پنج شنبه 30 آبان 1398 - 23 ربيع الاول 1441 - 21 نوامبر 2019
صفحه اصلي/دين و انديشه

نظر هرمنوتیست های فلسفی درباره فرق هرمنوتیک و معناشناسی چیست؟

نظر هرمنوتيست هاي فلسفي درباره فرق هرمنوتيک و معناشناسي چيست؟

رئيس دانشگاه مذاهب اسلامي گفت: هرمنوتيست‌هاي فلسفي معتقدند که هرمنوتيک به تأويل، نظر دارد در حاليکه معنا شناسي با دستور زبان و مباحث نحوي و امثال آن مواجه است.
کنفرانس «روش شناسي فهم متن و هرمنوتيک مدرن» در دانشگاه سونان کاليجاکاي اندونزي با حضور اساتيد برجسته از کشورهاي مختلف از جمله ايران و با سخنراني محمدحسين مختاري رياست دانشگاه مذاهب اسلامي برگزار شد.

مختاري رياست دانشگاه مذاهب اسلامي در اين کنفرانس  سخنراني خود را با عنوان «نقد و بررسي عناصر اصلي هرمنوتيک فلسفي» به زبان انگليسي ارائه نمود که متن فارسي آن در اختيار خبرگزاري مهر قرار گرفت.
وي در ابتداي سخنراني خود با بيان اينکه هرمنوتيست‌هاي فلسفي اساساً اعتقاد ندارند که هرمنوتيک، معنا شناسي باشد، چون معناشناسي از لوازم مباحث معرفت شناسي است، گفت: موضع و پايگاه معنا شناسي در اپيستمولوژي است در حاليکه پايگاه هرمنوتيک فلسفي در آنتولوژي و فرق بين اين دو آشکار است. از نظر آنها هرمنوتيک به تأويل، نظر دارد در حاليکه معنا شناسي با دستور زبان و مباحث نحوي و امثال آن مواجه است. آنان مي‌گويند وقتي انسان هرمنوت باشد ديگر نيازي به بحث معنا شناسي ندارد چون خود هرمنوت بودن حاکي از معاني وجودي است و احتياجي نيست که تحليل منطقي شود.
استاد فلسفه حوزه و دانشگاه ضمن طرح اين سوال که مقصود از معنا از نظر هايديگر چيست؟ تصريح کرد: از نظر وي هنگامي که معناي امري يا چيزي بر ما روشن شده باشد ما با آشکارگي آن مواجه گشته‌ايم. معنا در تفکر هايدگر اگر با مفهوم و تعريف متضاد نباشد مساوق آن نيز نيست. چه آنکه مفهوم امري حصولي است ولي معناي کاملا حضوري است. معناي يک چيز زماني بر ما آشکار مي‌شود که در يک نسبت حضوري آن چيز براي ما حاضر باشد.
مختاري ادامه داد: هر چند راههاي زيادي براي کشف مفهوم يک چيز وجود دارد مانند رجوع به فرهنگنامه‌ها و مطالعه و کسب اطلاعات پيرامون، اما هيچيک معناي آن را براي ما آشکار نمي‌سازد لذا مي‌توان گفت که مفهوم از مکاسب است و معنا از مواهب.
رييس دانشگاه مذاهب اسلامي در ادامه به نظر هايدگر و گادامر در اين باره پرداخت و بيان داشت: هرمنوتيست‌هاي فلسفي از جمله گادامر از سياليت و تغيير پذيري فهم سخن مي‌گويند و وجود معناي ثابت در فهم متن را انکار مي‌کنند چون تنها راه تحقق فهم را از طريق گفتگو ديالوگ ميان افق معنايي متن و افق معنايي مفسر و آميختگي اين دو افق امکان پذير مي‌دانند و از طرفي افق حاضر را داري ثبات و تعين نيم باشد از اين رو به اعتقاد ايشان اصلا نمي‌توان به تفسير و تأويل قطعي گشت. 
وي افزود: مفسر محوران اعم از ساختارشکنان و هرمنو تيستهاي فلسفي با حذف نيت و قصد متکلم و بي اهميت جلوه دادن نقش وي در فهم معناي اثر يکي از ارکان کليدي تفسير را ناديده گرفتند. زيرا هدف و رسالت مفسر وصول به پيام مؤلف است و نيز تلاش در جهت دست يافتن آگاهي است که در وراي الفاظ جديدي دست يابد-که اين هم به طور جدي جاي تامل دارد- باز هم نمي‌توان اراده و قصد پديد آورنده اثر را که در حقيقت عامل اصلي پيدايي آن است را مورد انکار قرار داد.
مختاري با بيان اينکه اساساً ملاک و مناط تحقيق صحت يا عدم صحت تأويل و تفاسير يک متن اين است، اظهار داشت: اساساً رسالت اصلي مفسر باز سازي قصد و منطق مؤلف است که سرانجام به معيار و ملاکي در باب تأويل و تفسير منجر ميگردد و آن باز شناسي قصد بنيادين و گوهري مؤلف است.اگر قرار باشد در تفسير متن نقش مؤلف ناديده گرفته شود و معناي متن تابع فهم مفسر باشد پس فلسفه آفرينش زبان و نيز چينش واژگان توسط پديد آورنده متن چيست؟ آيا در اين صورت که معنا بسته به اراده و فهم مفسر باشد و او به دلخواه هر معنايي را بر متن تحميل کند، باب گفتگو و تفاهم به طور کلي بسته نمي‌شود؟ 
استاد حوزه و دانشگاه ادامه داد: اين  در حاليست که خداوند براي ايجاد ارتباط زبان را به بشر ارزاني داشته تا با به کارگيري آن زمينه برقراري ارتباط با ديگران را فراهم کند و به تعبيري زبان يکي از توانايي ذهن انسان براي ايجاد ارتباط و انتقال پيام است و بيان و گفتار نمود خارجي اين توانايي است.
وي با اشاره به اينکه به تعبير ديگر فطرت اجتماعي آدمي براي بيان مقصود خويش او را به سمت به کارگيري زبان و تکلم هدايت نموده تا گامي به سوي رفع نيازهايش گردد، بيان داشت: بديهي است مفهومي که الفاظ به واسطه وضع بر آن دلالت مي‌کند و متکلم آن را براي انتقال منويات و مقاصد خويش در قالب جمله به کار مي‌برد را معنا مي‌گويند و معنا در کل تصوري در نظر گرفته مي‌شود که از مصاديق جهان خارج در قالب واژه‌ها پديد مي‌آيد. 
رييس دانشگاه مذاهب اسلامي در بخش ديگري از سخنان خود اشاره کرد: تفکرات جنجال برانگيز در فلسفه جديد نظير انديشه هاي دريدا و هرمنوتيست هاي فلسفي، تفکر مبتني بر عدم تعين با عدم قطعيت در اثر است. اين ديدگاه دست يافتن به هر گونه تفسير درست با غلط از متن را امکان پذير نمي‌داند. نظريه پردازان متعددي به ردّ اين تفکر مبادرت ورزيده‌اند. هرش از جمله اينهاست. 
وي ادامه داد: اساساً معناداري متن منوط به قصد مؤلف يا فهم خواننده است. و اصلا حقيقت يا قوام معناي متن وابسته به نيت مؤلف است.  جداي از آگاهي و نيت انسانها چيزي به عنوان سرزمين جادويي معاني وجود ندارد. هرگاه معنا رابطه و نسبتي با  واژگان پديد آيد شخصي اين ارتباط و پيوستگي را برقرار کرده است. از سوي ديگر بايد بپذيريم که عدم تعين خود ناگزير از تعين است حتي آنجا که ما در برخورد با يک اثر اعلام مي‌داريم که معناي اثر بين چند معناي متعين معلق است. در اين حالت هم عملا ميدان عدم تعين را به حد احتمالات متعين فوق محدود و منحصر کرده‌ايم به عبارتي ديگر به تعين ديگر دست يافته‌ايم. 
رييس دانشگاه مذاهب اسلامي خاطرنشان کرد: اساسا عدم توجه به قصد مؤلف و تمرکز بر محوريت مفسّر در فهم معناي اثر منجر به نسبيت گرايي مي‌گردد، در حالي که نسبيّت در معارف بشري راه ندارد.



 
تعداد بازديد:52 آخرين تغييرات:98/07/29
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر