پنج شنبه 31 خرداد 1397 - 7 شوال 1439 - 21 ژوئن 2018
صفحه اصلي/مقالات

مهندسي فرهنگ ديني

نويسنده : عبدالرضا بروسان

امروزه در جوامع مختلف توجه بسيار زيادي به موضوع فرهنگ شده و با توجه به اين اينکه دين ما و دين رسمي کشور، اسلام است و موضوع فرهنگ ديني و پياده سازي آن در کشورمان و همچنين صدور اين فرهنگ به کشورهاي ديگر براي ما از اهميت خاصي برخوردار است توجه بيشتر ما را به اين موضوع مي طلبد که مي بايست تمامي ارگانهاي ذيربط براي رسيدن به اين مهم برنامه ريزي و تلاش کنند.

 فرهنگ مجموعه پيچيده اي است که دربرگيرنده دانستنيها، اعتقادات، هنرها، اخلاقيات، قوانين، عادات و هرگونه توانايي ديگري است که بوسيله انسان بعنوان عضو جامعه کسب شده است. در جامعه شناسي و انسان شناسي از فرهنگ تعاريف متعددي عنوان گرديده است. معروفترين و شايد جامع ترين تعريفي که از فرهنگ ارائه گرديده است، متعلق به ادوارد تايلر است که در بالا ذکر شد. بطور کلي مي توان فرهنگ را ميراث اجتماعي انسان دانست که او را از ساير حيوانات متمايز مي سازد. اين وجوه تمايز را که منحصر به انسان است مي توان مبتني بر چهار ويژگي بشرح زير دانست: تفکر و قدرت يادگيري، تکلم، تکنولوژي، اجتماعي بودن (زندگي گروهي)

 بعضي از صفات فوق را مي توان در حد بسيار ضعيفي در حيوانات نيز مشاهده نمود که آنها را در حقيقت اعمال و حرکات غريزي بايد تلقي نمود و نه ويژگيهاي فرهنگي مثل غريزه مادري، لانه سازي و...

 فرهنگ انساني بر عکس در بسياري از موارد بر غرايز بشري لگام مي زند و به همين دليل چنانچه فرهنگ انساني را از انسان بگيرند تمايزي بين انسان و حيوان بجاي نمي ماند. اگر فرهنگ را به معني کوشش هاي انسان براي ارضاء نيازهاي خود و غلبه بر طبيعت بدانيم آنگاه مي توانيم آن را به دو قسمت فرهنگ مادي و فرهنگ غير مادي يا  معنوي تقسيم کنيم. فرهنگ مادي، شامل اشياء قابل لمس است، در عناصر فرهنگ آنچه را که مادي نيست فرهنگ معنوي گويند هنر، زبان، ادبيات، فلسفه، سياست، افکار، دين، نحوه فکر و استدلال قوانين و علوم در اين زمينه جاي مي گيرند.

 فرهنگ مادي و غيرمادي به يک نسبت و آهنگ پيشرفت نمي کنند بلکه معمولاً فرهنگ مادي سريعتر دگرگون مي گردد از اين رو شکافي بين اين دو پديده مي آيد که آن را پس افتادگي يا تأخر فرهنگي مي نامند. به بيان دقيق تر تأخر فرهنگي، پس افتادن يک عنصر فرهنگي از ساير عناصر است.

 فرهنگ معنوي بدنه اصلي يک فرهنگ ملي است. همين بدنه است که قدرت روحي و نيروي حياتي يک ملت را مشخص مي کند، همين بدنه است که بايد به دل و جان در نگهداشت آن کوشيد، زيرا فرهنگ معنوي نقطه تعالي و فرازگاه حيات ملي است. هر فرهنگ حاوي تعريفي از حقايق موجود است که بر پايه آن، معارف مردمش را شکل مي دهد، اين مفاهيم شامل اعتقادات مذهبي، باورهاي سياسي، اساطير، تئوريهاي علمي و امثال آن مي گردد مثلاً در فرهنگ ديني اعتقاداتي در مورد خلقت انسان، آينده بشريت و ماهيت وجود و رابطه خالق با مخلوق و غيره وجود دارد. به عبارت ديگر تکنولوژي عنصري است از فرهنگ زيرا پيشرفت تکنولوژي کاملاً وابسته به پيشرفت علم است و در اين زمينه جامعه شناسي کاملاً نشان داده است که پيشرفتهاي علمي وابسته به ارزش ها و جهان بيني هاي خاص و يا در رابطه با جهت يابي هاي ديني يک جامعه است.

تعداد بازديد:3863 آخرين تغييرات:87/10/02
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر