سه شنبه 30 آبان 1396 - 2 ربيع الاول 1439 - 21 نوامبر 2017
صفحه اصلي/قالب جديد سايت


 
 


 










 


 












خروجي RSS

تقليد

فلسفه تقليد

سؤال: چرا تقليد کنيم؟ فلسفه آن چيست؟

در شريعت اسلام، واجبات و محرماتي وجود دارد که خداي حکيم، آنها را براي سعادت دنيا و آخرت انسان تشريع کرده است. اگر انسان از اين دستورات اطاعات کند به سعادتِ مطلوب مي رسد؛ وگرنه از عذاب سرپيچي از آنها در امان نيست!

از سوي ديگر، هر مسلماني نمي تواند به آساني، احکام شرعي را از قرآن و روايات و يا از عقل خود دريابد. قرآن مانند يک مجموعه قوانين يا رساله عمليه نيست که احکام شرعي را به طور مدون و تفصيلي و با وضوح و صراحت کامل و ذکر همه ي خصوصيات و جزئيات، بيان کرده باشد. عقل ناورزيده و غير متخصص، هرگز نمي تواند همه احکام مورد نياز را با مراجعه مستقيم به قرآن و روايات دريابد.

بـراي شناخت احکام شرعي، آگاهي هاي فراواني، از جمله: آشنايي با منطق فهم آيات و روايات، شناخت حديث صحيح از غير صحيح، کيفيت ترکيب و جمـع بين روايات و آيات و ده ها مسأله ديگر لازم است که آموختن آنها، نيازمند سـال ها تلاش جدي است. در چنين حالتي، مکلف خود را در برابر سه راه مي بيند:

1. راه تحصيل اين علم را- که همان اجتهاد است- پيش گيرد؛

2. در هر کاري آراي فقيهان را مطالعه کرده و به گونه اي عمل کند که طبق همه ي آنها، عمل او صحيح باشد (احتياط کند)؛

3. از رأي کسي که اين علوم را آموخته و در شناخت احکام شرعي متخصص است، بهره جويد.

بي شک، اگر شخص به اجتهاد برسد، کارشناس احکام شرعي شده و از دو راه ديگر بي نياز خواهد گشت؛ اما تا رسيدن به آن، ناگزير از دو راه ديگر است. راه دوم نيـازمنـد اطلاعـات کـافي از آراي مـوجـود در هر مسأله و روش هاي احتياط آميز است. اين رويکرد در بسياري از موارد، به دليل سختي احتياط، زندگي عادي انسان را مختل مي کند. بنابراين راه سوم، کاربرد رايج و غالب و معقول بين مردم است.  

روشن است که اين سه راه، اختصاص به برخورد انسان با احکام شرعي ندارد و هر مسأله تخصصي و پيچيده ي ديگر نيز چنين است. براي مثال مهندس متخصصي را فرض کنيد که بيمار مي شود. او براي درمان بيماري خود، يا بايد به تحصيل دانش پزشکي بپردازد تا آنجا که خود در اين رشته صاحب نظر شود، يا تمام آراي پزشکان را مطالعه کرده و در صورت امکان، چنان احتياط آميز عمل کند که بعداً پشيمان نشود و يا به پزشک متخصص رجوع کند.

راه نخست او را به درمان سريع و به هنگام نمي رساند. راه دوم نيز بسيار دشـوار است و او را از کـار تخصص خـود (مهنـدسي) بـازمـي دارد. لـذا او بـي درنـگ از يک پـزشک متخصص، کمـک مي گيـرد و به نظر او عمل مي کند

تقليد و آغاز تکليف

سؤال: 1) تکليف نوجواناني که آغاز تکليف آنهاست در مسأله تقليد چيست؟

2) آيا در بقاء بر تقليد ميت نيز رجوع به حيّ اعلم لازم است؟

حضرت آيه الله خامنه اي:

1) بايد مطابق موازين و وظيفه شرعي تقليد کنند.

2) در مسأله بقاء بر تقليد ميت لازم است از حي اعلم تقليد کنند علي الاحوط.

حضرت آيه الله فاضل لنکراني:

1) بايد با تحقيق از اعلم مراجع حيّ تقليد کنند.

2) بلي

حضرت آيه الله بهجت:

1) شرايط در رساله ذکر شده

2) لازم است در اين مسأله به مجتهد زنده اعلم تقليد نمايد.

حضرت آيه الله صافي گلپايگاني:

1) لازم است با تحقيق از اهل علم خبره و امين، اعلم را معلوم کنند و از او تقليد نمايند و اگر تعيين اعلم متعذّر باشد و چند نفر علي السويه محتمل الاعلميّه باشند تقليد از هر يک از آنها کافي است.

2) لازم است به حيّ اعلم مراجعه شود.

حضرت آيه الله مکارم شيرازي:

1) بايد تحقيق کنند و از مجتهد جامع الشرايط تقليد کنند.

2) آري، رجوع به حيّ اعلم لازم است.

حضرت آيه الله تبريزي:

1) چنانکه پدر يا ساير بستگان بطريق معتبر که در رساله مذکور است مجتهد اعلم يا محتمل الاعلميّه را تشخيص داده اند مي توانند فرزند نوجوان را به او ارجاع دهند.

2) خصوصيات بقاء بر تقليد ميت مختلف است و بايد به مجتهد حيّ اعلم يا محتمل الاعلميّه رجوع کرد.

حضرت آيه الله سيستاني:

1) از اعلم احياء تقليد کنند. 2) لازم است.

تعداد بازديد:2935 آخرين تغييرات:87/10/29
نظرات

  • محمدلویمی:سلام
نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر