شنبه 28 دي 1398 - 22 جمادي الاول 1441 - 18 ژانويه 2020
صفحه اصلي/مقالات


 
 


 










 


 












خروجي RSS

شناخت معارف مهدوی ضرورت تردیدناپذیر عصر ماست

شناخت معارف مهدوي ضرورت ترديدناپذير عصر ماست

شناخت معارف مهدوي ضرورت ترديدناپذير عصر ماست. ضرورتي که اگر به خوبي درک شود و وجوه مختلف آن چنان‌که شايسته است، تبيين گردد، برکات فراواني را نصيب جامعه اسلامي ما مي‌سازد.
متن زير برشي از کتاب «معرفت امام زمان» اثر اسماعيل شفيعي سروستاني است که در ادامه مي خوانيد؛

۱. مفهوم‌شناسي مهدويت
«مهدويت»، از نظر لغوي مصدر جعلي و به معناي «مهدي (امام منتظر) بودن» است.[۱] واژه «مهدي» نيز در لغت به معناي «کسي که خدا او را به سوي حق هدايت کرده»،[۲] «هدايت‌شده» و «ارشاد­شده» آمده است.[۳] اما در اصطلاح، مهدويت به معناي مهدي‌باوري، مهدي­گرايي و اعتقاد به امام مهدي(ع) به عنوان منجي موعود آخرالزمان به کار مي­رود. به بيان ديگر، مهدويت بيانگر ديدگاه اسلام درباره جهان آينده و آينده جهان است.
مهدي، لقب منجي موعود مسلمانان است. بر اساس بررسي­هاي برخي از صاحب‌نظران، در افزون بر ۲۷۰ روايت، اين لقب براي اين منجي موعود به کار رفته است.[۴] در يکي از اين روايات، امام صادق(ع) از پدران گرامي خود چنين نقل مي‌کند:
قالَ رَسولُ اللَّهِ(ص): المَهدِيُ‌ مِن‌ وُلدِي‌، اسمُهُ اسمي، وکُنيَتُهُ کُنيَتي، أشبَهُ النّاسِ بي خَلقاً وخُلُقاً، تَکونُ لَهُ غَيبَةٌ وحَيرَةٌ، حَتّي‌ تَضِلَّ الخَلقُ عَن أديانِهِم، فَعِندَ ذلِکَ يُقبِلُ کَالشَّهابِ الثّاقِبِ‌، فَيَملَؤُها قِسطاً وعَدلًا، کَما مُلِئَت ظُلماً وجَوراً.[۵]
پيامبر خدا که درود خدا بر او و خاندانش باد فرمود: مهدي، از فرزندان من است. نام او، نام من و کنيه او کنيه من، و شبيه‌ترين مردم در خلق و خو به من است. غيبت و حيرتي دارد که در آن امت‌ها گمراه مي‌شوند. سپس مانند شهاب فروزان مي‌آيد و زمين را از عدل و داد پر مي‌کند، به همان سان که از جور و ستم پر شده بود.
در برخي از روايات آمده است که آن حضرت از آن رو «مهدي» ناميده مي‌شود که مردم را به سوي امري نهان يا امري که از آنها مخفي شده هدايت مي­کند. در يکي از اين روايات که از امام محمد باقر(ع) نقل شده، آمده است:
... إنَّما سُمِّيَ‌ المَهدِيُّ‌ مَهدِيّاً؛ لِأَنَّهُ يَهدي إلي‌ أمرٍ خَفِيٍّ..[۶]
... مهدي، مهدي ناميده شده است؛ چون به امري نهان هدايت مي‌کند.
در روايت ديگري، به نقل از امام صادق(ع) چنين مي­خوانيم:
... و إنَّما سُمِّيَ القائِمُ مَهدِيّاً؛ لِأَنَّهُ يَهدي إلي‌ أمرٍ قَد ضَلّوا عَنهُ.[۷]
... و اينکه [حضرت] قائم را مهدي خوانند براي آن است که به چيز گمشده‌اي راهنمايي مي­کند.
۲. مهدويت در اسلام
شايد بتوان گفت در طول تاريخ، هيچ موضوعي به اندازه قيام مصلحي جهاني که بشر را به سوي سعادت و نيک‌بختي ابدي رهنمون مي‌سازد و داد مظلومان را از ظالمان بازمي‌ستاند، فکر آدميان را به خود مشغول نداشته است. ازاين‌رو، اقوام و مذاهب گوناگون به نوعي در انتظار ظهور ابرمردي به سر مي‌برند که نماد تمام آرمان‌هاي بشر به شمار مي‌آيد تا سرانجام روزي جهان را از عدل و داد پرسازد.
در اين ميان، اعتقادي که ميان مسلمانان به ويژه شيعيان در مورد قيام و انقلاب مهدي موعود(ع) به عنوان مصلح کل و منجي بشر وجود دارد، در عين دارا بودن جنبه‌هاي آرماني، از ريشه‌هاي عميق و مستحکم مکتبي برخوردار بوده و متکي بر سخنان ترديدناپذير پيشوايان معصوم دين است.
علما و متفکران اسلامي نيز در طول قرون، با بيان احاديث پيشوايان دين در زمينه ظهور قائم آل محمد(ع)، اين اعتقاد را ترويج داده و با پاسداري از انديشه مهدويت و تحکيم مباني فکري انتظار ظهور مصلح جهاني، به شبهه‌هاي مخالفان در اين زمينه پاسخ گفته و بر استواري اين انديشه افزوده‌اند.
باور به مهدويت از مسائلي است که همه مذاهب اسلامي بر آن اتفاق نظر دارند و مختص به به پيروان مکتب اهل بيت(ع) نيست. شمار فراوان احاديث مرتبط با مهدويت در منابع مورد اعتماد اهل سنت، و نقل و تأييد اين موضوع توسط دانشمندان بزرگ سني، به ما اطمينان مي‌دهد که باور به ظهور مهدي موعود(ع) ‌به هيچ روي منحصر به شيعيان نيست و قاطبه فرق اسلامي آن را چون عقيده‌اي ضروري و قطعي پذيرفته­اند. اين موضوع در ده­ها کتاب و رساله مستقلي که دانشمندان اهل سنت درباره امام مهدي(ع) نگاشته­اند،[۸] به روشني مشخص است. افزون بر اين، در جوامع حديثي شش‌گانه هم که مهم­ترين و معتبرترين منابع حديثي آنان به شمار مي­رود، با صراحت بر آن تأکيد شده است.[۹]
شيخ عبدالمحسن عباد آل بدر از عالمان برجسته دانشگاه اسلامي مدينه در نگاشته‌اي که با هدف پاسخ به منکران مهدويت تهيه شده است، اسامي تعدادي از دانشمندان اهل سنت را که بر تواتر احاديث امام مهدي(ع) تصريح کرده­اند، نام مي­برد و کثرت اين احاديث، تعدد طرق آنها و اعتقاد فرقه­هاي مختلف اسلامي به مضمون آنها را دليلي بر وجود حقيقتي ثابت مي­داند که در آخرالزمان به وقوع خواهد پيوست.[۱۰]
۳. ضرورت شناخت معارف مهدوي
شناخت معارف مهدوي ضرورت ترديدناپذير عصر ماست. ضرورتي که اگر به خوبي درک شود و وجوه مختلف آن چنان‌که شايسته است، تبيين گردد، برکات فراواني را نصيب جامعه اسلامي ما مي‌سازد.
وجوه مختلف ضرورت شناخت معارف مهدوي در عصر حاضر را به اين شرح مي‌توان برشمرد:
الف) وجه اعتقادي
بر اساس روايات ترديدناپذيري که شيعه و سنّي آنها را روايت کرده‌اند، بر هر فرد مسلمان واجب است که امام زمان خود را بشناسد تا بدين وسيله از خطر در افتادن به جاهليت قبل از اسلام و فرو رفتن در گرداب کفر و شرک وارهد و امکان زيستن و مردن بر مبناي اعتقاد راستين را بيابد.
اين همه تأکيد بر لزوم معرفت امام در آموزه‌هاي اسلامي، از آن روست که معرفت، مقدمه دل بستن،[۱۱] دل بستن، مقدمه سر سپردن[۱۲] و سرسپردن به امام حق، مقدمه نجات و رستگاري است[۱۳] و اين اساس دعوت همه انبيا و اولياست.
با توجه به آنچه گفته شد، بر هر يک از ما واجب است که همه تلاشمان را براي شناخت امام عصر خود، حضرت حجت بن الحسن(ع) به کار گيريم و با شخصيت و جايگاه آن حضرت در عالم هستي چنان‌که بايد، آشنا شويم تا در پي آن بتوانيم به وظايفي که در برابر آن امام داريم، به گونه‌اي شايسته عمل کنيم.[۱۴]
ب) وجه فرهنگي
کشور ما کشوري است با اکثريت جمعيت جوان و پر شور. جمعيت جواني که در صورت يافتن آرماني با ارزش همه شور و توان بالقوه و بالفعل خود را به پاي آن مي‌ريزد و از هرگونه سکون و رکود و انحراف و تباهي بيزاري مي‌جويد. همان‌گونه که جوانان پرشور عصر انقلاب و دوران دفاع مقدّس در پي آرمان‌هاي ارزشمند بنيان‌گذار نظام جمهوري اسلامي، با گذر از همه تمنيات و خواهش‌هاي نفساني، خود را يک‌سره وقف جهاد و مبارزه در راه خدا کردند و به بالاترين درجات ايمان و رستگاري دست يافتند.
تشکيل حکومت جهاني به رهبري امام مهدي(ع)، گسترش قسط و عدل در سراسر گيتي و نابود کردن همه مظاهر کفر، ستم و تباهي آرماني است که اگر به درستي شناسانده شود و وجوه مختلف آن تبيين گردد، مي‌تواند نسل سوم انقلاب اسلامي و نسل‌هاي پس از آن را چون پدران خود پويا و پايدار نگه دارد و از توانمندي‌هاي آنها به بهترين صورت ممکن بهره‌برداري کند. از اين رو در عصر حاضر، جامعه ما بيش از هر زمان ديگر، نيازمند پرداختن به فرهنگ انتظار و باور مهدويت است و به جرئت مي‌توان گفت اگر به خوبي به اين موضوع پرداخته شود، مي‌تواند بسياري از توطئه‌هاي فرهنگي دشمنان را خنثي کند.[۱۵]
ج) وجه سياسي
اين وجه را از دو منظر مي‌توان مطالعه کرد:
نخست، از منظر فلسفه سياسي و مباني مشروعيت نظام: حکومت جمهوري اسلامي ايران، بر مبناي نظريه ولايت فقيه و نيابت عام فقها از امام زمان(ع)، شکل گرفته است و به همين دليل بقا و استمرار مشروعيت و مقبوليت اين نظام، در گرو تبيين و تشريح دقيق مباني کلامي و فقهي آن براي نسل حاضر و نسل‌هاي آينده است. در اين ميان پرداختن به موضوع‌هايي چون ضرورت وجود حجت الهي در هر عصر، جايگاه و نقش امام زمان(ع) در عالم هستي، شيوه بهره‌گيري مردم از امام زمان در دوران غيبت و وظايف و تکاليف مردم در برابر امام عصر از اهميت ويژه‌اي برخودار است.
دوم، از منظر علوم سياسي و روابط بين‌الملل: در سال‌هاي اخير دو موضوع مهم و کليدي در جهان مطرح شده است که در ظاهر خاستگاه و مباني متفاوتي دارند، ولي در اهداف، آثار و نتايج مشترکند. اين دو موضوع عبارتند از:
يک ـ «جهاني سازي»[۱۶] يا «جهاني شدن»[۱۷]: اين موضوع بيشتر در مجامع دانشگاهي و از سوي نظريه‌پردازان علوم سياسي و روابط بين‌المللي مطرح شده و در پي القاي اين مطلب است که «به دنبال محو شدن مرزهاي جدا کننده، جهان به تدريج به سوي نوعي همگني يا هم‌گونگي بيشتر در عرصه‌هاي اقتصادي، سياسي، اجتماعي و حتي فرهنگي حرکت مي‌کند»[۱۸] و «اين اتفاق از طريق توسعه سرمايه‌داري و تکنولوژي مساعد آن (Techno-capitalism) آن هم در مسيري مشخص رخ خواهد داد».[۱۹]
ايده «نظم نوين جهاني» رئيس جمهور وقت امريکا (بوش پدر)، نظريه «پايان تاريخ» فوکوياما و راه‌کار «برخورد تمدن‌ها»ي هانتينگتون بيان‌گر همين پديده جهاني‌شدن يا جهاني‌سازي است که به گمان آنها با محوريت جهان غرب و به ويژه امريکا رخ خواهد داد و در نهايت به پذيرش الگوي نظام ليبرال ـ دموکراسي از سوي همه کشورهاي جهان و سلطه فرهنگ، اخلاق و مدنيت مغرب زمين بر سراسر گيتي، منجر خواهد شد.
دو ـ آخرالزمان‌گرايي و تلاش در جهت تحقق پيش‌گويي‌هاي کتاب مقدس: جرياني که امروز بيشتر با عنوان «مسيحيان صهيونيست»[۲۰] «مسيحيان انجيلي»[۲۱] يا «مسيحيان بنيادگرا»[۲۲]در جهان شناخته مي‌شوند، به ويژه در سال‌هاي اخير، با زنده کردن پيش‌گويي‌هاي کتاب مقدس و دامن‌زدن به آن تلاش وسيعي را براي تبليغ، ترويج و محقق ساختن باورهاي خود در جهان آغاز کرده است. بر اساس باور اين گروه از مسيحيان پروتستان، مشيت خداوند بر اين قرار گرفته است که جهان پس از طي مراحلي هفت‌گانه که از جمله آنها تشکيل اسرائيل بزرگ، بازگشت قوم يهود به سرزمين موعود، بازسازي معبد سليمان و وقوع جنگ عظيم هسته‌اي «آرمگدون»[۲۳] است، بازگشت دوباره حضرت مسيح(ع)، استقرار حکومت هزارساله او و حاکميت صلح و عدالت را شاهد باشد.[۲۴]
اين گروه معتقدند که با وقوع نبرد آخرالزمان (آرمگدون) همه غيرمعتقدان به آرمان‌هاي مسيحيت بنيادگرا اعم از يهودي، مسيحي و مسلمان از بين خواهند رفت و تنها کساني باقي مي‌مانند که به اين آرمان‌ها باور داشته‌اند.
ويژگي مهم جريان ياد شده اين است که تنها به ارائه تفاسير معيني از مفاهيم مذهبي بسنده نمي‌کند، بلکه تلاش مي‌کند تا با ارائه يک «پروژه» تحولات آينده را بر مبناي تفاسير خود رقم زند.[۲۵]
ديدگاه آخرالزمان شناسانه مسيحيان صهيونيست اگرچه در ظاهر غيرسياسي است، ولي از آن‌جا که اين مباحث به ظاهر ديني، امروز دستمايه سردمداران کاخ سفيد قرار گرفته و به بهانه‌اي براي توجيه سياست‌هاي سلطه‌گرانه و تجاوزطلبانه آنها در جهان تبديل شده است، به مباحث سياسي، راهبردي و روابط بين‌الملل هم ارتباط پيدا مي‌کند.
با توجه به مباحث ياد شده روشن مي‌شود که در عصر حاضر، با توجه به دلايل ذيل پرداختن به موضوع مهدويت و مباني دين شناختي آن از وجه سياسي نيز داراي اهميت است:
نخست اينکه، تبيين مباني مشروعيت نظام جمهوري اسلامي و دفاع عالمانه از آن بدون شناخت دقيق مباني مهدويت و درک عميق ديدگاه پيشوايان دين در زمينه چگونگي اداره جامعه و حکومت در عصر غيبت و نسبت اين ديدگاه با فرهنگ انتظار امکان‌پذير نيست.
دوم، زيستن در جهان امروز و مقاومت در برابر سيل بنيان‌کن جهاني‌سازي که فرهنگ، سياست و اقتصاد همه کشورهاي مستقل را نشانه رفته و به چيزي کمتر از سلطه بر کل جهان بسنده نمي‌کند، تنها با داشتن تحليل‌هاي قوي و مستحکم مبتني بر مباني، مبادي و منابع ديني و باور قلبي به برتري داشته‌هاي خود بر بافته‌هاي ديگران، امکان‌پذير است و اين دو، جز با شناختي جامع از باور مهدوي و فرهنگ انتظار که بيانگر ديدگاه اسلام درباره «جهان آينده و آينده جهان» است، محقق نخواهد شد.
سوم، نقد و بررسي عالمانه ديدگاه‌هاي آخرالزمان گرايانه مسيحيان صهيونيست، پايداري در برابر اقدام‌هاي فرهنگي، سياسي و نظامي اين جريان و خنثي کردن توطئه‌هاي آنها عليه جهان اسلام، تنها با اتکا به باور خلل‌ناپذير مهدويت ممکن است، باوري که آينده جهان را تنها از آنِ بزرگ منجي موعود حضرت مهدي(ع) مي‌داند و معتقد است که مسيح(ع) نيز پس از نزول از آسمان به آن حضرت اقتدا مي‌کند.
د) وجه اجتماعي
«فرهنگ انتظار» تنها حيات فردي و زندگي شخصي انسان‌ها را در بر نمي‌گيرد و همه مناسبات اجتماعي را نيز شامل مي‌شود؛ يعني هم‌چنان که همه مظاهر حيات فردي انسان‌ها ـ زندگي و مرگ، حرکت و سکون، فعل و ترک، موافقت و مخالفت، دوستي و دشمني و... ـ بايد رنگ انتظار بگيرد و از اين فرهنگ متأثر شود، همه مناسبات اجتماعي ـ فرهنگ، سياست و اقتصاد ـ نيز بايد به نوعي متأثر از انتظار باشد و ميان جامعه منتظر و جامعه غير منتظر تفاوتي محسوس احساس شود. به بيان ديگر در يک جامعه منتظر، نظام تعليم و تربيت، مناسبات سياسي و حکومتي، قوانين و مقررات دولتي، روابط تجاري و اقتصادي، ضوابط معماري و شهرسازي، حقوق و وظايف شهروندي و... بايد بر اساس فرهنگ انتظار و با هدف زمينه‌سازي براي ظهور امام مهدي(ع) و استقرار حکومت عدل و مهدوي سامان يابند.
با توجه به مطالب ياد شده بر همه شيعيان لازم است که با شناخت بيشتر از معارف مهدوي و درک وجوه مختلف آن، زمينه را براي تحقق جامعه منتظر فراهم سازند.
۴. ديدگاه‌هاي موجود در زمينه شناخت معارف مهدوي
با توجه به ديدگاه‌ها و رويکردهاي مختلفي که در زمينه شناخت باور مهدوي و فرهنگ انتظار وجود دارد، اين پرسش مطرح مي‌شود که آيا وجوه ياد شده براساس همه ديدگاه‌ها و رويکردهاي موجود قابل بحث و بررسي هستند، يا اينکه تنها براساس ديدگاه و رويکرد ويژه‌اي مي‌توان اين وجوه را بررسي کرد و به پرسش‌هاي مطرح در هر يک از اين زمينه‌ها پاسخ گفت؟
براي يافتن پاسخ اين پرسش، لازم است مؤلفه‌هاي اساسي دو ديدگاه مهم از ديدگاه‌هاي موجود در زمينه شناخت معارف مهدوي را بررسي کنيم:
الف) ديدگاه کلامي ـ تاريخي
در اين ديدگاه، سه جنبه از ابعاد شخصيت و زندگاني امام مهدي(ع) مورد توجه قرار مي‌گيرد: نخست اينکه آن حضرت، حجت خدا، تداوم‌بخش سلسله حجت‌هاي الهي و دوازدهمين امام معصوم از تبار امامان معصوم شيعه(ع) است که در حال حاضر در غيبت به سر مي‌برد. دوم اينکه ايشان شخصيتي است تاريخي که در دوره زماني معيني، از پدر و مادر مشخصي به دنيا آمده، حوادث متعددي را پشت سر گذاشته، با انسان‌هاي مختلفي ارتباط داشته و منشأ رويدادهاي مختلفي در عصر غيبت صغرا بوده است. سوم اينکه آن حضرت منجي موعود شيعه است و با ظهور خود همه مظاهر ستم را نابود و جهان را از عدل و داد آکنده مي‌سازد.
بر اين اساس، در بيشتر کتاب‌هايي که با ديدگاه کلامي ـ تاريخي به بررسي شخصيت و جنبه‌هاي وجودي امام مهدي(ع) پرداخته‌اند، با سرفصل‌هاي مشابهي روبه‌رو مي‌شويم که برخي از مهم‌ترين آنها به قرار زير است: لزوم وجود حجت الهي در هر عصر؛ اثبات ولادت؛ دلايل امامت؛ ويژگي‌هاي شخصي؛ فلسفه غيبت؛ نواب خاص؛ راز طول عمر؛ معجزات؛ توقيعات (پيام‌ها)؛ نشانه‌هاي ظهور آن حضرت و ... .
ب) ديدگاه فرهنگي ـ اجتماعي
اين ديدگاه با پذيرش همه مباني و اصول پذيرفته شده در ديدگاه کلامي ـ تاريخي در زمينه تولد، غيبت و ظهور آخرين حجت الهي، حضرت مهدي(ع) که بر اساس برهان‌ها و شواهد قطعي و ترديدناپذير عقلي و نقلي به اثبات رسيده است، آن حضرت را حجت خدا بر بندگان و امامي مي‌داند که در عصر حاضر همه اهل ايمان، وظايف و تکاليف مشخصي در برابر او دارند. اين ديدگاه در پي آن است که موضوع مهدويت و انتظار را به عنوان مبنايي براي پي‌ريزي همه مناسبات فرهنگي، سياسي و اقتصادي مسلمانان در عصر غيبت؛ طرحي براي رهايي جوامع اسلامي از تارهاي درهم تنيده فرهنگ و مدنيت مغرب زمين و راه‌کاري براي گذر همه اهل ايمان از فتنه‌ها و آشوب‌هاي آخرالزمان مطرح سازد.
۵. آثار مهدوي و نيازهاي روز
بر اين اساس، در عصر حاضر که شور و شوق انتظار حضرت مهدي(ع) و اشتياق شناخت آخرين حجت خدا در ميان همه اقشار مردم، به ويژه نسل جوان کشورمان دامن‌گستر شده است. به نشر آثاري نياز داريم که هم بر اصول و مباني پذيرفته شده در ديدگاه کلامي ـ تاريخي مبتني باشند و موضوع‌ها و مسائلي را که در اين ديدگاه مورد توجه قرار گرفته است، با زبان و ادبيات روز و متناسب با نيازهاي اين زمان بررسي و تبيين کنند و هم، با چارچوب‌ها و موازين مورد پذيرش ديدگاه فرهنگي ـ اجتماعي هماهنگ باشند و باور مهدوي و فرهنگ انتظار را به عنوان حقيقتي جاري در عصر و جامعه ما مطرح سازند.
اثر حاضر با توجه به اين نياز اساسي شکل گرفته و در آن تلاش شده است پاسخي در خور به شور و اشتياق وصف‌ناپذير منتظران موعود براي آگاهي هرچه بيشتر از ويژگي‌هاي امام عصر(ع)، تاريخ عصر غيبت، تکاليف منتظران در عصر حاضر، چند و چون قيام و انقلاب رهايي‌بخش مهدي موعود(ع)، ويژگي‌هاي جهان پس از ظهور و مانند آن داده شود.

[۱]. ر.ک: علي اکبر دهخدا، لغت­نامه، چاپ اول از دوره جديد: تهران، مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، ۱۳۷۳، ج۱۳، ص۱۹۳۳۱.
[۲]. محمد بن مکرم (ابن منظور) لسان العرب، تحقيق: جمال­الدين مير دامادي، ‌بيروت‌، دار الفکر للطباعة و النشر و التوزيع- دار صادر، ۱۴۱۴ ق.، ج‌۱۵، ص۳۵۴؛ محمد مرتضي الحسيني الزبيدي، تاج العروس من جواهر القاموس، تحقيق علي شيري، ۲۰ ج، چاپ اول: بيروت، دارالفکر، ۱۴۱۴ ه‍.ق، ج۲۰، ص۳۳۲؛ فخر­الدين بن محمد الطريحي، مجمع البحرين‌، تحقيق: احمد حسيني اشکوري، تهران، ‌مرتضوي‌، ۱۳۷۵، ج۱، ص۴۷۵.
[۳]. محمد معين، فرهنگ فارسي، چاپ سيزدهم: تهران، اميرکبير، ۱۳۷۸، ج۴، ص۴۴۶۲.
[۴]. ر.ک: لطف الله صافي گلپايگاني، منتخب الأثر في ‌الإمام الثاني عشر(ع)، چاپ اول: قم، مکتب المؤلف، ۱۴۲۲ه‍.ق، ج۳، صص۴۴۳و ۴۴۴.
۳. محمدبن علي‌بن حسين (شيخ صدوق)، کمال الدين و تمام النعمة، قم، مؤسسة النشر الإسلامي، بي‌تا، ج۱، ص۲۸۶، ح۱.
[۶]. محمدبن ابراهيم نعماني، کتاب الغيبة، تحقيق: علي‌اکبر غفاري، تهران، مکتبة الصدوق، بي‌تا، ص۲۳۷، ح۲۶.
[۷].  محمدبن ‌محمدبن نعمان (شيخ مفيد)، الإرشاد في معرفة حجج اللّه علي العباد، ترجمه و شرح: سيدهاشم رسولي محلاتي، تهران، علميه اسلاميه، بي‌تا، ج ۲، ص‌۳۵۸.
[۸]. ‌ر.ک: علي محمد علي دخيل، الإمام المهدي(ع)، چاپ دوم: بيروت، دارالمرتضي، ۱۴۰۳ه‍ . ق، ص۱۴۰.
[۹]. سيد محمد حسيني، «مهدويت از نگاه اهل سنت»، در: محمد محمدي ري­شهري، دانشنامه امام مهدي(ع) بر پايه قرآن، حديث و تاريخ، چاپ اول: قم، مؤسسه علمي، فرهنگي دارالحديث، ۱۳۹۳، ج۱، ص۷۶.
[۱۰]. ر.ک: ‌عبدالمحسن عباد آل بدر، عقيدة اهل السنة و الأثر في المهدي المنتظر، ص۲۹، به نقل از: همان، ص۸۴.
[۱۱]. در روايتي که از امام صادق(ع) نقل شده، آمده است: «... اَلحُبُّ فَرعُ الْمَعْرِفَةِ؛ دوستي فرع حاصل معرفت است» (محمدباقر مجلسي، بحارالأنوار، چاپ سوم: بيروت، دار إحياء التراث العربي، ۱۴۰۳ه‍ . ق، ج ۶۷، ص‌۲۲، ح۲۲).
[۱۲]. پيامبر گرامي اسلام(ص) در پاسخ مردي اعرابي که از ايشان خواسته بود به وي پندي بياموزد فرمود: «اَلْمَرْءُ مَعَ مَنْ أَحَبَّ؛ انسان با کسي همراه مي‌شود که او را دوست دارد». همان، ج ۲۷، ص۱۰۲، ح ۶۷.
[۱۳]. چنان‌که در روايت معروف امام رضا(ع) حديث سلسلة الذهب آمده است، ورود در قلعه استوار توحيد و ايمني يافتن از عذاب الهي، مشروط به پذيرش ولايت امام معصوم(ع) است. (ر.ک: همان، ج ۳، ص‌۷، ح ۱۶).
[۱۴]. براي مطالعه بيشتر در اين زمينه، ر.ک: همين کتاب، صص۱۲۵ ـ ۱۳۸.
[۱۵]. براي مطالعه بيشتر در اين زمينه ر.ک: اسماعيل شفيعي سروستاني، استراتژي انتظار، چاپ اول: تهران، موعود عصر، ۱۳۸۱، صص۲۳ ـ ۲۷ و ۶۹ـ ۷۸.
[۱۶]. Globalizing.
[۱۷]. Globalization.
[۱۸]. ر.ک: علي‌رضا شجاعي زند، «دين و جهانيت، جهاني شدن، جهاني سازي و جهاني گرايي»، مندرج در جهاني شدن و دين: فرصت‌ها و چالش‌ها (مقالات چهارمين کنگره دين پژوهان)، چاپ اول: قم، دبيرخانه دين پژوهان کشور، ۱۳۸۲، ج ۱، ص‌۳۰.
[۱۹]. همان، ص‌۳۳.
[۲۰]. Christian Zionists.
[۲۱]. Evangelists .
[۲۲] .Fundamentalist Christian.
[۲۳]. Armageddon.
[۲۴]. ر.ک: محمّد السماک، «کليد فهم سياست امريکا: موضع امريکا در برابر رژيم صهيونيستي از پشتوانه‌هاي مذهبي تا منافع سياسي» مندرج در کتاب پيش‌گويي‌ها و آخرالزمان (مجموعه مقالات)، چاپ اول: تهران، موعود عصر، ۱۳۸۵، صص۱۹۰ ـ ۱۹۱.
[۲۵]. ر.ک: همان، ص‌۱۹۵.



 
تعداد بازديد:169 آخرين تغييرات:98/09/16
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر