چهارشنبه 22 مرداد 1399 - 22 ذي الحجه 1441 - 12 آگوست 2020
صفحه اصلي/دين و انديشه


 
 


 










 


 




 








خروجي RSS

انقلاب اسلامی حاکمیت دوگانه را از بین برد

انقلاب اسلامي حاکميت دوگانه را از بين برد

در پنجاهمين سالگرد درس خارج ولايت‌فقيه امام خميني (ره)، بيست‌وچهارمين قسمت از فصل سيزدهم برنامۀ علوم انساني «زاويه» چهارشنبه، ۹ بهمن ۱۳۹۸، از شبکه چهار سيما پخش شد.
در پنجاهمين سالگرد درس خارج ولايت‌فقيه امام خميني (ره)، بيست‌وچهارمين قسمت از فصل سيزدهم برنامۀ علوم انساني «زاويه» به موضوع «مناسبات بين نهاد ولايت‌فقيه، نهاد دولت و مردم» پرداخت. در اين برنامه که چهارشنبه، ۹ بهمن ۱۳۹۸، از شبکه چهار سيما پخش شد، حجت‌الاسلام‌والمسلمين دکتر نجف لک‌زايي، استاد علوم سياسي دانشگاه باقرالعلوم (ع) و رئيس پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي، و حجت‌الاسلام‌والمسلمين دکتر منصور ميراحمدي، استاد علوم سياسي دانشگاه شهيد بهشتي به گفت‌وگو دربارۀبسط نظري ولايت فقيه پرداختند.

منصور ميراحمدي در ابتداي برنامه گفت: يک نظريه زماني که به مرحله اجرا مي‌رسد، از حالت اجمال به تفصيل در مي‌آيد. چون فرصت مي‌کند خلأهاي نظري خود را برطرف کند. نظريه ولايت فقيه هم بعد از پيروزي انقلاب با سؤالاتي روبه‌رو شد و در پاسخ به اين سوالات ظرفيت خود را آشکار کرد و از حالت اجمال به تفصيل درآمد. اولين اتفاقي که در سرنوشت اين جامعه با اين نظريه افتاد، عبور از يک نظم سياسي سلطنتي به نظمي بود که رأي و رضايت مردم سرنوشت آن را تعيين مي‌کند. اين نظريه سابقه خيلي ديرينه‌اي دارد اما با طرح آن توسط امام خميني (ره) امکان تحقق آن فراهم شد.
استاد علوم سياسي دانشگاه شهيد بهشتي افزود: ولايت فقيه، سلطنت فقيه نيست و به‌طورکلي از قواعد سلطنت فاصله گرفته و قواعد ديگري بر آن حاکم است. امام جمهوريت و اسلاميت را در کنار هم مطرح کردند. نسبت جمهوريت با ولايت فقيه مهم است و امام توانست با مباني فقهي خودش بين اين دو سازگاري ايجاد کند و اين اولين بار است که با بسط نظري نظريه ولايت‌فقيه در طول تاريخ مواجه هستيم.
نجف لک‌زايي در ادامه گفت: حضرت امام (ره) تذکر مي‌دهد که چيزي که من مي‌گويم يک بحث اجمالي است و من بحث تفصيلي نمي‌کنم و مي‌گويند بسط اين بحث به عهده طلاب جوان است. مقام معظم رهبري هم به حوزه‌هاي علميه بارها فرموده‌اند که فقه حکومتي را جدي بگيرند و بايد بتوانيد سوالات نظام اسلامي را پاسخ دهيد. وقتي نظريه‌اي در عمل وارد مي‌شود، مدام بايد دانش پشتيبان خودش را به‌روز کند. بايد دستاوردهاي خود را به دانش تبديل کنيم. مثلاً در حکمراني دستاوردهايي داشته‌ايم که بايد آن‌ها را به دانش تبديل کنيم.
استاد علوم سياسي دانشگاه باقرالعلوم (ع) افزود: يک ضلع مباحث مربوط به رهبري ديني و ولايت فقيه، فلسفه سياسي است و يک ضلع هم الاهيات و کلام سياسي است. امام بحث ولايت فقيه را از فقه به کلام برد. اين بحث ابعاد اخلاقي و تجربي هم دارد. براي سطح فلسفه سياسي، يعني سطحي که با جهان اعم از مسلمان يا غيرمسلمان گفت‌وگو مي‌کنيم، بايد با زبان فلسفه سياسي صحبت کنيم. اين را تحت عنوان سياست متعاليه مطرح کرده‌ايم. در سطح بعد بايد با جهان اسلام صحبت کنيم. مطرح کردن بحث مردم‌سالاري ديني توسط رهبري باعث شد ما بتوانيم با جهان اسلام گفت‌وگو کنيم. يک سطح هم براي پيروان اهل‌بيت (عليهم‌السلام) داريم که همان مطرح کردن بحث ولايت فقيه است.
حبيب رحيم‌پور ازغدي، سردبير و مجري‌کارشناس برنامۀ زاويه، اين سوال را بيان کرد که هنوز همۀ ظرفيت‌هاي نظريۀ ولايت فقيه، به‌منزلۀ يک طرح سياسي، به فعليت نرسيده است و زواياي نوپديدي دارد که بايد درباره‌اش انديشيد. امروز با التفات به تجربه‌اي که اين طرح سياسي پيشرفته در واقعيت اندوخته است، نقطۀ کانوني و پيشراني که براي بسط نظري ولايت فقيه بايد در نظر گرفت کدام است؛ به‌عبارت ديگر طرح سياسي ولايت فقيه، اينک از کدام بعد بايد بسط نظري يابد و پيش رود.
منصور ميراحمدي در پاسخ گفت: براي بررسي خلأهاي نظريه ولايت فقيه در عمل به نگاه استراتژيک نياز داريم و بايد يک مرکز استراتژيک داير شود تا اين خلأها را رصد و جبران کند. خلأ تفکر استراتژيک نسبت به کليت نظام براي بررسي تجربه کلي نظام داريم. اگر اين کار را انجام دهيم و درصدد حل اين مسائل برآييم، اولويت‌ها هم مشخص مي‌شود. يکي از مسائلي که جاي کار دارد اين است که وقتي صحبت از جايگاه و رأي مردم در عرصه سياسي به ميان مي‌آيد بحث تأسيس يک نظام سياسي و ساختارسازي براي آن نظام سياسي مطرح مي‌شود. اگر اين نظام به‌عنوان يک نظام مردمي بخواهد تداوم پيدا کند نقش مردم بعد از انتخابات و انتخاب کارگزاران هم حياتي است و در مردم‌سالاري ديني، مشارکت مردم پس از روي کار آمدن حاکمان هم مطرح مي‌شود.
وي سپس عنوان کرد: به حاکميت دوگانه اعتقاد ندارم و اين تعبير مناسبي نيست. چون ولايت فقيه با مباني فقهي بحث رضايت مردم را مورد توجه قرار مي‌دهد و دوگانگي اتفاق نمي‌افتد. در مباني فقهي بحث مقام ثبوت و مقام اثبات داريم. از ديدگاه امام (ره) ولايت براي فقيه در دوران غيبت يک تکليف است که در مقام اثبات رأي و رضايت مردم يکي از شرايط آن است. اين نگاه نظريه ولايت فقيه را به شکل مبنايي به رأي مردم نزديک مي‌کند. رويکرد امام (ره) رويکرد نوگرايي ديني است که نه سنت‌گرايانه است و نه سکولار بلکه ميانه اين دو است که مي‌تواند درعين‌حال که اعتقاد به ولايت‌فقيه دارد، اعتقاد به مردم هم داشته باشد.
نجف لک‌زايي در ادامه گفت: يکي از مواردي که در اين ۴۰ سال به آن کم پرداخته‌ايم فرهنگ‌سازي، توضيح و آموزش درست بحث ولايت فقيه براي عموم جامعه و نخبگان است. نمونه‌هاي موفقي از ترويج اين انديشه را نمي‌توانيد در ساختارهاي آموزشي يا رسانه‌اي کشور نشان دهيد. مردم‌سالاري ديني يک کلمه است. اين‌طور نيست که حکومت ديني يک چيز باشد و حکومت جمهوري چيز ديگري. کارهاي کم و انگشت‌شماري در تبيين اين موضوع کرده‌ايم. در کلام شيعه، رهبري و امامت ولو دولت هم نباشد وجود دارد. سال ۱۳۴۳ يا قبل‌تر از آن در طول تاريخ شيعه هميشه رهبر و امام داريم اما گاهي موفق به تشکيل حکومت نمي‌شود چون بسط يد ندارد. مثل زماني که پيامبر در مکه بودند.
رئيس پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي ادامه داد: در دولت اسلامي دو رکن داريم: رضايت خداوند و رضايت مردم که در صدر اسلام به آن بيعت مي‌گفتند. رهبري بزرگ‌تر و فراگيرتر از دولت است؛ يعني وظايف و شئوني دارد که امام (ره) و ديگر فقها گفته‌اند. يکي از اين شئون دولت‌سازي است. قانون اساسي سامانه‌اي براي اداره کشور طراحي کرده است. بحثي که مقام معظم رهبري در سفر کرمانشاه مطرح کردند اين بود که نظام ما پير نمي‌شود و دليل آن اين است که ما هرگاه بخواهيم مي‌توانيم اين ساختار را تغيير دهيم.
وي همچنين گفت: رهبر به لحاظ ديني حدومرزي ندارد؛ يعني مي‌تواند از تمام جهان پيرو داشته باشد و بايد پاسخ‌گوي همه آن‌ها باشد. اما دولت جمهوري اسلامي اين‌گونه نيست و وظيفه اداره کشور را دارد. اگر ما تقرير درستي از بحث ولايت فقيه بکنيم صحبت از حاکميت دوگانه نمي‌کنيم. علوم سياسي ما در وضعيت کنوني هيچ پيشنهادي براي ايران به لحاظ نظريه دولت ندارد. معلوم نيست علوم انساني ما وضعيت کدام کشور را مطالعه مي‌کند! دولت‌سازي مطالبه رهبري است. ايشان انقلاب اسلامي، نظام اسلامي، دولت‌سازي، جامعه‌سازي، تمدن اسلامي و امت اسلامي را مطرح کردند و گفتند ما الآن در مرحله دولت اسلامي هستيم.
نجف لک‌زايي سپس اظهار داشت: حتي جناح‌هاي سياسي ما نظريه دولت روشني ندارند. به‌عنوان مثال همه دولت‌ها مي‌گويند بايد دولت کوچک شود اما در عمل بزرگ مي‌شود. امام مي‌گفتند هر کاري که مردم مي‌توانند انجام دهند به مردم سپرده شود با اين کار دولت به تدريج کوچک مي‌شود. رهبري هم سياست‌هاي اصل ۴۴ را ابلاغ کردند اما در عمل چه اتفاقي افتاد؟ بنابراين مشکل ما در بخش رهبري نيست. مي‌بينيم که گاهي دولت‌ها مي‌خواهند کار رهبر را انجام دهند اما هميشه رهبري از جايگاه دولت دفاع کرده‌اند که آخرين نمونه آن بحث گران شدن بنزين بود.
مجري‌کارشناس برنامه سپس پرسيد: شماري از افراد گفته‌اند شفاف نبودن مرزبندي بين شئون نهاد ولايت فقيه و شئون نهاد دولت زمينه‌اي شده است که مناقشه حاکميت دوگانه بين نهادهاي انتخابي و انتصابي طرح شود. در اين‌باره نظري داريد.
منصور ميراحمدي در اين باره عنوان کرد: اگر بحث دولت‌سازي که آقاي دکتر فرمودند مشخص مي‌شد به يکي از راه‌هاي حل اين مشکل مي‌رسيديم. همچنين اگر جايگاه مردم مشخص شد نقش رئيس‌جمهور که نماينده مردم است هم مشخص مي‌شود و بحث شئون و اختيارات حل مي‌شود. دولت نقش اجرايي دارد و نقش يک تئوريسين ندارد. دولت قرار است قانون را اجرا کند. قرار نيست در اين جايگاه نظريه‌پردازي و تعيين سياست‌هاي کلان انجام گيرد.
وي همچنين خاطرنشان کرد: ساختار ولايت فقيه بر اساس رأي مردم شکل گرفته و براي اجرايي شدن هم نياز به رأي مردم دارد. اما در بحث تصميم‌سازي نياز به کار داريم که در اين تصميم‌سازي‌ها نقش مردم کجاست؟ آيا فقط محدود به روي کار آوردن حاکمان است؟ مردم‌سالاري ديني يک امر بسيط است. جايي که تعيين‌کننده مردم هستند مي‌توان به رفراندوم رجوع کرد. اما بعضي مسائل پيش از اين است و رفراندوم در آن معنا ندارد.
نجف لک‌زايي سپس گفت: اتفاقاً کساني که بحث حاکميت دوگانه را مطرح مي‌کنند خلاف خواست مردم حرف مي‌زنند. چون ما قبل از انقلاب اسلامي، حکومتي داشتيم که مورد تأييد رهبري ديني نبود. مردم قيام کردند تا اين ساختار زير نظر رهبري ديني باشد. در واقع مي‌خواستند اين دوگانه را حل کنند. جمهوري اسلامي با پيگيري خود مردم آمد و اين دوگانه را حل کرد. يک نويسنده خارجي مي‌گفت اگر جمعيتي که براي تشييع امام آمدند کمتر از روز آمدن‌شان بود مي‌شد اشکال مطرح کرد اما جمعيت خيلي بيشتر بود.
وي افزود: در جنگ احد مسلمانان اول پيروز شدند و سپس شکست خوردند. در آن زمان همه شئونات از جمله رهبري و دولت در اختيار پيامبر (ص) است. اما آن ۵۰ نفري که پيامبر گذاشتند و گفتند چه پيروز شديم و چه شکست خورديم شما اينجا باشيد، براي به دست آوردن غنيمت از آن محل خارج شدند. اين افراد از خوبان بودند اما وسوسه‌ها هميشه هست و به‌جاي عمل به حرف پيامبر، خودشان اجتهاد کردند.
نجف لک‌زايي در پايان گفت: نمي‌توانيم ناکارآمدي خودمان که دست خودمان بوده را به ساحت بالاتر منتقل کنيم مگر اين‌که تمايل به ديکتاتوري داشته باشيم. مثلاً مي‌گوئيم چرا رهبري اين کار يا آن کار را نمي‌کند؟ مگر قرار است رهبري اين سامانه‌اي که براي اداره کشور گذاشته‌ايم را به هم بريزد؟ مهم اين است که ما در انتخاب‌هاي پيش روي خودمان دقت بيشتري کنيم و همان‌طور که رهبري گفتند همه آحاد مردم مطالبه گر عدالت شوند. خود اين تئوري‌اي که ما داريم به ما اصلاحات ساختاري را پيشنهاد مي‌دهد اما ما به آن توجه نکرده‌ايم.



 
تعداد بازديد:195 آخرين تغييرات:98/11/12
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر