موضع تکفيري در اين‌باره مي‌کنند. در اين ميان اگر مراجع به تکفير يا انحراف آن عالم نپردازند، خودشان تکفير شده و منحرف خوانده مي‌شود. چنانچه شنيدم که بعضي به آيت الله سيستاني به خاطر ستايش از فعاليت‌هاي علمي مرحوم آصف محسني متعرض شده‌اند.

تعداد بازديد:108 آخرين تغييرات:98/05/27
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر