پنج شنبه 14 فروردين 1399 - 8 شعبان 1441 - 2 آپريل 2020
صفحه اصلي/دين و انديشه

اثرات خون سردار قاسم سلیمانی

اثرات خون سردار قاسم سليماني

به برکت خون قاسم سليماني و ابو مهدي مهندس، فتنه آمريکايي براي انحلال حشدالشعبي براي ابد به خاموشي گراييد و اولين حاصلش، مصوبه پارلمان عراق مبني بر اخراج نظاميان آمريکا بود.
به گزارش خبرنگار مهر، جواد معارف وند در يادداشتي به بررسي اثرات شهادت سردار سليماني پرداخته است:
حمد خداي را، که شهادت در راهش را، نعمت بخشيده و شکر، که با خون شهيدش، بر قلب‌ها الهام نموده و ثنا بر او، که پاداش شهادتش را، پيش از وقوع داده و نعمتهاي فراواني که، به انسان‌ها اعطا فرموده و به خاطر تمام منتها و نعمتهايي که، پيا پي فرو فرستاده که تعداد آن از حوصله احصاء و شماره کردن، بيرون است و سرحدات پاداش به شهادتش، از جزا و پاداش فراتر و دامنه دست آورده‌اي آن تا ابد، از ادراک هوش مداران فراخ‌تر است.

بدين سان او، خون خواهان دوستان شهيدش، همچون قاسم سليماني را، به هم آوايي، فرا خواند تا، با شکر گذاري نعمت شهادت در راهش را، که نصيب هر کشته‌اي نمي‌شود، نعمتهايش را فزوني دهد. نعماتي چون، يکپارچگي اسلام و شناخت دشمنان خدا و از بين بردن، فتنه‌هاي فتنه گران آمريکايي و صهيونيستي را، پي در پي زياده کند. آري، فتنه‌اي که حکماي صهيونيسم جهاني، که با دلارهاي آمريکايي سعودي خود، در ممالک اسلام به راه انداختند وب ه خيال باطلشان مي‌خواهند، انديشه و روحيه جهادي، حماسي، اسلام را، در امت اسلامي از بين ببرند.
چه اينکه ديديم اين فتنه را در عراق، کليد زدند تا مردم عراق به جاي آنکه، نيروهاي نظامي و خونخوار آمريکايي و غربي را از کشورشان بيرون کنند، به فکر انحلال نيروهاي مردمي و وطني خود بيفتند، لذا به برکت خون دو شهيد اسلام، قاسم سليماني و ابو مهدي مهندس و يارانشان، اين فتنه، براي ابد به خاموشي گراييد و اولين حاصلش، مصوبه پارلمان عراق بود، مبني بر اخراج نظاميان آمريکا از خاکشان، به خواست مردم عراق، که تصويب شد.
«الفتنه اشد من القتل؛ الفتنه اکبر من القتل؛ وقاتلوهم حتي لا تکون فتنه؛ واتقوا فتنه لاتصيبن الذين ظلموا خاصه»، فتنه شديدتر و بزرگ‌تر از قتل است و با فتنه گران مقاتله کنيد و گمان نکنيد، که فتنه فقط دامن ستمکاران امت را مي‌گيرد.»
چه اين که حضرت آيت ا… جوادي آملي، چند روز قبل از شهادت حاج قاسم در يک همايش فقهي، فرمودند: خون شهيد نيز، مانند مطهرات است، اما آلودگي‌هاي اجتماعي را پاک مي‌کند. آلودگي‌هايي مثل، استبداد، استعمار، استحماق، استبصار، جهالت و… را از پيکره جامعه ايماني، پاک مي‌کند.وچون خدا نيزدريک دعاي قرآني مي‌فرمايد: «ربنا لا تجعلنا فتنه للذين کفروا واغفر لنا ربنا انک انت العزيز الحکيم؛ ربنا لاتجعلنا فتنه للقوم الظالمين ونجنا به رحمتک من القوم الکافرين: پروردگارا، فتنه راوسيله آزمون ما در برابر کافران مکن وما را بيامرز همانا تو يي عزيز و حکيم و ما را به مهر وبخشايش خود از گروه کافران نجات بده».
پس بنا برآيات قرآن وکلام مرجعيت؛ خداوند، به رحمتش و مهرش، امت اسلام را، از شر فتنه گران، مي‌رهاند واين مهم را، بنا بر عزت وحکمتش، مقدر مي‌کند.
يعني قاسم سليماني و يارانش، مهر و رحمت الهي بودند
واين، حکمت خداوند بود، تا شهادتي را، که برايشان، از قبل مقدر کرده بود، در اين زمان و مکان خواص، به دست شقي‌ترين زاده بشر، که از آدم تا خاتم متولد شده، و با ابدان اربا اربا، صورت بگيرد، تا طهارت خونشان، دين خدا و يکپارچگي امت را از آلودگي فتنه پاک کند.
درود بر قاسم و يارانش که خونشان، چون شراب
طهور بهشت، بر خاک زمين جاري شد وبه هر باديه‌اي که رسيد، آن جا را مبدل به باده اي مطهر کرد، که با جوشش و خروشش، شياطين را نابود مي‌کند.
و به راستي که، خدا، قاسم سليماني را قبل، از شهادتش انتخاب نمود و پيش از آنکه بيافريندش، او را آرش زمانه و يا کاوه آهنگر، بلکه نفس زکيه اش، نام نهاد و پس از فرماندهي سپاه قدس، دل‌هاي مردمان را، پذيراي آمري به معروفش و ناهي از منکرش، ساخت و مقدر داشت تا امضاي حکم الهي را، به قلمي که از استخوان خرد شده قاسمش بود و جوهري که، از خون جوشان سليمانيش بود را، قطعي نموده باشد؛ تا انفاز و اجراي مقدراتش را، از اين صراط، براي امت مستقيم کرده باشد. پس، خداي متعال به واسطه خون شهدايش، تاريکي‌هاي جهل را، به روشنايي گراييد و از قلب‌هاي جاهلان، مشکلات را برطرف کرده و پرده‌هاي جهل را، از ديدگان دوستان، برداشت.
اما، قاسم سليماني به دفع دشمنان، از جهان اسلام، قيام نمود و با اضمحلال داعش، مقاومت را، درجهان اسلام، استوار کرد، تا آن هنگام که، خداوند به رسم رفاقت و رحمت و اختيار او را، به سوي خود برد. پروردگارش، راغب ديدار او بود و او نيز مشتاق ديدار ربش. پس رحمت خدا بر او باد که اينک ملائک نيکوکار، گرداگردش را فرا گرفته اند و خوشنودي و رضاي الهي را نيز هم.
سلام بر او و يارانش، آن گاه که، به فرمان رهبر و نايب ولي عصر، سپاه قدس را تشکيل دادند و آنگاه که، قيام کردند و آنگاه که، جان دادند و آن هنگامي که به زودي، يارانش، قدس را آزاد مي‌کنند. او راه خود را در مسير ولايت برگزيد و شمشيرش را، بر فرق مشرکان زمان، نواخت و گلوگاه آنها را گرفته و فشرد و با زبان ديپلماتيک قوي و منحصر به فردش، چونان سياست مداري نابغه، قدرتهاي نظامي و سياسي جهان را، به ياري گرفت و بدين سان، بت‌ها را در هم شکست و سر سروران را، منکوب کرد تا جمعشان منهزم شده و از ميدان گريختند. اينک؛ به برکت خون مطهرش، آلودگي نفاق از راه، برداشته مي‌شود و گره‌هاي فتنه و شقاش، از هم گشوده مي‌شود و دهان‌ها براي وحدت، به کلمه تکبير، باز مي‌شود.
 
اما خدا به محوريت ولايت، کشور را از دست قلدران و شجاعان، نجات داد و از گرگ‌هاي عرب و از سرکشان اهل کتاب، هر گاه که آتش جنگ را برافروختند، خاموش فرمود يا هرگاه که، شاخ شيطان سر برآورد يا اژدهايي از مشرکين دهان باز کرد؛ رهبر، برادرانش را در کام اژدها و گلوگاه آن افکند وايشان هم برنمي گشتند تا آنکه فرق سر آن اژدها را، پايمال شجاعت خود مي‌کردند و آتش اژدها را، به آب شمشيرشان خاموش مي‌کردند.
در آن هنگام، عده‌اي در خوشي زندگي مي‌کردند و تورم را، وسيله‌اي براي مال اندوزي و کسب ثروت‌هاي باد آورده مي‌کردند و از مهد امن متنعم بودند و منتظر اينکه، چرخ گردشش را، بر عليه ما آغاز کند، گوش به زنگ اخبار بودند. هنگام کارزار عقب گرد مي‌کردند و به هنگام نبرد فرار مي‌کردند تا آنکه، ساکت گمراهان به سخن درآمد و پست رتبگان، باقدرت و منزلت شدند و شيطان بزرگ، سرخود را از مخفيگاه خود، بيرون آورد و ندايشان داد و ديد که، پاسخ گوي دعوت او هستند وبراي آنکه فريب او را بخورند، آماده اند و خواست تا آن عده، فتنه گرانه، قيام کنند و ديد که آنها، راحت و سبک اين کار را مي‌کنند و شيطان بزرگ به همراه هم پيمانانش، مگس وار، بر روي زخم‌هايي نشستند که، با تحريم و جنگ ايجاد کرده بودند.
آن عده، بر اعمال خود بهانه آوردند که، مي‌ترسيم در فتنه‌اي که، فرجامش جنگ با ابرقدرتهاست بيفتيم، ولي، به راستي که، در فتنه‌هايي افتادند که، همان ابرقدرتها ترسيم کرده بودند، که هر کدامش، جنگي سخت و نرم است.
خيلي دور بود، اين پيش افتادگي از آنها. چطور اين کارها را کردند و به کجا روي آوردند، درحالي که، حقيقت براي آنها روشن و آشکار بود و احکام الهي و قرآن درخشان و علائم هدايت آن، آشکار و ظاهر است، ولي آنها، پشت سر انداختند. آيا رغبتي به حق ندارند و يا، به حکمي به غير حکم قرآن و حق و ولايت، حکم مي‌کنند که البته، بدل از حکم خدا، بد بدليست براي ظالمان. آنها براي اجابت بانگ شيطان بزرگ، آماده بودند و براي بي اثر کردن قانون اساسي و رهروي ولايت نيز به همچنين.
ما به خنجرهاي زهرآلود آن عده، شکيبايي مي‌کنيم و از آنجا که گوش به زنگند، تا از خبرها بهره بگيرند؛ بدانند که براي هر خبري، قرار گاهي است، پس خبرهاي قرآني، چونان حکم قطعي، در جاي درست و مکان صحيحش فرود خواهد آمد و آن هنگام آنان، خود را از زيان کاران خواهند ديد. «و ان اصابته فتنه انقلب علي وجهه خسرالدنيا والاخره ذالک هوالخسران المبين».
بنا براين آيه، آنها براي حفظ دنياشون اين اعمال را مي‌کنند، ولي هم در دنيا هم در آخرتشتن زيان مي‌کنند و اين، اصل زيان و خود زيان است، که با اسناد بي پرده و آشکار و با نمونه‌هاي متعدد، براي نوع بشر، تبيين شده است.
اما عده‌اي نيز که، به شجاعت و جنگ آوري مشهور بودند و به خير و صلاح معروف بودند، برگزيدگاني بودند که انتخاب شدند و انتخاب شدگاني بودند که برگزيده شدند، به همراه ياران، با دولتهاي ظالم و ارتشهاي جائر به نبرد پرداختند تا آنکه، آسياب اسلام در کشور، به گردش افتاد و نعره‌هاي شرک آميز طاغوت، خاموش شد و نظام دين کاملاً رديف شد. پس چرا، بعد از قرارتان ايمانتان را حيران شديد و چسان، پس از آن مرحله، آشکارا و پنهاني همکاري خود را نهفته کرديد.
در حالي که قرآن مي‌فرمايد: «آيا نمي‌جنگيد با گروهي که عهد شکستند؛ با آنکه، آنان، جنگ را آغاز کردند، آيا از آنان هراس داريد، در حالي که خدا سزاوارتر است که از او بهراسيد، اگر که مؤمنيد».
سستي اي، که در خوي شما پديد آمده، حاصلي برايتان، جز بي وفايي وخيانت ندارد. آنچه انجام مي‌دهيد، در برابر چشم خدا و خلق خداست و بنا بر اخبار قرآني و احکام قطعي آن که مکرر بيان نموده و بلکه در دنيا و اتفاقاتش، آشکار و هويدا، تبيين نموده. آنان که ستم کردند، به همين زودي خواهند دانست که، چه سرنوشتي براي آنان خواهد بود.
اما شما
اي بندگان خدا و اي تشييع کنندگان پيکر قاسم سليماني، فرزند روح خدا؛ شما پرچمداران امر و نهي خدا، در منطقه ايد و حاملان دين خدا و وحي او هستيد، وامين هاي خداييد، نسبت به يکديگر، بدانيد زمام دار حق، خودش شخصاً در ميان شماست، با پيماني که از پيش با شما داشته است و کتاب ناطق خدا و قرآن راستگو است و نور فروزاني است که، شعاع در خشانش در پس ابرها مستتر است و به واسته نايبش، امام خامنه اي، بيان و حجتهايش را آشکار مي‌کند.
او ظاهر نيست ولي، ظواهر او جلوه گر است و جلوه گري او گاه، در چهره‌هاي آرام و نوراني سربازانش، که تمام حقوق انساني را، حتي در بحبوحه جنگ، رعايت مي‌کنند و بر خطاهاي احتمالي خود نيز، واقفند و صادقانه مي‌پذيرند و بر احکام قانون گردن مي نهند ((ان الحسنات يذهبن السيئات)) چنين سربازاني و چنين پيرواني، مورد غبطه جهانند، تا جايي که، مورد ستايش حتي دشمنان شأن هستند، پيروي از نايب ولي عصر، امت را به سوي زندگي خوب در امنيت و آرامش در دنيا و رضوان اخروي مي‌کشاند. حرف شنوي از او، راه به سرانجام نجات است. به وسيله او و در طول حجت خدا ولي عصر، به حجتهاي نوراني خدا و گواهي‌هاي جلوه گر خدا و براهين کافيه خدا و فضائل پسنديده و مستحسن خدا و به قوانين واجبه خدا مي‌توان راه يافت.
پس از خدا، آن گونه که شايسته است، بترسيد واز دنيا نرويد، مگر به حال تسليم بودن به امر خدا، تحت لواي پرچم ولي خدا، در عصر غيبت. «يا ايها الذين آمنو، ان تنصروا الله ينصرکم ويثبت اقدامکم.»



 
تعداد بازديد:140 آخرين تغييرات:98/11/17
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر