سه شنبه 19 آذر 1398 - 13 ربيع الثاني 1441 - 10 دسامبر 2019
صفحه اصلي/مقالات

بدون تلاش فکری و قلبی، حقیقت غیبت را نمی توان فهم کرد

بدون تلاش فکري و قلبي، حقيقت غيبت را نمي توان فهم کرد

منظور از غيبت امام زمان اين نيست که حضرت جايي مخفي شده باشند، بلکه بايد متوجّه بود که حضرت غايب شده‌اند، نه مخفي.
به گزارش خبرنگارمهر، متن زير بخشي از کتاب «مباني معرفتي مهدويّت» نوشته اصغر طاهرزاده است که در ادامه مي خوانيد.
به ما دستور داده‌اند که امام خود را بشناسيم و گفته‌اند که امام‌شناسي از اصول دين است؛ يعني ابتدا بايد با فکر و تعقّل بدان رسيد، همان‌گونه که توحيد و نبوّت را ابتدا با استدلال مي‌پذيريم يعني همان‌گونه که براي وجود خداوند برهان داريم، براي امام‌شناسي هم برهان داريم.

مسئله اين است که شناخت امام، يک شناخت معمولي نيست. از خود بپرسيد: اين چه شناختي است که اگر نماز بخواني، روزه بگيري، حج بروي؛ ولي نسبت به امام زمان خود معرفت نداشته باشي؛ دينداري تو زير سؤال مي‌رود؟! پس اين شناخت، صرفاً شناخت اسمي و لفظي و خانوادگي نيست، بلکه شناخت يک مقام است. امام يک مقام است و سن و اسم حضرت نسبت به شناخت حقيقتشان بسيار فرع است.
بسياري از سؤالاتي که جوانان عزيز از ما دارند، به جهت اين است که تصوّر واقعي و صحيحي نسبت به امام ندارند. اگر ما بتوانيم به‌گونه‌اي صحيح امام را به اين نسل معرفي کنيم، اصلاً اين سؤالات و اين شک‌ها مطرح نمي‌شود که آيا امام زمان وجود دارند يا خير؟ و اگر وجود دارند چرا اين‌همه عمر مي‌کنند و اصلاً چرا ظاهر نمي‌شوند؟ روش ما اين نيست که ثابت کنيم آيا امام زمان وجود دارند يا خير؟ بلکه نحوه بودن امام را بيان مي‌کنيم و توضيح مي‌دهيم، آنگاه هر قلب مستعدي در خودش قبول مي‌کند. البته انتظار نداشته باشيد که امام‌شناسي آسان باشد. نه توحيدشناسي و نبوّت‌شناسي و معادشناسي آسان است و نه امام‌شناسي و بنا هم نيست که مسلمانان به‌طور سطحي متوجّه امور و مباني دين باشند. مسلمان بايد انديشه‌اش بلند باشد و به حقايق بلند موجود درهستي دست يابد.
امام واسطه فيض بين خدا و مخلوقات
لازم‌ترين موضوع، درک و تصور صحيح از مقام امام ‌زمان است و اگر تصور ما صحيح شد بسياري مسائل بعدي خود به خود روشن مي‌شود. در دعاي شريف ندبه مي‌خوانيم:
«اَينَ السَّبَبُ‌الْمُتَّصِلُ بَينَ‌الْأرْضِ وَ السَّماءِ»؛ يعني کجاست آن سببي که بين زمين و آسمان عامل اتّصال مادون به مافوق است.
اين همان مفهوم واسطه فيض است؛ يعني امام واسطه بين خدا و کلّ عالم هستي است و اگر متوجّه شويم که امام يک حقيقت و يک مقامند در عالم، مي‌رسيم به اين‌که حتّي ملائکه هم وجود خود را از امام مي‌گيرند. وقتي فهميديم امام واسطه فيض است و واسطه فيض بودن؛ يعني از نظر حقيقت از همه موجودات حتّي از ملائکه مقرّب هم بالاتر است. براي اين‌که روشن شود معناي واسطه فيض بودن يعني يک حقيقت، به اين روايت که در جوامع روايي فريقين از پيامبر اکرم نقل شده، توجّه کنيد که حضرت فرمودند: «کُنْتُ نَبِياً وَ آدَمُ بَينَ الْماءِ وَ الطّين»[۱]؛  يعني من نبي بودم و آدم بين آب و گل بود. همچنين در روايت از اميرالمؤمنين داريم که حضرت فرمودند: «کُنْتُ وَصِيا وَ آدَمُ بَينَ الْماءِ وَ الطّين»[۲] يعني من وصي پيامبر، بودم وقتي آدم هنوز در بين آب و گل بود. اين دو روايت همديگر را تأکيد مي‌کنند. بايد مفهوم اين روايات روشن شود تا بتوان فهميد امام يعني چه؟ و امام زمان دوستي و توسّل به امام زمان يعني چه؟ و اين‌که ما به وجود امام زمان زنده‌ايم چه مفهومي دارد؟
اين‌که پيامبر اکرم مي‌فرمايند: «آدم هنوز به دنيا نيامده بود که من پيامبر بودم»؛ منظور اين است که مقام حضرت قبل از خلقت عالم، وجود داشته است، قبل از اين‌که حضرت آدم خلق شود و نسل‌هاي متمادي به دنيا بيايند و بعد بدن و نفس پيامبر اکرم به دنيا بيايد، قبل از همه اين‌ها مقام پيامبر اکرم وجود داشته است. معني اين‌که گفته مي‌شود پيامبر اکرم يک مقام است، به همين معني است. و روايت دوم هم که حضرت اميرالمؤمنين مي‌فرمايند، خبر از همان نکته مي‌دهد که امام يک مقامي است فوق جسم و جسمانيات.
از قول پيامبر اکرم نقل شده است که فرموده‌اند: «شعبان ماه من است، پس روزه بداريد در اين ماه براي محبّت پيغمبر خود»[۳]  يعني با انجام اين دستور، به مقامي مي‌رسيم که محبّت پيامبر اکرم در قلبمان ايجاد مي‌شود. اين‌ حالت را نمي‌توان با کتاب خواندن به دست آورد. با خواندن صد کتاب تاريخ اسلام و زندگي پيامبر نمي‌توان پيامبرشناس شد. چون پيامبر يک مقام است، براي نزديکي به مقام رسول‌الله و دوست داشتن پيامبر بايد رياضت کشيد، از نوع رياضت‌هايي که در ماه شعبان به ما دستور داده‌اند، مثل روزه و دعا و استغفار.
همچنين در روايت آمده است که با زحمت و رياضت مي‌توان امام زمان را رؤيت کرد، چون امام زمان يک مقام است. براي ارتباط با آن مقام بايد توجّه جان انسان از دنيا و تعلّقات دنيايي قطع شود و به غيب نظر کند؛ يعني اگر بخواهي بُعدي از ابعاد آن عصمت کل را دريابي، بايد در بعدي از ابعاد، يک هم‌سنخي و هماهنگي با مقام عصمت در خود ايجاد کني. اين که فرموده‌اند: «اگر چهل روز خالصانه صبح کني و قلب خود را آماده نمايي، حضرت را مي‌بيني»؛ به اين معنا است که اگر خود را از هرگونه رذيلت خالص کردي و قلب را براي پذيرش حکم خدا آماده کردي و مقام انساني‌ات از حدّ دنيا و جسم و خشم و شهوت بالا و بالا و بالاتر آمد روحت زلال مي‌شود و به مقامي از کمال مي‌رسد که حضرت بر او نظر کند و انسان نيز ايشان را در منظر خود مشاهده نمايد، و از اين‌جاست که سير روح و تعالي آن انسان شروع مي‌شود، چون هدفش را پيدا کرده است.
امامِ غايب و نه مخفي
منظور از غيبت امام زمان اين نيست که حضرت جايي مخفي شده باشند، بلکه بايد متوجّه بود که حضرت غايب شده‌اند، نه مخفي. بايد در مورد اين دو مفهوم تأمل کنيم و مفهوم غايب را بفهميم. متأسفانه بعضي‌ها مقام غيب امام را با مخفي کردن يکي گرفته‌اند و در معرفت نسبت به امام به اشتباهاتي گرفتار شده‌اند. درک اين مقام به آساني ميسّر نيست، همان‌طور که خود ائمه مي‌فرمايند: «اَمْرُنا صَعْبٌ مُسْتَصْعَب»[۴] ؛ يعني امر ما بسيار مشکل و رام‌ناشدني است. و در جايي ديگر مي‌فرمايند: «امر ما سرّ در سرّ است»[۵] يعني امر ما سرّي است پنهان در سرّ ؛ پس بايد با کمي تلاش آماده درک اين مقام شد و بدون تلاشِ فکري و قلبي حقيقت موضوع به‌دست ما نمي‌آيد.
مخفي شدن؛ يعني کسي اين‌جا هست و در عرض ما هم هست، امّا مثلاً پشت ‌ديوار پنهان شده است، ولي غايب‌بودن؛ يعني کسي فوق هستي مادّي است، مثل ملائکه که در غيب هستند و در مقامي بالاتر از عالم مادّه جاي دارند. مقام غيب امام‌زمان به جهت واسطه فيض بودن حضرت است و هستي در قبضه مقام غيبي حضرت است و اساساً هر مرحله و مرتبه پاييني در قبضه مرتبه بالاترِ غيبي‌اش قرار دارد. براي روشن شدن واسطه فيض بودن حضرت بايد بتوان اثبات کرد که امام زمان از نظر درجه وجودي از تمام ملائکه مقرّب بالاتر است، امّا مخلوق خداست. به قول بزرگان «کُلُّ ما سِوَي الله» است؛ يعني غير از خدا هر چه در هستي، کمال محسوب مي‌شود، همه‌ در آن مقام جمع است و مراتب وجود در آن حضرت به صورت جامع وجود دارد.[۶]
[۱] - «بحارالانوار»، ج ۱۶، ص ۴۰۳.
[۲] - «عوالي‌الْلَآلي»، ج۴، ص۱۲۴.
[۳] - «مفاتيح‌الجنان»، در فضيلت ماه شعبان.
[۴] - «خصال»، ج۲، ص۶۲۴، ص۱۸۳.
[۵] - «بحارالانوار»، ج۲، ص۷۱. يا «بصائرالدرجات»، ص۲۸.
[۶] - حتماً عنايت داريد که جامعيت حضرت با وجود شخصي وي منافات ندارد، چون وجود او کلّي سِعِي است و نه يک کلّي مفهومي و انتزاعي.



 
تعداد بازديد:244 آخرين تغييرات:98/07/06
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر