دوشنبه 7 بهمن 1398 - 2 جمادي الثاني 1441 - 27 ژانويه 2020
صفحه اصلي/خانواده


 
 


 










 


 












خروجي RSS

وقتی خانواده و مدرسه روش تربیتی مشخصی ندارد

وقتي خانواده و مدرسه روش تربيتي مشخصي ندارد

کارشناسان حوزه تعليم و تربيت معتقد هستند بزرگترين مشکل تربيتي کودکانمان اين جاست که نه مدرسه و نه خانواده روش تربيتي مشخصي ندارد؛ اينکه روش تربيتي هماهنگي هم وجود ندارد، مشکل ديگري است.
آزاده سهرابي: ما مي‌خواهيم کودک را تربيت کنيم، مي‌خواهيم به او آموزش دهيم، مي‌خواهيم آداب اجتماعي، فرهنگي يا مهارتي را به او ياد بدهيم، مي‌خواهيم او را اجتماعي کنيم و.... وقتي بحث چنين مسائلي پيش مي‌آيد که يکي از ابزار معلم، والدين و اجتماع مي‌شود تنبيه و پاداش. موضوع پاداش و تنبيه در فرايند رشد و يادگيري و آموزش از ديرباز در علم تعليم و تربيت مطرح بوده است؛ عده‌اي تأثير آن و يا لزوم آن را رد کرده‌اند و عده‌اي آنقدر روي آن تمرکز داشته‌اند که انواع تنبيه و پاداشت، نوع‌هاي مؤثر آن و… را در نظريه‌هاي خود تدوين کرده‌اند. تفاوت نگرش در تربيت و حتي تعليم کودکان ريشه‌اي تاريخي دارد تا جايي که در اين ميان گاه با نشريه جاي کاملاً متضادي در روان شناسي رشد و نظريه‌هاي تعليم و تربيت رو به رو مي‌شويم. اما آنچه مهم است اين است که نظام تعليم و تربيت بر مبناي کدام نظريه، کدام روش بنا نهاده شده باشد. آيا موافق وجود سيستم پاداش و تنبيه است يا مخالف! و يا لزوماً سيستم آموزشي متأثر از سيستم سنتي تربيتي حاکم بر جامعه و مطابق سنت‌هاي تربيتي شکل گرفته است!

ما از زماني مکتب خانه سيستم آموزشي خود را مبتني بر تنبيه و پاداش، و بيشتر تنبيه بنا نهاديم. چوب و فلکي که از پدربزرگ و مادربزرگ‌هاي خود شنيده‌ايم سنتي‌ترين روش تنبيه بوده است. در حالي که از ابتدا آنها که معتقد به سيستم پاداش و تنبيه بودند نيز، از شيوه‌هاي ارائه مستقيم پاداش و تنبيه (دادن شکلات و زدن با ترکه) کمتر سخن گفته‌اند و انواع ديگري از آن را مطرح مي‌کنند اما در دوره آموزش نوين در کشورمان نيز تا چند سال اخير هنوز حرفي از مدل تنبيه و تشويق به جز همان تفکر سنتي نبوده است. زمان ما که حالا فرزندانمان به مدرسه مي‌روند، کارت‌هاي صدآفرين مي‌دادند و تنبيه بدني و بيرون کردن از کلاس، فرستادن دانش‌آموز پشت در اتاق مدير اخراج از مدرسه و.... هم جزئي رايج در تنبيه و تشويق بود.
از سوي ديگر نمره بارزترين ارائه تنبيه و پاداش بود که تا امروز هم ادامه دارد. هر چند قرار است نمره‌ها توانايي دانش دانش‌آموز را بسنجند اما رفتاري که معلم و والدين در مقابل نمره انجام مي‌دهند، پيامدش همان پاداش و تنبيه براي آن دانش‌آموز است. حالا چند سالي است نمره در دبستان برچيده شده است اما ديده‌ها و شنيده‌ها حکايت از آن دارد که رفتار معلمان درست مطابق سيستم ارزشيابي کيفي توصيفي تغيير نکرده است که يکي از دلايل ايجاد آن گذشتن از همين سيستم پاداش و تنبيه سنتي و نمره دادن‌ها بوده است.
از سوي ديگر ما همچنان درباره تنبيه بدني دانش آموزان از گوشه و کنار کشور مي‌شنويم. درباره اخراج دانش آموزان، بيرون کردنشان از سر کلاس، تحقير آنها توسط سيستم آموزشي، اهميت نمره براي والدين و.... و باز از سوي ديگر معلمان نيز معتقد هستند براي به راه آوردن دانش آموزان سرکش نياز به ابزاري دارند و سيستم آموزشي نبايد دست معلم را در ابزار تنبيه و پاداش ببندد. و اينها همه در حالي است که والدين هم آگاهي چنداني در مقابل اينکه در مسير تربيت از چه ابزاري مي‌توانند استفاده کنند که بالاترين کارايي و کمترين آسيب را براي فرزندانشان داشته باشد، ندارند؛ همانطور که به نظر مي‌رسد سيستم آموزشي ما نيز در کلان چنين ديدگاهي ندارد.
گفتگو با دکتر مهرداد فلاطوني روانشناس اجتماعي را از اين منظر شروع کرديم که آموزش و پرورش به طور خاص چه کاري مي‌تواند انجام دهد که مهارت‌هاي زندگي و تاب آوري در جامعه را از سنين پايين نهادينه کند؟ وي در اين باره به خبرنگار مهر گفت: ما در تعليم و تربيت کودک بايد چند بخش را با هم در نظر بگيريم. يکي خود بچه‌ها هستند، بخش دوم والدين است و بخش بعدي معلمان و کادر آموزش هستند. والدين و معلمان بايد به طور کامل آموزش ببينند و با هم همکاري داشته باشند تا کودک دچار دوگانگي تربيتي نشود. يکي از مشکلات اساسي ما در جامعه اين است که در خانواده‌ها روش تربيتي نداريم. بلکه بر حسب شرايط روز کاري را انجام مي‌دهيم.
وي ادامه داد: روان‌شناسان با معيارهاي شخصي اصول تربيتي را ننوشته‌اند. آنها روي ده‌ها هزار کودک يک روش را هنجار کرده‌اند و ديده‌اند روش خوبي است. مثلاً وقتي فردي مانند اسکينر مي‌گويد زماني که مي‌خواهيد عادتي را از بچه بگيريد که مخرب است، مثلاً پرخاشگري کودک، زمان پرخاشگري به کودک توجهي نکنيد که هر توجه حتي تذکر براي خاموش کردن اين رفتار هم نوعي توجه محسوب مي‌شود، بلکه هر زمان کودک پرخاشگري نداشت، به او پاداش بدهيد تا تداوم رفتار مطلوب را پي بگيرد، او به راحتي به چنين دستاوردي نرسيده است. ما مي‌توانيم به روش‌ها ايراد بگيريم اما ما هم بايد به همان اندازه روش جايگزين خود را آزمايش و اثبات کنيم. اگر ايرادي نداريم که بگيريم بايد روش‌هاي سنتي خود را جايگزين چنين روش‌هايي کنيم.
حضور روان شناس در مدرسه الزامي است
اين روان شناس ادامه داد: حضور روان شناس در مدرسه الزامي است. من گمان مي‌کنم در ميان اين خيل معلمان و کادر آموزشي بالاخره يک نفر پيدا مي‌شود که روان شناس باشد. يا در هر مدرسه از ميان کادر آموزشي و والدين بالاخره يک نفر آشنا به اين مسائل پيدا مي‌شود تا هر سه قشر را آموزش دهد: معلم، والدين و بچه‌ها.
وي با اشاره به اينکه تقليد و الگوسازي در مورد بچه‌هايي که در سن تلقين پذيري و رشد هستند، عموماً از ميان معلمان يا والدين انجام مي‌شود، بيان کرد: ممکن است بگوييم امروز اوضاع اقتصادي خانواده بد است، اوضاع اقتصادي معلمان خوشايندشان نيست اما مجبور هستيم براي نسل آينده که فرزندانمان هستند وقت بگذاريم.
فلاطوني در ادامه به طور خاص درباره پاداش و تنبيه که اين روزها بحث آن در مدارس زياد مطرح مي‌شود، گفت: اول بايد اين را بدانيم که ما حق نداريم به عنوان يک آدم تحصيل کرده در آموزش و پرورش اشتباهات يا عدم دانايي خود را گردن نظريه‌پردازها بياندازيم. ما در دانشگاه روش تحقيق آموخته‌ايم که مي‌گويد اگر پرسشي داريد تحقيق کنيد، تست بگيريد، تحقيق ميداني انجام دهيد، تئوري شکل بدهيد و.... از همين رو اگر مي‌خواهيم در سيستم آموزشي کلان خود يک نظريه را ارجح بدانيم (مثلاً رفتاري‌ها که بيشتر در اين باره صحبت کرده‌اند) مباني‌اش را در بياوريم و به معلم‌ها به طور کامل ياد بدهيم و اگر قرار است مدل خودمان را پياده کنيم بايد آن را تئوريزه کنيم. مي‌توانيم روي مدل‌هاي مختلف پاداش و تنبيه کار تحقيقاتي گسترده انجام دهيم تا ببينيم در کشور ما و در ميان بچه‌هاي ما کدام پاسخ بهتري مي‌دهد.
دنياي تعليم و تربيت به سمت کيفي شدن مي‌رود ما همچنان درگير نمره و آزمون هستيم
وي اضافه کرد: اما به طور کلي براي ايجاد يک رفتار بايد تقويت‌کننده به کودک بدهيم. متأسفانه در سيستم آموزشي ما تقويت‌کننده‌ها براي همه دانش آموزان يکسان است. در حالي که براي هر کودک، هر تقويت کننده‌اي همان معناي پاداشي که ما مي‌گوئيم را ندارد. روحيه بچه‌ها با يکديگر متفاوت است. دنيا دارد به سمت کيفي شدن مي‌رود و ما هنوز در اين سيستم که بچه خوب نمره خوب، بچه بد نمره بد، مانده‌ايم. شايد سيستم ارزشيابي کيفي توصيفي شده باشد اما اولاً باز هم عموماً معلم‌ها همان را به نمره تبديل مي‌کنند و ديگر اينکه از پايه هفتم دوباره همان داستان نمره است.
اين روان شناس اجتماعي بيان کرد: در سيستم پاداش دهي و تنبيه ما نياز داريم تک تک بچه‌ها و روحيات آنها را بشناسيم. اين کار سختي نيست. يک دانش‌آموز ابتدايي ۶ سال در يک مدرسه مي‌ماند. يک مشاور کاملاً وقت آن را دارد تا تک تک بچه‌ها را مورد مطالعه قرار دهد. در پرونده آنها هر آنچه مطالعه مي‌شود، ثبت شود.
وي ادامه داد: يک نکته ديگري را هم بايد فراموش نکنيم و آن اين است که وقتي چيزي را مي‌گيريم بايد در ازاي آن چيزي را ارائه دهيم وگرنه فرد را دچار اضطراب و عقده‌هاي دروني مي‌کنيم. در ارزشيابي کيفي توصيفي بايد ببينيم هر دانش‌آموزي به چه پاداشي يا تقويت‌کننده مثبتي توجه نشان مي‌دهد. ضمن اينکه ما به جاي تنبيه بهتر است از تقويت کننده‌هاي منفي و يا پاسخ خاموشي استفاده کنيم. مثلاً همين‌که در اثر يک رفتار نادرست کودک به او محرک خوشايندي که تا ديروز در اختيارش بوده را ندهيم براي او بزرگترين تنبيه است. لزومي ندارد رفتار خشونت‌آميز، سرزنش، کتک و… داشته باشيم. در تنبيه مشکل اينجاست که نمي‌گوييم چه چيزي خوب است، فقط آن چيزي که بد است را عيان مي‌کنيم. با اينکه برو از کلاس بيرون، دم دفتر مدير بمان، يا حتي کتک زدن چيزي عايدمان نمي‌شود.
فلاطوني در ادامه اظهار کرد: فرض کنيد يک معلم سر کلاس دانش‌آموز شلوغي دارد. يا يک مادر فرزند پرخاشگري دارد. وقتي او شروع به شلوغ کردن مي‌کند نبايد مدام به او گفت ساکت، و يا تهديدش کرد چرا که همين توجه خودش مي‌شود تقويت‌کننده مثبتي که داريم به او مي‌دهيم. اثر همساز دارد. در اين مواقع بايد آن کودک را ناديده گرفت و اهميتي به رفتارش نداد. در ازاي آن هر زمان که آرام بود و شلوغ نکرد به او توجه کرد که خود اين توجه مي‌شود تقويت کننده مثبت و ضامن تداوم رفتار خوشايند کودک است.
وي ادامه داد: تمام معلمان ما بايد سيستم فيدبک را ياد بگيرند. ببينيد همين الان هم ما اشتباهات زيادي در فرايند تعليم و تربيت داريم. وقتي نمره به دانش‌آموز مي‌دهيم مي‌گوئيم ۲۰ يعني تو خوب هستي و حتي اگر ۱۹ بگيري يعني کارت درست نيست. ديگر اينکه يادمان باشد تنبيه ماحصلي ندارد جز اينکه نسلي پر از عقده بار بياوريم. هر کدام از ما معلمان سال اولمان مهربان بوده‌اند، افراد موفقي شده‌ايم و اگر چيزي جز خط‌کش زرد معلم به ياد نياوريم همان رفتار را با بچه خود تکرار مي‌کنيم. پس جايگاه معلم در فرايند تعليم و تربيت چيزي بيش از آن است که حتي تصور مي‌کنيم.
بچه‌ها را در معرض پيام‌هاي تربيتي ضد و نقيض قرار ندهيم
مهرانه قشنگ روان شناس نيز در گفتگو با خبرنگار مهر در خصوص بهترين مدل تنبيه و تشويق در تربيت و تعليم کودکان به خبرنگار مهر گفت: ما نظريه‌هاي متعددي در اين زمينه داريم. برخي نظريه پردازان روانشناسي کودک مانند مونتسوري هستند که به طول کامل با ارائه پاداش و تنبيه در فرايند تربيت کودک مخالف هستند. آنها معتقد به نوعي پاداش و تنبيه دروني هستند. يعني به اينکه اگر کودک رفتاري غيراجتماعي يا ناشايست ارائه داد بايد چگونه رفتار کنيم آنها معتقد هستند در اين شرايط فقط بايد کودک را با کاري که کرده تنها بگذاريم و مثلاً او را در بازي‌هاي خود همراهي نکنيم و به اين صورت او متوجه مي‌شود در صورتي مي‌تواند عضوي از جمع باشد که رفتارش را اصلاح کند و البته اين ميزان ايگنور کردن هم زمان مشخصي دارد.
وي ادامه داد: درباره آموزش هم آنها معتقد هستند اگر شما تکليفي به کودک بدهيد که مشتاق آن نباشد سراغ انواع پاداش و تنبيه مي‌رويد و تحسين و نمره و تهديد استفاده مي‌کنيد و اين عموماً نتيجه عکس مي‌دهد و به مرور کودک آنقدر نگران واکنش‌هاي شما مي‌شود و ترس از پاسخ اشتباه دادن را تجربه مي‌کند که حتي ديگر تمرکز خود را از دست مي‌دهند.
اين روان شناس بيان کرد: ارزشيابي بيروني از نظر اين روان شناسان استقلال کودکان را از بين مي‌برد. اما از سوي ديگر کساني که به نظريه‌هاي يادگيري علاقه دارند يا رفتارگراها به ارائه پاداش و تنبيه براي تقويت رفتار مناسب و کاستن از رفتار نامناسب معتقد هستند اما بسيار روش‌هاي گوناگوني دارند. ما اينجا با انواع تقويت‌کننده‌ها رو به رو هستيم. يک معلم يا والدين بايد خيلي دقيق اين را بدانند. مثلاً تنبيه مناسب از نظر آنها اين نيست که اگر کودک کار نادرستي کرد سرش داد بزنيم، بگوييم ده بار از روي يک مشق بنويس و… کافي است براي تنبيه يک محرکي که براي کودک خوشايند است را از او بگيريم آن هم براي يک زمان مشخص مثلاً دو ساعت. به طور مثال کارتون مورد علاقه‌اش را نتواند ببيند. با دوستانش نتواند بيرون برود و… براي تشويق هم ما حذف محرک ناخوشايند را داريم مثلاً اگر کودک درسش را به موقع تمام کرد مي‌توانيم به او بگوييم اگر قرار بود برود و اتاقش را مرتب کند که معمولاً کار خوشايندي براي بچه نيست، امروز مي‌تواند با کمک ما اين کار را بکند.
وي ادامه داد: ببينيد مهم اين است که ما يک روش مشخص براي تربيت داشته باشيم. تنبيه و تشويق جز کوچک اما اثرگذاري از تربيت است که در آموزش هم کاربرد دارد. اما در وهله اول بايد بدانيم ديگر روزگار تنبيهات مستقيم و خصوصاً خشونت‌آميز سر آمده و ديگر اينکه بر يک مسير تربيتي حرکت کنيم و پيام‌هاي ضد و نقيض به بچه‌ها ندهيم. الان مشکل بچه‌هاي ما اين است که در معرض انواع پيام‌هاي تربيتي ضد و نقيض قرار مي‌گيرند.
به گزارش مهر، آنچه در فرايند تربيتي و حتي آموزشي کودکان و نوجوانان حائز اهميت است شناخت نوع تفکر و روحيات منحصر به فرد هر کدام از آنها، ادراک آنها از فرايند تربيتي و همچنين ميزان تربيت پذيري يا الگوپذيري و ديگر مواردي است که در فرايند رشد اثرگذار است. آنچه در سيستم تربيتي خانواده و مدرسه بايد پياده شود، الگويي مناسب از روش‌هايي قبلاً آزموده شده و آزمون و خطا پس داده است. در يکي از جزئي‌ترين مباحث اين فرايند که تنبيه و پاداش است، به نظر مي‌رسد بايد از نداشتن رويه و نشناختن فرآيندها دست بکشيم و به اصول تربيتي بازگرديم.



 
تعداد بازديد:111 آخرين تغييرات:98/10/09
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر