سه شنبه 19 فروردين 1399 - 13 شعبان 1441 - 7 آپريل 2020
صفحه اصلي/مقالات

دو تفسیر از مفهوم «غیبت» امام عصر(عج)

دو تفسير از مفهوم «غيبت» امام عصر(عج)

با توجه به روايات وارد شده درباره غيبت امام مهدي (ع) مي‌توان گفت در مورد چگونگي غيبت آن حضرت، دو صورت قابل تصور است؛ ناپيدا بودن امام و ناشناس بودن امام.
متن زير برشي از کتاب «معرفت امام زمان» اثر ابراهيم شفيعي سروستاني است که در ادامه مي‌خوانيد؛
با توجه به روايات وارد شده درباره غيبت امام مهدي (ع) مي‌توان گفت در مورد چگونگي غيبت آن حضرت، دو صورت قابل تصور است: [۱]

الف) ناپيدا بودن امام
اولين صورت، همان است که به طور متعارف در اذهان مردم در مورد غيبت آن حضرت وجود دارد؛ يعني اينکه امام مهدي (ع) در طول مدت غيبت خويش از نظر جسمي از نظر مردم دور است و اگرچه آن حضرت در اين مدت، مردم را مي‌بينند و از حال آنها باخبر مي‌شوند، ولي کسي توان ديدن ايشان را ندارد و با حضرتش روبه‬ ‏رو نمي‌شود.
نعماني در کتاب الغيبة، چهار روايت نقل مي‌کند که همه بيانگر همين صورت اول است. از جمله اين روايات چهارگانه، اين روايت امام صادق (ع) است که مي‌فرمايد: يَفْقِدُ النّاسُ إِمامَهُم، يَشهَدُ المَواسِمَ] المَوْسِمَ] فَيَراهُمْ وَ لايَرَونَهُ. [۲] [در زمان غيبت] مردم، امام خويش را نمي‌يابند. با اينکه او در موسم [حج] حاضر مي‌شود و مردم را مي‌بيند، ولي کسي او را نمي‌بيند.
شيخ صدوق در کتاب کمال الدين نقل مي‌کند که امام رضا (ع) در پاسخ کسي که از آن حضرت در مورد قائم آل محمد (ص) پرسيد، مي‌فرمايد: «لايُري جِسْمُهُ، وَ لايُسَمّي بِاسمِه…؛ جسم [آن حضرت] ديده نمي‌شود و به اسم نام برده نمي‌شود». [۳]
اميرمؤمنان علي (ع) نيز در روايتي مي‌فرمايد: إِنَّ حُجَّتَها عَلَيها قائِمَهٌ، ماشِيةٌ في طَرَفِها، داخِلَةٌ في دُورِها وَ قُصوُرِها، جَوّالةٌ في شَرقِ هذَا الأَرضِ وَ غَربِها، تَسمَعُ الکَلامَ وَ تُسَلِّمُ عَلَي الجَماعَةِ تَري وَ لاتُري إِلي الوَقفِ وَ الوَعدِ وَ نِداءِ المُنادِي مِنَ السَّماءِ أَلا ذلِکَ يَومٌ فيهِ سُرورُ وُلدِ عَليٍّ وَ شيعَتِهِ. [۴]
حجت خدا بر روي زمين بر آن ايستاده است. در راه‌هاي آن حرکت مي‌کند و در قصرها و خانه‌هاي آن داخل مي‌شود. او شرق و غرب زمين را در مي‌نوردد. سخنان مردم را مي‌شنود و بر جماعت آنها سلام مي‌کند. او مردم را مي‌بيند، ولي کسي او را نمي‌بيند تا زماني که وقت ظهور در رسد و وعده الهي تحقق يابد و نداي آسماني طنين‏انداز شود. همانا آن روز، روز شادي فرزندان علي و شيعيان اوست.
حاصل روايات بالا اين مي‌شود که در طول زمان غيبت، به دليل مصالحي که پس از اين به آنها اشاره خواهيم کرد، امام عصر (ع) به کلي از ديدگان مردم غايب است و جز در موارد بسيار اندک و آن هم در مقابل بندگان خاص خداوند حاضر نمي‌شود.
ب) ناشناس بودن امام
صورت دومي که براي غيبت حضرت وليّ‬ ‏عصر (ع) مي‌توان تصور کرد، اين است که اگرچه آن حضرت در طول زمان غيبت در ميان مسلمانان حضور مي‌يابد و با آنها برخورد مي‌کند، ولي کسي آن امام را نمي‌شناسد و به هويت واقعي ايشان پي نمي‌برد. بنا بر اين فرض، امام مهدي (ع) در هر شهر و مکاني که اراده کند، حضور مي‌يابد و مانند ديگر مردم به زندگي مي‌پردازد، ولي کسي از حقيقت حال ايشان آگاه نمي‌شود.
رواياتي وجود دارد که مي‌توان از آنها صورت دوم را استفاده کرد که از آن جمله بايد به روايتي اشاره کرد که شيخ طوسي در کتاب الغيبة از دومين نايب خاص آن حضرت؛ يعني محمد بن عثمان عمري نقل مي‌کند: وَ اللّه‏ِ إِنَّ صاحِبَ هذَا الأَمرِ لَيَحضُرُ المَوسِمَ کُلَّ سَنَةٍ، يَرَي النّاسَ وَ يَعرِفَهُم وَ يَرَونَهُ وَ لايَعرِفُونَهُ. [۵]
به خدا سوگند، صاحب اين امر هر سال در موسم [حج] حضور مي‌يابد، در حالي که او مردم را مي‌بيند و آنها را مي‌شناسد، ولي مردم با اينکه او را مي‌بينند، وي را نمي‌شناسند.
امام صادق (ع) نيز درباره غيبت آن حضرت چنين مي‌فرمايد: فَما تُنْکِرُ هذِهِ الأُمَّةُ أَن‏يَکُونَ اللّهُ يَفعَلُ بِحُجَّتِه ما فَعَلَ بِيُوسُفَ وَ أَن‏يَکُونَ صاحِبُکُم المَظلُومُ الَمحجُورُ حَقَّهُ صاحبُ هذَا الأَمرِ يَتَرَدَّدُ بَينَهُم وَ يَمْشِي في أَسواقِهِم وَ يَطَاءُ فُرُشَهُم وَ لايَعرِفُونَهُ حَتّي يأذَنَ اللّهُ أن‏يَعرِفَهُم نَفسَهُ کَما أَذِنَ لِيُوسُفَ حينَ قالَ لَهُ اِخوَتُهُ: «أَءِنَّکَ لَأَنتَ يُوسُفُ قالَ اَنَا يُوسُفُ». [۶] و [۷]
چگونه اين مردم، اين موضوع را که خداوند با حجتش همان گونه رفتار مي‌کند که با يوسف رفتار کرد، انکار مي‌کنند؟ همچنين چگونه انکار مي‌کنند که صاحب مظلوم شما همان که از حقش محروم شده و صاحب اين امر [حکومت] است در ميان ايشان رفت و آمد مي‌کند، در بازارهايشان راه مي‌رود و بر فرش آنها قدم مي‌نهد، ولي او را نمي‌شناسند، تا زماني که خداوند به او اجازه دهد که خودش را معرفي کند، همچنان‏‬ که به يوسف اجازه داد، آن زمان که برادرانش از او پرسيدند: «آيا تو يوسف هستي؟» پاسخ دهد که «بلي، من يوسف هستم».
بنابراين فرض، براي حفظ امام مهدي (ع) از شر دشمنان لازم نيست که آن حضرت از نظر جسمي از جامعه دور و از ديدگان پوشيده باشد، بلکه همين قدر که ايشان در ميان مردم شناخته نشود و هويت حضرتش بر آنها پوشيده بماند، کفايت مي‌کند. شايد از همين روست که ائمه اطهار (ع) از مردم مي‌خواستند نام و عنوان مهدي (ع) را پوشيده دارند و در پي شناسايي حضرتش نباشند. در توقيعي که از ناحيه مقدسه امام زمان (ع) براي محمد بن عثمان، نايب خاص آن حضرت، صادر شده، در پاسخ کساني که در پي دانستن اسم و عنوان حضرتش بودند، آمده است: إِمَّا السُّکُوتَ وَ الجَنَّةَ وَ إِمَّا الکَلامَ وَ النّارَ، فَإنَّهُم إِن وَقَفُوا عَلَي الإِسمِ أَزاعُوهُ، وَ إِن وَقَفُوا عَلَي المَکانِ دَلّوا عَلَيهِ. [۸]
مردم يا بايد سکوت کنند و در نتيجه، بهشت را برگزينند يا در پي سخن گفتن [از مهدي] و در نتيجه، داخل شدن در دوزخ باشند؛ زيرا مردم اگر بر نام آن حضرت واقف شوند، آن را منتشر مي‌سازند [و در نتيجه، دشمنان نيز باخبر مي‌شوند] و اگر از جايگاه او آگاه شوند، آن را به ديگران نيز نشان مي‌دهند.
از اين توقيع به دست مي‌آيد که حضرتش با پنهان داشتن نام و عنوان و مکان خويش به راحتي مي‌تواند از شر دشمنان در امان باشد. در اين صورت، ديگر نيازي نيست که حتماً آن امام از نظر جسمي هم از نظرها به دور باشند.
آنچه معناي دوم را تأييد مي‌کند، سخنان کساني است که در زمان غيبت کبرا آن حضرت را ديده و حالات مختلفي را براي حضرتش برشمرده‏ اند. چنان‏ که از سخنان آنها برمي ‏آيد حضرت مهدي (ع) گاه در موسم حج و با لباس احرام همچون ديگر حجاج با آنها روبه ‏رو مي‌شود؛ گاه در لباس تجار و شمايلي که مخصوص تجارت ‏پيشگان است، گاه در صورت يک عرب معمولي که در بيابان‌ها راه را بر گم‏شدگان مي‌نماياند و نظير آن. اين موضوع حکايت از اين دارد که حضرت مهدي (ع) از نظر ظاهري، با انتخاب پوشش‌هاي مختلف، هويت واقعي خود را از ديدارکنندگان پنهان داشته است و بيشتر آنان در نگاه اول موفق به شناخت آن حضرت نشده‬ ‏اند. تنها پس از جدا شدن آن جناب از ايشان، به هويت واقعي شخصي که با او ديدار کرده‬ ‏اند، پي برده‬ ‏اند. [۹]
پي نوشتها:

[۱]. سيد محمد صدر، تاريخ الغيبة الکبري، بيروت، دارالتعارف، ۱۳۹۵ ه‌. ق، صص ۳۱ ۳۶.
[۲]. کتاب الغيبة (نعماني)، ص ۱۷۵؛ کمال الدين و تمام النعمة، ج ۲، باب ۳۳، ص ۳۴۶، ح ۳۳.
[۳]. کمال الدين و تمام النعمة، ج ۲، باب ۵۶، ص ۶۴۸، ح ۲.
[۴]. کتاب الغيبة (نعماني)، ص ۱۴.
[۵]. کتاب الغيبة (طوسي)، ص ۲۲۱.
[۶]. سوره يوسف (۱۲)، آيه ۹۰ و ۹۱.
[۷]. کتاب الغيبة (نعماني)، ص ۱۶۴؛ الکافي، ج ۱، صص ۳۳۶ ۳۳۷، ح ۴.
[۸]. کتاب الغيبة (طوسي)، ص ۲۲۲.
[۹]. ر. ک: همان، صص ۱۵۶، ۱۶۴، ۱۸۱ و ۲۵۸؛ ر. ک: ميرزاحسين نوري، نجم‏الثاقب، چاپ نهم: قم، مسجد مقدس جمکران، ۱۳۸۴، صص ۱۳۹ ۵۰۷.



 
تعداد بازديد:199 آخرين تغييرات:98/11/26
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر